امروز : پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵ - 2017 January 19
۱۳:۴۵
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 55300
تاریخ انتشار: ۸ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۰۸
تعداد بازدید: 49
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، مصر در این ایام شرایط بحرانی و شکننده‌ای را می‌گذراند. از روز 30 ژوئن روز کودتا علیه مرسی ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، مصر در این ایام شرایط بحرانی و شکننده‌ای را می‌گذراند. از روز 30 ژوئن روز کودتا علیه مرسی تاکنون بیش از دو ماه می‌گذرد، اما کماکان طرفداران مرسی رئیس‌جمهور برکنار شده مصر به تظاهرات و حضور خود در خیابان‌های قاهره و چند شهر دیگر به اشکال مختلف ادامه می‌دهند به طوری که ارتش حتی با فراخوان اردوکشی‌های خیابانی مخالفین مرسی و برخورد فیزیکی خشن و به راه انداختن چهارشنبه خونین در میدان رابعه و النهضه و کشتن بیش از 2000 نفر و به وجود آوردن جو امنیتی در مصر نیز نتوانسته، به طور کامل بر بحران فائق آید و آن را مدیریت کند.

ایالات متحده آمریکا نیز که نقش کلیدی در تحولات مصر دارد علی‌رغم همراهی ظاهری با ژنرال السیسی در پشت صحنه به دنبال رایزنی با نیروهای مخالف داخلی است. اتحادیه اروپا نیز با سفر خانم اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه به مصر با پذیرفتن نقش فعالی در این شرایط مصر به دنبال این است که اوضاع نابسامان مصر را با مذاکره با گروه‌های مختلف از دو سوی بحران به سامان برساند هر چند به نظر می‌رسد اتحادیه اروپا واجد شرایط کافی و لازم (حداقل به تنهایی) برای حل بحران مصر نباشد.

با این حال سؤال این است که نیروهای اثرگذار ادامه روند بحران کنونی مصر چه کسانی هستند؟ این بحران به چه صورت خاتمه خواهد یافت یا به عبارت دیگر کلید حل بحران در آینده تحولات مصر در دست چه جریان و گروه‌هایی می‌باشد؟

شاید بتوان عرصه سیاسی مصر را تقابل سه جریان عمده و اصلی دانست که هم بحران پیش‌آمده و هم کلید حل بحران معلول تعامل این جریانات با هم می‌باشد.

جریان اول: احزاب مخالف

یکی از جریانات اصلی تحولات این روزهای مصر جریان سکولار جامعه مصر است که شامل: لیبرال‌ها، جریان ملی‌گرا و چپ‌گرایان می‌باشند که بیش از 40 درصد از جامعه مصر را (هم‌چنان که در انتخابات برگزار شده پس از مبارک نیز نشان داد) تشکیل می‌دهد، ولی در اردوکشی‌های خیابانی بسیار ضعیف‌تر از درصد یادشده است. این جریان در قالب جبهه‌ای موسوم به «جبهه نجات ملی» گرد هم آمدند. این جبهه متشکل از دست‌کم 26 حزب است. البته جریان سکولار به جز موارد یادشده شامل بازماندگان نظام سابق به نام فلول، قبطی‌ها و جریان خط سوم شامل جوانان، ناصریست‌ها و بخشی از اسلام‌گرایان جدا شده از اخوان نیز می‌باشد. که در راستای تلاش برای لغو تصمیمات مرسی در متمم قانون اساسی اعلام موجودیت کرد. این جریان در طی وقایع پس از به قدرت رسیدن مرسی هر چند نشان داد که شاید توانست با پیوستن به جنبش تمرد و حضور در خیابان‌ها به وحدت عمل برسند، اما می‌توان گفت این بازیگران از نظر تشکیلات، دیدگاه‌ها و موضع‌گیری‌ها دارای انسجام و یکپارچگی لازم نیستند.

در زمان برگزاری انتخابات پارلمانی در حالی که بخشی از جبهه نجات ملی بر تحریم انتخابات تأکید می‌کردند برخی دیگر به حضور در انتخابات و رقابت با اخوان‌المسلمین اعتقاد داشتند و یا موضوع دیدار عمرو موسی با خیرات الشاطر که شماری از اعضای جبهه نجات ملی با انتقاد از او خواستار اخراج مرسی از این جبهه شدند، را می‌توان شاهدی بر ترکیب ناهمگونی این جریان تلقی کرد. این جریان شامل افرادی چون عمرو موسی رئیس حزب کنگره مصر، عبدالغفار شکر رئیس حزب ائتلافی مردمی و حمدین صباحی، محمد البرادعی و... می‌باشد که شاید افراد صاحب رأی و نظر در این جریان کم نباشند اما رفتارها، گاهاً متناقض و یا غیرشفاف این گروه حکایت از این دارد که شاید بتوان گفت تنها و مهم‌ترین نقطه اشتراک آنها اختلاف با اخوان حاکم است و هیچ برنامه و یا دیدگاه مشترکی برای همکاری در دوران حتی پس از برکناری نماینده اسلام‌گرایان توسط ارتش نیز بین آنها دیده نمی‌شود.

جریان دوم: ارتش

در کشاکش تقابل و وزن‌کشی خیابانی بین موافقان و مخالفان مرسی ارتش مصر تنها نیروی آماده‌ای بود که با استفاده از خلأ قدرت به وجود آمده، به تحولات عرصه سیاسی مصر ورود پیدا کرد و توانست ابتکار عمل را در مدیریت سیاسی در این کشور بزرگ در دست بگیرد. ارتش شامگاه 4 جولای پس از گذشت ساعاتی از ضرب‌الاجل 48 ساعته از موقعیت بهره‌ برده و در بین هرج و مرج مخالفان و موافقان و هماهنگ با رژیم اسرائیل و عربستان سعودی وارد عمل شد و مدیریت امور سیاسی و اقتصادی مصر را به دست گرفت. عملکرد ارتش در دوران مبارک حکایت از آن داشت که ژنرال‌های آن هم به حفظ منافع اقتصادی خویش می‌اندیشند هم به موقعیت سیاسی خود، به همین خاطر ارتش از ابتدا با اقداماتی از قبیل انحلال پارلمان با یک بازی قانونی، رد صلاحیت خیرت الشاطر به عنوان شخصیت با نفوذ اخوانی در بین مردم مصر و نامزد اصلی اخوان و در پایان چیدن میوه جنبش تمرد به خواسته همیشگی خود دست یافت. ارتش به این نتیجه رسیده بود که بدون کمک مردم نمی‌تواند قدرت را از دست جریان‌های اسلام‌گرا خارج کند لذا ارتش با برخورداری از یک مزیت نسبی در مقابل نیروهای سکولار یا جبهه نجات ملی که برخوردار بودن از تدابیر و تفکر سازمانی، و مهم‌تر از آن تعامل قوی‌تر با خارج از مصر به ویژه آمریکا بود موجب شد تا پیروز میدان منازعات، تخاصم‌ها و رقابت‌های شطرنجی مصر در این برهه زمانی باشد.

جریان سوم: اخوان

هر چند که عوامل مهم و کلیدی بسیاری چون بحران کارآمدی، سوءمدیریت و خطا در استراتژی‌ها و تاکتیک‌های اخوانی‌ها، هم‌پیمانی با سلفی‌ها، عدم تشخیص درست دوست و دشمن ملت مصر عدم تجربه اداره و مدیریت قوه اجرایی و دولت عواملی بودند که دولت مرسی را خیلی زود با بحران کارآمدی و مشروعیت و مقبولیت روبه رو و موجبات سقوط دولت وی را فراهم کرد، اما اخوان جریانی است با عقبه 80 ساله فعالیت سیاسی که روزها و شرایطی سخت را از سر گذرانده است لذا نمی‌توان به همین سادگی قدرت آن را چه در ساختار اجتماعی و چه در سایر عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و یا حتی امنیتی و نظامی به حساب نیاورد و این جریان را دست‌کم گرفت.

اخوان در طی بیش از دو ماهی که از برکناری نماینده خود از اریکه قدرت می‌گذرد ثابت کرد می‌تواند هواداران میلیونی خود را نه تنها به خیابان‌ها بکشاند بلکه حتی زمانی زمزمه تشکیل ارتش اخوان را بر سر زبان‌ها بیندازد. این جریان برعکس جریان سکولار دارای قابلیت تشکیلاتی بسیار منظمی است و از سازماندهی فوق‌العاده‌ای برخوردار است که تهدید پیش‌آمده را به فرصت دوباره تبدیل کند و از جهت دیگر در مقابل ارتش دارای قدرت و توان بسیاری در زمینه اقتصادی و حتی نظامی است پس بنابراین به خوبی می‌توان دریافت که اخوان توان به چالش کشیدن دو جریان دیگر پازل قدرت در مصر را دارد.

نتیجه‌گیری

با نگاه به روند تاریخی و رشد سازمانی اخوان‌المسلمین در طول این روند 80 ساله و توان انطباق این سازمان با شرایط مختلف پیرامونی خود و تبدیل تهدیدات به فرصت این‌چنین می‌توان نتیجه گرفت کلید حل بحران در آینده تحولات مصر در دست اخوان است و قفل اوضاع کنونی علی‌رغم به راه انداختن حمام خون توسط ارتش و دستگیری گسترده رهبران اخوان جز با تفاهم و مذاکره با اخوان باز نخواهد شد. برآورد قدرت دو جریان سکولار و ارتش و با نگاه به شرایط محیطی و صف‌آرایی مخالفین مرسی از یک‌سو و جماعت اخوان‌المسلمین از سوی دیگر در نبردی که ارتش داعیه‌دار کنترل آن است بر همگان آشکار کرد که چه طرف آمریکایی و چه طرف اروپایی اگر بخواهد به شکل اساسی و پایدار بحران مصر حل شود راهی را به جز درنظر گرفتن قدرت اخوان و مطالبات و شروط آنها در مقابل خود ندارد. آمریکا به عنوان اصلی‌ترین بازیگر خارجی تحولات مصر حدود 40 سال نظامیان مصر را به گونه‌ای تربیت کرده که ارتش مصر به یک ارتش آمریکایی شناخته شده است. به طوری که سالانه 3/1 میلیارد دلار کمک اقتصادی آمریکا به مصر به صورت 50 درصد به نظامیان و 50 درصد به دولت بوده است، لذا ایالات متحده اگر بتواند منافع رژیم صهیونیستی را نادیده بگیرد و به رعایت اصول حداقلی دموکراسی تن دهد، توان حل موضوع را با ارتش مصر دارد. از بین دو جریان دیگر تحولات کنونی مصر، وقایع نشان می‌دهد که آنچه اجتناب ناپذیر است ضرورت حل موضوع با جریان اصلی تحولات یعنی اخوان است. تلاش‌های اروپا و آمریکا و دیدار با سران اخوان، دیدار اشتون با مرسی و ترک جلسه مصاحبه مطبوعاتی اشتون و البرادعی حکایت از آن دارد که آمریکا و اروپا نیز به این امر اشراف کامل دارند و شاید اگر آینده تحولات مصر را (نزدیک یا دور) وابسته به تصمیمات اخوان، خواه معامله، یا مذاکره و یا حتی جنگ داخلی بدانیم سخن به گزاف نگفته‌ایم.

یادداشت: محمد علی آشتیانی
انتهای پیام/ر
برچسب ها:
آخرین اخبار