امروز : چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 28
۱۵:۲۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 54360
تاریخ انتشار: ۶ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۱۰
تعداد بازدید: 100
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس،‌ نمایش میلاد افساری و به کارگردانی زری اماد در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر در آخرین روز ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس،‌ نمایش میلاد افساری و به کارگردانی زری اماد در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر در آخرین روز چهاردهمین جشنواره تئاتر مقاومت به روی صحنه رفت.

علیرضا نراقی منتقد و پژوهشگر تئاتر نگاهی به این نمایش دارد که مشروح ان به شرح زیر است:
 
وقتی نوستالژی و احساسات گرایی در یک اثر نمایشی پیش از وقوع و شکل گرفتن کنش دراماتیک رخ می‌دهد؛ وقتی مؤلفی تنها پاره‌ای از ایماژها و لحظه‌های حسی را برای پرداخت یک تئاتر در ذهن دارد، حاصل چیزی جز یک سری قطعه‌های احساسی بریده بریده و بی‌تأثیر نخواهد بود.

نمایش «بابا لنگ دراز» نوشته میلاد افساری به کارگردانی زری اماد که در آخرین روز جشنواره تئاتر مقاومت اجرا شد نمایشی است که عمدتاً بر مونولوگ‌هایی طولانی متکی شده است. آدم‌های نمایش رو به مخاطب شروع به تعریف داستان یا بهتر است بگوییم گذشته خود می‌کنند. داستانی عاشقانه به جنگ کشیده می‌شود. در تعریف داستان مقدمه‌ای توسط یوسف یکی از دو شخصیت اصلی نمایش گفته می‌شود مبنی بر اینکه بهترین داستان‌ها داستان‌های عاشقانه هستند و با این گونه داستان‌ها همه همراه می‌شوند. یوسف می‌گوید همه ما در خلوت فیلم‌های هندی را دوست داریم و با آنها اشک می‌ریزم.

(نقل به مضمون) به نظر می‌رسد که کل نمایش متکی بر همین تحلیل غلط و ساده انگارانه از رضایت تماشاگران است. اتفاقاً بر خلاف این تحلیل، گونه‌هایی که آدم‌ها بیشتر دوست دارند و پیگیری می‌کنند، مثل رمانس‌های عاشقانه یا کمدی‌های سبک، به سبب همین استقبال و علاقه عامه، خیلی زود به دامان کلیشه می‌افتند و کار کردن در این سبک‌ها اگر بر اساس الگوهای مشخص و دقیق ساختاری و امتحان پس داده نباشد، خلاقیتی مضاعف و بسیار ویژه می‌طلبد تا تماشاگر خود را جذب کند؛ یعنی داستان عاشقانه گفتن بسیار دشوارتر از روایت داستان‌های دیگر است، چراکه حافظه و عواطف آدمیان از این گونه داستان‌ها غنی است و به راحتی متوجه داستان بد عاشقانه می‌شوند.

نمایش «بابا لنگ دراز» نه از الگوهای مشخص و دقیق درام پردازی برای پرداخت یک ملودرام عاشقانه بهره برده است و نه با یک خلاقیت مضاعف و پرداخت جدید به یک شاعرانه عشقی و عمیق رسیده است. درست است که عامه مردم از روایت‌های پیچیده گریزان هستند، اما اینگونه هم نیست که همه ما در خلوت با فیلم‌های هندی اشک بریزیم. حتی فیلم‌های هندی هم قواعدی از داستان گویی دراماتیک را رعایت می‌کنند. این نوع از داستان‌گویی بر تضاد و کشمکش بنا می‌شود و احساسات گرایی را همچون پاساژها و لحظه‌هایی میان آن تضادها و کشمکش‌ها استوار می‌کند.

آنچه «بابا لنگ دراز» به شدت از آن آسیب دیده تن ندادن به درام و درام پردازی است. نمایشنامه آنطور که در اجرا بازتاب یافته، مجموعه‌ای از چند قطعه ادبی است، که گاه این قطعه‌ها بسیار طولانی می‌شوند و زبانی سطحی و آزار دهنده پیدا می‌کنند. گفتن یک داستان عاشقانه در دل جنگ ایده خوب و تأثیرگذاری می‌تواند باشد و اتفاقاً ظرفیت‌های یک درام را در خود دارد. اما این کار باید با شخصیت‌هایی شکل یافته و کنش و روایتی پر قدرت و مشخص صورت گیرد. بازگویی یک داستان آن هم بدون حتی لحظه‌ای که سایه‌ای از درام را هم در خود داشته باشد برای پرداخت یک تئاتر و قابل پیگیری کردن آن کافی نیست. «بابا لنگ دراز» ماده و ابزار کافی داستانی و دراماتیک را برای پرداخت ایده اش به کار نمی‌گیرد و به همین دلیل در سطح قطعاتی شبه ادبی (فارغ از کیفیت ادبی‌شان) متوقف می‌ماند.

در اجرا هم همین نگاه به درون نشانه‌های صحنه‌ای نفوذ کرده است. گل سرخی که در ابتدا توسط دختر پرپر می‌شود دیگر واقعن نشانه جالبی برای نمایش عشق نیست. این نشانه آن‌قدر تکرار شده که مستهلک گشته و به بصری ساختن احساسات درونی نمایش کمکی نمی‌کند. انتخاب موسیقی به همین منوال ساده گیرانه و بی تأثیر است.آنچه از جنگ هم می بینیم نشانه های مستهلکی است. سینه زدن، روضه خواندن و حرکت شمایل گونه رزمنده ها روی صحنه زری اماد هیچ کمک دراماتیک یا حتی حسی خاصی به نمایش نمی کنند،بلکه بیشتر تزئینی و قابل حذف اند.

مونولوگ شنیدن آن هم بیش از 45 دقیقه کاری دشوار است،مگر اینکه زبان آن مونولوگ جذاب و اجرای آن هم توسط بازیگران گیرا و گرم باشد. الزامن این اجرای گیرا به معنای حرکت زیاد، تغییر تن صدا و ریتم تند نیست،جاذبه، عمق و اثر گذاری مونولوگ هدف اصلی است که گاه می‌تواند در سکون و با ریتمی کند هم اتفاق بیافتد، به شرطی که باور پذیر باشد و جذابیتی درونی پیدا کند. مونولوگ‌های «بابا لنگ دراز» بیشترین ضعف را در متن دارند، اما در اجرا هم با وجود تلاش کارگردان برای طراحی تغییرات و تنوع در گفتنشان، جذاب و شنیدنی نشده‌اند.

به تعویق افتادن و عدم رسیدن به سطح درام آفتی است که یک اثر را از خاص بودن و ردپای مؤلفش تهی می‌کند و آن را در اکثر موارد به دامن کلیشه‌های حسی از پیش تعیین شده می‌اندازد. این ضعفی است که نمایش «بابا لنگ دراز» را هم اسیر خود کرده است.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها