امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۰۹:۵۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 53413
تاریخ انتشار: ۴ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۱۰
تعداد بازدید: 57
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نمایش سال کبیسه عیسی» کاری سعقوب صدیق جمالی هنرمندی از خطه تبریز است که در چهاردهمین جشنواره ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نمایش سال کبیسه عیسی» کاری سعقوب صدیق جمالی هنرمندی از خطه تبریز است که در چهاردهمین جشنواره تئاتر مقاومت اجرا شده است.
 
رضا آشفته منتقد و پژوهشگر تئاتر نگاهی به این نمایش داشته که به شرح زیر است:
 
«سال کبیسه عیسی» درباره فرزند و فرزندخواندگی است. این موضوع به جنگ و چند پاره شدن آدم‌ها و دور افتادن آنها از اصل و دیار خویش است. مساله مربوط به آبادان و خرمشهر است و هم وطنان مسیحی ما که در این شهرها زندگی می‌کرده‌اند و پس از انقلاب و با شروع جنگ تحمیلی آنان نیز دچار مصائب و آسیب‌های ناشی از این جنگ شده‌اند. یکی از همین آسیب‌ها مرتبط می‌شود با ارتباط زنی به نام ساناهین (با بازی سعیده حامد) و پسری بیست و دو سه ساله به نام وانیک (یوسف اکبرزاده). این زن در دوران جنگ که رژیم بعث عراق در حال پیش روی به خاک ایران بوده و در حال محاصره و تصرف این شهر است، به دنبال حفظ زندگی در کلیساست. اما ساناهین و پدر گاسپاریان (حامد منافی) در گیر و دار رفتن و بودن هستند چرا که پدر گاسپاریان می‌خواهد کتاب‌های آسمانی و نشانه کلیسا را با خود از آبادان ببرد اما در آن شرایط جنگی امکان چنین چیزی فراهم نیست و  ساناهین هم دوست دارد که پدر گاسپاریان را تحت هر شرایطی از این موقعیت جنگی بیرون ببرد. در این گیر و دار سربازی ترک زبان به نام ایاز (مسعود سامع) نوزادی (وانیک) را به کلیسا می‌آورد که عراقی‌ها خانه‌شان را زده‌اند و پد و مادرش کشته شده‌اند. حالا کلیسا باید از این نوزاد مراقبت کند. پدر نمی‌پذیرد چون وظیفه‌اش را فعلا نجات ابزار مربوط کلیسا می‌داند و ایاز کمک می‌کند تا بتواند اینها را از کلیسا بیرون ببرند. داستان به تکنیک فلاش بک و به عبارتی سیال ذهن به نمایش در می‌آید شاید بتوان نمونه درخشان جهانی در این مورد را مرگ فروشنده آرتور میلر دانست و در ایران هم خانمچه و مهتابی جناب اکبر رادی مثال قابل تاملی است. یعنی داستان آن‌قدر موضوعیت داشت که بدون به اصطلاح آب بستن بشود این رابطه و مسائل و مصائب منجر به آن را مورد بررسی قرار داد. چرا که رابطه مادر و فرزندی به هر تقدیر رابطی مستحکم و قرصی است که به هیچ انگیزه‌ای از هم پاشیده نخواهد شد حتی جنگ و مصائب ناشی از آن هم چنین امکانی را ندارد. شاید دایره گچی قفقازی برتولت برشت یکی از زیباترین نمونه‌هایی است که به بودن یا داشتن مادر حقیقی پرداخته است و در آنجا بحث مالکیت زمین از منظر سوسیالیسم را مورد مداقه و تامل قرار می‌دهد و در اینجا می‌شد چنین موضوعیتی را به شکل گسترده‌تر مورد عنایت قرار داد. زمین برای رعیت است و نه مالک چون روی آن زحمت می‌کشد و مادر حقیقی هم کسی است که به زحمت و مهر کودکی را بزرگ می‌کند بنابراین از منظر برشت مادر کسی نیست که بچه را زاییده و یا مالک زمین کسی نیست که فقط زمین به نام اوست. چون جنگ هم اغلب بر سر تصاحب زمین است این ماجرایی است که می‌شود آن را پیوند داد به تملک فرزند. در متن «سال کبیسه عیسی»، کودک خود بزرگ شده و نیازی به دادگاه نیست که بخواهد تصمیم بگیرد که با چه کسی و یا چگونه بماند. این موضوع هنوز می‌توانست با دیده شدن استپان ماهیت عاطفی و حسی دقیق‌تر و لطیف‌تری پیدا کند چراکه در این مسیر حس و عواطف هم بسیار می‌توانست دخیل باشد که البته نویسنده از آن چشم پوشیده است و فقط به این رابطه از منظر مواجهه مادر با پسر بسنده شده است. آن بخش حذف شده که پدر می‌توانست بیانگر حقایق و دردهای ناشی از آن جنگ تحمیلی باشد. چراکه این حذف کمکی به پرداخت دقیق‌تر نخواهد کرد و پایان هم باز نیست که ذهن تماشاگر امکان تکمیل آن را بیابد. متاسفانه ما در ایران شرایط سنگین و تراژیک و کمیک را در زندگی واقعی و بستر تاریخی‌مان تجربه کرده‌ایم اما در بازپرداخت و بازآفرینی آن در قالب‌های نمایشی کمتر موفق به بیان دقیق و ظریف آن خواهیم شد. واقعا کودکی از والدین‌اش بنابراین سرنوشت دور شده اما حالا از یک سو وابستگی دارد به این مادر خوانده که در واقع مادر حقیقی اوست و از سوی دیگر از پدر هم بنا شرایط سخت و جبرگرایانه ناشی از جنگ (محیط) دور افتاده است.

حتی قبول یا رد یکی از این دو و یا قبول هر دو موقعیتی است که ما باید به تماشایش بنشینیم که متاسفانه در این تماشا اتفاق نمی‌افتد چون فقط چیزهایی روایت شده که از منظر سانهین دیده می‌شود و پدر هیچ حضور ماهوی و ایده‌آلی در این فرآیند نمایشی ندارد. این حضور می توانست بر غنای دراکماتیک متن و موقعیت بیافزاید و ما را دچار همین حل و احوال خاص فضای تراژیک گرداند.

یعقوب صدیق جمالی هم سعی کرده در این فضای سیال و در بستر رئالیسم متن را پیش ببرد و البته گرایش به اکسپرسیونیسم هم بر همان مبنای مرور ذهنی فضا در لحظاتی از کار حاکم می‌شود مثلا در صحنه آغازین حضور مجسمه وار تمام آدم‌های نمایش در حاشیه صحنه که در آنجا ساناهین با وانیک بگومگو می‌کند، چنین تصویر اکسپرسیونی دیده می‌شود و به تدریج این لحظه شکانده می‌شود تا شرح و بسطی بر بودن اینها در یک فضا و تقسیم حضورشان در مقتاطع مختلف یک روایت به نمایش درآید. بنابراین به همین انگیزه شکل در سطح نمایان می‌شود و اما در هدایت بازیگران هنوز آن بارقه‌های حسی که مد نظر استانیسلاوسکی است که بتوانیم باور کنیم این آدم‌ها به مرحله عینی و بارومندی از نقش و موقعیت رسیده‌اند، دیده و حس نمی‌شود. به جز یاسر (جمال ساقی نژاد) و ایاز که نقش‌های کوتاه‌تری دارند. بقیه هنوز در مراحل ماقبل کشف نقش به سر می‌بردند انگار و هنوز باید به آن اگر جادویی نزدیک‌تر شوند تا بتوانیم بنابر باور آنان از نقش و موقعیت به درکی درست از حضورشان نزدیک شویم. بی تابی یک مادر دیده نمی شد. پسر که اصلا درک صحیحی از شرایطی بحرانی را احساس نمی‌کرد. بالاخره دل کندن از مادر یا پیوستن به پدر حس دو گانه و متناقضی است که توان بالایی می خواهد این اضطراب  و یاس را نمایان کند و تماشاگر هم می‌آید در تئاتر دچار این حس ها و بحران های روحی و روانی شود و به اقتضای کاتارسیس (تزکیه و تهذیب روح) بتواند در مسیر زندگی تصمیمات بایسته تری را اتخاذ کند. پدر گاسپاریان در آنجا بیشتر باید یک دلقک باشد تا آدم واقعی و نرمال چراکه دین و ایمان را در کتاب می‌بیند و نه در ماهیت آن کتاب و فکر می‌کند باید کتاب‌ها را حفظ کند در حالی اگر او زحمت لازم را کشیده باشد و دیگران را به باورمندی مذهبی و حتی فراتر از آن به ایمان رسانده باشد دیگر بود و نبود کتاب که ماده‌ای بیش نیست چندان نقشی را ایفا نخواهد کرد. بنابراین بازیگر هم باید به زیرکی می‌توانست این تناقض حاکم بر فضا را بازی کند تا بتواند از درشتی اضطراب ناشی از جنگ و جدایی فرزند از والدینش در دو مقطع زمانی بکاهد. به هر روی این نکته‌ای است که از فضای حاکم بر نمایش بیشتر استنباط می‌شود چون هر آدم دین باوری می داند که اشیای مادی و نشانه‌های ظاهری هیچ‌گاه ماهیت و جلوه حقیقی دین نیستند و در بود و نبودشان هیچ‌گاه دین تهدید و یا بالا و پایین نخواهد شد.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار