امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۰۹:۳۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 53464
تاریخ انتشار: ۴ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۴:۰۸
تعداد بازدید: 39
این روزها بحث درباره احیاء روابط بین ایران و آمریکا دوباره در صدر  اخبار رسانه‌های دو کشور قرار گرفته است و با عناوینی چون «دیدار بزرگ» از آن یاد ...

این روزها بحث درباره احیاء روابط بین ایران و آمریکا دوباره در صدر  اخبار رسانه‌های دو کشور قرار گرفته است و با عناوینی چون «دیدار بزرگ» از آن یاد می‌شود اما فراتر از جنجال‌های رسانه‌ای و خوش‌بینی‌ها و بدبینی‌ها باید نگاهی به الگوی آمریکایی‌ها برای احیا روابط داشت.

آمریکایی‌ها فرایندی شبیه به آنچه که امروز روی می‌دهد را در خصوص روابط خود با کشورهایی چون شوروی، چین، مصر، هند، سوریه، لیبی و کره شمالی را هم طی کرده‌اند ولی نتیجه آن را می‌توان به دو گروه عمده تقسیم کرد.

به عنوان نمونه در سال‌های اوج جنگ سرد بین دو بلوک قدرت درحالی که وحشت جنگ هسته‌ای جهان را فراگرفته بود، «جان اف کندی» رئیس جمهور وقت آمریکا تلاش کرد تا روابط با کرملین را بهبود ببخشد که نتیجه این تلاش‌ها ایجاد خط تلفن قرمز بین دو کشور و آغاز مذاکرات برای محدود شدن تسلیحات هسته‌ای دو کشور شد، هرچند دو کشور تا سال‌ها به رقابت‌های خود ادامه دادند ولی مسیری برای کمرنگ شدن تقابل خطرناک دو ابرقدرت به‌وجود آورد.

در دهه 70میلادی در زمان ریاست جمهوری نیکسون و در حالی که موازنه قدرت همزمان با ناکامی آمریکا در جنگ ویتنام در حال تغییر به سود شوروی بود، هنری کیسینجر وزیر خارجه وقت آمریکا برای تغییر شرایط تلاش کرد تا روابط با چین را که در آن زمان در کنار شوروی یکی از قدرت‌های برتر بلوک شرق بود، احیا کند.

پکن و واشنگتن از کانال سفرای دو کشور در لهستان اولین رایزنی‌ها را به طور مخفیانه آغاز کردند، این درحالی بود که آمریکا بعد از انقلاب کمونیستی مائو تلاش گسترده‌ای برای منزوی کردن چین انجام داده بود که مهمترین بخش آن حذف جایگاه پکن در میان اعضای دائم شورای امنیت و دادن این کرسی به دولت تایوان بود که خشم مردم و دولت چین را برانگیخته بود و فضای بی‌اعتمادی شدیدی ایجاد شده بود اما کیسینجر با استفاده از نبوغ سیاسی خود توانست به آرامی و با «دیپلماسی پینگ پونگی» یخ روابط را به آرامی آب کند تا جایی که نیکسون در میان شگفتی جهانیان وارد پکن شد که فصلی تازه در روابط دو کشور بود.

روابط هند و آمریکا نمونه دیگری است، دو کشور در جهان دو قطبی روابطی سرد داشتند. هرچند دو کشور از سال 1946 با یکدیگر روابط دیپلماتیک داشتند ولی این روابط آنچنان چشم‌گیر نبود و هند هم ترجیح می‌داد بیشتر با شوروی برای توازن در مقابل چین وارد همکاری‌های نظامی و سیاسی شود.

آمریکا به پاکستان به عنوان هم پیمان حیاتی در طول جنگ سرد می‌نگریست در عین حال هند به عنوان کشوری غیر متعهد در آن زمان به اتحاد جماهیر شوروی نزدیک بود بنابراین شریک خوبی برای کاخ سفید محسوب نمی‌شد. این الگو تا زمان فروپاشی شوروی و ظهور قدرت جدید چین ادامه داشت و آمریکا برای ایجاد سد دفاعی برابر چین روابط خود را با هند مستحکم کرد.

پس از فروپاشی نظام دو قطبی روابط دهلی و واشنگتن با روی کار آمدن بیل کلینتون رئیس‌جمهور وقت آمریکا در اوایل دهه 90 متحول شد و دو کشور اکنون روابطی راهبردی دارند.

آمریکا در هر سه مثال تاریخی فوق روابطی را احیاء کرد که کمتر امیدی به بهبود این روابط داشت. این روابط در آن برهه‌های زمانی احیاء شد و هر چند اختلافات ادامه یافت ولی با مدیریت دو طرف سطح مناقشات کاهش یافت که بهترین نمونه آن روابط آمریکا و چین است اما وجه مشترک این سه نمونه تاریخی این است که آمریکا در همه موارد گام‌های اساسی روبه جلو را پس از فشارهای گسترده‌ای برداشت که اثری بر کشور مقابل نداشت.

آمریکا در مقابل شوروی همه ابزارها از تهدید گرفته تا اقدامات خرابکارانه و سیاست مهار را به کار می‌گرفت و یا در مقابل چین با حمایت از نیروهای ضد انقلاب، تلاش برای منزوی کردن دولت پکن و تحریک همسایگان را در دستور کار داشت ولی موضع این کشور با بهره گیری از عناصر قدرت همچون قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی باعث شد که آمریکا سرانجام برای بهبود روابط مجاب شوند.

در نمایی دیگر ما شاهد بوده‌ایم که آمریکایی‌ها روابط خود را با کشورهای دیگری همچون مصر، سوریه، کره شمالی و لیبی نیز احیا کرده‌اند.

مصر پس از شکست‌هایش در نبردهای اعراب با اسرائیل در زمان جمال عبدالناصر به شدت در داخل دچار مشکلات اقتصادی، سیاسی و نظامی شد و انور سادات جانشین عبدالناصر راه نجات از بحران را دراز کردن دست دوستی به سوی بلوک غرب(آمریکا) دانست و در این راستا با عبور از آرمان فلسطین به تل‌آویو سفر کرد و روابط با اسرائیل را نیز آغاز کرد.

سوریه در دوره حافظ اسد نیز پس از فروپاشی شوروی تلاش کرد تا روابط با آمریکا و غرب را که در آن زمان گمان می‌شد هژمون جهان پسا جنگ سرد هستند، بهبود ببخشد و در همین راستا نیروهای سوری در کنار سربازان آمریکایی و سعودی در عملیات آزادسازی کویت حضور یافتند، دولت دمشق و واشنگتن روابط خود را به سرعت ترمیم می‌کردند و جان کری نماینده دموکرات آن زمان کنگره تلاش شایانی کرد تا روابط قوی بین آمریکا و سوریه را ایجاد شود.

لیبی در دوره قذافی نیز پس از تلاش‌هایش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای و پاسخ نظامی آمریکا به این تلاش‌ها سرانجام وادار به آشتی با کاخ سفید شد و به پیش شرط این آشتی یعنی ارسال تمام تجهیزات هسته‌ای‌ خود به آمریکا موافقت کرد و روابط رو به بهبود نهاد به طوری که کاندولیزا رایس وزیر خارجه وقت آمریکا با قذافی هم دیدار کرد.

کره شمالی نمونه دیگری است که حاضر شد در ازای حل مشکلات سیاسی با غرب و متحدانش در شرق آسیا اقدام به تخریب برخی از تجیهزات هسته‌ای خود کند ولی نتیجه این عقب‌نشینی عجولانه برای مقامات پیونگ‌یانگ هرگز ملموس نبود.

با نگاهی به الگوی کشورهای فوق متوجه می‌شویم که آمریکا هر جا با پیشنهاد احیاء روابط توسط کشوری در موضع ضعف مواجه شد، پیش شرط‌های خطرناکی برای کشورها گذاشته که مشروعیت آن دولت‌ها را با خطر جدی مواجه می‌کرد.

به واقع اقدام سادات در سفر به تل آویو، تصمیم قذافی و رهبران کره شمالی برای تسلیم در مقابل خواسته‌های آمریکا آسیب‌های جدی به مشروعیت داخلی این رهبران زد. آمریکا نه تنها حاضر به دادن امتیاز به این کشورها نشد بلکه با کمک‌های مالی و وعده‌های فریبنده هر لحظه آنها را وابسته‌تر کرد.

تلاش‌ها برای سرنگونی حکومت‌های این کشورها را نیز متوقف نکرد چرا که معیار واشنگتن برای روابط خود با جهان چیزی جز قدرت نیست. در بازی مقابل آمریکا معیارهای کلاسیک سیاست بین‌الملل دارای اولویت است نه فیگورهای سیاسی.

آمریکا با کشورهای مقتدر روابط خود را توسعه داد و احیاء روابط را زمینه‌ای برای کاهش فشارها به خودش کرد ولی در مقابل کشورهایی چون مصر، سوریه و کره شمالی به آرامی زمینه فشار بیشتر، وابستگی و گرفتن امتیازهای بیشتری را تامین کرد.

آنچه گفته شد می‌تواند برای ما نیز دارای درس‌هایی باشد تا گمان نکنیم بهبود روابط با آمریکا سرآغاز شکوفایی است، باید تجربه مصر، لیبی، سوریه و کره جنوبی را یادآوری کرد تا به ماهیت خنده‌های دیپلماتیک پی برد و درک کرد تا زمانی که قدرت خود را به رخ آمریکایی‌ها نکشیم، نمی‌توانیم امیدوار به یک رابطه خوب و سازنده باشیم.

یادداشت از حمید رضا کاظمی

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار