امروز : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۱۸:۰۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 57847
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۰۲
تعداد بازدید: 48
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-مریم فیروزفر: پخش سریال تلویزیونی «نوشدارو» با مضمونی متفاوت از اکثر سریال‌های شبانه در شبکه یک سیما به ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-مریم فیروزفر: پخش سریال تلویزیونی «نوشدارو» با مضمونی متفاوت از اکثر سریال‌های شبانه در شبکه یک سیما به پایان رسید.

آنچه که مضمون این سریال را با سایر سریال‌ها متفات می‌کرد، پرداخت آن به مسائل سیاسی و اجتماعی توامان بود. بحث جهاد سازندگی و همچنین تحریم‌ها نیز از جمله موارد دیگری بود که در نوشدارو مورد توجه قرار گرفته بود.

عوامل مجموعه تلویزیونی «نوشدارو» با حضور علی لدنی (تهیه‌کننده)، جواد اردکانی (کارگردان) و ساقی عسگری (بازیگر) در خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس برگزار شد و آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگو با «جواد اردکانی» است.
 
*یکسری موضوعات ملی روی زمین مانده داریم
 
**وقتی آثار شما را مرور می‌کنیم، به یک ردپای مشترک می‌رسیم. دفاع مقدس و همچنین طرح موضوعات روز جامعه        که البته کمتر به آنها پرداخته می‌شود.

- سه سریال من در حوزه فن‌آوری، تلاطم‌ها و چالش‌هایی که کشور با آن مواجه است ساخته شده است. سریال‌های غریبه، آینه‌های نشکن و نوشدارو که این خط مشترک در آنها وجود دارد. دفاع مقدس هم موضوعی است که در آثاری نظیر شورشیرین و به کبودی یاس به آنها پرداخته‌ام. در نهایت هم رسیدیم به موضوع جهادگران که فکر می‌کنم نمی‌شود درباره آن سخت نگفت. فیلمسازان به نسبت علاقه‌مندی‌ها و دغدغه‌هایشان به یک نگاه می‌رسند. من تصور می‌کنم فیلم‌های خانوادگی یا کمدی و ...را دوستان دیگر می‌سازند و خیلی هم خوب می‌سازند اما ما یک سری موضوعات ملی روی زمین مانده داریم که این موضوعات اگر مورد توجه رسانه قرار بگیرد، به جهت اینکه دغدغه مشترک خیلی از مردم هم هست، خودش زمینه خوبی برای دیده شدن و ایجاد هم‌دلی و هم فکری و رسیدن به راه بردهای مشترک است. سریال‌هایی نظیر مسافر یا چه کسی به سرهنگ شلیک کرد هم موضوعات ریز خانوادگی نبود. به هر حال قصه‌های خانوادگی داشته‌ایم ولی من تصور می‌کنم که نگاه جدی‌تری باید به موضوعات عمومی در رسانه شود. تجربه نوشدارو هم با توجه به بازخوردهایی که به ویژه از مخاطبان داشته‌ایم، نشان می‌دهد که اگر ما بپردازیم به دغدغه مردم و چیزی که در زندگیشان جریان دارد مثل قصه تحریم‌ها، خوب مردم می‌نشینند و می‌بینند. به ویژه که اگر شما کمی واقع بین‌تر جلو بروید و جنبه انتقادی و آسیب شناسی هم در کار داشته باشید. نمی‌شود که ما بگوییم در قصه تحریم‌ها یا بومی‌سازی صنعت یا بحث انرژی هسته‌ای، فقط یک دشمن خارجی داریم که نشسته و توطئه می‌کند و این طرف ما خودمان هیچ مشکلی نداریم. اگر این دشمن خارجی شاخه‌های داخلی نداشته باشد، هیچ کاری نمی‌تواند بکند. یک بخشی از این آسیب‌شناسی شناسایی شاخه‌های داخلی و زدن آن شاخه‌هاست که ضمنا موجب جذب مخاطب هم می‌شود. کما اینکه ما الان در بازخوردهای نوشدارو مواجه‌ایم با اینکه خیلی به این نوع نگاه توجه شده است. به هرحال تجربه سریالهایی مثل غریبه، آینه‌های نشکن و نوشدارو مرا به ادامه کار در زمینه‌های مشابه تشویق می کند.

**پس دغدغه‌ شما به این سمت هدایت شده است.

-بله. ببینید ماهم درساختار سیاسی و هم درساختار فرهنگی اجتماعی کشورمان یک محور هماهنگی به نام رهبری داریم. من اعتقاد قلبی‌ام این است که در دنیایی که دشمنان ما کاملا هماهنگ هستند و اتاق‌های فکر و حرکتهای حساب شده دارند، اگر ما در یک حرکت هماهنگ جلو نرویم، باعث می‌شود سرمایه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود و همچنین زمان را از دست بدهیم و به نتیجه مطلوب هم نرسیم. یکی از مواردی که منجر می‌شود تا ما به هماهنگی برسیم این است که نگاه کنیم ببینیم رهبری الان روی چه تاکید می‌کنند. نکته‌ای هم نیست که ایشان یک شبه به آن برسند و قطعا روی آن مدت‌ها فکر و کار تحقیقاتی شده است. مثلا رهبری به این نتیجه رسیده‌اند که روی تولید ملی تاکید کنند یا موارد دیگر.
 
**اشارات و تاکیدات رهبری باید در حوزه رسانه عملی شود

این باید به شکل مشترک هم در حوزه رسانه، هم در حوزه مدیریت دولتی و هم دربین مردم مورد توجه قرار بگیرد. نکته تاسف باری است که در زمان امام (ره) بود و الان هم هست که رهبری نکته‌ای را اشاره می‌کنند و یکسری از مدیران که باید روی این سخنان کار عملیاتی انجام بدهند، آنها هم همین حرف‌ها را تکرار می‌کنند و شعارش را می‌دهند. درنتیجه یک فضایی ایجاد می‌شود که انگار دارد یک عالمه کار انجام می‌شود در حالی که فقط حرف زده می‌شود. کاری انجام نمی‌شود و نتیجه‌اش می‌شود این که یک فرصت تاریخی بزرگ از دست می‌رود بدون اینکه ما قدم‌های درست را برداریم. من معتقدم در حوزه رسانه به عنوان یک حوزه تاثیر گذار هم روی مردم و هم روی مدیریت، این توجه ویژه به انگشت اشاره رهبری باید باشد. نه اینکه کل کار رسانه همین بشود ولی قطعا باید یکی از کارهای مهم رسانه همین موضوع باشد.
 
**من بیشتر از هنرمند، خود را یک عنصر رسانه‌ای می‌دانم

من خودم یکی از مواردی که برایم مهم است و فکر می‌کنم وظیفه‌ من است، همین است. من بیشتر از اینکه خودم را هنرمند بدانم، خود را یک عنصر رسانه‌ای می‌دانم و معتقد هستم که فیلم و فیلمسازی در دنیای امروز وجه رسانه‌ای‌اش خیلی بیشتر غلبه دارد بر وجه هنری و یا حتی وجه صنعتی‌اش. برای خودم این تکلیف را قائلم که در دوره‌های زمانی مختلف اولویت را این طور شناسایی کنم و طبق آن اولویت هم حرکت کنم. در عمل به این اطمینان هم رسیده‌ام که اگر ما این انگشت اشاره را ببینیم و به سمت آن حرکت کنیم، مردم حتما استقبال می‌کنند. از طرف مردم گارد و چالشی نیست. ما کار نمی‌کنیم و نتیجه‌اش می‌شود چیزی که الان در جامعه می‌بینیم. امیدوارم به مرحله‌ای برسیم که با تکیه بر نگاه رهبری این هماهنگی در حرکت عمومی کشور ایجاد شود.
 
**پرداختن به این موارد البته سریال را با سریال‌های دیگر متمایز می‌کند.
-بله خودش موجب تنوع می‌شود.
 
*رسانه اگر واقعیت‌ها را نگوید، مردم بی‌اعتماد می‌شوند
 
**در صحبت‌هایتان به شاخه‌های داخلی دشمنان خارجی اشاره کردید؛  پرداختن به شاخه‌های داخلی با مخالف مواجه نشد؟ نگاه شعاری که در برخی کارها دیده می‌شود که ما هیچ وقت عنصر داخلی نامطلوب نمی‌بینیم.

-اولا که بعد از حرف‌هایی که کاندیداهای ریاست جمهوری در مناظره‌ها زدند، دیگر خیلی از خط قرمزها به شدت کم رنگ شد. چون دوستان ته خط را گفتند. دوم اینکه به عنوان سیاست حرکت رسانه‌ای باید بدانیم که مردم مشکلات را می‌دانند و واقعیت‌ها را می‌بینند. رسانه اگر این موارد را نگوید، فقط اعتماد مردم کم می‌شود. نه اینکه اگر رسانه نگوید، مردم  قبول می کنند که چنین مشکلاتی وجود خارجی هم ندارد. حرکت رسانه‌ای همه دنیا هم این است که به چارچوب‌های کلی نظام پایبند هستند اما انتقادات داخلی و انتقاد از خود را دارند . یکی از کارهایی که خلاف حرکت نظام است، کسب منافع نامشروع است. رسانه می‌تواند فضا را برای دزدها ناامن کند. ما وقتی فضا را به اسم خط قرمز ببندیم، فضا را کاملا برای دزدها و خیانتکاران امن می‌کنیم. ما در این سریال گفتیم که یک مشاور وزیر هست که با سرویس‌های بیگانه همکاری می‌کند. کسی به ما اعتراض نکرد. چرا؟ چون واقعا در وزارت‌خانه‌های مختلف چنین آدم‌هایی می‌توانند باشند، کمااینکه بوده‌اند. پرونده‌هایشان وجود دارد و واقعیت‌های نظام اداری ماست. چرا رسانه این آسیب‌شناسی را نداشته باشد؟ مغزهای متفکر ما را کشورهای خارجی می‌برند، خیلی خوب به آنهامی رسند و در مقابل از فکرشان استفاده می‌کنند. یک سازوکار کاملا منطقی هم دارد. این را ما در نوشدارو گفتیم و توضیح دادیم و کسی هم به ما اعتراضی نکرد برای اینکه آسیب‌شناسی حرکت ما در داخل کشور است. مثلا سکانسی هست که محمد به مرادی اعتراض می‌کند و می‌گوید چرا بچه‌ات را به خارج از کشور فرستادی و او پاسخ می‌دهد «فرزند من این مقاله‌اش را به 10 مرکز معتبر مرتبط ارائه داد هیچکس تحویلش نگرفت و حتی یکی از استادهایش گفت می‌خواهی کپی کنی، یک جور کپی کن که معلوم نشود.» خوب این واقعیت‌های جامعه ماست و خیلی از بچه‌های ما به این شکل از دست ما خارج می شوند و ایده‌هایشان را آن طرف به دانش فنی و تکنولوژی و محصول تبدیل می‌کنند و خود ما چندین برابر پول می‌دهیم،‌ آنها را از این کشورها می‌خریم. درحالی که درصد کمی از آن پول خرید اگر خرج این جوان‌ها بشود ما خودمان به تولید کننده آن محصول تبدیل می‌شویم. مطالبی هم که رهبری درباره تولید داخلی می‌فرمایند،‌ بخشی به نیروی انسانی مربوط می‌شود. چون هیچکدام از اینها را که شما در خلاء نمی‌توانید انجام بدهید یا باید نیرو از خارج بیاورید که می‌شود همان قصه‌ای که الان در خیلی از کشورهای اطراف ما الان وجود دارد و قبل از انقلاب هم بود یا باید نیروی داخلی را تربیت و حفظ کرد. در نوشدارو چند نمونه از این نوع آسیب شناسی ها داشتیم و جالب است که حتی یک مورد هم اعتراض نشد و این نشان دهنده بلوغ فکری و سعه صدر مدیران ماست و البته یک فرصت مناسب برای فیلمسازان است که با توجه به این بستر آماده فیلم اجتماعی بسازند.
 
*اسانسرها معمولا معنی مشارکت و تبلیغ را متوجه نمی‌شوند/سازمان‌های پولدار آثار گل درشت می‌سازند
 
** به بحث مشارکت ارگان‌های مختلف اشاره کردید که البته تا حدودی در حال حاضر این اتفاق می‌افتد. یعنی مشارکت وجود دارد ولی وقتی پای ساخت به میان می آید همان اسپانسر مدام به فکر سفارش به سازندگان است و مطالبات خود را پیگیری می کند. مثلا اعلام می کند که من فلان امکانات را در اختیارتان قرار می دهم و در ازایش شما هم برایم فلان تبلیغ را انجام بدهید و مسیر داستان یک جاهایی کاملا عوض می‌شود که منجر به پس زدن مخاطب می‌شود.

-در این قصه دو آسیب بزرگ وجود دارد. یکی غلبه بخشی نگری بر رفتار رسانه ای در مدیریت دولتی است. یعنی هر نهاد و وزارتخانه و سازمانی ماموریت های بخش خود را نگاه می کند و اولویت هایش را بر همان اساس تعریف می کند. نتیجه اش چه می شود؟ خیلی از اولویت‌های مهم کشور که متولی در بخش دولتی ندارد، عملأ مورد غفلت قرار می‌گیرد. مثلا یکی از دلایلی که در این 30 سال کسی به موضوع جهاد سازندگی نپرداخته همین بوده که متولی پای آن نبوده است. در حالی که جهاد سازندگی یک تجربه بزرگ تاریخی و یک نیاز بزرگ امروز ماست. حرکت سرنوشت سازی که شهید شوشتری در منطقه سیستان انجام داد و توانست مشکل را تا حد خیلی بالایی حل کند، حرکتی نبود که با محوریت جهاد نظامی انجام شود، با محوریت جهاد عمرانی انجام شد. شهید شوشتری به سیستان بلوچستان رفت و مانند یک جهادگر به ارائه خدمات به مردم پرداخت چون به این باور رسیده بود که یکی از پایه های امنیت پایدار این است که مردم چیزی برای از دست دادن داشته باشند، مردمی که چیزی برای از دست دادن نداشته باشند، می خواهند امنیت چه چیزی را حفظ کنند؟ نکته دوم این است که سازمان‌های سفارش دهنده اغلب مفهوم تبلیغ را نمی دانند. یعنی تصور می‌کنند هرچه صریح‌تر و گل‌درشت‌تر از آنها تعریف شود، می‌شود تبلیغ. در حالی که ضد تبلیغ است.  واقعا یک دوره‌ای باید برای مدیران ما بگذارند و آنها را با برخی مفاهیم آشنا کنند که بدانند الان در سراسر دنیا اگر قرار است کار تبلیغی هم ساخته شود، این طور کار نمی کنند و البته در نوشدارو یکی از اتفاقات خوبی که افتاد این بود که ما با حفظ رویکرد انتقادیمان با همکاری روبرو بودیم و بسیج سازمان آن بخشی نگری را کنار گذاشت و گفت درست است که این سریال متعلق به جهاد و نفت است و ربط مستقیمی به بسیج ندارد اما چون یک موضوعی است که نیاز مملکت است و جزء اولویت‌هایی است که مقام معظم رهبری تبیین کرده‌اند، ما پای شما می‌ایستیم. این نگاه اگر اشاعه پیدا کند، آن وقت ما دیگر شاهد این نیستیم که کارهایی تکراری و گل درشت در برخی سازمان‌های پولدار ساخته می‌شوند و یک سری کارهای مهم‌تر همچنان پس از 30 سال از انقلاب اسلامی روی زمین باقی می‌ماند.
 
*نوشدارو چندین داستان در هم تنیده بود
 
**داستان‌های سریال‌های ایرانی داستان‌های تک خطی هستند که اوج و فرودهای مشخصی دارند و در آخر هم همه خوشحال و شادان به سرانجام مقصود می رسند، این موضوعی است که گاهی مخاطب را خسته می کند و کلیشه ای می شود، برای پرهیز از این کلیشه چه نکاتی مد نظرتان بود؟

-این موضوعی که شما به آن اشاره کردید، یک بحث کاملا فنی است که به فیلمنامه نویسی برمی گردد و اگر من بخواهم اتفاقاتی که در سریال نوشدارو افتاد را بگویم، خیلی مفصل است. ما در یک نظام رسانه ای کار می‌کنیم که تماشاگر ما محدودیت های ناشی از ممیزی یا سیاست های حاکم را کاملا می داند. بنابراین با توجه به محدودیت ها و شرایط موجود و تجربیات قبلی مخاطب می تواند کاملا حدس بزند. ما در نوشدارو چند موضوع داشتیم و می خواستیم بگوییم نسل جوانی که تقریبا از جهاد هیچی نمی دانی، این جهاد یک حرکتی بوده که به این ترتیب شکل گرفته و الان به اینجا رسیده است. بحث تحریم و بومی سازی نیز یک قصه دیگر است. ماجرای حمزه و سمیه و مسائل سیاسی حمزه یک قصه مستقل بود و قصه محمد و ابراهیم هم یک قصه مستقل بود که اگر آنها را تفکیک کنید خودش تبدیل به چهار قصه می‌شود و اینکه چطور ما آنها را با هم تلفیق کنیم که مزاحم نباشند و همچنین رویکرد محتوایی هم در آنها لحاظ شود کار بسیار دشواری در مرحله نگارش فیلمنامه بود و برای عبور از این گردنه‌ها من و آقای سربندی تمهیدات مختلفی را به کار بستیم.
 
*اصل انتخاب بازیگران برمبنای واقعیت‌پذیری ماجرا بود
 
**درباره انتخاب بازیگرها هم توضیح می‌دهید.

-ما در انتخاب بازیگران یک اصل کلی داشتیم و آن این بود که نوشدارو نباید طوری ساخته شود که مخاطب احساس کند یک فیلم یا قصه می‌بیند. برای ما مهم بود که تماشاگر بپذیرد آنچه می‌بیند واقعی است. برای رسیدن به این فضای واقعگرایانه ما به سراغ بازیگرانی رفتیم که بتوانند جنس مناسبی از بازی را ارائه بدهند. بر این مبنا آقای هدایت هاشمی برای نقش محمد انتخاب شدند و بر اساس ایشان چینش بقیه بازیگران انجام شد. همین تاکید در سایر بخش‌ها هم بود و من در کارگردانی تلاشم این بود که به میزانی از سادگی در روایت برسم که میزانسن و حرکت دوربین دیده نشود. یا در مورد نورپردازی و حرکت دوربین هم تاکیدم این بود که ما قرار نیست در این سریال نمایش تکنیک نور و حرکت بدهیم. همه چیز در خدمت آن انتخاب اول بود که رسیدن به یک فضای واقع گرایانه بود.
 
*ادعا نمی‌کنم که چینش بازیگرانمان کاملا بی‌نقص و ایراد بود
 
**آقای هاشمی بازیگر تئاتری است که چشمگیرترین حضورش در تلویزیون به سریال چک برگشتی برمی‌گردد که از فضای مفرحی برخوردار بود و اتفاقا از جمله آثاری است که خیلی خوب در ذهن مخاطب می‌ماند. شما این بازیگر را در نقشی متفاوت با گریمی متفاوت و حضوری کاملا جدی قرار دادید. به ماجرای پیش زمینه فکری مخاطب در این ماجرا فکر کردید؟ ضمن اینکه شما از امیرعلی نبویان مجری برنامه رادیو هفت نیز در این سریال بهره بردید که برای اولین بار در یک مجموعه تلویزیونی حاضر می شد.

- هدایت هاشمی بازیگر بسیار توانمندی است و جنس بازی او همان جنسی است که من می‌خواستم. ضمن اینکه آقای هاشمی در سنی بود که ما می توانستیم با گریم ایشان را مسن تر یا جوان تر نشان بدهیم و در کار به این موضوع احتیاج داشتیم. همچنین ما در سریال نوشدارو یک رگه طنز را دنبال می کردیم و اتفاقا آقای هاشمی آن لحظه های طنز را هم خیلی خوب می‌توانست دربیاورد که برای ما یک امتیاز بود. یک امتیاز بزرگ بازیگران نوشدارو این بود که بازیگر دست مالی شده هزار بار دیده شده تلویزیونی نبودند. ولی شما یک سری بازیگران را می‌بینید که خیلی محترم هستند ولی در همه شبکه‌ها هستند و حتی گاهی لباسشان هم در بعضی سریال‌ها یکی است. این مخاطب را آزار می‌دهد. در مجموع ادعا نمی‌کنم که چینش بازیگرانمان کاملا بی نقص و ایراد بود. اشکالاتی هم داشتیم . اما همه آنها انتخاب های من بودند و پایشان ایستاده ام و مسئولیتش هم با من است.
 
*دستمزد بازیگران بی‌منطق است
 
**بی‌پولی تلویزیون باعث شد که انتخاب‌هایتان را تغییر بدهید؟

-بی‌پولی تلویزیون یک مشکل است و دستمزدهای افسارگسیخته هم یک مشکل بزرگتر. برخی دوستان رقم‌هایی را مطرح می‌کردند که من به آقای لدنی می‌گفتم به خاطر مصلحت خودش هم که شده این پول را ندهید. ممکن است که یک تهیه کننده در شرایطی به بازیگری که باید 5 میلیون بدهد، 15 میلیون بدهد اما آن کار تمام می‌شود و این بازیگر به غلط باور می‌کند دستمزدش ماهی 15 میلیون تومان است و همین باور باعث بیکاری او می‌شود. چون سر پروژه‌های بعدی این دستمزد را نمی‌دهند. بله... بعضی انتخاب های من به این دلیل به کار گرفته نشدند و بعضی هم درگیر کارهای دیگر بودند که وقتشان به ما نمی‌خورد. اجازه بدهید من از این سوال شما سوء استفاده کنم و بگویم که متاسفانه ما یک نظام صنفی درستی نداریم و الان در قصه دستمزدها تعادل وجود ندارد و به نظر من تهدید جدی برای اهالی سینما و تلویزیون است. من نمی‌دانم کجا مسئول این موضوع است ولی هرجا که مسئول است، بیاید و به امور صنفی تولید فیلم در کشور نظم و سامان بدهد چون در وهله اول به خود اهالی سینما و تلویزیون صدمه می‌زند. البته من قبول دارم که اگر سینما چرخه مالی درستی داشته باشد سوپراستار نه تنها یک نیاز است بلکه یک فرصت و غنیمت است چون به رونق سینما کمک می‌کند و آن وقت دستمزدهای آن چنانی هم توجیه پیدا می‌کند. اما حتی در جاهایی مثل هالیوود و بالیوود هم نظام دستمزدی سوپراستارها به نظام دستمزدی دیگران سرایت پیدا نمی‌کند. الان مشکل ما این است که نظام دستمزدی سوپراستارها به نظام دستمزدی بدنه سرایت پیدا می کند و یک دفعه افزایش دستمزد بدون منطق و توجیه پیش می آید. هرچند در شرایط فعلی شما ببنید ما الان چند بازیگر داریم که تماشاچی به خاطرش به سینما می رود؟ یا اصلا نداریم و یا خیلی کم داریم. آنهایی هم که داریم عمر ستاره ماندنشان خیلی کوتاه است. 

**شاید بحث کلیشه هم در این ماجرا بی‌تاثیر نباشد. وقتی یک بازیگر خیلی گل میکند، مدام باید در نقش های مشابه و یکسان ظاهر بشود و همین موضوع بعد از مدت کوتاهی مخاطب را دلزده می کند و منجر به حذف بازیگر می شود.

-اتفاقا در مورد سوپر استارها یکی از فاکتورهایی که کمک می‌کند این است که مخاطب دلش می‌خواهد سوپراستار را در همان شکل و قالب محبوبش ببیند. ما در دنیا تجربه‌هایی داشته‌ایم که از سوپراستار در نقش متفاوتی استفاده شده و فیلم با شکست سنگینی مواجه شده است.

**نگاه بسیج سازمان صداوسیما به کار چطور بود؟

-ما جلسه‌ای با بسیج علمی سازمان بسیج داشتیم که نکاتی مطرح شد که اگر از لحاظ آسیب شناسی در بحث صنعت و فن آوری این مباحث مطرح شود، خیلی خوب است. اتفاقا موضوعاتی بود که قبلا ما آنها را در فیلمنامه گنجانده بودیم و تنها اتفاقی که افتاد این بود که بعد از مشارکت سازمان بسیج قصه بسیج علمی را تا حد ممکن پررنگ کردیم. یک واقعیت وجود دارد که بسیج به دنبال تقویت روحیه بسیجی و جهادی در کشور است و ما هیچ مرزی در این زمینه بین بسیج و جهاد نداریم. ضمن اینکه من فکر می‌کنم این خیلی باعث امیدواری است که می‌بینیم بسیج از بخشی نگری عبور کرده و یک کاری که منویات مقام معظم رهبری را دنبال می کند، بسیج پای آن کار می ایستد.

**اهدافی که مد نظرتان بود، در سریال محقق شد؟

-ما بیشتر به دنبال ایجاد حساسیت ذهنی در مخاطب بودیم. جهاد حوزه وسیعی است که 100 سریال از 100 منظر مختلف می توان درباره اش ساخت. ما فقط هدفمان این بود که بعد از 30 سال که چیزی از جهاد گفته نشده، یک توضیح کلی درباره جهاد سازندگی به مخاطب بدهیم. یا بحث عبور از تحریم‌ها هم بحث بزرگی است و ما می خواستیم بگوییم که حرکت ما در مقابل تحریم ها تا چه اندازه مهم است . من با قاطعیت می گویم که به لطف خدا و عنایت شهدا ما در این سریال تا حد قابل قبولی به اهداف خود رسیدیم. اگر ما به درستی به سمت موضوعات ملی برویم مخاطب می پذیرد. اگر ما دنبال تقویت وحدت ملی در کشور باشیم تماشاگر همراهی می کند . اجازه بدهید در این باره عرض کنم یکی از محورهای مهم وحدت ملی در کشور موضوع دفاع مقدس است . مردم ما مغرور هستند و هرجا پای تهدید خارجی پیش بیاید، می ایستند.

 یکی از مواردی که ما در نوشدارو پیگیری می‌کردیم دعوت به وحدت بود و در چینش گروه نیز طوری عمل کردیم که از افراد چپ چپ تا راست راست همه حضور داشتند و با هم دلی کامل مثل یک خانواده کار کردند. بازیگران ما در گفتن دیالوگ‌هایی که رنگ ملی داشت، کاملا فراتر از بازیگر بودند و من لذت می‌بردم. تصور می‌کنم که نتیجه آن هم دلی و اعتقاد در کار پیداست. من روی این موضوع اصرار دارم که رفتار تیم ما در ساخت نوشدارو نمونه یک کار جهادی بود و از تک تک دوستان همکارم در پروژه صمیمانه تشکر می‌کنم.

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار