امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 6
۲۱:۲۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 54001
تاریخ انتشار: ۶ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۰۱:۰۹
تعداد بازدید: 103
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- مریم سادات آجودانی: علی اکبر حنیفی یکی از قاریان جمهوری اسلامی ایران است که قبل از پیروزی انقلاب ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- مریم سادات آجودانی: علی اکبر حنیفی یکی از قاریان جمهوری اسلامی ایران است که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در عرصه فعالیت‌های قرآنی ورود پیدا کرد و با وجود وضعیت اقتصادی ضعیف در خانواده و نبود اساتید از فعالیت در عرصه‌های قرآنی کناره‌گیری نکرد بلکه سایر ‌هم‌سالان خود را نیز به انس بیشتر با قرآن ترغیب می‌کرد.
در زمان کودکی حتی برای گوش‌سپردن به نوارهای تلاوت قاریان معروف جهان اسلام و الگوگیری از آن‌ها یک رادیو هم نداشت ولی همواره سعی می‌کرد حتی در مدرسه یا مغازه‌ها به تلاوت قاریان مصری گوش دهد تا این‌که در سن نوجوانی به عنوان قاری مسجد محله شناخته شد و کم‌کم در سایر نقاط شهر نیز به تلاوت قرآن می‌پرداخت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی با چند تن از فعالان عرصه‌های قرآنی آشنا شد که این آشنایی سبب رشد فعالیت‌های وی در امور قرآنی و پرورش استعدادهای نهفته این قاری پیشکسوت کشورمان شد.
پس از گذراندن چند اردوی آموزشی در دهه 60 که به همت مسئولان سازمان دارالقرآن برگزار می‌شد، به عنوان استاد قرائت قرآن به فعالیت‌های خود ادامه داد و چون سایر اساتید قرآنی به توانمندی‌های داوری وی ایمان داشتند او را به عنوان داور بین‌المللی مسابقات قرآن برگزیدند.
استاد حنیفی که تاکنون اساتید و نخبگان قرآنی بسیاری را تحویل جامعه داده است، با تمام تواضع حتی حاضر نشد نام شاگردان خود را عنوان کند و می‌گوید: من تنها وسیله‌ای هستم و اگر استعدادی در راه قرآن دارم باید آن را به دیگران هم بیاموزم چرا که زکات علم آموزش است.

اما «صالح اطهری‌فرد» یکی از قاریان ممتاز کشورمان که در نوجوانی با استاد حنیفی آشنا شد و به گفته خود تمام آرزویش شرکت در کلاس‌های این استاد برجسته هنر تلاوت قرآن بوده است، می‌گوید: من در دهه هفتاد حدود سه سال به طور پیوسته در کلاس‌‌های استاد حنیفی که در حسینیه‌ای در خیابان امام خمینی(ره) برگزار می‌شد، شرکت می‌کردم؛ در آن زمان به عنوان قرآن آموز تازه‌کار بودم اما استاد با چنان حوصله و محبتی با ما رفتار می‌کرد که روز به روز علاقه‌ من به قرائت قرآن بیشتر می‌شد؛ چرا که برای ایشان فرقی نمی‌کرد که یک قرآن‌آموز نوپا در حال تلاوت است یا یک قاری توانمندی که سال‌ها در جوار ایشان تحت آموزش بوده است.

وی با بیان اینکه استاد حنیفی مایه افتخار تمامی قرآنیان هستند، افزود: استاد حنیفی در کلاس‌های خود همیشه سعی داشت علاوه بر آموزش صوت و لحن با رفتار خود ما را با اخلاق یک مسلمان واقعی آشنا کند به طوری که می‌توانم بگویم استاد حنیفی برای من الگویی اخلاقی در زمان انقلاب بود.

در ادامه شما را به خواندن نخستین بخش از گفت‌وگوی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس با این استاد و داور بین‌المللی قرآن دعوت می‌کنیم.

در ابتدا خودتان را معرفی کنید؟

علی‌اکبر حنیفی، متولد 28 آبان‌ماه سال 1330 هستم. سال 54 در رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران قبول و سپس وارد وزارت امور اقتصادی و دارایی شدم. من در مقطع کارشناسی به تحصیل در رشته عالی و مالیاتی و همچنین در رشته مدیریت مقطع کارشناسی ارشد تحصیلات خود را ادامه دادم. در برخی دوره‌ها مأموریت اداره سازمان‌هایی همچون اداره کل دارالقرآن سازمان تبلیغات اسلامی را برعهده داشتم؛ گاهی نیز به دلیل رشته تحصیلی و همچنین تجربیات به عناوینی مختلف منصوب می‌شدم که آخرین فعالیت اداری من در وزارت اقتصاد و دارایی، مدیریت کل دفتر وزارتی و مشاور وزیر در سال 82 در زمان وزارت آقای مظاهری بود.




نحوه ورود شما به وزارت اقتصاد چگونه بود؟

من در کنکور شرکت کرده بودم که در آن زمان آگهی استخدامی از وزارت اقتصاد و دارایی را دیدم که بورسیه‌ای برای افرادی که جذب این وزارتخانه می‌شوند درنظر گرفتند. به همین دلیل من نیز علاقمند شدم و توانستم با ورود به این وزارتخانه و گرفتن بورس تحصیلی، تحصیلات خود را ادامه دهم و در دانشگاه تهران درس بخوانم.

در تظاهرات 15 خرداد سال 58 با همسرم آشنا شدم

چگونه با همسرتان آشنا شدید؟

زمانی که ازدواج کردم 27 سال داشتم. من و دوستانم در تظاهرات 15 خرداد سال 58 شرکت کرده بودیم که یکی از دوستانم خانمی را به من معرفی کرد که در آن تظاهرات نیز حضور داشت. پس از آشنایی همراه با خانواده به منزل آنها رفتیم و قسمت شد که با آن خانواده وصلت کنیم.

با توجه به اینکه مادرها حساسیت خاصی در انتخاب عروس‌شان دارند، نظر مادر در خصوص همسرتان چه بود؟

یک سال قبل از اینکه همسرم را برگزینم، مادرم به رحمت خدا رفته بود، به همین دلیل مادرم نتوانست در انتخاب همسر مرا یاری دهد. البته تمامی اعضای خانواده‌ام و به ویژه پدرم از تصمیم و انتخاب من استقبال کردند.

 چند فرزند دارید؟ مشغول چه فعالیت‌هایی هستند؟

من سه فرزند دارم، دو دختر به نام‌های «فاطمه» و «طاهره» که یکی از آنها 31 و دیگری 24 سال دارد و «علی» پسرم نیز 30 ساله است. دختر بزرگم کارمند وزارت اقتصاد و امور دارایی است و پسرم که مهندس عمران است در رشته خود فعالیت می‌کند و دختر دیگرم نیز مشغول تحصیل است.

 آیا عروس و داماد هم دارید؟
بله، من یک عروس و یک داماد دارم.

 با دامادتان چگونه آشنا شدید؟

دخترم یکی از همکارانش در وزارت اقتصاد و امور دارایی را معرفی کرد و به خواست خداوند این وصلت صورت گرفت.

 سخت‌گیری خاصی به داماد خانواده نکردید؟ چند سکه برای مهریه دخترتان درنظر گرفتید؟

نه، من سعی کردم دامادم را مثل پسر خودم بدانم، به همین دلیل سخت‌گیری خاصی درنظر نگرفتم. مهریه دخترم طبق توافق خود با همسرش 314 سکه بهار آزادی است که من نیز به دلیل اینکه هر دو طرف راضی بودند به نظر آنها احترام گذاشتم.

 مهریه همسرم را از 40 به 100 هزار تومان افزایش دادم

مهریه همسرتان چقدر است؟

من در سال 58 با همسرم ازدواج کردم. در آن زمان مهریه شرعی ایشان 40 هزار تومان تعیین شد که من خجالت کشیدم و پیشنهاد دادم در سند 100 هزار تومان بنویسند چون دیدم که این مقدار خیلی کم بود. همسرم نیز خوشحال شد؛ البته باید گفت که ماندگاری ازدواج‌ها و خوشبختی مهریه و پول نیست، چه بسا مهریه سنگین باعث ایجاد اختلاف و عامل منفی تلقی شود، به همین جهت بهتر است که مهریه‌ها معقول‌تر در نظر گرفته شود تا اختلافات به حداقل برسد.

 شما خودتان با چه هزینه‌ای مراسم ازدواج‌تان را برگزار کردید؟

ما یک خانواده مذهبی بودیم و من نیز خودم معلم و قاری قرآن بودم، به همین دلیل درست نبود که ما برخلاف شئونات قرآنی اقدامی انجام دهیم، البته اصلاً هم دوست نداشتم که برخلاف رضای خدا عملی را انجام دهم که مورد غضب و خشم خدا واقع شود و ائمه اطهار(ع) نیز از ما برنجند. بنابراین، عروسی ما در یک فضای معنوی و اسلامی و بدون استفاده از هیچ‌گونه آلات موسیقی و ساز و آواز برگزار شد. جمع‌ دوستانه‌ای بود که مورد پذیرش تمامی فامیل و آشنایان نیز قرار گرفت و این عروسی ساده و بی‌ریا به زندگی ما برکت داد، چون در ابتدای مراسم ازدواج من قرآن و مدح و ثنای ائمه(ع) تلاوت شد و تا این لحظه نیز از برکات این جلسه بهره‌مند هستم.

ماشین گران‌قیمت دوستم را در روز عروسی خراب کردم

اگر بخواهید یک خاطره جالب از مراسم عروسی خود تعریف کنید چه خاطره‌ای به یاد می‌آورید؟

یکی از دوستانم که همکارم نیز بود ماشین کاماروی امریکایی داشت، خیلی از افراد در آن زمان طرفدار این ماشین بودند. من برای مراسم ازدواجم ماشین دوستم را قرض گرفتم. در راه‌بندان زمانی که همسرم را به مکان برگزاری عروسی می‌بردم ناگهان سرسیلندر ماشین سوخت و دیگر حرکت نکرد و یکی از دوستانم که پشت ماشین ما می‌آمد من و همسرم را به مقصد رساند، اما من تا چندین روز فکرم ناراحت ماشین بود و هرکاری هم کردم که دوستم خسارت ماشین را بگیرد او قبول نکرد.

 چقدر همسرتان از شما راضی هستند؟

من تلاش می‌کنم دستورات خداوند را در زندگی‌ام اجرا و حقوق دیگران را مراعات کنم تا کسی ناراحت نشود. این باعث می‌شود کسانی که با هم زندگی می‌کنند در کنار یکدیگر احساس آرامش کنند. من سعی می‌کنم خطایی نکنم و اگر خطایی از من سر بزند خیلی زود عذرخواهی کنم تا اختلافی پیش نیاید، البته ممکن است گاهی اختلاف نیز در زندگی وجود داشته باشد که این اختلافات نمک زندگی هستند، اما مردم و به ویژه جوانان باید سعی کنند که این اختلاف ادامه پیدا نکند چرا که وقتی کدورتی بین زوج‌ها ایجاد شود به سختی می‌توان آن کدورت را برطرف کرد. بنابراین، به جوانان توصیه می‌کنم که مراقب رفتارهایشان با یکدیگر باشند.

آخرین باری که با همسرتان بحث داشتید کی بود؟ چگونه ناراحتی را از دلش بیرون آوردید؟

آخرین بار در عروسی پسرم با همسرم در مورد مدیریت و نحوه برگزاری عروسی اختلاف‌نظر داشتم که پس از بحث و تبادل‌نظر به تفاهم رسیدیم و نگذاشتیم که این ناراحتی ادامه داشته باشد.

 رابطه شما با داماد و عروس‌تان چگونه است؟

من همیشه خودم را جای مردم می‌گذارم و تصور می‌کنم که اگر جای دیگران باشم دوست دارم با من چگونه برخورد شود. فکر می‌کنم که پدر آنها هستم و سعی می‌کنم که همیشه آنها را راضی نگه دارم.

مسئولیت خانواده‌های قرآنی در عمل به آموزه‌های الهی سنگین‌تر است

 در تربیت فرزندان‌تان به چه نکاتی توجه کردید؟

من سرلوحه فعالیت‌های خودم را رضای خداوند و شرع قرار دادم و سعی داشتم فرزندانم نیز به رضای خدا توجه کنند. با توجه به اینکه ما یک خانواده منتسب به قرآن هستیم بارها به فرزندانم گفتم که به هر میزان که در راه رضای خدا عمل کنید من شما را دوست خواهم داشت، چرا که به نظر من افرادی که منتسب به قرآن هستند مسئولیت سنگین‌تری دارند، یعنی اگر خطایی از آنها سر بزند مردم آن را از کامل نبودن مذهب تشیع یا قرآن می‌پندارند، بنابراین عمل به آموزه‌های الهی در خانواده‌های قرآنی باید بیشتر از سایر افراد متجلی شود. در همین راستا من تلاش می‌کنم مضامین قرآنی را در خانواده عنوان کنم تا انتظارات قرآن از مردم را در ابتدا در خانواده خودم جاری سازم.

فرزندانم در مسیر حافظ یا قاری شدن قرار نگرفتند

چقدر آنها را به ورود به عرصه‌های قرآنی تشویق کردید؟

من صادقانه اعتراف می‌کنم که فرزندانم در این مسیر قاری یا حافظ قرآن بودن قرار نگرفتند، البته آنها تمامی تکالیف الهی را انجام می‌دهند اما در این راه قدم نگذاشتند که دلیل این امر هم شاید کم‌کاری من بوده است چون من بیشتر به تربیت قرآنی سایر افراد پرداختم. البته پسرم استعداد قرائت نداشت و در زمینه حفظ نیز بر روی فرزندان خیلی وقت نگذاشتم که در این خصوص احساس ضعف می‌کنم و نسبت به کسانی که در این راه سرآمد هستند غبطه می‌خورم.

نوه هم دارید؟
من یک نوه 6 ساله به نام سارا دارم.

 چقدر برای تربیت قرآنی او تلاش می‌کنید؟

همسرم پیوسته او را با مبانی قرآنی آشنا می‌کند که چند سوره نیز حفظ کرده، گرایش سارا به مسایل مذهبی بسیار زیاد است به طوری که همیشه در نماز جماعت خانوادگی ما شرکت می‌کند.

معلم مدرسه‌ اولین مشوق من بعد از خانواده‌ام بود

شما خودتان چگونه وارد عرصه‌های قرآنی شدید؟

زمانی که من به مدرسه می‌رفتم، صدای قرآن را از رادیو در برخی از مغازه‌ها می‌شنیدم. ما در آن زمان رادیو نداشتیم، حتی در تهران برق هم نبود. در آن زمان که من خواندن قرآن را نیاموخته بودم تنها آهنگ آن را برای خودم زمزمه می‌کردم، اما کلاس سوم ابتدایی بودم که در مدرسه درس قرآن را توسط معلمان خانم آموختم. آنها با اینکه بی‌حجاب بودند اما به قرآن احترام می‌گذاشتند. به یاد دارم در کلاس درس قرآن، من و یکی از همکلاسی‌هایم وقتی قرآن می‌خوانیدم معلم‌مان بسیار خوشش می‌آمد، حتی معلم‌های سایر کلاس‌ها نیز می‌گفتند وقتی من و دوستم قرآن می‌خوانیم در کلاس را باز بگذاریم تا بقیه هم گوش دهند که این امر اولین بحث تشویقی من برای ورود به عرصه‌های قرآنی شد.

در دوران نوجوانی با همین شیوه در جلسات قرآن تلاوت می‌کردیم تا اینکه در مسجد محله‌مان به سبک «عبدالباسط» سوره «قدر» را خواندم که مورد استقبال افراد قرار گرفت، البته در آن زمان هم مهارت‌های زیادی نداشتم و تنها می‌توانستم قرآن را بخوانم.




در سال 49 که 19 ساله بودم در برنامه‌ای که در حسینیه ارشاد برگزار می‌شد شرکت کردم. در آن مراسم یکی از قاریان بین‌المللی به نام «شیخ خلیل الرحمه» به آموزش قرائت قرآن می‌پرداخت. ایشان پاکستانی‌الاصل اما مقیم مدینه بود. من حدود چهار جلسه در کلاس‌های آموزشی حسینیه ارشاد شرکت کردم و با مبانی تجوید آشنا شدم. شرکت در این کلاس‌ها راه زندگی مرا نشان داد به طوری که پس از آن کتاب‌های تجوید را تهیه کردم و با نوارهای کاست تلاوت قرآن قاریان برجسته جهان آشنا شدم و این امر باعث شد تا وارد جرگه قرائت قرآن شوم.

رادیویی برای گوش دادن به تلاوت قاریان برجسته و تقلید از آن‌ها نداشتم

 اساتیدتان چه کسانی بودند؟

من استاد خاصی برای تلاوت نداشتم. البته یک بار جلسه استاد «پورفرضی» و «مروت» را رفتم و به دلیل شرایط اقتصادی خاص خانوادگی و نبود امکانات نمی‌توانستم پیوسته در آن جلسات شرکت کنم، حتی قادر به تأمین هزینه اتوبوس هم نبودیم بنابراین من به صورت خودآموز و به لطف خدا و گاهی راهنمایی برخی دلسوزان قاری قرآن شدم.

در دوران نوجوانی کتاب تجویدی را پیدا کردم که بسیار برایم مفید بود، آن کتاب را بارها حرف به حرف خواندم. در آن زمان ما استاد توانمندی نداشتیم، استاد بود اما به صورت سنتی بود که گاهی نیز اشتباه تدریس می‌کردند؛ به همین دلیل با نوارهایی که پیدا کرده بودم تلاوت قرآن را می‌آموختم اما چون ضبط صوت نداشتم مجبور بودم از دوستانم به امانت بگیرم و به نوارها گوش ‌داده و نحوه تلاوت اساتید را تکرار ‌کنم. در مواقعی نیز همراه با برخی از دوستانم می‌نشستیم و با هم به نوارها گوش می‌دادیم و با تلاوت خودمان تطبیق می‌دادیم.

با تقلید چندماهه از تلاوت سوره «لقمان» استاد «منشاوی» تلاوت حرفه‌ای را آغاز کردم

زمانی که هنر تجوید را یاد می‌گرفتم، با تلاوت‌های استاد «منشاوی» شروع به تلاوت قرآن کردم. در آن زمان من نوار سوره مبارکه «لقمان» استاد «منشاوی» را بیش از پنج‌ماه گوش می‌دادم و تقلید می‌کردم تا اینکه تسلط نسبتاً خوبی به سبک این استاد مصری پیدا کردم و حتی 10 سال بعد از پیروزی انقلاب نیز به این روش تدریس می‌کردم.

خانواده هم تشویق‌تان می‌کردند؟

نه تنها خانواده بلکه بیشتر دوستان و آشنایان هم مرا تشویق به قرائت قرآن می‌کردند و به پس از ورود به این عرصه مورد احترام به  واسطه انس با قرآن مورد احترام تمامی آشنایان بودم که امیدواریم خداوند ما را پیوسته از انس و تدبر با قرآن بهره‌مند کند.

 پس از انقلاب چگونه به فعالیت‌های قرآنی خود ادامه دادید؟

بعد از پیروزی انقلاب، سازمان اوقاف داورانی را برای مسابقات استانی اعزام می‌کردند و پس از آن تخصص اصلی من داوری مسابقات قرآنی شد و در همه کشور مرا با عنوان داور قرآنی در رشته صوت و لحن شناختند به طوری که می‌توانم به جرأت بگویم جزو پنج نفر اول داوران بین‌المللی کشور هستم که در 25 دوره از مسابقات بین‌المللی 300 دوره مسابقات سراسری کشوری و همچنین بیش از سه هزار مسابقات قرآن در بخش نهاد و استانی را داوری کردم.

در اوایل انقلاب نیز با توجه به فعالیت‌های قرآنی در زمان طاغوت، من را برای مسئولیت دارالقرآن خدمت کردم تا اینکه به شورای عالی قرآن رفتم.
 



 چگونه داور مسابقات بین‌المللی قرآن شدید؟

سال 48 بود که من به صورت آکادمیک و کلاسیک با مبانی تجوید قرآن آشنا شدم، یعنی رسماً شرایط یک قاری همچون آشنایی با صوت و لحن، تجوید و سایر مهارت‌ها را کسب کردم. در آن زمان که حدود یک دهه پیش از پیروزی انقلاب بود و من تنها 18 سال داشتم در مراسم و محافل مختلف شرکت می‌کردم.

یک روز پیشنهاد برگزاری مسابقات قرآن در محافلی که بودم را دادم که با استقبال سایر افراد روبه‌رو شد. این مسابقات برگزار شد و چون کسی نبود که با قرائت آشنایی داشته باشد تا بتواند داوری مسابقات با توجه به نحوه تدریس قرائت قرآن برعهده گیرد من خودم داوری مسابقات را برعهده گرفتم و پس از آن در حسینیه، جلسات و محافل مختلفی داوری می‌کردم و بعد از پیروزی انقلاب نیز به عنوان داور فعالیت خود را ادامه دادم.

افرادی که با هم قرائت می‌کردید به یاد دارید؟

دوستانم مرحوم شده‌اند اما یکی از آنها آقای محمدحسین «نکوبخت» بود که در حال حاضر ارتباطی با او ندارم، البته چند بار هم پیگیری کردم تا بتوانم پیدایش کنم، اما موفق نشدم. ما با هم بچه محل بودیم و درقصرالدشت و خیابان‌های قصرالدشت نواب و سرسبیل به فعالیت‌های قرآنی می‌پرداختیم.
ادامه دارد...
انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار