امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۰۵:۲۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 55943
تاریخ انتشار: ۹ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۸:۰۸
تعداد بازدید: 161
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، صد و دومین نشست شورای علمی موسسه ایران و اوراسیا (ایراس) با موضوع روابط روسیه و آمریکا در ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، صد و دومین نشست شورای علمی موسسه ایران و اوراسیا (ایراس) با موضوع روابط روسیه و آمریکا در پرتوی تحولات اخیر بین‌المللی با حضور کارشناسان و صاحب نظران مسائل بین‌الملل برگزار شد.

محمد کاظم سجادپور تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل و استاد دانشگاه به عنوان سخنران این نشست به تحلیل روابط دو کشور آمریکا و روسیه پرداخت که در زیر می‌خوانید:

این استاد دانشگاه با اشاره به این که روابط آمریکا و روسیه فراز و نشیب‌های زیادی داشته و قبل از انقلاب بلشویکی و بعد از فروپاشی شوروی به مقاطع و مرزبندی‌های مختلفی تقسیم‌بندی می‌شود تصریح کرد: بدون فهم روابط آمریکا و روسیه درک سیاست بین‌الملل امکان پذیر نیست.

وی افزود: روابط  این دو کشور به هر صورت که بوده بر سیاست خارجی ما در طول تاریخ اثر گذاشته است و سیاست خارجی ایران در طی زمان بدون فهم تعامل و رابطه بین آمریکا و روسیه امکان پذیر نیست. از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، تا قطعنامه 1929که یکی از پیچیده‌ترین قطعنامه‌های شورای امنیت و از نظر حقوقی یکی از فنی‌ترین آنها و نتیجه کار مشترک روسیه و آمریکاست (قطعنامه 1922 امروز یکی از حساس‌ترین مسئله روابط بین‌الملل ایران است) شاهد این تاثیر هستیم.

سجادپور با بیان این که همواره روابط روسیه و آمریکا توام با کنجکاوی‌ها و حساسیت‌های گوناگون از سوی رسانه‌ها و دانشجویان و سیاستمداران بوده است، گفت: باید دید روابط روسیه و آمریکا را چگونه می‌شود فهمید، یعنی یک چارچوب مفهومی برای درک روابط مسکو و واشنگتن و نشیب و فرازهای آن، معتقدم که این رابطه کاملا پویا است، در فهم این رابطه حداقل 3 دسته مطلب قابل طرح، شرح و بررسی است که به آن می‌پردازیم.

وی افزود: 1- نگرش‌های استراتژیک در روابط روسیه و آمریکا وجود دارد. 2- سامانه اداری و نهادینه شده‌ای در این رابطه در قالب دو جانبه و چند جانبه وجود دارد. 3- نقاط تنش در روابط دو کشور.

کارشناس مسائل بین‌الملل در بخش نگرش‌های استراتژیک گفت: بر اساس مفاهیم استراتژیک که بسیار کلیدی هستند می‌توان حداقل 3 ابر مفهوم را طرح کرد. اول مدیریت صلح‌آمیز قدرت‌های بزرگ، یعنی روسیه و آمریکا به عنوان قدرت‌های بزرگ در کنار سایر قدرت‌ها.

وی افزود: برای اولین بار در تاریخ چند صد ساله معاصر شاهد هستیم که روابط بین قدرت‌های بزرگ صلح‌آمیز است.

سجادپور با اشاره به این که در دنیای سیاست بین‌الملل غرب محور، تنش و جنگ قدرت‌های بزرگ شکل‌دهنده سیاست بین‌المللی بود گفت: جنگ‌ جهانی اول، دوم، جنگ‌های قرن نوزدهم و جنگ سرد در همین مفهوم قابل تعریف هستند. اما  در حال حاضر دو طرف پذیرفتن که جنگ بنیادین بین قدرت‌های بزرگ رخ نمی‌دهد و بر اساس همین مفاهیم معماری استراتژیک خود را شکل می‌دهند. همین برداشت بین چینی‌ها، انگلیس ها و روس ها هم وجود دارد.

سجادپور با تاکید بر این که عدم جنگ بین قدرت‌های بزرگ تقریبا برداشت مشترکی از تهدیدات بین‌الملل را به وجود آورد گفت: از نظر روس‌ها و آمریکایی‌ها تروریسم یک تهدید بین‌المللی است، همینطور گسترش سلاح‌های کشتار جمعی در دکترین امنیتی هر دو کشور وجود دارد، در واقع یک نوع هم‌پوشانی بر مباحث استراتژیک بین‌المللی به وجود آمده که بسیار اهمیت دارد.

وی افزود: نکته دوم، جلوگیری یا محدود کردن روسیه برای بازگشت به دوران ابرقدرتی گذشته، این مفهوم همواره همراه با تحقیرهای استراتژیک از طرف آمریکا علیه روسیه بوده است. تنها بعد از ابرقدرتی روسیه که مانده است، استراتژی هسته‌ای آن است.

کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه گفت: در بخش سوم این مفهوم، طرف روسی استراتژی محدود کردن یکه تازی نظامی آمریکا را دنبال می کند،‌که یک مفهوم دائمی در رفتار روس‌ها در 20 سال گذشته بوده است. رفتار روسیه در قضیه سوریه و دیگر مناطق از این زاویه طراحی می‌شود. بر این اساس می‌توان گفت که این سه مفهوم سه لنز هستند که به ما در فهم روابط استراتژیک روسیه و آمریکا کمک می‌کنند.

سجادپور در تحلیل سامانه‌های اداری اینطور ادامه داد که روابط مسکو و واشنگتن پیوسته یک رابطه دیپلماتیک نزدیک و سنگین بوده است. کنش و واکنش دیپلماتیک بین این دو کشور در گذشته و امروز همواره گسترده بوده است. در حال حاضر روابط آمریکا و روسیه یک رابطه بسیار پیشرفته و دیپلماتیک است. در واقع هیچ بعد از روابط نیست که کنش و واکنشی دیپلماتیک به خود نگرفته باشد.

وی با بیان این که در این بحث حداقل سه سامانه قابل شناسایی است تصریح کرد: 1- سامانه روابط دو جانبه دیپلماتیک 2- روابط چند جانبه سازمان ملل محور 3- روابط چندجانبه خارج از سازمان ملل که به بررسی این موارد پرداخت. بر این اساس وی در بخش  روابط دوجانبه معتقد است که در عین تنش‌هایی که همواره در اخبار می‌شنویم، روابط دیپلماتیک بین مسکو و واشنگتن نه تنها هیچگاه تعطیل نبوده بلکه هر روز به ابعاد آن اضافه می‌شود، مثلا قوانین که در کنگره آمریکا در بخش روابط تجاری با روسیه تصویب شد تا موانع قانونی موجود در روابط تجاری برداشته شود. ما باید مجموعه عوامل دیپلماتیک را ببینیم مثلا کنسولگری‌های دو کشور در شهرهای غیر 2 پایتخت که وجود دارند.

کارشناس مسائل بین الملل در خصوص روابط چند جانبه با محوریت سازمان ملل گفت: شورای امنیت در دوران بعد از جنگ سرد یکی از پرکارترین دوران حیات 67 ساله خود را داشته، هیچ دوره‌ای مثل 20 سال گذشته نبوده که شورای امنیت هم از بعد کیفی و هم کمی وارد عرصه‌های گوناگون بین‌المللی شود.

وی افزود: شاخص‌های که می‌توان برای آن ذکر کرد، یکی تعداد اندک قطعنامه‌های که وتو شده است که جمعا به تعداد انگشتان یک دست هم نیستند و در عین حال گسترش فعالیتی که به صورت سازمان سازی بوده است. شورای امنیت در 20 سال گذشته نهادهای قضایی راه انداخته است و وارد مرحله قانونگذاری بین‌المللی شده که فوق‌العاده بی‌سابقه بوده است، اما همه این موارد در پرتو روابط مسکو و واشنگتن به و جود آمده است.

سجادپور عنوان کرد: در همین چند قطعنامه‌ای که علیه ایران تصویب شده روس‌ها همراهی کرده‌اند، هر چند که در تعدیل مواردی از قطعنامه‌ها هم نقش داشته‌اند. در واقع هیچ قطعنامه عمده و جدی که بعضا منجر به بهم ریختگی حاکمیت کشورها شده، نداریم که، در آن شاهد روابط آمریکا و روسیه نباشیم، مثلا قطعنامه 667 مربوط به عراق.

وی گفت: این همکاری از نظر روس‌ها منطق دارد، روس‌ها از طریق ملزم کردن آمریکا برای طی کردن یک سری کانال چند جانبه به دنبال مهار کردن یکه تازی‌های واشنگتن و تعدیل رفتار این کشور بوده اند. از عمده‌ترین مسائل استراتژیک می توان به پرونده هسته‌ای ایران تا مسائل مربوط به شرق آسیا  اشاره کرد.

سجادپور در خصوص دامنه مسائلی که شورای امنیت وارد آنها شده، به مباحث تغییر آب و هوا و بهداشت مثل قطعنامه‌های شورای امنیت در مورد ایدز و امنیت بین‌المللی اشاره کرد و گفت: در قضیه سوریه، همکاری و تعامل به اوج رسید، روس‌ها خود را موفق این میدان می‌دانند، چون توانستن از یک جنگ جلوگیری کنند، یعنی مهار یکه تازی نظامی آمریکا و جلوگیری از اجرایی شدن فصل 7 منشور سازمان ملل در خصوص سوریه. البته در هر کدام از این موارد اشخاص هم نقش دارند مثل لاوروف وزیر امور خارجه روسیه

وی افزود: سازمان ملل و قطعنامه یک امر بسیار تخصصی هستند برای یک کاما و یا ویرگول ساعت‌ها گفت‌وگوهای فنی و حقوقی برگزار می‌شود.

سجادپور معتقد است که روس‌ها در مسائل استراتژیک در کشاندن آمریکا به شورای امنیت موفق بوده‌اند البته نه به نفع جهان سوم.

استاد دانشگاه در خصوص سامانه سوم که همان روابط چند جانبه خارج از سازمان ملل است تصریح کرد: روابط آمریکا و روسیه بسیار گسترده  است، از ورود روسیه به گروه G7 که شد G8، تا اجلاس گروه 20 که پوتین به خاطر مواضعش در خصوص سوریه در آن ستاره نشست نام گرفت.

چرا که این گروه عمدتا اقتصادی است، اما میزبانی روسیه در این اجلاس حتی به بازسازی روابط روسیه و آمریکا که به خاطر ماجرای اسنودن اندکی آسیب دیده بود کمک زیادی کرد و یا حضور روسیه در سازمان ناتو، که نهادی در آن داریم با نام شورای روسیه –ناتو و مسکو در آن سفیر دارد.

کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به این که ذهنیت روابط بین‌الملل ما روی رفتارهای دوجانبه متمرکز شده است گفت: روابط آمریکا و روسیه علاوه بر ابعاد دو جانبه ابعاد چند جانبه بر اساس سطح و برنامه که در آن نهادینه شده است.

اما در بحث تنش‌های حقوقی استراتژیک در روابط دو کشور سجادپور بر این باور است که روس‌ها در قطعنامه 1973 در موضوع لیبی با آمریکا همراهی کردند، اما دیدند که این برداشت از حقوق بین‌الملل، استفاده از حق موسوم به مصونیت حمایت، می‌تواند چه عوارض داشته باشد. الان یکی از مسائل حقوقی بین آمریکا و روسیه در سوریه بر همین مسائل حقوقی و حفظ سازمان ملل متمرکز است.

وی در ادامه به تنش دوم این دو کشور که همان مسائل حقوقی بشر در داخل روسیه است اشاره کرد که جنبه استراتژیک دارد و گفت: تمرکزی که روی بحث دموکراسی سازی در روسیه است از نظر روس‌ها مداخله استراتژیکی در مسائل داخلی شان است. از نظر روسیه همه این مسائل برای تضعیف قدرت روسیه است، هر چند که ظاهرش حقوق بشر و دموکراسی سازی است.

وی در خصوص حوزه سوم تنش بین مسکو و واشنگتن به مسائل منطقه‌ای اشاره کرد و عنوان کرد، عمده‌ترین منطقه تنش، خاورمیانه است و البته این تنش به هیچ عنوان مثل گذشته نیست. تصور این است که یک نوع تکنولوژی مداخله برای تکمیل هژمونی آمریکا یعنی استفاده از بهار عربی و تحولات عربی برای بازسازی جدید خاورمیانه که وزنه آمریکا و متحدان آن بیشتر خواهد بود البته به ضرر روسیه در حال ایجاد است و  یا بحث گروه‌های تندرو، لینکی که بین 3 منطقه جغرافیایی و عملیاتی تروریستی وجود دارد یک در بوستون آمریکا که عنوان شد 2 چچنی در آن حادثه دست داشته اند و  آن چیزی که از نظر روس‌ها در چچن رخ می‌دهد و در نهایت آن چیزی که در سوریه رخ می‌دهد.

سجادپور گفت: حال ارتباط بین این موارد همراه با نگرش‌های مربوط به رفتارهای هژمونیک آمریکا که روس‌ها بر اساس رفتار آمریکایی‌ها معتقد هستند که واشنگتن  نمی‌داند چه کار می کند چرا که ما این گروه‌ها را که آمریکا از آنها حمایت می‌کند را بهتر از دیگران می‌شناسیم.

کارشناس و تحلیلگر مسائل بین‌الملل در پایان اینطور گفت که  روابط روسیه و آمریکا یک رابطه مهم در سیاست بین‌الملل است و در پس زمینه این روابط مفاهیم استراتژیک وجود داشته است. مثل جلوگیری از برخورد نظامی 2 قدرت بزرگ از یک سو و عدم بازگشت روسیه به دوران ابرقدرتی و در نهایت مهار یکه‌تازی آمریکا از طرف روسیه که بر همین اساس می‌توان به این نتیجه رسید که بازگشتی به دوران جنگ سرد نداریم. چرا که روابط دو جانبه مسکو و واشنگتن در 20 ساله اخیر بر اساس نهادینه شدن جنبه‌های مختلف، کاملا مدیریت شده است.
انتهای پیام/ص
برچسب ها:
آخرین اخبار