امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 6
۰۶:۰۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 57786
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۰۳
تعداد بازدید: 98
«سنت» کلمه‌ای که لفظ آن بمانند کلمه ولی به شکلی بی‌معنی و بیگانه در قفسه‌های کتابخانه خاک می‌خورد و یا در قفس سیاست پیشگان دربند است، و چه طوطی رامی، ...

«سنت» کلمه‌ای که لفظ آن بمانند کلمه ولی به شکلی بی‌معنی و بیگانه در قفسه‌های کتابخانه خاک می‌خورد و یا در قفس سیاست پیشگان دربند است، و چه طوطی رامی، هر روزی به کام یک مبتکری سخن می‌گوید، زیرا  که سحره و کهنه پس از نفوذشان در ادیان، مصادیق ناروایی را برای این واژه تراشیدند و با تحریف‌ها چه بدعت‌های پلیدی را به نام سنت بخورد یهودیان مومنان روز دادند و با منشی گرفتن خاخام‌ها و کشیشان دست سازشان نه تنها بر ادیان، بلکه به ارزش‌های هر تمدنی خیانت‌ها کردند و فرزندان‌شان تا به امروز در هر کجا که تمدن شکوفایی را می‌بینند خیلی زود خود را به او می‌رسانند و با زر و زور و تزویرشان در آن نفوذ می‌کنند و در هرکجا که پیش‌روی خود، تمدن شایسته‌ای را می‌بیند، به سنگ اندازی در پیش پای آن می‌پردازند و اگر نشود آن تمدن را التقاطی و بودنش را از نبود آن زیان بارتر می‌سازند.
و بر همین پایه، چون اسلام پای به سوی اروپا گشود و نخبگان اروپا جذب علوم اسلامی می‌شدند، صهیونیزم واژه «سنت» را به شکل راهبی خداشناس و جهان‌بین به سراغ کلیساها فرستاد و به یاری بدعت‌های دست‌ساز خود به نام سنت‌های الهی به کشیشان پرداخت که چه نشسته‌اید! که اگر مسیحیان فریب علوم مسلمانان را بخورند و به علوم دنیایی آلوده گردند، دیگر مسیحی‌ای باقی نخواهد ماند.

و آن چنان کوره ارتجاع کلیسا را داغ کرد که به حکم سنت‌های الهی و در حقیقت بدعت‌های دست‌ساز صهیونیزم جهانی، دانش‌آموزان و محققان و کاشفانی را که از داشته‌های علمی خود توبه نمی‌کردند یا به صلیب می‌کشید و یا به گیوتین می‌سپرد.

در قرن 21، قرضاوی، منتخب صهیونیزم جهانی به ریاست مجمع جهانی علماء مسلمان به حکم سنت‌های دست‌ساز وهابیان فتوا می‌دهد، هر کس در جنگ با سوریه -مدافعان خط اول حمله کشور جعلی اسراییل به سرزمین‌های اسلامی- کشته شود، شهید است و از آن سو که هر کس در مقاومت با متجاوزان «یاحسین» بگوید، مشرک و مرتد است و کشتنش واجب.

آری، آخوندهای صهیونیزمی مسلمان‌نما بر پایه سنت‌هایی که انگلستان دیروز برایشان ساخته است، همه مسلمانان را تکفیر می‌کنند و ریختن خون هر مسلمانی را که به آیین دست‌ساز انگلستان در نیاید مباح می‌دانند و تخریب مساجد آنان را بر سر نمازگزاران عبادت می‌شمارند.

لیکن بر پایه پیمانی که آل‌سعود و آل‌خلیفه با صهیونیزم جهانی به نمایندگی دیروز انگلستان بسته‌اند و امروز با آمریکا عهد گردیده، فرض است که کافران و منافقان را با اعطاء مولفه القلوب جذب خود کنند و به همین دلیل همیشه شیرهای نفت و گاز و بازارهای کشورهای عربی که در چنگال وهابیان اسیر می‌باشند، باز است و رییس مجمع جهانی علماء اسلامی و خاخام‌های آخوندنمای غاصب حرمین چنین فتواء می‌دهند: به حکم سنت‌های اسلامی هر فلسطینی که هنگام غصب خانه‌اش به وسیله صهیونیست‌ها سنگ به سوی غاصبان پرتاب کند، برخلاف سنت عمل کرده و چنانچه صهیونیست‌ها او را بکشند، خود باعث مرگش گردیده و باید در قیامت پاسخگو باشد.

کلیساهای قرون وسطی به تزویر صهیونیزم جهانی بر پایه سنت‌های دست‌ساز خاخام‌ها، عالمان و کاشفان و مخترعان را می‌کشتند اما همین که رنسانس اروپا جانی گرفت، صهیونیزم جهانی بر پایه مرامنامه خیلی زود خود را به رنسانس رساند و با زور، زر و تزویرش صنایع نوپای اروپا و فرهنگ و ارتباطات غرب را در قبضه گرفت.

آری! آن بار راهبی به آموزگاری کلیساها رفت و به آنان آموخت که دانش‌‌ها دین برانداز است و این بار دیکشنری‌ها چون کنیزک خوش رقصی، که صهیونیزم نوشته بود به دل ربایی انتلکتوئل‌ها آمد و معنای واژه را به خاک و خون کشید.

قلم را بر سینه فرهنگ حاکم بر ارتباطات‌مان فرو کنم. زیرا انتلکتوئل نقش یک پستچی را دارد و رنسانس هم به فریب صهیونیزم همه آنهایی را که معنی برای واژه سنت به ثبت لغتنامه داده‌اند، بر پایه استقراء و آمار و تجربه و استماع از فرهنگ عامه جمع و ضبط کرده است. مهم اینست که چرا ما با این همه ادعا در طول سیصد سال و انقلاب در طول سی سال برای یکبار نیندیشیده‌ایم که چرا معنی لغت عربی را از دیکشنری‌های غربی بیاموزیم؟! و چرا اجازه داده‌ایم برای واژه‌ای که اصطلاح متشرعین شده است، در ارتباطات‌مان چنین معانی مزخرفی را به زبان آوریم.

من در ظرف چند روز این عبارات را از تلویزیون جمهوری اسلامی شنیده‌ام:

1- معاون فنی و کارشناس وزارت اقتصاد: تا سازمان اداری وزارت دارایی سنتی باشد و سامانی نیابد اقتصاد ما به جایی نمی‌رسد و با چنین تصوری از امور سنتی، روش سنتی یعنی روش نامطلوب و غیرعلمی و غیرفنی و ناکارآمد.

2- وزیر کشاورزی: تا کشاورزی ما سنتی باشد ما به کشاورزی مطلوبی نمی‌رسیم و با این تعریف از روش سنتی، سنت یعنی روش ابتدایی و بررسی زمان گذشته.

3- مدیریت ورزشی: تا پایه‌های ورزشی کشور سنتی باشد و ما با دانش ورزش آشنا نشویم، همه مخارج دولت و زحمات ورزشکاران به هدر می‌رود.

البته همین دیشب دیدم که ورزشکاران سنتی ما شش بر یک در دو رشته بر شوروی و آمریکا پیروز شدند.

4- مدیریت امور دام کشور: تا روزی که دامپروری ما سنتی باشد و با روش‌های جدیدی آشنا نگردد، ما واردکننده گوشت خواهیم بود و با تعریف سنتی در سخنان این دو مدیر، سنتی یعنی غیرعلمی، غیرمنطقی، غیرصنعتی، غیراقتصادی و بدوی.

5- نویسنده‌ای با اسم و رسم: زمانی که در تک سلولی زندانی، دربند بودم. گاهی تا آن اندازه سنتی اندیش می‌شدم که به آشکار می‌دیدم، آدمی به اندازه یک دانه برنج از درز آجری بیرون می‌آید و اندک اندک به اندازه آدمی می‌شود و کنارم می‌نشیند و به اندازه‌ای با من صحبت می‌کند که خسته می‌شوم و خوابم می‌برد و با چنین تعریفی از سنت، سنت یعنی روشی خیال‌پردازانه و سنتی یعنی انسانی پریشان حال و روان‌پریش.

6- نویسنده‌ای دیگر: چرا من چون آدم‌های سنتی نمی‌توانم دیوی را برای رفع مشکلاتم از شیشه‌ای بیرون بکشم تا آن دیو همه مشکلات مرا برطرف کند و با این تعریف از آدم‌های سنتی، سنت یعنی روش اسطوره‌ای و سنتی یعنی اسطوره‌گرا.

«سنت» در همه جا به معنی روش زمان گذشته است و به کار روز جهان نمی‌آید و سنتی‌ها، روش‌هایی بدوی بی‌ارزش می‌باشند که زمان مصرفشان گذشته است و شگفت بیشتر ما از اینکه چگونه فرهنگ حاکم بر جهان به این نکته پی نبرده است که هر واژه‌ای فقط دارای همان معانی می‌باشد که واژه برای آن وضع شده است، پس چگونه برای واژه تک معنی‌ سنت این همه معانی را به ثبت لغتنامه داده‌اند.

اما اینکه چرا در اروپای آن روز آن همه اراجیف را سنتی می‌خواندند، دلیلش آشکار است؛ زیرا چنانچه پیشتر نوشتم کلیسای قرون وسطی همین اراجیف را به مردم جهل‌زده آن روز به نام سنت‌های دینی توصیف می‌کرد! و چرا ما اینچنین شدیم، به خصوص پس از انقلاب اسلامی!؟

به دلیل اینکه مسئولان فرهنگی ما با طرح‌های دشمن که پیش از انقلاب و متاسفانه پس از انقلاب برایمان ریخته و می‌ریزد، سخت درگیریم. عارفان به جای پرداختن به سنت‌های عرفانی چو درویشان حال می‌کنند و متفکران به فلسفه بشری پرداخته و فقیهان به نقد و بررسی فتاوی فقهای پیشین.

و انتکتوئل‌هایمان مدام به واردات مواد خام و پخته فرهنگ دیگران مشغول و کاری به ارزش‌های آنها ندارند. زیرا می‌دانند که دانشگاه‌های ما خوب و بد و خشک و تر و زشت و زیبا را یکجا و مخلوطی خریده و می‌خورند و به همین دلیل هیچ گروهی وقت پرداختن به این گونه امور بی‌ارزش را ندارد.

اما منی که نه انتلکتوئل می‌باشم، نه عارف، نه فیلسوف و نه فقیه، به اجبار چند سالی در این باره به تفحص نشستم و در پایان آنها را که دریافتم برای طلاب و دانشجویان به ثبت فرهنگشان می‌دهم. لیکن من آنگاه که این همه معنی بی معنا را برای یک واژه دیدم، گویی چیزی به قلبم ریخت که از آتش سوزانده‌تر و سردیش از یخ بیشتر بود.

مگر می‌شود برای یک لغت غیرمشترک این همه معانی گوناگون را ثبت کرد. اهل ادب می‌دانند که هر واژه‌ای بر پایه وضع اولیه متوقف بر یک معنی می‌باشد و پس از وضع، لفظ و معنا آنچنان بهم جوش می‌خورند که هرگاه آن لغت به زبان یا قلم آید، معنای آن به ذهن آید و اگر معنی به شکلی خود را بنمایاند، واژه به خاطر آید.

پس از گزینش لغتی برای معنایی، این دو بهم جوش می‌خورند و به همین دلیل است که هرگاه واژه‌ای طبق وضع اولیه به کار گرفته می‌‌شود، می‌گوید: این لغت بر پایه وضعی حقیقی برای لغت به کار گرفته شد، زیرا هر واژه‌ای برای یک معنی وضع شده و اگر واژه‌ای بر حسب دو گونه وضع برای دو معنی وضع شده باشد، واژه را مشترک لفظی می‌نامند و باید هنگام بکارگیری کلمه مشترک لفظی، گونه‌ای قرینه به کار گرفته شود.

نمونه آن دگر شیر است که آدم می‌خورد، و آن دگر شیر است که آدم می‌خورد و آن دگر شیر است اندر بادیه، و آن دگر شیری که اندر بادیه

بنابراین کسی که برای خرید شیری به باغ وحش می‌رود، باید بگوید خریدار یک قلاده شیر است و کسی که برای خرید نوشیدنی به مغازه می‌رود یک پاکت شیر مطالبه می‌کند.

گرچه شواهد و زمان و فرهنگ خرید و فروش به آشکار می‌گوید که خریدار در طلب چه شیری می‌باشد و نیز آنگاه هم که واژه‌ای به مجاز به کار گرفته می‌شود، شرایط مخصوص به خود را دارد. در مثل شخصی را به خاطر شجاعتش به شیر تشبیه کنند.

در اینجا قواعد ادبی اقتضاء می‌کند که نخست تمام خصوصیات شیر به جز شجاعتش را از او بگیرند تا جایی که معنی شیر تنها شجاعتش باشد و بر این پایه آنگاه که به فرد شجاعی شیر گفته می‌شود به کمال محرز است که مفهوم و واژه شیر در اینجا تنها شجاعت است و مرد از همه خواص شیر تنها شجاعتش را به ارث برده است.
* حیدر رحیم‌پورازغدی
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار