امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 5
۰۷:۱۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 57025
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۰۹
تعداد بازدید: 96
به گزارش خبرنگار موسیقی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، در نخستین اجرای گروه هم‌آوایان که شب گذشته در مرکز همایش‌های برج میلاد تهران ...

به گزارش خبرنگار موسیقی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، در نخستین اجرای گروه هم‌آوایان که شب گذشته در مرکز همایش‌های برج میلاد تهران برگزار شد؛ حسین علیزاده؛ به همراه نوازندگان گروه هم آوایان با همراهی محمد معتمدی‍ خواننده آواز اصیل ایرانی و سه هم‌خوانش به روی صحنه رفتند.

این کنسرت که بر خلاف معمول درست در ساعت 18:30 با نواختن پیش درآمدی در بیات شیراز و با بهره از یک آهنگ آذری با تنظیم حسین علیزاده آغاز شد؛ قطعه‌ای آوازی با شعر ملا محمد فضولی اجرا شد و سپس قطعه «عشقیم گل» با شعری از عباس فولادوند و محمد فضولی  توسط هم آوایان خوانده شد.

پس از این قطعه مشتاقان گروه هم آوایان شاهد بداهه نوازی کمانچه بودند و پس از آن قطعه زیبای ساری گلین با هم آوایی راحله برزگری، صبا حسینی، پوریا اخواص با آواز دلنشین محمد معتمدی برای مخاطبان اجرا شد. بعد از این قطعه قانون نوازی پریچهر خواجه اجرا شد و  پس از آن قطعه آذری دیگری با نام «سن سیز»  با شعر عباس فولادی اجرا شد. قطعه انتهایی بخش اول کنسرت نیز قطعه گل آوینا بود.

پس از پایان قطعه اول، گروه هم آوایان دوباره در میان استقبال و تشویق پرشور مردم به روی صحنه آمدند و قطعات فارسی خود را در بخش دوم اجرا کردند. این بخش با تک نوازی شور انگیز حسین علیزاده آغاز شد و پس از دقایقی  آواز محمد معتمدی به این تک نوازی اضافه شد و وی بیت « ز شراب لعل نوشین من رند بی نوا را   /  مددی که چشم مستت به خمار کشت ما را» را زمزمه کرد. پس از لحظاتی هم آوایان محمد معتمدی یا صدای وی همراه شدند و قطعه « زوجود خود ملولم قدحی بیار ساقی/  برهان مرا زمانی زخودی و خود خدا را»شعر سلامان ساوجی را با کلام وی خواندند. ویژگی این بخش از اجرا نرمش دلپذیر فرم‌های موسیقایی بود و شاید بتوان بارزترین ویژگی آهنگ علیزاده را که در این بخش به وضوح مشهود بود؛ حفظ رنگ صدای هر ساز بود و نمایش تک نوازی آن ها در قالب یک مجموعه بکر. همراهی تک نوازی شور انگیز با صدای محمد معتمدی ترکیب دلنشین یکی از ویژگی های دیگر این قطعه بود که به راستی بر مخاطبانش اثرگذار بود و چشمان بسیاری از شنیدنش پر از اشک شد:

«به خدا که خون رز را به دو عالم ار فروشم/  بخریم هر دو عالم بدهیم خون بها را

من از ان نیم که چون نی بزنی اگر بنالم/ که نوازش است هر دم بزدن نوا ما را»

پس این قطعه یکی از زیباترین اشعار مولوی اجرا شد که اوج و فرودهای دست ساخته علیزاده  بر اثر آن می افزود:

« گر جان عاشق دم زند، آتش بر این عالم زند /  این عالم بی اصل را ،چون ذره ها بر هم زند

عالم همه دریا شود ،دریا زهیبت «لا»شود / آدم نماند و آدمی ،گر خویش با آدم زند

دودی برآید از فلک ،نی خلق ماند نی مکان   /  شوری در افتد در جهان ،وین سور بر ماتم زند

گه آب را آتش برد،گه آب،آتش را خورد  /   گه موج دریای عدم بر اشهب و اَدهَم زند

پس از این قطعه تک نوازی نی اجرا شد و سپس «خورشید افتد در کمی ،از نور جان آدمی /  کم پرس از نامحرمان، آنجا که محرم کم زند» با نی همراه شد.

سپس ابیات : «مریخ بگذارد نری دفتر بسوزد مشتری  / مه را نماند، مِهتری، شادّیِ او بر غم زند 

افتد عطارد در وحل ،آتش در افتد درزحل / زهره نماند زهره را ،تا پرده ای خرم زند

نی ،آب نقاشی کند ،نی باد فراشی کند /  نی باع ،خوشباشی کند ،نی ابر نیسان نم زند » توسط معتمدی خوانده شد و بعد با همراهی کمانچه این خواننده آواز اصیل ایرانی بیت های « نی درد ماند نی دوا ،نی خصم ماند نی گوا  / نی نای ماند نی نوا ،نی چنگ ،زیر و بم زند اسباب در باقی شود ،ساقی به خود ساقی شود  /  جان «رَبِّیَ الاَعلی »گُوَد،دل«رَبِّیَ الاَعَلَم» زند 

حق آتشی افروخته ،تا هر چه ناحق سوخته / آتــش بسـوزد قـلب را ،بر قلبِ آن عــالَم زنـد » را خواند. پس از پایان قطعه مولانا قطعه‌ای در هم نوازی سازها اجرا شد وسپس شعر شهریار خوانده شد. « باز کن نغمه ی جانسوزی از آن ساز امشب/ تا کنی عقده ی اشک از دل من باز امشب ساز در دست تو سوز دل من میگوید / من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب//مرغ دل در قفس سینه ی من می نالد/ بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب» در این قطعه هم نوازی با غلبه صدای عود بر سازهای دیگر مشهود بود و هم نوایان با همراهی معتمدی این قطعه را اجرا کردند. پس از این بخش شور انگیز با سازهای کوبه ای همراه شد و قطعه ای زیبا نواخته شد ئ شعر با صدای معتمدی ادامه یافت:

زیر هر پرده ی ساز تو هزاران راز است/ بیم آنست که از پرده فتد راز امشب»

پس از قطعه «جان سوز»‍ هنگام با شعری از شهریار اجرا شد شعری که بخشی از آن با صدای محمد معتمدی و بخشی با هم نوایی سازها اجرا شد:
« خاموش شبی است، هرچه تنهاست.
مردی در راه می‌زند نی
و آواش فسرده برمی‌آید.
تنهای دگر منم که چشمم
طوفان سرشک می‌گشاید.»

قطعه پایانی این اجرا که می توان آن را نقطه اوج اجرا دانست؛ شعری از مولانا بود که بخشی از آن با هنرنمایی محمد معتمدی در تحریر اجرا شد:

« یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا  یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا

نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی  سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا

این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی  راه شدی تا نبدی این همه گفتار مرا»یکی از جذابیت های این قطعه را می‌توان فاصبه میان ابیات دانست که با نغمه‌های به جای ساز پر شدند.
انتهای پیام/ا
برچسب ها:
آخرین اخبار