امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 5
۱۶:۳۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 55677
تاریخ انتشار: ۹ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۱۲
تعداد بازدید: 119
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- مریم سادات آجودانی: به برکت پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت‌های قرآنی در ایران رنگ‌وبویی دیگر گرفت به طوری ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- مریم سادات آجودانی: به برکت پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت‌های قرآنی در ایران رنگ‌وبویی دیگر گرفت به طوری که در دهه 60 با وجود جنگ تحمیلی باز هم فعالان قرآنی از حرکت به سوی معنویات خسته نشدند.

«علی اکبر حنیفی» قاری پیشکسوت قرآن پیش از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت‌های قرآنی بسیاری داشت و دوستان خود را نیز به ورود در عرصه‌های قرآنی تشویق می‌کرد. در نوجوانی با وجود بهره نگرفتن از اساتید و تنها با گوش دادن و تقلید از نحوه تلاوت قاریان برجسته جهان و همچنین خواندن کتاب‌های متعدد به یک قاری توانمند تبدیل شد؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی با شرکت در برخی از مسابقات قرآنی در دهه 60 به عنوان داور مسابقات شناخته شد.

استاد حنیفی که ورود در عرصه قرائت قرآن را یکی از برکات زندگی خود می‌داند، می‌گوید: اگر می‌توانستم با اطلاعات و تجربیات قرآنی که اکنون به دست آورده‌ام به گذشته بازگردم طوفانی در امور قرآنی به پا می‌کردم.

حنیفی که تاکنون 25 دوره از مسابقات بین‌المللی و همچنین بیش از 300 دوره مسابقات داخلی را داوری کرده، معتقد است که فعالیت‌های قرآنی نیازمند محرکی برای به بار نشستن است که برای رسیدن به این امر باید تمامی مسئولان تلاش کنند.

در ادامه بخش دوم و پایانی گفت‌وگوی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس با استاد «علی اکبر حنیفی» پیشکسوت و داور مسابقات قرآنی از نظر خوانندگان می‌گذرد.

استاد شما فرمودید که در 25 مسابقه بین‌المللی داوری کردید. طبیعتاً به کشورهای زیادی هم رفته‌اید؛ در مورد سفرهای خارج از کشورتان بگویید.

سفرهای خارجی قرآن با داوری‌های قرآنی متفاوت است. من بیش از پنج دوره داوری بین‌المللی دارم که اکثر اینها در ایران بوده است. مثلاً مسابقات بین‌المللی اوقاف، دانشجویان و همچنین مسابقات بین‌المللی ارتش‌های جهان که داوری کردم، برخی از این داوری‌ها هم در خارج از کشور بوده است، به طور مثال من به عنوان داور مسابقات بین‌المللی قرآن مالزی با دعوت مسئولان برگزاری این مسابقات به مالزی اعزام شدم. در آن سال آقای «امام جمعه» رتبه نخست مسابقات قرآن مالزی را کسب کرد. در سفر دیگری به پاکستان نیز به عنوان داور مسابقات قرآن حضور داشتم.




برخی از سفرهایم نیز آموزشی، برخی دیگر تبلیغی و ترویجی بوده است. سفرهای آموزشی بسیاری داشتم، به طور مثال سال گذشته من برای آموزش مبانی قرآنی به کشور تایلند اعزام شدم. در آنجا تعدادی از برادران تشیع و بسیاری از برادران اهل تسنن که قاری هم بودند نیاز به آموزش‌های پیشرفته‌ای در زمینه صوت و لحن داشتند که دوره‌ای گذاشته شد که در آن حتی تعدادی از داوران و قاریان رسمی و بین‌المللی تایلند شرکت می‌کردند و من هم آموزش داوری و هم آموزش صوت و لحن می‌دادم. در شهرهای مختلف این کشور نیز دوره‌هایی داشتم، همچنین در تعدادی از حوزه‌های علمیه که توسط برادران شیعه تأسیس شده و طلاب جوان بسیاری مشغول تحصیل علوم و معارف قرآنی بودند نیز تدریس داشتم.

پس از بازگو کردن مسائل قرآنی طوفانی از اشتیاق در بین مردم تایلند ایجاد می‌شد

استقبال افراد از آموزه‌های قرآنی چطور بود؟

زمانی که ما مبانی علم قرائت و روش‌های کار را توأم با نمونه‌ها مطرح می‌کردیم، برایشان بسیار جذاب بود، به ویژه بحث آموزشی که برای داوران و قاریان برجسته تایلند داشتیم به گفته خودشان بی‌نظیر بود؛ چرا که آنها انتظار نداشتند یک ایرانی این مسائل را بداند و برای آنها بازگو کند، کما اینکه بسیاری از کسانی که مردم آنجا انتظار داشتند در خصوص این مسائل دانش عمیقی داشته باشند نه تنها در مورد آنها اطلاعاتی نداشتند بلکه حتی نحوه تلاوت به آن روش را نیز تا پیش از آن نشنیده بودند. بنابراین وقتی ما مسائلی که برای آنها جدید بود مطرح می‌کردیم طوفانی از شوق و علاقه در بین جامعه قرآنی مردم تایلند ایجاد می‌شد.

آنها پس از گذراندن دوره‌ها برای آینده برنامه‌ریزی کردند و وقتی راه‌های وصول به درجات متعالی در قرائت را به روشنی ترسیم می‌کردم، آنها درمی‌یافتند چه مشکلات و نواقصی دارند و با توجه به اینکه راه‌های توسعه و پیشرفت و همچنین ارتقاء در رشته قرائت را برای آن توضیح می‌دادیم ابه نظر من این دوره‌ها بسیار مؤثر واقع شد.

برخی از سفرها نیز تنها تبلیغی بود به طور مثال در موزامبیک، سوریه، عربستان صرفاً به قرائت می‌پرداختم یا سرپرستی گروه قاریان اعزامی به کشورهای مختلف را برعهده داشتم.

بهترین سفرم تشرف به خانه خدا بود

بهترین سفر قرآنی که داشتید به کجا و چگونه بود؟

بهترین سفرهای من سفرهایی بوده که من در مکه معظمه و مدینه منوره مشرف شدم، اما از نظر آموزشی بهترین سفر من سفر به تایلند بود که بسیار پرکار بودم و در آنجا احساس کردم فعالیت تأثیرگذار و ارزشمندی انجام دادم و واقعاً دوست دارم که اگر برای تبلیغ و ترویج به جایی اعزام می‌شوم مثل سفرم به تایلند مؤثر و بانشاط به تدریس و تبلیغ بپردازم.

شیعیان برزیلی احکامشان را همچون برادران اهل تسنن به جا می‌آوردند

خاطره جالبی هم از سفرهایتان دارید؟

خاطرات زیادی از سفرهایم دارم. سال 64 اوایل پیروزی انقلاب یک سفر تبلیغی به آرژانتین و یک سفر هم به برزیل داشتم. به یاد دارم که مردم آنجا تازه با تشیع آشنا شده بودند. علی‌رغم اینکه همگی شیعه بودند اما نمی‌دانستند فرق بین شیعه و سنی چیست. آنها اطلاعی نداشتند و بیشتر شیوخ اهل سنت از مصر می‌رفتند تا به آنها آموزش دهند. نحوه تدفین و نماز خواندن و سایر احکام شیعیان آرژانتین مثل برادران اهل تسنن بود.

بانوان شیعه برای ابراز محبت به سوی من آمدند

در جلسه‌ای من قطعه‌ای در مدح امیرالمؤمنین (ع) خواندم و سپس به تلاوت قرآن پرداختم، آنها تحت‌تأثیر بسیاری قرار گرفته بودند، به طوری که خانم‌هایی که در آن مکان حاضر بودند می‌آمدند تا با ما دست بدهند و من مجبور بودم دستم را در داخل عبا کنم و به آنها بفهمانم که در دین اسلام دست دادن با نامحرم گناه است، اما آنها گمان می‌کردند که هیچ مشکلی ندارد و علاقه داشتند با ابراز محبت از ما تقدیر و تشکر کنند و آنها برای تشویق به سمت ما هجوم می‌آوردند. ما به آنها می‌گفتیم که مصافحه و ارتباط با یک نامحرم حرام است. در آن روز من تحت فشار زیادی قرار گرفتم چون ده‌ها خانم برای تبرک شدن به سمت من آمدند. فهماندن مسائل دینی در لحظه‌ای که آنها به سمت من هجوم می‌آوردند خیلی سخت بود چون من زبان اسپانیایی هم بلد نبودم. از طریق چند تن از دوستانم که البته دیر هم به یاری ما آمدند نجات پیدا کردم.

خانم‌های شیعه برزیلی تعجب می‌کردند که چرا ما اینگونه عکس‌العمل نشان می‌دهیم و در مقابل ابراز علاقه آنها مقاومت می‌کنیم که درنهایت به یاری دوستانم از آن مراسم خارج شدیم.




 از مسلمانان آنجا خبر دارید؟

خوشبختانه پس از پیروزی انقلاب، برنامه‌ریزی‌های خوبی انجام شد از جمله اعزام افراد جوان و مستعد قرآنی به کشورهای خارجی و حتی تربیت استعدادهای قرآنی در ایران به ویژه در قم که افراد بسیاری تربیت شدند و به کشور خودشان بازگشتند و اکنون هرکدام از آنها به عنوان مبلغ،فعالیت‌های دینی خود را در کشورشان ادامه می‌دهند و ترویج‌کننده فرهنگ تشیع و قرآنی است.

همین‌قدر که مردم با فعالیت‌های قرآنی آشنا شدند باز هم حرکت خوبی برای امور قرآنی است که این امر به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ایران و خون پاک شهیدان اسلام است.

در خصوص رتبه‌های قرآنی خود برایمان بگویید.

من سال 56 یعنی یک سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی که 26 سال داشتم در مسابقات سراسری اوقاف مقام دوم را کسب کردم، بعد که انقلاب شد بیشتر به داوری مسابقات پرداختم، البته یک سال هم در مسابقات سراسری با خواندن یک غلط چهارم شدم و دیگر در مسابقات شرکت نکردم و کلاً داوری مسابقات را برعهده گرفتم.




 در محضر رهبر معظم انقلاب نیز تلاوت داشته‌اید؟

در اوایل انقلاب که مقام معظم رهبری رئیس‌جمهور بودند، ایشان به دلیل علاقه وافر و احترام ویژه‌ای که برای قرآن قائل بودند، سال‌های ابتدای انقلاب جلسات قرآنی را در بیت خودشان برگزار می‌کردند و همچون رسمی که اکنون نیز پابرجا است در ماه مبارک رمضان یک شب قاریان و حافظان را دعوت می‌کردند تا محفل قرآنی صمیمانه ای با حضور فعالان قرآنی برگزار شود. البته در اوایل انقلاب دعوت از فعالان قرآنی به این گستردگی نبود که بسیاری از افراد نتوانند در محضر ایشان به تلاوت قرآن بپردازند، اما در آن زمان یاد دارم که تابستان بود و در حیاط همین محوطه بیت رهبری جلسه‌ای با حضور 40، 45 نفر از فعالان قرآنی برگزار شد و اکثر مدعوین نیز فرصت تلاوت قرآن داشتند، چون تعداد محدود بود و بعد از تلاوت قاریان، ایشان توصیه‌هایی نیز می‌فرمودند و ما را بهره‌مند می‌کردند.

با توجه به اینکه شما قاری و استاد قرآن هستید، چه احساسی دارید؟ اگر به گذشته نیز بازگردید باز هم قاری بودن را انتخاب می‌کنید؟

من در زمینه قرائت و استفاده از معارف، تفسیر، حفظ و خدمت به قرآن احساس نقص بسیاری می‌کنم. دوست دارم به گذشته و زمان کودکی بازگردم و دوباره با آگاهی از تمام نواقصی که می‌دانم، وارد عرصه‌های قرآنی شده و به رفع نواقص خود بپردازم. اکنون شناخت خوبی از مسائل قرآنی دارم، اما دیگر توان ندارم بیش از این کاری انجام دهم.

با داشتن امکانات طوفانی در امور قرآنی ایجاد می‌کنم

در حد توانم نیز کوشش می‌کنم، اما دیگر مثل زمان طفولیت توان یادگیری بسیاری از مهارت‌ها را ندارم. به طور مثال من با وجود اینکه اکنون 62 ساله هستم  تلاش می‌کنم قرآن را حفظ کنم اما در این راه دچار مشکلاتی می‌شوم چرا که حافظه‌ام یاری نمی‌دهد اما اگر با این تجربه‌ای که  اکنون دارم می توانستم به زمان گذشته بازگردم به طور حتم در امور قرآنی می توانستم موفقیت‌های بیشتری کسب کنم، البته اکنون نیز اگر مسئولیت اجرایی یا امکانات کافی در اختیار داشته باشم می‌توانم طوفانی در امور قرآنی ایجاد کنم.

با رجوع به گذشته نواقصم را به کمال تبدیل می‌کردم

اگر می‌توانستم به گذشته بازگردم، باز هم با قرآن شروع و نواقصی که داشتم نیز با تلاش بیشتر به کمال تبدیل می‌کردم. از خداوند به خاطر توفیق انس با قرآن سپاسگزارم و اگر ضعفی هم بود، ناشی از خود من بود، چرا که خداوند مسیر را برای من باز کرده بود و این من بودم که به خوبی قدر آن را ندانستم که امیدوارم خداوند متعال کوتاهی‌های ما را ببخشد، بنابراین نه تنها پشیمان نیستم بلکه واقعاً احساس ضعف و نقص می‌کنم و از خداوند می‌خواهم که توفیق و عمری بدهد تا بتوانم در حد امکان این نواقص را برطرف کنم.




اگر به عنوان مسئول قرآنی با قدرت اجرایی منصوب شوید، چه هدفی را دنبال خواهید کرد و چه برنامه‌هایی برای رسیدن به اهداف‌تان ارائه می‌کنید؟

علی‌رغم اینکه در سال‌های اخیر از نظر بودجه و امکانات موقعیت خوبی برای به انجام رساندن فعالیت‌های قرآنی در کشور به وجود آمد شاهد امور فاخری در این زمینه نبودیم. حجم بودجه و امکاناتی که وارد مسیر قرآنی شده است قابل توجه است، چرا که حتی یک هزارم این بودجه‌ها در زمان اوایل انقلاب وجود نداشت. بنابراین، باید از این نعمت عظیم بهترین استفاده را کرد، اما با این وجود رشد و پیشرفتی که می‌توانست نسبت به این بودجه ایجاد شود تحقق نیافت، به طوری که باید بگویم که در سال‌های اخیر تنها 25 درصد اثربخشی و کارآمدی داشت. بنابراین ما نتوانستیم برای کشورمان الگوهای بسیار خوب، متعدد و متنوعی بسازیم و تحویل جامعه داده و برای مردم و به ویژه جوانان نهادینه کنیم.

الگوهایی که اکنون در جامعه هستند الگوهایی سنتی و قدیمی هستند، اما ما باید به زمان و پیشرفت جامعه نیز توجه کنیم، چرا که با رشد دانش و فنون می‌توان فعالیت‌های قرآنی را نیز به روز کرد به طوری که چندین رشته هنری و قرآنی تأسیس کرد. هم‌اکنون 200 رشته مطرح شده است که برخی اجرایی شد، اما برخی دیگر مورد غفلت قرار گرفته است.

بارها در جلسه‌ای با حضور مسئولان این مسائل مطرح شده است. آنها نیز به دلیل مشکلات یا تعدد مراجعه و حتی وجود مراجع مختلف تصمیم‌گیر در جامعه گاهی با اختلاف‌نظر مواجه می‌شوند که این امر سبب نابسامانی امور قرآنی شده است.

با ایجاد مدیریتی قوی در امور قرآنی شاهد انقلابی عظیم خواهیم بود

بخش عظیمی از ظرفیت‌های قرآنی که می‌تواند در جهت تبلیغ و ترویج قرآن و همچنین جذب جوانان و آحاد مردم جامعه اتفاق بیفتد محقق نشده است. با اطمینان می‌توانم به لفظ جلاله قسم بخورم که اگر مدیریت قوی در دوره زمانی 2 تا 3 ساله ایجاد شود می‌توان شاهد انقلابی عظیم در زمینه قرآنی درکشور بود، انقلابی که دستاوردهای آن تا سراسر جهان نیز پدیدار شود.




انقلابی در زمینه هنر و ورزش در کشور ایجاد شده، اما متأسفانه ما در این زمینه حرکتی نکردیم، در حالی که قرآن با جذابیتی که دارد می‌تواند افراد بسیاری را جذب کند.

رشته‌های متعددی که از دو منبع قرآن و اهل بیت(ع) است با شکوه و عظمت هستند که اگر به آنها توجه کنیم با انس و توجه بیشتر می‌توان خلأ بزرگی که در اجتماع شاهد هستیم پر کنیم. من محزونم به خاطر اینکه این توفیق نصیب من نشد و اگر هم شد ناقص بود که نتوانستم در این خصوص تأثیرگذاری مناسبی داشته باشم.

 در رابطه با علایق‌تان بگویید؛ نظرتان درباره موسیقی چیست؟

من به دلیل اینکه رشته‌ام صوت و لحن است با موسیقی آشنایی دارم، چرا که بخش مهمی از مسائل صوت و لحن قرآن با مسائل موسیقیایی در هم آمیخته است و به دلیل وجود مشترکات یک مدرس و استاد صوت و لحن باید این قواعد را بداند و بخشی از مسائل نیز فیزیکی است که باید فیزیک ِآن را بداند تا بتواند تجزیه و تحلیل کند. من تنها به صورت علمی و آکادمیک با مسائل موسیقی و تا حدودی که به قرائت قرآن مربوط می‌شود آشنایی دارم و آنها را تدریس نیز می‌کنم.

با شنیدن قرائت قرآن از گوش دادن به سایر موسیقی‌ها احساس غنا می‌کنم

به کدام خواننده علاقه‌مندید؟

من معتقدم با وجود منابع عظیمی که در قرائت قرآن وجود دارد ما احساس غنا می‌کنیم، یعنی وقتی برخی از آثار مبتهلان و قاریان برجسته را گوش می دهیم، نه تنها نیاز روحی و عاطفی خود را تأمین می‌بینیم بلکه هیچ احساس کمبود و نیازی به گوش فرا دادن به سایر موسیقی‌ها نداریم، چه بسا بسیاری از فعالیت‌های موسیقیایی حتی از نظر هنری نیز مشکل دارند در صورتی که اگر قرائت قرآن برای مردم شناخته شود، به طور حتم مردم به قرائت و گوش دادن به قرائت قاریان روی می‌آورند تا اینکه بخواهند به سایر موسیقی‌ها گوش دهند و به نظر من وقتی انسان نوای دلنشین قرائت قرآن را گوش می‌دهد دیگر علاقه‌ای به گوش دادن به سایر موسیقی‌ها ندارد.

یعنی شما اصلا به ترانه‌ها گوش نمی‌دهید؟

نه این طور نیست که اصلا گوش ندهم، من گاهی اوقات به برخی از موسیقی‌هایی که برای انقلاب و مناسبت‌های مذهبی تولید می‌شوند گوش می‌دهم.

 اهل مطالعه هم هستید؟

بله، من حداقل روزی 5، 6 ساعت به مطالعه می‌پردازم. کتاب‌های قرآنی، تفسیر و مجلات پزشکی و نجوم می‌خوانم.

 بهترین کتابی که تاکنون خواندید؟

من کتاب «الموسیقی العربیه» را خیلی دوست دارم که مؤلف آن «عمرعبدالرحمن» بود که به لحن موسیقی قرآنی پرداخته است.

به زبان عربی تسلط دارید؟

بله، من به طور نسبی به زبان عربی تسلط دارم.

تلویزیون چطور؟ چه برنامه‌هایی را می‌بینید؟

من بیشتر اخبار را دنبال می‌کنم و گاهی نیز شبکه سلامت را می‌بینم و اگر فیلم سینمایی جذابی هم باشد سعی می‌کنم ببینم، اما سریال‌ها را نمی‌بینیم چون وقت نمی‌کنم که پیگیری کنم. به برنامه‌های آموزشی و مستند نیز علاقه‌مند هستم.

اولین سایت قرآنی در کشور را تأسیس کردم

 چه رابطه‌ای با فضای مجازی دارید؟

من در گذشته سایتی به نام «ترتیل‌ها» داشتم که اولین سایت قرآنی بود که خودم در کشور تأسیس کردم، اما به دلیل مشغله، اکنون این سایت غیرفعال است. من از سایت‌های خارجی که در ارتباط با قرآن هستند بازدید می‌کنم.

شبکه‌های اجتماعی برای قشر قرآنی جذابیتی ندارد

عضو شبکه‌های اجتماعی هم هستید؟

من نمی‌گویم که تمامی شبکه‌های اجتماعی بد هستند، اما به دلیل روزمرگی در برنامه‌هایشان و نقص‌هایی که دارند جذابیت خاصی ندارند و تنها قشر خاصی از جامعه عضو آن هستند. بنابراین، این شبکه‌های اجتماعی برای قشر قرآنی جامعه مفید و جذاب نیست. من توصیه می‌کنم که مدیران شبکه‌های اجتماعی از اساتید ممتاز قرآنی در برنامه‌ریزی‌هایشان استفاده کنند و یک شورای قرآنی به دور از مسائل باندی و جناحی تشکیل دهند تا اثرگذاری مثبتی در جامعه داشته باشند و با درنظر گرفتن آینده به مسائل توجه کنند، در حالی که اکنون موج‌گرایی در شبکه‌های اجتماعی موج می‌زند، یعنی موجی می‌آید و افراد روی موجی سوار می‌شوند و آمارها و صحبت‌های تکراری را مطرح می‌کنند در حالی که باید کارایی شبکه‌های اجتماعی بیشتر شود.

رتبه سوم بادی‌بیلدینگ سال 48 بودم/ به دلیل عدم تناسب با قرآن این ورزش را رها کردم

 اهل ورزش هم هستید؟

من سال 48 رتبه سوم کشور در زیبایی اندام رشته بادی بیلدینگ را کسب کردم، کاراته و هنرهای رزمی را نیز بلدم و کمی در این رشته‌ها تخصص دارم. همچنین در تیم فوتبال محله نیز بازی می‌کردم.

چرا رشته بادی‌بیلدینگ را ادامه ندادید؟

به دلیل اینکه حس کردم این رشته با شئونات قرآنی متناسب نیست، البته ورزش را رها نکردم و حدوداً 20 دقیقه در روز ورزش می‌کنم.

فوتبالی هم هستید؟

من کاملاً فنون فوتبال را بلد هستم.

 طرفدار کدام تیم؟

فقط تیم ملی.

 بازی‌ها را هم می‌بینید؟

بله، گاهی اوقات می‌بینم، البته نه خیلی زیاد، مگر اینکه جذابیت داشته باشد.

 بزرگترین آرزوی شما چیست؟

بزرگترین آرزوی من پس از ظهور منجی عالم بشریت این است که بتوانم ایده‌آل‌های قرآنی خود را محقق کنم؛ یعنی بتواند 200 رشته را در جرگه فعالیت‌های قرآنی کشور وارد کنم و رشته‌های قرآنی نو را ایجاد کنم تا افرادی در این رشته‌های جدید تحصیل کنند.

نهادی متمرکز برای فعالیت‌های قرآنی ایجاد شود

برای تحقق آن چه فعالیت‌هایی می‌توان کرد؟

ما می‌توانیم این رشته‌ها را وارد فعالیت‌های قرآنی کنیم به طوری که حتی این رشته‌ها وارد رشته‌های دانشگاهی شود و در دانشگاه‌ها عملیاتی و تدریس شود. اگر باب تدریس و آموزش این رشته‌ها در کشور باز شود به طور حتم انقلابی قرآنی در کشور رخ خواهد داد که شرط تحقق آن نیازمند تشکیل مرکز جامع و فراگیری که تمامی ارگان‌های قرآنی و فرهنگی از آن تبعیت کنند و آن مرکز نیز بتواند تمامی نیازهای جامعه قرآنی را تأمین کند، است اما متأسفانه این نهاد واحد و متمرکز برای فعالیت‌های قرآنی وجود ندارد.

به طور مثال، اگر یک مطب یا بیمارستانی بخواهد فعالیت خود را آغاز کند باید از وزارت بهداشت مجوز بگیرد، اما برای فعالیت‌های قرآنی نهاد فراگیری وجود ندارد. به همین دلیل این مشکلات به وجود می‌آید.

در انتها اگر صحبتی دارید بفرمایید.

قرآن امانتی از جانب پروردگار سبحان است که ما باید این امانت را به خوبی نگه داریم و به دیگران نیز منتقل کنیم و در این راه کوتاهی نکنیم. هر کس به هر میزان به قرآن و آموزه‌های الهی خدمت کند از برکات این کتاب آسمانی بهره‌مند می‌شود، بنابراین توصیه می‌کنم همه مردم به ویژه جوانان به قران پناه ببرند و راه زندگی خود را در آن جستجو کنند.

انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار