امروز : پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 27
۰۵:۴۹
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 54326
تاریخ انتشار: ۶ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۱۰
تعداد بازدید: 100
سلفی‌گری تکفیری به گرایش گروهی از سلفیون گفته می‌شود که مخالفان خود را کافر می‌شمارند و مطرح‌ترین آنان «وهابیت تکفیری» با محوریت عربستان سعودی ...

سلفی‌گری تکفیری به گرایش گروهی از سلفیون گفته می‌شود که مخالفان خود را کافر می‌شمارند و مطرح‌ترین آنان «وهابیت تکفیری» با محوریت عربستان سعودی است.

وهابیت تکفیری یکی از مشکلات دنیای کنونی مسلمانان (شیعه و سنی) است. آنها با اتهام‌های ناشایستی که به شیعیان می‌زنند باعث گمراهی مسلمانان و عده زیادی از مردم دنیا می‌شوند. گروه آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس بر آن است تا در سلسله مطالبی، به عمده‌ترین شبهاتی که وهابیت درباره شیعیان مطرح می‌کند پاسخ گوید.

یکی از اشکالات و شبهاتی که وهابیت درباره علم غیب امام معصوم (ع) مطرح می‌کند این است که از نظر شیعه، امامان، علم غیب مى‏‌دانند و از مرگ خود آگاه‏‌اند و با اختیار خود مى‏‌میرند، در این صورت آیا امامى که به میدان جنگ رفته و کشته شده یا جام زهر نوشیده، نوعى خود‌کشى کرده است؟

پاسخش این است که؛

اوّلا گاهى شهادت در راه خدا و گزینش اختیارى مرگِ سرخ، براى امام علیه‌السلام یک تکلیف، بلکه عین تسلیم نسبت به خواست خدا است.

مثلا حسین ‏بن على علیهما‌السلام با کمال آگاهى و اختیار، راه کربلا را در پیش گرفت و مى‏‌دانست که کشته مى‏شود. امّا شهادت براى او یک تکلیف بود تا مسلمانان را با ماهیت واقعى امویان آگاه سازد، و حالت بى تعهّدى را از میان ببرد و روح جهاد بر ضدّ حاکمان وقت را زنده کند؛ حاکمانى مانند یزید بن معاویه که وحى را انکار مى‌‏کرد و نبوت پیامبر را زیر سؤال مى‌‏برد و در پى انتقام جویى از کشتگان خاندان خود در جنگ‌‏هاى بدر و احد بود؛ چنان که در شعر خود می‌‏گوید:

لعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلا  /  خَبَرٌ جاءَ وَلا وَحْیٌ نَزَلْ‏

لَسْتُ مِنْ خُنَدفٍ إِنْ لَمْ أَنْتَقِمْ  / مِنْ بَنی أَحْمَدَ ما کانَ فَعَلْ‏

لَیْتَ أَشْیاخی بِبَدْرٍ شَهِدُوا /  جَزَعَ الْخَزْرَجِ مِنْ وَقْعِ الْأَسَلْ‏

لَأَهَلُّوا وَاسْتَهَلُّوا فَرَحاً  /  ثُمَّ قالُوا: یا یَزیدُ لاتُشَلْ‏

«بنى هاشم با حکومت بازى کردند و بر محمد، نه وحیى نازل شده و نه کتابى آمده است!

من از فرزندان خندف نیستم، اگر از فرزندان محمد انتقام کارهاى او را نگیرم.

اى کاش پدران من در جنگ بدر شاهد بودند که خزرجیان (مردم مدینه) چگونه از زخم شمشیرها و نیزه‏‌ها ناله مى‌‏کردند.

اگر آن‌‏ها این صحنه‏‌ها را مى‌‏دیدند، شادمان مى‌‏شدند و از شادى فریاد بر مى‌‏آوردند که اى یزید دستت درد نکند!»

در مقابل حکومت جائر و به خاطر زنده نگه داشتن دین ناب، امام با علم قطعى به مرگ، باید به استقبال شهادت برود و به تکلیفش عمل کند.

امام حسین علیه‌السلام با قیام خود، تا قیامت خط مبارزه با ظلم و ستم را تبیین کرد و با شهادت خود، اسلام ناب را زنده نگه داشت.

اگر درباره درس‌ها و پیام‌های نهضت امام حسین علیه‌السلام، هزاران کتاب و مقاله نوشته شود باز هم تمام شدنی نیست.

درباره دیگر پیشوایان نیز باید گفت مسمومیت آنان، ناشى از جهادهاى لسانى و قلمى آنان بر ضدّ ستمگران و خلفاى جور بوده است.

واکنش این نوع جهادها جز این نبود که دشمنان بر ضدّ آنان به ‏پا خیزند و آنان را به هر وسیله‌‏اى نابود کنند.

پس اگر مى‏‌گوید: شهادت و مرگ آنان به اختیار خودشان بود، مقصود همین است که آنان با اختیار کامل به نبرد با ستمگران برخاستند و نتیجه قطعى آن، همان شهادت و مسمومیت آنان بوده است و اگر ایشان دست روى دست مى‏‌گذاشتند و یا ستایشگر ستمگران و خلفاى اموى و عباسى مى‌‏شدند، هرگز به استقبال شهادت نمى‌‏رفتند.

زندگى پیشوایان، زندگى انزوایى و گوشه‏‌گیرى نبود. آنان در متن اجتماع به تبلیغ احکام، بیان عقاید و دیگر وظایف مى‏‌پرداختند و نتیجه قطعى این نوع رفتارها شهادت و مسمومیتشان بود و آن‌‏ها با اختیار کامل‏ پذیراى این مسمومیت بودند و این کار به خاطر پیشبرد مقاصد اسلام بود.

امام اگر بخواهد می‌فهمد و گاهی وقت‌ها به عللی نمی‌خواهد که بداند

ولى در مواردى که در خانه خود مسموم شدند، به خاطر این است که آگاهى آنان از غیب در گرو خواست و اراده آن‌‏ها بوده است. اگر وضعیت ایجاب مى‌‏کرد، از این علم و آگاهى بهره مى‌‏گرفتند. در روایات هم آمده است که: «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ یَعْلَمَ عُلِّمَ» (کافی، ج 1، ص 258)

بنابراین، ممکن است در این موارد، از این علم غیب بهره نگرفته‏‌اند، شاید هم مصلحت نبوده است. (تشخیص این مصلحت مهم، به عهده خود امام است و شاید انسان‌های عادی توان تشخیص این چیزها را نداشته باشند.)

بنابراین، آگاهى پیامبر و امام از غیب، مانند کسى است که نامه‏‌اى همراه دارد و هر گاه بخواهد از محتواى آن آگاه گردد، مى‏‌تواند بگشاید و از مضمونش آگاه گردد.

اگر پیامبر و امام در مواردى هدف تیر حوادث ناگوار و مصایب قرار مى‏‌گرفتند، به خاطر آن بود که روى مصالحى نمى‏‌خواستند به علمى که در کانون وجود آنان هست توجه کنند و مصلحت الهى اقتضا مى‏‌کرد که در این موارد از اختیار خود بهره‌‏مند نشوند. اگر هم به آن علم توجه مى‏‌کردند، چون تسلیم محض خواست خدا بودند، به استقبال شهادت مى‌‏رفتند.

پاسخ این پرسش، با مراجعه به روایاتى که در باره علم شخصیت‏‌هاى الهى وارد شده، به سادگى به دست مى‏‌آید. در این مورد به کتاب‌‏هاى گوناگون که درباره علم امام، علم غیب، تفسیر قرآن ذیل آیات علم غیب خداوند و از جمله به کتاب مفاهیم القرآن، ص 337 و آگاهى سوم، صص 235- 212 نیز می‌توان مراجعه کرد.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار