امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۲۱:۲۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 55618
تاریخ انتشار: ۹ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۱۰
تعداد بازدید: 91
فاطمه شهیدی در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ضمن اعلام این خبر افزود: در تاریخ فلسفه اسلامی فارابی ...

فاطمه شهیدی در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ضمن اعلام این خبر افزود: در تاریخ فلسفه اسلامی فارابی را دارای نقش تأسیسی و آغاز کننده راهی دانسته‌اند که در طول زمان و به مدد تأملات و تفکرات دیگر فیلسوفان مسلمان مسیر کمال پیموده است.

وی در ادامه افزود: ساختار نظام فلسفی فارابی، تفکیک اصول و مبانی از فروع و ملحقات آن و تبیین نحوه ابتنای این اصول بر آن مبانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. درحالیکه به نظر می‌رسد بررسی این ساختار مقدمه‌ای ضروری برای مطالعه در باب وجه تمایز فارابی از فیلسوفان یونانی و اسکندرانی و همچنین فیلسوفان مسلمان پیش از او است.

شهیدی اظهار داشت: اهمیت کار در مباحث فارابی را زمانی دو چندان دانسته که متوجه شده تاریخ‌نویسان (به ویژه مورخان شرق شناس) بدون توجه به کلیت منظومه فکری فارابی و منظر و مبانی متفاوت او و صرفاً به دلیل فراوانی مسائل، پاسخ‌ها و احکام مشابه فلسفه‌های یونانی و اسکندرانی، فلسفه فارابی را تقلید صرف و گاهی ناموفق و التقاطی از آرای افلاطون، ارسطو و نو افلاطونیان به شمار آورده‌اند و این را مجوز تردید در اصل وجود و هویت «فلسفه اسلامی» قرار داده‌اند.

وی با بیان اینکه در این پروژه فکری در نظر دارد ضمن تعیین مسائل متفاوت فارابی (در قیاس با متفکران پیشین و همدوره‌اش) که ناشی از التزام او به دین اسلام و دیدگاه خاص او در نسبت دیانت و فلسفه است، تأثیر این دیدگاه و آن مسائل را در شکل‌گیری نظام فلسفی فارابی نشان دهد، یادآور شد: علاوه بر این با تفکیک اصول مبنایی فلسفه او از احکام مبتنی بر آنها ساختار نظام فلسفی او را تا حد ممکن تبیین کردم.

عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه برخی از پرسش‌های خود را اینگونه بیان کرد: متفکران مسلمان در سال‌های اولیه ورود علوم و فلسفه‌های یونانی پاسخ کدام مسائل خود را در فلسفه‌های یونانی و اسکندرانی نمی‌یافتند؟ نحوه مواجهه گرایش‌ها و فرق مختلف اسلامی با فلسفه یونانی چگونه بود؟ بطور خاص موضع فارابی در این ارتباط چه بود و او دین و فلسفه را دارای چه نسبتی می‌دانست؟ آیا دیدگاه خاص فارابی در این ارتباط توانست موجب فعالیت متفاوتی (در قیاس با دیگر متفکرین مسلمان) شود؟ مسائل اصلی فارابی کدام‌اند؟ مبانی فکری خاص فارابی کدام‌اند؟ ساختار نظام فلسفی او چگونه است؟ فارابی به چه معنا مؤسس فلسفه اسلامی به حساب می‌آید؟

*فارابی دین و فلسفه را دو بیان مختلف از یک حقیقت واحد می‌داند

وی با بیان اینکه فارابی برخلاف دیگر متفکران عالم اسلامی (که پیش از او یا هم دوره او بودند) به دلیل قائل بودن به وحدت حقیقت، دین و فلسفه را دو بیان مختلف از حقیقت واحد می‌داند که نسبت طولی با هم دارند به نحوی که فلسفه بطن و دین ظاهر و مثالات آن است، توضیح داد: از همین جاست که او مقام فیلسوف و نبی را یکسان دانسته است. لازمه این دیدگاه، عدم تعارض دین و فلسفه و ضرورت شمول فلسفه نسبت به مسائل دینی است.

شهیدی اولین و مهمترین مسئله‌ای که در نگاه دینی وجود دارد ولی در فلسفه یونان وجود نداشته است را مسئله خلقت و بویژه خلق از عدم دانست و گفت: همین مسائل فارابی را بر آن داشت که پس از ارائه طبقه‌بندی جدیدی برای علوم، نظام فلسفی در اندازد که خلق عالم از جانب خدا در آن تبیین شود. در همین راستا در منظومه فکری او هم خدا (واجب الوجود) و هم موجودات عالم (ممکن الوجودها) دارای ویژگی‌هایی هستند که اقتضای نظام‌های فلسفی پیش از او نبودند. در این منظومه، علم و اراده مطلق صفات ضروری خدای خالق است.

وی برخی از فصول این اثر را شامل مقدمه‌ای تحلیلی که در آن به مباحثی از جمله بررسی وضعیت تاریخی – فرهنگی زمانه فارابی و نحوه مواجهه گرایش‌های مختلف فکری با فلسفه یونانی و اسکندرانی، مسائل، اصول و مبادی خاص فارابی و بازسازی نظام فلسفی فارابی به شمار آورد.

*فارابی مؤسس صورت جدیدی از فلسفه با نام «فلسفه اسلامی» است

شهیدی هدف اصلی این پژوهش را یافتن پاسخ برای مسئله اصلی پژوهش و تبیین کلیت نظام فلسفی فارابی دانست و گفت: در میان متفکران مسلمان فارابی اولین کسی است که می‌توان از او با عنوان فیلسوف اسلامی یاد کرد. او در مواجهه با فکر عالم غربی که در فلسفه یونانی تمثیل یافته بود و از موضع یک متفکر مسلمانِ مقید به اصول دینی‌اش، در فلسفه یونانی چنان تصرف نمود که توانست به عنوان مؤسس صورت جدیدی از فلسفه با نام «فلسفه اسلامی» شناخته شود.

وی با اشاره به اینکه بررسی و تبیین فعالیت فلسفی فارابی می‌تواند برای متفکران مسلمانی که امروز بار دیگر در مقابل صورت‌های دیگری از تفکر غربی و اخلاف فلسفه یونانی قرار گرفته‌اند راهگشا و درس آموز باشد، افزود: در پی چنین مطالعه‌ای به ویژه اگر در ادامه آن پژوهش مفصلی انجام شود در مقایسه مسائل و نظام فلسفی فارابی با فیلسوفان یونانی و اسکندرانی، می‌توان حقیقت فلسفه اسلامی را بهتر شناخت و میزان تأثیرش را در تمدن اسلامیِ پس از آن بررسی کرد. علاوه بر این، چنین تحقیقی می‌تواند ما را در اتخاذ موضع دقیق در قبال امکان و نحوه استفاده از فلسفه اسلامی در مواجهه با تفکرات جدید غربی و بنای تمدن اسلامی کمک کند.
انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار