امروز : شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 25
۱۴:۵۲
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 5433
تاریخ انتشار: ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۰۲:۴۸
تعداد بازدید: 525
قابل توجه است که در کتاب عهد قديم (کتاب مقدس يهوديان) به گناهان يهوديان منحرف اشاره شده است. در کتاب غميا، که نوعي کتاب تاريخي در ميان عهد عتيق ...

قابل توجه است که در کتاب عهد قديم (کتاب مقدس يهوديان) به گناهان يهوديان منحرف اشاره شده است. در کتاب غميا، که نوعي کتاب تاريخي در ميان عهد عتيق مي‌باشد، يهوديان به گناهان خويش اعتراف و چنين به توبه مي‌نمايد:

 

و بني‌اسرائيل خويشتن را در جميع غرباء جدا نموده، ايستادند و به گناهان خود و تقصيرهاي پدران خويش اعتراف کردند و در جاي خود ايستاده، يک ربع روز کتاب تورات «يهوه» ـ خداي خود ـ را خواندند و ربع ديگر را اعتراف نموده و يهوه ـ خداي خود را عبادت نمودند و شيوع و باني و قديئيل و شنيا و بني و شربيا و باني و کناني بر زمينه لاريان ايستادند و به آواز بلند نزد يهوه خداي خويش استغاثه نمودند.
و آنان [پدران ما] بر تو فتنه انگيخته و تمرد نموده، شريعت تو را پشت سر خود انداختند و انبياي تو را که براي ايشان شهادت مي‌آورند، تا به سوي تا بازگشت نمايند، کشتند و اهانت عظيمي به عمل آوردند. آنگاه تو ايشان را به دست دشمنانشان تسليم نمودي تا ايشان را به تنگ آورند و در حين تنگي خويش نزد تو استغاثه نمودندو ايشان را از آسمان اجابت نمودي و بر حسب رحمت‌هاي عظيم خود نجات دهندگان به ايشان دادي که ايشان را از دست دشمنانشان رهانيدند. اما چون استراحت يافتند، بار ديگر به حضرت تو شرارت ورزيدند و ايشان را به دست دشمنانشان واگذاشتي که بر ايشان تسلط يافتند و چون باز نزد تو استغاثه نمودند ايشان را از آسمان اجابت نمودي و بر حسب رحمت‌هاي عظيمت بارهاي بسيار ايشان را رهايي دادي و براي ايشان شهادت فرستادي تا ايشان را به شريعت خود برگرداني اما ايشان متکبرانه رفتار نموده اوامر تو را اطاعت نکردند و به احکام تو که هر که آنها را به جا آورد از آنها زنده مي‌ماند، خطا ورزيدند که و دوش‌هاي خود را معاند و گردن‌هاي خويش را سخت نموده اطاعت نکردند.
… اما بر حسب رحمت‌هاي عظيم خود تمام ايشان را فاني نساختي و ترک نمودي زيرا خداي کريم و رحيم هستي. و الان اي خداي ما، اي خداي عظيم، جبار و مهيب که عهد و زحمت را نگاه مي‌داري، زنهار تمامي اين مصيبتي که بر ما و بر پادشاهان و سروران و کاهنان و انبيا و پدران ما و بر تمامي قوم تو از ايام پادشاهان آشور تا امروز مستولي شده است در نظر تو قليل ننمايد. و تو در تمامي اين چيزهايي که بر ما وارد شده است عادل هستي زيرا تو به راستي عمل نمودي اما ما شرارت ورزيده‌ايم. و پادشاهان و سروران و کاهنان و پدران ما به شريعت تو عمل ننمودند و به اوامر و شهادت تو که به ايشان امر فرمودي گوش ندادند. و در مملکت خودشان و در احسان عظيمي که به ايشان نمودي و در زمين وسيع و برومند که پيش روي ايشان نهاده تو را عبادت ننمودند و از اعمال شنيع خويش بازگشت نکردند.
 اين عبارات ميل بعضي از يهوديان را به بازگشت به ايمان به خدا شرح مي‌دهد اما در طول تاريخ يهود به تدريج بخش ديگري قدرت يافت و توانست بر يهوديان چيره شود و بعدها خود مذهب را کاملاً دگرگون ساخت. به همين دليل در تورات و در ديگر کتب عهد قديم، علاوه بر آنچه در بالا ذکر شد، عناصري وجود دارد که از تعاليم بدعت‌آميز بت‌پرستان نشأت گرفته‌اند. به عنوان نمونه؛
ـ در کتاب اول تورات گفته شده «خدا جهان را در شش روز از هيچ آفريد.» اين درست و از وحي اوليه به دست آمده است. اما سپس مي‌گويد: «خدا در روز هفتم به استراحت پرداخت.» اين بخش ادعايي کاملاً ساختگي است و با عقيده الحادي که صفات انساني را به خداوند نسبت مي‌دهد منطبق مي‌باشد. خداوند در آيه‌اي از قرآن مي‌گويد:
و ما آسمان‌ها و زمين و آنچه را که بين آنهاست، در مدت شش روز آفريديم و اين کار بر ما سخت و خستگي‌آور نبود.
ـ در ديگر بخش‌هاي تورات نيز نوشته‌هايي وجود دارد که با احترام شايسته مقام خداوند سازگاري ندارد، به ويژه بخش‌هايي که ضعف‌هاي انسان به دروغ به خداوند نسبت داده شده‌اند و خداوند مسلماً فراتر از اينهاست. اين نوع قائل شدن جنبة انساني براي خداوند شبيه عمل کافران است که ضعف‌هاي بشري را به خداوند موهوم خود نسبت مي‌دادند.
 يکي از اين ادعاهاي کفرآميز آن است که ادعا مي‌کند يعقوب(ع) ـ جد بني‌اسرائيل ـ با خداوند کشتي گرفت و پيروز گشت. روشن است که اين داستان براي بخشيدن برتري قومي به بني‌اسرائيل و به تقليد از احساسات نژادپرستانه شايع در ميان کافران ساخته شده است.
ـ در کتاب عهد قديم گرايش به معرفي خدا به عنوان خداي يک قوم خاص وجود دارد که تنها خداي بني‌اسرائيل است، با اينکه خداوند، رب و پروردگار جهان و همة انسان‌ها مي‌باشد. انديشه مذهب قومي در کتاب عهد قديم با گرايشات الحادي که در آن هر قبيله خداي خود را عبادت مي‌کند، مطابقت مي‌نمايد.
ـ در بعضي کتب عهد قديم، به عنوان نمونه کتاب يوشع بن نون(ع)، يهوديان به انجام اعمال خشونت‌آميز و موحش عليه غيريهوديان امر شده‌اند. فرمان به قتل‌عام مردم بدون توجه به زنان و کودکان يا سالخوردگان داده شده است. اين نوع وحشي‌گري بي‌رحمانه کاملاً برخلاف عدالت خداوند است و يادآور بربريت فرهنگ‌هاي ملحدي که خداي اسطوره‌اي جنگ را مي‌پرستيدند، مي‌باشد. چرا اين عقايد به تورات رسوخ کرده‌اند؟ حتماً بايد منبعي براي آنها وجود داشته باشد. حتماً يهودياني بوده‌اند که نسبتي بيگانه از تورات را پذيرفته‌اند، محترم شمرده‌اند و احکام ناب را با اضافه کردن آنچه در گذشته به آن برخوردند، تغيير داده‌اند.
در حقيقت مبدأ اين تغيير، کابالاست که به کمک بعضي يهوديان ادامه يافت. کابالا شکلي به خود گرفت که باعث شد عقايد مصريان باستان و ديگر بت‌پرستان به يهوديت نفوذ نمايد و در آن گسترش يابد. کاباليست‌ها ادعا مي‌کنند کابالا تنها به توضيح بيشتر رازهاي نهفته در تورات مي‌پردازد. اما در واقع چنانکه «تئودور ريناچ» مورخ يهودي کابالا مي‌گويد، «کابالا سمي است که به رگ‌هاي يهوديت وارد مي‌شود و آن را کاملاً در بر مي‌گيرد.»
بنابراين کشف آثار ايدئولوژي‌هاي مادي‌گراي مصريان باستان در کابالا غيرممکن نيست.
کابالا، تعاليمي مخالف اصول آفرينش
خداوند در قرآن بيان مي‌کند که تورات کتابي الهي است و براي روشنگري انسان‌ها نازل شده است:
ما تورات را که در آن هدايت و نور بود، [بر موسي] نازل فرموديم.
بنابراين تورات نيز چون قرآن دربردارنده علوم و فرامين مرتبط با موضوعاتي چون وجود خداوند، يگانگي او، خصوصيات او، آفرينش بشر و ساير موجودات، هدف از آفرينش انسان و قوانين اخلاقي خداوند براي بشر مي‌باشد. اما تورات اصلي، امروز موجود نيست. آنچه امروز در اختيار داريم نسخة تغيير يافته تورات مي‌باشد که به دست بشر تحريف شده است.
قابل توجه است که تورات واقعي و قرآن اصول مشترکي دارند؛ در هر دو خداوند به عنوان خالق جهان شناخته شده، مطلق است و از آغاز وجود داشته است. هر چه غير از خدا مخلوق اوست که توسط او از هيچ به وجود آمده است. او کل جهان، اجرام آسماني، ماده بي‌جان، بشر و همه موجودات زنده را خلق کرده و شکل داده است.
با توجه به اين حقايق در کابالا به تفاسير کاملاً متفاوتي برمي‌خوريم. تعاليم آن دربارة خدا کاملاً مخالف «حقيقت آفرينش» است. محقق آمريکايي «لنس اس. اوينز» در يکي از کتب خود دربارة کابالا ديدگاه خويش را دربارة ريشة احتمالي اين تعاليم چنين بيان مي‌کند:
تعاليم کابالا مفاهيم مختلفي دربارة خدا ارائه مي‌دهد که بسياري از آنها از ديدگاه «ارتودوکس» منحرف شناخته شده‌اند.
 اصلي‌ترين انگارة دين يهود اين است که «خداي ما يکي است.» اما کابالا ادعا مي‌کند در حاليکه خدا در درجة اعلي و به صورت يگانه‌اي توصيف‌ناپذير ـ که در کابالاEinsof  به معناي «لايتناهي» ناميده مي‌شود ـ وجود دارد، يکتاييش لزوماً در تعداد زيادي صورت الهي تجلي يافته: تعدد خدايان کاباليست‌ها اين را «سيفراث»(sefrroth  ) به معناي چهره‌هاي خدا مي‌نامند، چگونگي نزول خداوند از مقام يکتاي لايتناهي به تعدد خدايان، معمايي است که کاباليست‌ها بسيار در آن تعمق کرده‌اند. بديهي است که اين تصوير چند چهره از خدا راه را براي مشرک خواندن کاباليست‌ها باز مي‌کند؛ اتهامي که آنها را به تندي و نه کاملاً با موفقيت رد کرده‌اند.
در خداشناسي کاباليست‌ها نه تنها ديدگاه تکثر خدايان وجود دارد بلکه خداوند صورت دوگانه مذکر و مؤنث به خود گرفته:”Hokhmah“، “Binah”: پدر و مادر آسماني که اولين شکل‌هاي خدايي بودند. کاباليست‌ها براي توضيح چگونگي آميزش اين دو و ايجاد آفرينش بعدي، صراحتاً از استعاره‌هاي جنسي استفاده مي‌کنند.
از خصايص جالب اين خداشناسي سري اين است که بر مبناي آن بشر خلق شده بلکه خود به گونه‌اي موجودي خدايي است. اوينز اين اسطوره را چنين تشريح مي‌نمايد:
کابالا تصوير پيچيده خدا را به گونة ديگري نيز نشان مي‌دهد: موجود يگانه‌اي شبيه انسان، به گفتة يک کاباليست خداوند اولين انسان ازلي و نمونة اولية آن بود. انسان خصوصيات دروني، ابدي و الهي و ساختاري مشترکي با خدا دارد. يک رمز شکاف کاباليست اين برابري آدم با خدا را تأييد مي‌کند و مي‌گويد:
در زبان عربي ارزش عددي اسامي آدم و يهوه به صورت يکسان ?? است. بنابراين بر اساس تغيير کابالا يهوه مساوي است با آدم؛ يعني آدم خدا بود. به اين ترتيب اعلام مي‌شود که همة انسان‌ها در بالاترين درجة درک مانند خدا بوده‌اند.
چنين خداشناسي، گونه‌اي از اسطوره‌هاي الحادي را در بر دارد و اساس انحطاط يهود است. کاباليست‌هاي يهودي مرزهاي عقل سليم را چنان نقض کرده‌اند که حتي مي‌کوشند بشر را خدا بخوانند. به علاوه بر اساس اين، الهيات بشريت نه تنها خدايي است بلکه فقط و فقط يهوديان را شامل مي‌شود و ديگر اقوام انسان به شمار نمي‌روند. در نتيجة اين انديشة فاسد در يهوديت که اساساً بر مبناي اطاعت و فرمانبرداري از خدا بنا شده بود، گسترش يافت و هدفش اقناع خودبيني و غرور يهودي بود. کابالا علي رغم اين طبيعت خود که با تورات متناقض بود، در يهوديت راه يافت و شروع به فاسد کردن آن نمود.
يک نکته جالب توجه ديگر دربارة تعاليم منحرف کابالا، شباهت آن به انگاره‌هاي کفرآميز مصر باستان است. چنانکه در صفحات قبل بحث نموديم، مصريان باستان معتقد بودند ماده هميشه وجود داشته. به عبارت ديگر اين انديشه را که ماده از هيچ به وجود آمده مردود مي‌دانستند. کابالا نيز از همين عقيده دربارة انسان دفاع مي‌کند و مدعي است انسان‌ها خلق نشده‌اند و عهده‌دار تنظيم و ادارة وجود خود مي‌باشند.
به عبارت امروزي، مصريان باستان مادي‌گرا بودند، کابالا را مي‌توان «اومانيسم سکولار» ناميد جالب توجه است که اين دو مفهوم: ماده‌گرايي و اومانيسم سکولار، از ايدئولوژي‌هايي مي‌باشند که دو قرن است بر جهان حکمراني مي‌کنند.
بايد پرسيد چه نيروهايي وجود دارند که مفاهيم مصر باستان و کابالا را از ميان تاريخ کهن به زمان حاضر منتقل کرده‌اند؟
از شواليه‌هاي مصر تا ماسون‌ها
با اشاره به شواليه‌هاي معبد دانستيم که اين نظام عجيب صليبيان تحت تأثير يک نهاد سرّي در اورشليم قرار داشت که در نتيجة آن مسيحيت را رها نمود و به اجراي آداب جادوگري پرداخت. گفتيم که بسياري از محققان به اين نتيجه رسيده‌اند که اين سر به کابالا مربوط مي‌شود. به عنوان مثال «اليمنس ليواي» نويسندة فرانسوي کتاب تاريخ جادوگري، شواهد تفضيلي در اين کتاب ارائه مي‌دهد و اثبات مي‌کند، شواليه‌هاي معبد اولين گام را در پذيرش تعاليم کابالا برداشتند؛ به عبارت ديگر آنها اين تعاليم را به صورت مخفيانه آموختند. بنابراين اصولي ريشه‌دار مصر باستان به کمک کابالا به شواليه‌هاي معبد منتقل شد.
«آمبرتوايکو» رمان‌نويس معروف ايتاليايي اين حقايق را در چهارچوب يکي از رمان‌هاي خود نمودار مي‌سازد. او در داستان خود از زبان شخصيت اصلي چنين بيان مي‌کند که شواليه‌هاي معبد تحت تأثير کابالا قرار داشتند و کاباليست‌ها صاحب رمزي بودند که در فراعنه مصر باستان قابل رديابي است. به نوشتة ايکو، بعضي يهوديان سربسته رموز خاص را آموختند و سپس آنها را در پنج کتاب عهد عتيق (اسناد پنج‌گانه) جا دادند. اما تنها کاباليست‌ها اين رمز را که پنهاني انتقال يافته درک مي‌کنند. کتاب زهر که کتاب اصلي کابالا مي‌باشد با اسرار اين پنج کتاب ارتباط دارد. ايکو بعد از بيان اينکه کاباليست‌ها قادرند راز مصر باستان را در اندازه‌گيري‌هاي هندسي معبد سليمان نيز بخوانند، مي‌نويسند شواليه‌هاي معبد آن‌را از خاخام‌هاي کاباليست اورشليم آموختند:
فقط گروه اندکي از خاخام‌ها که در فلسطين باقي ماندند از سرّ آگاه بودند… و بعدها شواليه‌هاي معبد آن را از آنان آموختند.
شواليه‌هاي معبد با پذيرش مفاهيم کابالا طبيعتاً با بنياد مسيحي حاکم بر اروپا سر ناسازگاري يافتند. اين ناسازگاري با نيروي مهم ديگري مشترک بود؛ يهوديان. بعد از بازداشت شواليه‌هاي معبد به دستور مشترک پادشاه فرانسه و پاپ در سال ????، نظام ساختاري زيرزميني به خود گرفت اما تأثيرش به صورت افراطي‌تر همچنان ادامه يافت.
چنانچه قبلاً گفتيم شمار قابل توجهي از اين افراد گريختند و به پادشاه اسکاتلند ـ تنها پادشاهي که مرجعيت پاپ را قبول نداشت ـ پناه بردند. آنها در اسکاتلند به «لژ وال بيلدرز» نفوذ کردند و در اندک زماني بر آن تسلط يافتند، لژ سنن نظام معبد را به خود گرفت و به اين ترتيب بذر فراماسونري در اسکاتلند کاشته شد. هنوز هم تا به امروز «لژ کهن اسکاتلند» شاخه اصلي فراماسونري به شمار مي‌رود.
رد پاي شواليه‌هاي معبد و بعضي يهوديان مرتبط با آنها در مراحل گوناگون تاريخ اروپا قابل رديابي است. در اينجا بدون پرداختن به جزئيات تنها سرفصل‌ها را بررسي مي‌کنيم. موارد در کتاب نظم نوين ماسوني بررسي شده‌اند.
يکي از مهم‌ترين پناهگاه‌هاي شواليه‌هاي معبد در منطقه پراونيس فرانسه قرار داشت. طي بازداشت‌ها، بسياري در آنجا مخفي شدند. از خصوصيات مهم ديگر اين منطقه اين است که مرموزترين مرکز کاباليسم اروپا مي‌باشد. پراوينس جايي بود که سنت شفاهي کابالا به کتاب تبديل شد و ثبت گرديد.
به عقيدة بعضي مورخان شورش روستايي انگلستان در سال ???? به کمک يک سازمان مخفي شعله‌ور شد. محققاني که تاريخ فراماسونري را مطالعه مي‌کنند. همگي بر اين باورند که اين سازمان مخفي نظام معبد بوده است. جنبش ذکر شده بزرگ‌تر از يک قيام داخلي و حماسه‌اي سازمان يافته عليه کليساي کاتوليک بود.
نيم قرن پس از اين شورش، يک کشيش در بوهيما(جنوب اطريش)بنام«جان هاس Huss ) شورشي را در مخالفت با کليساي کاتوليک آغاز کرد. در پشت پرده اين شورش نيز شواليه‌هاي معبد قرار داشتند. «اويگدور بن آيزاک کارا»(Avigdor Ben Isaac Kara  )، از مهم‌ترين نام‌هايي بود که هاس در توسعه دکترين خويش تحت تأثير آن قرار داشت. کارا، خاخام انجمن يهودي شهر پراگ و يک کاباليست بود.
نمونه‌هايي از اين قبيل، حکايت از اتحاد ميان شواليه‌هاي معبد و کاباليست‌ها جهت تغيير نظام اجتماعي اروپا مي‌کند. اين تغيير موجب دگرگوني فرهنگ مسيحي پايه‌اي اروپا و جايگزيني آن با فرهنگي مبتني بر مفاهيم الحادي مانند کابالا گرديد. و بعد از دگرگوني فرهنگي دگرگوني سياسي به ميان آمد؛ مثلاً انقلاب فرانسه و ايتاليا و… .
اخيراً نيز موجي جديددر جهان  آغاز شده است: چهره‌هاي نامدار سينما، موسيقي و هنر جديد غرب به فرقه کابالا مي‌پيوندند. سرشناس‌ترين اين افراد مدونا است که اين روزها خبر عضويت او در فرقه کابالا در صدر اخبار فرهنگي جهان جاي گرفته است. درواقع، پيوستن مدونا به کابالا خبر کم‌اهميتي نيست زيرا مدونا نه يک خواننده بلکه يک نماد فرهنگي است. مدوناي ?? ساله «گيس‌سفيد» و نماد موسيقي پاپ است؛ الگويي است نه تنها براي بسياري از خوانندگان جوان بلکه براي ميليون‌ها جوان در غرب و ساير نقاط جهان. 
مدونا کاباليست شده است. نه تنها او بلکه بسياري ديگر از مشاهير سينما و موسيقي جديد غرب، از پير و جوان، به عضويت فرقه کابالا درمي‌آيند: از اليزابت ??] (فوتباليست انگليسي) و همسرش، ويکتوريا، آخرين مشاهيري هستند که در ماه مه ????، يعني همين چندي پيش، به عضويت فرقه کابالا درآمدند.
   به اين ترتيب، نسل جوان غرب، و به يُمن رسانه‌هاي جهانشمولي چون ماهواره و اينترنت نسل جوان سراسر جهان، براي اوّلين بار با نام رازآميز «کابالا» آشنا مي‌شود و بسياري از آن‌ها از الگوهاي محبوب خود پيروي مي‌کنند. به عبارت ديگر، به زودي اين موج جهانگير خواهد شد: بايد در آينده‌اي نه چندان دور ظهور گروه‌هاي کاباليست را در ميان جوانان تهران و ساير شهرهاي ايران نيز شاهد باشيم همان‌گونه که در سال‌هاي قبل ظهور گروه‌هاي «شيطان‌پرست» (ساتانيست) را شاهد بوديم. 
مهمترين منابع و کتب کاباليستي که به عنوان ستون فقرات و پايه اصلي «آئين کابالا» درآمدند، شامل مجموعه کتب عبري بهير (به معناي «کتاب روشنايي») و هيچالوت (به معناي «کاخ‌ها») ميشوند که به قرن اول ميلادي بازميگردند. نهايتا در قرن سيزدهم ميلادي کتاب زوهار نوشته شد که تفکر و شکل کنوني «آئين کابالا» را تشکيل داد.



 

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها