امروز : دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 20
۲۰:۲۵
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 55440
تاریخ انتشار: ۸ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۲۱:۰۲
تعداد بازدید: 133
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، در بخش نخست گفت‌وگوی فارس با احمد قلعه‌بانی، درباره تجربه مدیریت نفت در شرایط ...

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، در بخش نخست گفت‌وگوی فارس با احمد قلعه‌بانی، درباره تجربه مدیریت نفت در شرایط تحریم، تبدیل شدن ایران به یک خام فروش حاشیه‌ای بازار نفت، دلایل تمرکز بر تولید و صادرات گاز، آرزوی قلعه‌بانی درباره زودتر آغاز شدن توسعه فازهای جدید پارس جنوبی، چالش‌های صادرات نفت و حضور ایران در زنجیره ارزش پالایش نفت خام، بازارهای بالقوه و بالفعل صادرات گاز ایران سخن به میان آمد.

در بخش دوم این گفت‌وگو قلعه‌بانی درباره مشکلات توسعه میادین مختلف نفت و گاز، برکات و دردسرهای تحریم برای صنعت نفت، راهکار‌های غلبه بر تحریم‌ها، تلاش برای همکاری با همسایگان برای بهره‌برداری از میادین مشترک، در خواست کمک از وزارت امور خارجه در همکاری برای برقراری روابط نفتی با همسایگان و اروپا و پیشنهاد توسعه یک میدان مشترک ایران و عراق به توتال فرانسه سخن گفت.

بخش دوم گفت‌وگوی فارس با مدیرعامل سابق شرکت ملی نفت پیش روی شماست.

*مشکلات قراردادی خارجی‌ها را فراری داد

*پیشنهاد قرارداد مشارکت در تولید روی یک میدان کوچک به یک نهاد نیمه دولتی

*هندی‌ها برای توسعه فرزاد B بر اساس مشارکت در تولید آماده بودند 

فارس: درباره خارجی‌ها و دعوت از آنها صحبت کردید یک شرکت بلاروسی نیز سرمایه‌گذاری اندکی در ایران داشت اما به مشکل خوردند و ایران را ترک کردند، چرا بیشتر از این از حضور آنها حمایت نشد؟ یا خود روس‌ها هم شاید بیش از این ظرفیت کار در ایران داشتند. این طور نبود؟

قلعه‌بانی: در مورد روس‌ها ما با گازپروم و چند شرکت دیگر مذاکرات زیادی درباره بعضی میادین مشترک داشتیم و بخشی از این مذاکرات ادامه دارد. دو، سه شرکت تمایل دارند کار روی یک میدان کوچک را آغاز کنند، اما روس‌ها برای کار روی میدان نفتی آذر به دلایل مختلف جلو نیامدند.

بلاروس‌ها هم روی میدان جفیر کار می‌کردند اما شکل قرارداد به گونه‌ای تنظیم شده بود که برای ادامه کار علاقه نشان ندادند و تنها فاز اول را عملیاتی کردند.

فارس: یعنی مشکل فقط از قرارداد بود؟

قلعه‌بانی: در واقع مشکل از نوع قرارداد بود. قرارداد نوعی از بیع متقابل بود و تصور می‌کنم باید این نوع قرارداد قدری اصلاح شده و شیرین‌تر شود و حتی در میادین مشترک و میادین کوچک قراردادهای PSA یا مشارکت در تولید منعقد شود.

ما با یک سازمان نیمه دولتی داخلی یک قرارداد مشارکت در تولید را در یک میدان کوچک نفتی مشترک مطرح کردیم تا تجربه انعقاد چنین قراردادی را به دست بیاوریم.

فارس: به خاطر دارم مدیریت امور حقوقی در زمان مسئولیت شما قراردادهای بیع متقابل نسل چهارم را طراحی کرد اما این قراردادها هیچ گاه در عرصه عمل به کار گرفته نشد دلیل استفاده نشدن از این قراردادها چه بود؟

قلعه‌بانی: مدیریت امور حقوقی پیشنهاداتی در این زمینه ارائه داده است اما هنوز نهایی نشده است و می‌توان روی آن کار کرد.

در عین حال شرایط قرارداد مشارکت در تولید آماده است و اگر روی یک میدان کوچک اجرایی شده و اشکالات آن استخراج شود، می‌توان از این نوع قرارداد هم به نفع کشور بهره گرفت.

فارس: هندی‌ها پیشنهاد مشارکت در تولید روی فرزاد B را جدی گرفته‌اند؟

قلعه‌بانی: این پیشنهاد به هندی‌ها ارائه شده است و معاونت بین‌الملل وزارت نفت در کنار مدیریت امور حقوقی شرکت ملی نفت روی آن کار کرد.

مذاکرات و رفت و آمدها در این باره ادامه دارد و هندی‌ها هم برای سرمایه‌گذاری مشارکت در تولید روی فرزاد B اعلام آمادگی کرده‌اند که هنوز مذاکرات تمام نشده است.

توسعه میادینی مانند فرزاد A و B به صورت مشارکت در تولید می‌تواند نقش ما را در سیاست‌های گازی منطقه تقویت کند. میادین آرش و اسفندیار هم شرایط مشابهی دارند و هر چه سریع‌تر کار روی آنها آغاز شود به نفع کشور خواهد بود.

*تصمیم‌گیری درباره آرش از سطح وزارت نفت بالاتر رفت

*افزایش ظرفیت تولید نفت ایران از میادین غرب کارون در حال تحقق است

*چینی‌ها به صورت نسبی روی آزادگان خوب کار کرده‌اند

فارس: در مورد میدان آرش قرار بود که یک شرکت ایرانی کار را آغاز کند. کویت و عربستان هم برای کار روی این میدان به تفاهم نرسیدند. ایران چرا به صورت مستقل توسعه آرش را دنبال نکرد؟

قلعه‌بانی: آمادگی توسعه آرش در شرکت ملی نفت ایران وجود داشت و کارهایی هم انجام شد اما به دلیل سیاست‌هایی که در سطح وزارت نفت و بالاتر از آن وجود داشت این روند کند شد. یعنی روند تصمیم‌گیری درباره آرش از سطح وزارت نفت بالاتر رفت.

فارس: درباره میدان آزادگان هم این بحث مطرح است که قراردادی که به چینی‌ها داده شد بیش از اندازه شیرین است و چینی‌ها هم کار را با سرعت مطلوب روی آزادگان شمالی و جنوبی پیش نمی‌برند. در عوض به رقبای ایران در میدان مجنون عراق که با آزادگان مشترک است کمک می‌کنند. مثلاً گفته می‌شود هزینه حفر هر حلقه چاه را چهار برابر هزینه ایرانی‌ها  محاسبه می‌کنند یا اینکه گفته می‌شود دوره تولید حداکثری از میدان (پلاتو) را کوتاه و میزان تولید حداکثری را بالا گرفته‌اند تا زودتر قرارداد بیع متقابل آنها تسویه شود. چینی‌ها واقعاً در میدان آزادگان چه می‌کنند؟

قلعه‌بانی: نوع قرارداد چینی‌ها در میدان آزادگان بیع متقابل است و در شرایط نسبتاً سخت نوع قراردادهای بیع متقابل کار می‌کنند.

الان حفاری همه چاه‌های آزادگان شمالی به اتمام رسیده است و چند دستگاه حفاری از این میدان جدا شده و به میادین دیگر رفته است. در آزادگان جنوبی هم حفاری سرعت یافته است. طبیعتاً اگر بخش فرآورش آزادگان شمالی آماده شود این میدان آماده تولید است.

در یادآوران نیز تولید زودهنگام آغاز شده است و به زودی ظرف کمتر از چند ماه آینده تولید آن به 85 هزار بشکه در روز خواهد رسید و برای ظرفیت فرآورش 130 هزار بشکه‌ای نیز تأسیسات لازم ایجاد شده است. برای فاز بعدی این میدان نیز مذاکرات در حال انجام است.

به صورت نسبی با توجه به مشکلات تحریم‌ چینی‌ها خوب کار کرده‌اند. البته اگر قرارداد اولیه با اینپکس ژاپن به درستی پیگیری و اجرا می‌شد آزادگان خیلی سریع‌تر به تولید می‌رسید.

فارس: نمی‌توان نفت چاه‌های آزادگان را در بقیه تأسیسات فرآورش منطقه تصفیه کرد و میدان را به تولید رساند؟

قلعه‌بانی: چون میدان در قالب بیع متقابل توسعه یافته از نظر حقوقی شاید این کار مشکل باشد اما از نظر فنی این امکان وجود دارد و در صورت آماده بودن بخشی از تأسیسات امکان ارسال بخشی از نفت به دیگر تأسیسات فرآورش منطقه وجود دارد.

یک تأسیسات میانی به ظرفیت 165 هزار بشکه در روز در بخش اروندان در حال آماده‌سازی است که میادین غرب کارون را پوشش می‌دهد. این تأسیسات از شهریور به بعد با ظرفیت 55 هزار بشکه در روز و تا انتهای سال با ظرفیت 165 هزار بشکه در روز آماده فرآورش نفت خواهد بود و امکان فرآورش نفت آزادگان، یادآوران و یاران در این تأسیسات وجود خواهد داشت.

عملاً در این تأسیسات تا زمان آماده شدن تأسیسات اختصاصی آزادگان امکان دریافت نفت میدان آزادگان تا انتهای سال خواهیم داشت. این ظرفیت به ظرفیت فرآورش 4.2 میلیون بشکه‌ای نفت افزوده خواهد شد و هدف‌گذاری برنامه پنجم در مورد ظرفیت تولید و فرآورش نفت با این پروژه‌ها محقق می‌شود.

*دلیل عقب‌ماندگی در میادین مشترک ناتوانی در همکاری با همسایگان است

*میادین مشترک ایران و عراق نباید به سرنوشت پارس جنوبی دچار شوند

*برای مذاکره با توتال و دولت عراق از وزارت خارجه کمک خواستیم

*لزوم اعتماد سازی حتی به صورت یکجانبه برای همکاری با همسایگان روی میادین نفت و گاز

فارس: چرا درباره میادین مشترک به طور کلی و اختصاصاً میادین مهمی مانند آزادگان و پارس جنوبی تا این حد عقب‌ماندگی در کشور وجود دارد؟

قلعه‌بانی: یکی از دلایل این است که ما نمی‌توانیم با همسایگانمان در مورد توسعه و بهره‌برداری از میادین مشترک به تفاهم برسیم. عوامل زیادی در این امر مؤثر است که شرکت‌های نفتی خارجی از آن جمله‌اند و حداکثر منفعت خود را در این اختلافات جستجو می‌کنند.

ما در رابطه با عراق کارگروهی تشکیل دادیم. دولت عراق از نظر سیاسی شاید نزدیک‌ترین دولت به ایران باشد. وزارت نفت و وزارت خارجه باید در مورد میادین مشترک و با اولویت عراق حتی در مورد میادین مشترکی که هر یک از طرفین به صورت مستقل توسعه داده‌اند درباره بهره‌برداری مشترک از این میادین اقدام کنند.

حتی در میادینی مانند نفت شهر که ما در آنها قوی‌تر عمل کرده‌ایم می‌توانیم همسایه را در بهره‌برداری مشترک دخیل کنیم و این همکاری را به آزادگان و یادآوران و امثال آنها گسترش دهیمْ ما بیشترین میادین نفتی مشترک را با عراق داریم. این میادین نباید به سرنوشت میدان پارس جنوبی گرفتار شوند.

من حدود یک سال پیش جلسه‌ای با سفیر ایران در عراق و سفیر ایران در فرانسه داشتم. از آنها خواستم با شرکت توتال و مسئولین عراقی‌ مذاکره کنند که یک شرکت مشترک با عراق تشکیل و حتی اگر لازم باشد این شرکت را در یک کشور ثالث ثبت کنیم.

این شرکت مشترک با ذینفعان قرارداد امضا و توسعه میادین مشترک ایران و عراق را بر عهده بگیرد. در این امر وزارت امور خارجه ما باید فعال شود و فشار بیاورد که در میادین مشترک تولید صیانتی از سوی طرفین رعایت شود. ظاهراً سفرای ما و وزارت امور خارجه نتوانستند در این به ما کمک کنند.

البته اگر فرانسوی‌ها نمی‌آمدند مشکلی نبود و میدان را با استفاده از شیوه‌های دیگر توسعه می‌دادیم اما عراقی‌ها باید برای این امر مجاب می‌شدند.

الان هم معتقدیم وزارت امور خارجه باید با یک کشور دوست مانند عراق این کار را به عنوان یک تعامل حداقلی دنبال کند، البته کارگروهی بین ما و عراق تشکیل شد و روی رد و بدل شدن اطلاعات و بخش‌های اکتشافی توافق کردند. اما هدف اصلی اقتصادی که تولید مشترک و شرکت مشترک بود محقق نشد.

این کار بزرگی است که در صورت انجام و پشتیبانی از سوی وزارت امور خارجه در راهبرد انرژی خاورمیانه تغییرات جدی ایجاد خواهد کرد. الان که فضای سیاسی در کشور در رابطه با همسایگان مثبت‌تر هم هست فضای لازم برای پیگیری این امر وجود دارد.

می‌توان ظرفیت تجهیزات و شرکت‌های پیمانکاری توسعه‌ای و منابع انسانی ما فارغ از منابع مالی مورد نیاز، در این امر به کار گرفت و درآمدهایی در این بخش برای کشور ایجاد کرد.

بعداً می‌توان با عمان و در مراحل بعدی با امارات و عربستان هم این موارد را پیگیری و دنبال کرد. اگر این کار موفقیت‌آمیز اجرا شود می‌توان درباره اختلاف انگیزی‌های کشورهای غربی مانند آمریکا در منطقه یک راهبرد موفق همکاری با همسایگان را عملیاتی کرد.

برای این همکاری مشترک ما باید این آمادگی را داشته باشیم که حتی در میادینی که در حال حاضر از سوی ما مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد به صورت یک جانبه برای اعتمادسازی اقداماتی انجام دهیم و این همکاری را به میادین بزرگ‌تر توسعه دهیم.

*نفت‌شهر می‌تواند کلید آغاز همکاری مشترک نفتی ایران و عراق باشد

*عراقی‌ها باید حس کنند که به منافع آنها هم توجه می‌کنیم

*3 مزیت راهبردی بهره‌برداری مشترک از میادین مشترک با همسایگان

*ایران پیشنهادات توتال و استات اویل را در پارس جنوبی نپذیرفت

فارس: مثلاً درباره چه میادینی؟ و دقیقا چه نوع تعاملی مدنظر شما است؟

قلعه‌بانی: مثلاً میدان کوچک نفت شهر. ما امروز از نفت شهر بهره‌برداری می‌کنیم و آنها از این میدان بهره‌برداری نمی‌کنند. می‌توانیم عراقی‌ها را شریک کنیم و از منافع آن برای توسعه میادین بعدی استفاده کنیم.

یعنی عراقی‌ها حس کنند ما چیزی به آنها می‌دهیم و به منافع آنها توجه می‌کنیم. مثلاً در برابر چاهی که این طرف زده‌ایم آن طرف مرز هم چاهی بزنیم و نفت آن را در تأسیسات خودمان فرآورش کنیم و اصلاً آن نفت را بخریم یا آن را در پالایشگاه کرمانشاه تصفیه ‌کنیم و معادل آن را در جنوب به عراقی‌ها تحویل دهیم. یا حتی کل نفت را به آنها بفروشیم تا نفت فرآورش شده را از مسیر خط لوله ترکیه به فروش برسانند.

در این مورد عراق اولویت نخست و عمان اولویت دوم را دارد. در مورد میادین فرزاد A و B نیز زمینه همکاری با عربستان وجود دارد هم عربستان و هم ما به جد روی این میادین کار می‌کنیم. اتفاقاً بهره‌برداری مشترک و فروش گاز غنی سکوهای ما به عربستان چشم‌اندازی است که عربستانی‌ها هم به آن تمایل نشان می‌دهند.

از این میدان ما می‌توانیم 50 میلیون مترمکعب در روز گاز غنی تولید کنیم. عربستان هم به شدت به گاز نیاز دارد و می‌توان درباره بهره‌برداری مشترک از این میدان و فروش گاز این میدان به عربستان برنامه‌ریزی کرد.

فارس: عربستانی‌ها به چنین کاری تمایل نشان داده‌اند؟

قلعه‌بانی: به هر حال این یکی از مواردی است که در دیپلماسی می‌تواند مورد توجه قرار گیرد و از آن استفاده شود. ما در رابطه با میادین مشترک و همکاری با کشورهای همسایه از سال‌های گذشته تاکنون دارای یک استراتژی روشن، واضح و قابل دادوستد نبوده‌ایم و توصیه می‌کنم با اولویت اول عراق و دوم عمان درباره میادین تحت بهره‌برداری آغاز کنیم تا به توسعه مشترک میادین مشترک برسیم.

فارس: چرا چنین کاری را تا این حد مهم می‌دانید؟ چه مزیتی برای این نوع همکاری قائل هستید؟

قلعه‌بانی: در ابتدا این همکاری مشترک سرمایه‌گذاری مورد نیاز را به حداقل می‌رساند. در وهله دوم تولید غیرصیانتی از میدان مشترک متوقف می‌شود.

سومین مزیت آن است که دشمنی و کینه بین کشورهای همسایه به حداقل می‌رسد .میادین نفت و گاز مشترک یکی از عوامل دشمنی همسایگان در خاورمیانه است چون تضاد منافع ایجاد می‌کند. اگر این تضاد منافع برطرف شود عملاً به گونه‌ای می‌توان گفت مرزها برداشته می‌شود. وقتی منافع مشترک و شفاف و تعریف شده باشد، تعامل و همراهی بین همسایگان ایجاد می‌شود.

من از ابتدا یعنی از سال 89 به دوستان گفتم تلاش کنید یک شرکت مشترک با عراق تأسیس کنید. تصور می‌کنم این یک کار راهبردی است.

اگر ما 20 یا 30 سال پیش می‌توانستیم برای تولید مشترک از میدان پارس جنوبی با قطر توافق کنیم و یک شرکت مشترک تأسیس کنیم این شرکت امروز بزرگترین شرکت گاز دنیا و یک شرکت تأثیرگذار بر بازارهای جهانی و قیمت‌های جهانی گاز می‌بود.

شما درباره آزادگان و عملکرد بهتر شرکت‌ چینی در بخش عراقی میدان نسبت به بخش ایرانی آن پرسیدید. این سؤالات تا وقتی که اصل ماجرا یعنی بهره‌برداری مشترک از میادین حل نشود بی‌انتها خواهد بود.

بعضی می‌گویند شرکت شل و یا استات اویل پیشنهاداتی که به قطر دادند را ابتدا به ایران دادند و ایران نپذیرفت. من از شرایط پیشنهادات آنها در گذشته مطلع نیستم اما معتقدم هنوز دیر نشده است تا برای آینده افسوس نخوریم. کلید این کار اجرای یک نمونه موفق یا عراق و اجرای بدون وقفه قوی فازهای باقیمانده میدان پارس جنوبی است.

*چرا پس از تحریم در صادرات نفت دچار مشکل شدیم؟

*باید سهام پالایشگاه‌های خارجی را می‌خریدیم

*به بانک مرکزی درباره بلوکه شدن درآمدهای نفتی هشدار داده بودیم

*چون بازار هدف نداریم در قیمت‌گذاری نفت خام هم نقشی نداریم

فارس: چرا در شرایط فعلی درباره صادرات نفت دچار مشکل شدیم؟ صادرات نفت کشور تقریباً نصف شده است و حتی طرح‌هایی در کنگره آمریکا برای به صفر رساندن آن مطرح شده است. نقاط ضعف‌ ما در این حوزه چرا پوشش داده نشد؟ در آینده برای پوشش دادن به این نقاط ضعف چه می‌توانیم بکنیم؟

قلعه‌بانی: در این رابطه اشاره کردم که شرکت‌های معظم نفتی بازار مصرف تولیدات خود را ساماندهی کرده‌اند.

باید برای جلوگیری از خام‌فروشی توسعه پالایشگاه‌ها را در دستور کار قرار می‌دادیم و حتی سهام پالایشگاه‌های خارجی را در اختیار می‌گرفتیم. اگر در کشورهای مصرف کننده پالایشگاه داشته باشیم بازار نفت خودمان را تضمین کرده و از خام‌فروشی نیز جلوگیری کرده‌ایم.

در این باره باید از دو دهه قبل اقدام می‌شد تا به درد فعلی دچار نشویم. در آینده نیز نباید توجه به این مسأله را فراموش کنیم.

در قیمت‌گذاری نفت خام هم هیچ نقشی نداشته‌ایم و اگر چنین نقشی در بازار داشتیم شاید شدت تاثیر این محدودیت‌ها تا این حد نبود.

فارس: چطور باید این نقش را به دست می‌آوردیم؟ به هر حال به دست آوردن نقش قیمت گذاری نفت خام شرایط خاصی دارد.

قلعه‌بانی: ما چون بازار هدف نداریم و مطابق بازار هدف تعیین قیمت نمی‌کنیم همواره دنباله‌رو هستیم. این مسأله به همان موضوع بازارسازی باز می‌گردد.

زنجیره‌ای از تولید نفت تا تبدیل به فرآورده‌های نفتی وجود دارد که یک زنجیره اقتصادی است. ما با توجه به هزینه‌های تولید می‌توانیم قیمت فرآورده را نزدیک به رقبا تعیین کنیم تا در بازارهای مختلف جای پای محکمی داشته باشیم.

این قیمت‌ها لزوماً در آفریقای جنوبی با هند یا چین مساوی نیست و به شرایط منطقه‌ای وابسته است اما ما به بازارهای منطقه‌ای توجه نداریم.

فارس: راه‌اندازی یک بورس بین‌المللی و مستقل نفت می‌توانست در این زمینه به ما کمک کند؟ مانند ایده‌ای که پوتین در راه‌اندازی بورس نفت ایران و روسیه مطرح کرد و در کنار آن معاملات کاغذی نفت.

قلعه‌بانی: شاید ایجاد چنین بورسی می‌توانست بخشی از سیاست‌های ما را پوشش دهد اما نه به طور کامل. اگرچه به هر صورت از وضعیت فعلی بهتر بود و شاید می‌توانست به قیمت‌سازی کمک کند.

مسأله بعدی اتکای بودجه به نفت است. چرا نباید از شرایط فعلی برای کاهش اتکای نفت به بودجه استفاده کنیم؟

مقام معظم رهبری در بازدید از پژوهشگاه نفت فرمودند که ذخایر زیرزمینی ما تنها متعلق به نسل فعلی نیست و این ذخایر باید تبدیل به دارایی‌های ماندگار برای نسل‌های آتی شود. این مسأله یعنی با پول نفت نباید مرغ بخریم و اتومبیل وارد کنیم و هزینه‌های جاری کشور را بپردازیم. در کشور هم باید زیربناها را با این پول ایجاد کنیم یا آن را برای بخش‌های تحقیقاتی زیربنایی هزینه کنیم تا تبدیل به دانش و تکنولوژی شده و بتواند ثروت ایجاد کند.

اما استفاده از درآمدهای نفتی سال به سال بیشتر شده است و حتی در بودجه جاری 92 نیز تولید نفت 1.3  میلیون بشکه در نظر گرفته شده است. با این حال اگر ما 1.5 میلیون یا 2 میلیون بشکه در روز هم نفت بفروشیم باز هم کم می‌آوریم و بودجه جاری آن را می‌بلعد.

البته در حال حاضر بخشی از درآمدهای ارزی از محل صادرات پتروشیمی و امثال آن افزایش یافته است که باز هم خام‌فروشی است و می‌تواند با تکمیل زنجیره ارزش با ارزش افزوده بالاتری صادر شود. در عین حال سرمایه‌گذاری در میادین مشترک اولویت همیشگی است که ان‌شاء‌الله مسئولان به آن توجه دارند و به آن خواهند پرداخت.

در این راستا قراردادهای بیع متقابل و مشارکت در تولید و همه آنچه به آن درباره ایجاد شرکت‌های مشترک بهره‌برداری و سرمایه‌گذاری‌های مشترک در این میادین اشاره کردم می‌تواند به کار گرفته شود.

ما چند سال پیش با معاون ارزی وقت بانک مرکزی جلساتی داشتیم و گفتیم درآمدهای ارزی کشور حاصل از فروش نفت و میعانات در کشورهای دیگر بلوکه می‌شود. باید تدبیر مشترکی بین بانک مرکزی و وزارت نفت پیش از تشدید تحریم‌ها درباره انتقال این منابع بیندیشیم تا به سامانه‌های پولی و بانکی غربی وابستگی نداشته باشیم.

*برای نقل و انتقال پول می‌شد یک سامانه کدگذاری مستقل راه‌اندازی کرد

*مبادلات ارزی ما با خریداران نفت باید از دلار یورو خارج شود

*برای انتقال پول نفت از روش‌های ابتکاری بهره گرفتیم

فارس: باچه سازوکاری رفع این وابستگی ممکن بود؟ به هر حال این سامانه‌ها به صورت متمرکز و جهانی اداره می‌شوند.

قلعه‌بانی: مثلاً سیستم سوئیفت را در نظر بگیرید. ایران به هیچ یک از هم‌پیمانان خود یعنی کشورهای دوست در سازمان اکو یا کشورهای غیرمتعهد یا امثال آنها هیچ سیستم جایگزینی برای تبادلات مالی ندارد.

فارس: مگر به جز سوئیفت امکان استقرار سامانه دیگری برای مبادلات مالی وجود دارد؟

قلعه‌بانی: در حال حاضر به جز سوئیفت برای نقل و انتقال و شناسایی پول سامانه دیگری وجود ندارد. این سامانه هم توسط یک شرکت غربی ایجاد و اداره می‌شود و به صورت مطلق مبادلات بانکی را مدیریت و همه از آن حمایت می‌کنند، اما ایران می‌تواند در میان کشورهای هم‌پیمان و دوست خود یک کد معتبر برای نقل و انتقال پول طراحی کند.

البته ما برای نقل و انتقال پول از روش‌های ابتکاری بهره گرفتیم که قابل بازگویی نیست. اما آیا امکان این وجود ندارد که به کشورهای عضو پیمان‌ شانگهای برای ایجاد سامانه جدید پیشنهادی ارائه کنیم؟

فارس: این کشورها استفاده از یک سامانه‌ جدید و تجربه نشده را می‌پذیرند؟

قلعه‌بانی: ببینید چرخش دلار حتماً در فدرال رزرو آمریکا ثبت می‌شود. در مورد یورو هم اخیراً چنین سیستمی به کار گرفته شده است. آیا کشورهای دوست ما انگیزه‌ای برای خروج مبادلات مالی‌شان از زیر نگاه و نظارت آمریکا و اروپا نخواهند داشت؟ ما از تراز تجارت خارجی‌مان می‌توانیم برای مجاب کردن این کشورها بهره ببریم. چطور چین و هند از پرداخت پول نفت به ارزهای خود استقبال کردند؟

غیر از آن ما نفت را به کشورهای آسیایی می‌فروختیم و کالا را از کشورهای اروپایی وارد می‌کردیم حتی از آمریکا و کانادا گندم می‌خریدیم. سال 89 یا 90 ما 14 میلیارد دلار نفت به هند فروختیم و تنها 2 میلیارد دلار کالا از این کشور خریدیم.

به اعتقاد من ما باید مبادله با کشورهای خریدار را از طریق انحصاری دلار یا یورو خارج و مبادلات را بر اساس سایر ارزها بر اساس سیاست‌های تجارت بین‌الملل خود با آنها ساماندهی نماییم.

*پیشنهاد ارزی قلعه‌بانی به مقام چینی

*پول چین می‌تواند به سبد ارزی جهان اضافه شود

*مبادلات چند جانبه ارزی با ژاپن، کره، روسیه، چین و هند هرچه زودتر باید برقرار شود

*نداشتن ثبات مدیریتی سم مهلک صنعت نفت است

فارس: به سوآپ ارزی اشاره می‌کنید؟

قلعه‌بانی: بله. ما می‌توانستیم قیمت کالاهای همدیگر را با ارزهای خودمان تعریف کنیم. ممکن است بانک مرکزی بگوید ارزش ارز کشورهای توسعه نیافته سمت کاهشی دارد و تورم آنها بالا است. این مطلب درست است. اما ما می‌توانیم نرخ مبادله‌ روپیه به دلار را در فواصل زمانی مشخص تعریف و به جای دلار یا یورو با حذف ارزهای واسط از ارز کشورهای منطقه و ارزهای خودمان بهره ببریم و از این طریق با سبد متنوع ارزی کشورها کار کنیم.

یک بار به یک مقام ارشد چینی گفتم شما چرا برای بین‌المللی کردن پولتان تلاش نمی‌کنید. این کار به نفع ما است و چینی‌ها هم قطعاً از بین‌المللی شدن پولشان استقبال می‌کنند. پول چین در چند سال گذشته علیرغم فشار آمریکا یکی از ارزهای قوی در جهان بوده است.

اگر همه و در رأس آن ما کمک کنیم امکان این وجود دارد که استفاده از پول چین در کشورهای آسیایی رواج یابد و حتی در کشورهای آفریقایی هم مورد استفاده قرار بگیرد. حتی در بخشی از کشورهای ضعیف در اروپای شرقی هم امکان تبادل این ارز و استفاده از آن وجود دارد. حتی روسیه هم ممکن است به این کار تن دهد تا از سلطه دلار و یورو خارج شود.

در عین حال باید تلاش کنیم با کشورهایی مانند ژاپن، چین، کره، هند، روسیه و امثال آنها مبادلات دو یا چند جانبه با ارز خود این کشورها انجام شود.

ما این کار را نکرده‌ایم اما هنوز هم دیر نشده است. یکی از مهمترین اهرم‌های قدرت کشور در کنار اهرم‌های سیاسی، دفاعی، امنیتی و تبلیغاتی و شاید از همه مهم‌تر روابط تجارت بین‌الملل است. روابط تجارت بین‌الملل ما در چند دهه گذشته هوشمند نبوده است.

در عین حال یکی دیگر از مباحثی که روی آن کار نشده است حمل‌ونقل است. سازمان کشتیرانی با پیگیرِی‌های حقوقی از تحریم خارج شد که باعث خوشحالی است اما باید این سؤال را پرسید که چرا سیستم حمل‌ونقل ما دچار تحریم شده است؟

دولت چه پشتیبانی‌هایی باید انجام می‌داد؟ چه ساختاری باید تنظیم می‌شد؟ این خدمات بیمه‌ای چیست که مانند یک کلید می‌تواند کل حمل‌ونقل را قفل کند؟ چرا ما این ساختارها را ایجاد نکردیم؟ چرا با همکاری کشورهای دیگر مانند ژاپن و چین تلاش جهت شکستن انحصار بیمه‌ای نکردیم؟

البته نهایتاً دولت خود وارد عمل شد و درباره کشتی‌های نفتکش بیمه پوششی را ساماندهی کرد، اما در این موارد غفلت کرده و آسیب‌پذیر شده‌ایم.

یکی دیگر از مواردی که باید روی آن تأکید کنم ثبات مدیریتی است. در بعضی از جاها از جمله وزارت نفت این ثبات بیش از هر نقطه دیگری باید مورد توجه قرار بگیرد. مدیریت‌های میانی و ارشد نفت باید ثبات داشته باشد و تغییرات یک ساله، دو ساله و سه ساله مانند یک سم مهلک در این سیستم عمل می‌کند.

از زمان مرحوم اقبال به بعد، هر وقت  که ثبات نسبی در وزارت نفت وجود داشت موفقیت‌های بیشتری شاهد بوده‌ایم و هر زمان که ثبات نداشتیم به مشکل خوردیم.

*راهکار غلبه بر تحریم‌ها در آینده بر پرهیز از خام‌فروشی متمرکز است

*شرکت نفت می‌تواند گاز را با هدف صادرات کالا روی صنایع انرژی بر سرمایه‌گذاری کند

*می‌توانیم انرژی را به کالاهای مختلف تبدیل کرده و بفروشیم

*فروش اوراق مشارکت قابل تبدیل به سهام برای تجمیع نقدینگی مردم در پروژه‌های تولیدی 

فارس: شما راهکار مشخصی برای غلبه بر تحریم در بازار آینده انرژی پیشنهاد می‌کنید؟

قلعه‌بانی: آنچه به آن اشاره می‌کنم بر پرهیز از خام‌فروشی متمرکز است. به نمونه آن در پروژه تبدیل گاز به برق در فروز B اشاره کردم.

بخشی از انرژی‌ کشور به صورت گاز قابل صادرات است اما از این انرژی می‌توان در جهت افزایش صادرات مبتنی بر تولید ملی در دیگر حوزه‌ها استفاده کرد. گاز به خصوص می‌تواند به عنوان محور انرژی و تولید کشور عمل کند.

ما اگر گاز را هم به پاکستان و عراق و امارات صادر کنیم باز به نوعی خام فروشی است اما اگر گاز را با هدف صادرات در صنایع انرژی بر مانند تولید فولاد و مس که معادن سرشاری از آنها در کشور داریم سرمایه‌گذاری کنیم به جای انرژی خام می‌توانیم کالا صادر کنیم.

از طرفی سنگ‌های معدنی کشور بعضاً به صورت خام صادر می‌شود و از طرف دیگر ظرفیت سرمایه‌گذاری برای آنها وجود دارد. سرمایه‌گذاری با آورده انرژی روی صنایع انرژی بر مانند فولاد، مس، آلومینیوم، سیمان و امثال آنها می‌تواند ارزش افزوده قابل توجهی برای کشور ایجاد کند.

به عبارت دقیق‌تر، می‌توان از انرژی به عنوان سرمایه صنایع اشاره شده و حتی نیروگاه‌ها با هدف صادرات استفاده کرد.

تولید گاز ما در مناطق دریایی، بندرها و جزایر صادراتی انجام می‌شود. می‌توان زنجیره صنایع را در سواحل جنوبی کشور و حتی جزایر ایجاد و به صورت مستقیم از بندرهای موجود در این سواحل محصولات آن را صادر کرد.

صنعت نفت با آورده انرژی در این صنایع می‌تواند سرمایه‌گذاری نماید.

فارس: یعنی معتقدید شرکت ملی نفت ایران به عنوان یک شرکت با عملکرد تجاری در این صنایع سرمایه‌گذاری کند؟

قلعه‌بانی: بله. مثلاً فولادی که در یکی از این صنایع تولید می‌شود بخشی از آن به شرکت ملی نفت ایران یا به عبارت دقیق‌تر به دولت تعلق دارد و می‌تواند از محل صادرات آن با برای دولت و حتی خود نفت درآمد ایجاد کند.

این راهبرد باعث رشد صادرات غیرنفتی، پرهیز از خام فروشی، توسعه اشتغال داخلی و ایجاد ارزش افزوده بیشتر در داخل کشور می‌شود. ما می‌توانیم به صورت رقابتی فولاد، مس، آلومینیوم، سیمان، برق و محصولات پتروشیمی تولید کنیم و در بازارهای بین‌المللی بفروشیم.این صنایع بزرگ توسعه صنایع پایین دستی خود را نیز به دنبال دارند.

حتی می‌توان برای این کار یک شرکت تشکیل داد و بخشی از سهام آن را در بورس فروخت تا سرمایه لازم برای احداث این واحدها جمع‌آوری شود.

در واقع این کار به معنی فروش اوراق مشارکتی است که در آینده تبدیل به سهام می‌شود و خریدار اوراق، سهامدار آن پروژه خواهد شد. در عین حال در صورت عدم تمایل خریداران می‌توان به این اوراق سود مناسب پرداخت کرد.

این کار صنایع پایین‌دستی را توسعه می‌دهد. ما می‌توانیم از مزیت نسبی انرژی در کشور استفاده کرده و انرژی را به کالاهای متعدد تبدیل و آن را به فروش برسانیم. حتی اگر برق را هم به کالا تبدیل کنیم ارزش افزوده بیشتری برای کشور ایجاد می‌کند.

*زمانبندی 35 ماهه ایده آلیستی بود

*تامین تجهیزات ساده‌تر از انتقال پول به سازندگان بود

*تشریح برکات و دردسرهای تحریم برای صنعت نفت

فارس: تحریم‌ها به هر صورت روی صنعت نفت ایران تأثیر قابل توجهی داشت. هم در فروش نفت و هم در خرید تجهیزات و پیشرفت پروژه‌ها این تحریم‌ها تأثیرگذار بود. شما تأثیر تحریم‌ها را در پیشرفت پروژه‌ها چطور ارزیابی می‌کنید؟ مثلاً درباره پروژه‌های 35 ماهه پارس جنوبی این سؤال مطرح است که چرا این زمانبندی کوتاه انتخاب شد و چرا زمانبندی انتخاب شده محقق نشد؟ راهکار ما برای کاهش تأثیر تحریم‌ها بر پیشرفت پروژه‌ها چه بوده است؟

قلعه‌بانی: نخست باید بگویم زمانبندی 35 ماهه یک هدف‌گذاری‌ ایده‌آلیستی بود. وقتی کمتر از 60 ماه هیچ فاز میدان پارس جنوبی به بهره‌برداری نرسیده است، به سختی امکان داشت در این زمان فازها به بهره‌برداری برسد و زمان‌بندی باید قدری موسع‌تر در نظر گرفته می‌شد. پیشنهاد بنده در آن زمان حداقل 44 ماه بود. اگر تحریم‌ها تشدید نمی‌شد شاید تحقق توسعه 44 ماهه فازهای پارس جنوبی ممکن بود.

تحریم‌ها به دو لحاظ روی کار ما تأثیر گذاشت. اول اینکه درباره بعضی تجهیزات به لحاظ پیچیدگی زیاد امکان جایگزین شدن در جای دیگر نبود. در عین حال مشکل پرداخت‌های ما از طریق سیستم بانکی بسیار تأثیرگذار بود.

تأمین تجهیزات برای پیمانکاران آسان‌تر بود تا انتقال پول به سازندگان. آن هم در شرایطی که ما پول داشتیم اما نمی‌توانستیم آن را منتقل کنیم.

اغلب این تجهیزات قبل از تحریم‌ها آماده شده بود اما بعضی شرکت‌ها در تحویل آن خلف وعده کردند که کار آنها با هیچ رویه تجاری و اقتصادی قابل توجیه نیست.

فارس: نمی‌شد از طریق حقوقی این شرکت‌ها را تحت پیگرد قرار داد؟

قلعه‌بانی: چرا این امکان وجود دارد اما این فرآیند زمانبر است و باید تأکید کنم این شرکت‌ها به اصول اولیه تجارت پایبند نبودند و شاید تحریم‌ها را بهانه کردند. قطعاً این رفتار در آینده روابط تجاری ایران با بعضی از این سازندگان تجهیزات باید تأثیرگذار باشد.

باز هم تأکید می‌کنم که به تأخیر انداختن آغاز توسعه فازهای 35 ماهه قطعاً کار اشتباهی بود و فعالیت روی این فازها باید زودتر شروع می‌شد.

شاید این فازها با تأخیر نسبت به برنامه زمانبندی به بهره‌برداری برسند اما به هر صورت تولید ما از میدان پارس جنوبی است که بسیاری از معادلات ما را تغییر می‌دهد. هر چه توسعه این فازها با تأخیر بیشتری ادامه یابد، بهره‌برداری از آنها نیز با تأخیر بیشتری انجام می‌شود.

تحریم‌ها نقاط ضعف ما را هدف قرار دادند بعضی از اینها باعث برکت برای کشور شد و بعضی برای ما دردسر ایجاد کرد.

در تحریم‌ها توان پیمانکاری فعال در صنعت نفت را هدف قرار دادند و اجازه ندادند پیمانکاران بزرگ به ایران بیایند. اما این مسأله تبدیل به نقطه قوت ما و موجب تقویت پیمانکاران داخلی شد.

نقطه ضعف دوم ما تجهیزات و کالا بود که هدف قرارگرفتن آن ما را به زحمت انداخت. 20 یا 30 کالا هست که ما در تأمین آن مشکل داریم. آنها ما را در انتقال تکنولوژی و دادن سرویس‌های مهندسی هدف قرار دادند که ما آن را به نقطه قوت تبدیل کردیم. الان 70 درصد از تجهیزات صنعت نفت ساخت داخل شده و از خواب غفلت بیدار شده‌ایم.

تحریم‌ها ما را در سیستم مالی نیز هدف قرار داد. این بخش دو جنبه دارد یکی از آنها تأمین منابع مالی بود که ما از منابع آنها استفاده می‌کردیم و با تشدید تحریم‌ها، اتخاذ راهکارهایی برای تأمین منابع مشکل ما را تا حدود زیادی برطرف کرد و مشکلی در تأمین منابع مالی نداریم. اما در مقابل در بحث نقل و انتقال بانکی دچار مشکل و ضعف شدیم.

از همه مهمتر آنها ما را از بازار خود محروم کردند. بازار هدف محصولات ما عمدتاً به کشورهای همسو یا غرب متکی بوده است. بزرگترین گام اروپا بستن بازار خود به روی ما بود.

آسیب‌پذیری ما در این حوزه ناشی از خواب طولانی مدتی است که کشور دچار آن شده است. این تنگنا در دراز مدت برای ما موجب برکت اما در کوتاه مدت باعث دردسر خواهد بود. چنانکه اگر به درستی برنامه‌ریزی کنیم تا 10 یا 20 سال آینده موجب برکت برای کشور خواهد بود. تحریم‌ها نقاط ضعف ما را به خودمان نشان داد. بعضی از این نقاط ضعف را پوشش دادیم و بعضی برای ما مشکلاتی ایجاد کرد. حال بر عهده همه دلسوزان است که از آنچه که گذشت عبرت گرفته و راه افتخار، تعالی و برطرف نمودن نقاط ضعف را در دستور کار خود قرار دهند.

در پایان بار دیگر از کلیه همکارانم در شرکت ملی نفت ایران که در این دوران سخت و به یاد ماندنی مرا همراهی نمودند تشکر و همچنین از خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس هم که این فرصت را فراهم نمود قدردانی می‌نمایم.

گفت‌وگو از علی فروزنده
انتهای پیام/م
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها