امروز : یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 26
۱۳:۵۵
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 57900
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۱۰
تعداد بازدید: 43
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ "روزی کبوتری" یکی از کتاب های قابل توجه شاعر سیستانی عباس باقری است. با ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ "روزی کبوتری" یکی از کتاب های قابل توجه شاعر سیستانی عباس باقری است. با خبر شدیم که ششمین برنامه شب شاعر سازمان رسانه ای اوج به پاسداشت این شاعر انقلاب اسلامی می پردازد. به همین خاطر یادداشتی از مصطفی محدثی خراسانی دریافت کردیم که شعر عباس باقری را بهتر بشناسیم. *** روزی کبوتری عنوان کتابی است که در بردارنده مجموعه ای از شعرهای کوتاه شاعر نام آشنای سیستانی، عباس باقری است. دویست و سی و یک قطعه شعر، شش دفتر این مجموعه را با این عناوین شکل می دهند:

اشارات سبز، کبوترانه ها، پیامبرانه ها، شاهانه ها، ...روزی کبوتری، کبوتر و کرکس

وجه مشترک تمامی این شعرها در فرم کوتاه بودن آنهاست و در محتوی، این که مضمون محوری تمامی آنها با سوژه کبوتر بسته شده است. سرودن دویست و سی شعر با یک محور تصویری و توصیفی در اولین وهله مخاطب را با این معضل مواجه می کند که شاعر با این تنگنایی که خودش را دچار آن کرده بعید است توانسته باشد از گذر این تنگنا دویست و سی ارمغان رنگارنگ و قابل اعتنا در قالب این شعرها به همراه آورده باشد.

طبیعی است که هر مخاطبی در بدو امر با این تلقی دست در گریبان باشد اما در مواجهه با روزی کبوتری و پس از یک بار مرور حتی اجمالی آن، مخاطب با استثنایی در این قاعده برخورد می کند.

روزی کبوتری دویست و سی شعر با مضمون کبوتر دارد که به هیچ وجه مخاطب در مطالعه این شعرها با یکنواختی و تکرار مواجه نیست و در هرقطعه شعر با تصویری دیگر، از زاویه و در زمینه متفاوتی کبوتر را می بیند. برای نمونه به چهار تابلو  از گالری روزی کبوتری عباس باقری نگاه می کنیم:

چهل و یک

به نو کردن کلمه بر بام شعر فرا شدم

با عقیق ماه، در انگشت

و کبوتری بر شانه (ص 57)

*

پنجاه و دو

می خواست کبوتر حرم بشود طوقی

برگی به منقار برگرفت و

پشت پنجره ی گل، دخیل بست

ناگاه

دستی برای کبوتر

در صحن آینه ارزن ریخت (ص68)

*

پنجاه وسه

پشت دو چله که از تماشای خواب بگذرد

مرغی طلوع خواهد کرد

که گردنه ها و گریوه های مه آلود را می شناسد

نام نیاکانتان را

از اوبپرسید

..

کبوتر

مریدان را ندا در داد

آنگاه پرکشید (ص69)

*

پنجاه وشش

در روزگار خسته پرپر

آنک

تنزیل وحی

از گلوی کبوتر(ص72)

*

در اولین تابلو کبوتر با نشستن بر شانه شاعر، افق های کشف و شهود را به رویش گشوده و او را همراهی و کمک می کند به یافتن حرفی تازه و نیز کلمه ای تازه برای بیان آن حرف و در نهایت رسیدن به شعری تازه که سرشار از خلاقیت و بدعت است.

در دومین تابلو حرم و کبوتر حرم بودن که در ادبیات معرفتی ما مرتبه ای است دستمایه شاعر برای مضمون پردازی قرار گرفته است.

طوقی برگی به منقار می گیرد که ایهام تناسبی با گل دارد، اما در حقیقت بضاعت طوقی است و برگ سبزی که به تحفه می برد، مقبول ساحت گل می شود و به مرتبه کبوتری حرم می رسد. در آینه دیگر طوقی نیست که میهمان فیض می شود و علاوه بر آن مرتبه، به شکل کبوتر نیز مشرف می شود.

در تابلو سوم کبوتر تداعی کننده هدهد و سیمرغ است که در کار هدایت و اشارت به مریدان است برای یافتن خویش و بازگشت به هویت که لازمه آن بیداری است و رها شدن از تماشای خواب. کبوتری که به اشاره سخن می گوید و کم فرصت است، گویا دیگرانی در جایی دیگر منتظر هدایت های اویند که بی درنگ پس از اشارت کوتاهش از آنجا پر می کشد.

و در تابلو چهارم به نظر می رسد کبوتر در افق تخیل شاعر اوج گرفته و مقامی پیامبرگونه یافته است که گلوی او حامل کلمات وحی قرار می گیرد.

تنگنای مضمون محوری کبوتر علاوه بر اینکه نتوانسته ذهن خلاق شاعر را زمین گیر و دامنه افق پرواز تخیل او را محدود کند، ذهن ترکیب ساز شاعر را برای تنوع و تازگی بخشیدن به فضای شعرها، به تلاشی مضاعف وا داشته، به گونه ای که بسامد ترکیب های بدیع که بسیاری از آنها برای اولین بار ساخته و پا به عرصه ترکیب های زبان فارسی نهاده اند به نحو چشمگیری برای یک مجموعه شعر کمیت بالایی دارد. این ترکیب ها که عمده آنها به نحوی با کبوتر تناسبی دارند، جز در همین تنگنای مضمونی محال بود که پا به عرصه وجود گذارند. نمونه هایی از این دست ترکیب های برساخته حول سوژه کبوتر را مرور می کنیم که از آن جمله اند: (کبوتر مبعوث، بغ بغوی عاشقانه، گنبد خواب آلود، تشریف مخملین، گردباد هول، سپیده خوانی گنجشک ها، پیغمبر کبوتران، کوکبه کبوتر، ماذنه ی بامداد، ارزن فریب، قدیسه کبوتران، میعادگاه کبوتر، لفاف حوصله، جمهوری پرنده های مهاجر، طریقت غم، پلکان ابر، باغ های نغمه گر، تحریر تلخ، مویه ی ناساز، چنگ تیز ربا، نیلوفر اذان، داربست بامداد، چتر نغمه، حوله نسیم، کوخ زار، آوازهای زنبقی، رنگین کمان آواز، آسمان زاغ، آواره چاه، ضماد نغمه، جالیز آسمان)

روزی کبوتری اگرچه از این منظر که تمامی شعرهای کوتاه آن با سوژه کبوتر سروده شده اند، خواننده را به وجود نوعی انسجام در کتاب مجاب می کند، اما تامل بیشتر در فصل های جداگانه کتاب، نشان می دهد جایگاه ارزشی و اخلاقی و مرتبه وجودی که شاعر به کبوتر در شعرها داده است، گاهی در مقایسه با هم آن قدر فاصله دارد که به شدت پیکره منسجمی که از کتاب در ذهن مخاطب ساخته شده بود را فرو می ریزد. احتمالا شاعر به همین دلیل کتاب را به چند دفتر تقسیم کرده است. با این حال وجود این شعرها در کنار هم در یک کتاب علی رغم این تفکیک، مشکل ساز است و مخاطب را دچار نوعی دوگانگی و گاه چندگانگی در برقراری ارتباط با کبوتر می کند.

کبوتر در اوایل کتاب ساحتی ملکوتی و ربانی دارد که هدایت گر است و بشارت دهنده و رسالتی پیامبرگونه را بر دوش می کشد. آمده است تا سرگردانی ها را مهر پایان باشد:

هفده

دارد شروع می شود

پایان سرگردانی درخت

کبوتری

به رسالت رسیده است

که نام همه اولیای تابناک را

- تا سپیده رستگاری –

در گوش گنجشک های لال

بیدار می کند (ص33)

و در تعبیر و تصویری دیگر زیبایی ملکوت وامدار کبوتری قلمداد می شود، بال هایش را گسترده است به دقیقه رستگاری:

نوزده

این همه ترانه توحیدی

به کدام حادثه دل می باخت

اگر زیبایی

به داد ملکوت نمی رسید

و کبوتر

بال هایش را پهن نمی کرد

به دقیقه رستگاری ...؟ (35)

***

در ادامه و در بخش دیگری از کتاب، کبوتر که مرتبه ای پیامبرگونه و هدایت گر و دست گیر داشت، به مرتبه ای نازل می شود که نوعی حس ترحم در خواننده نسبت به او برانگیخته می شود:

نه

کبوتر

هنوز نمی دانست

آن حلقه مسین

بر ساق پای او

یادآور کدام دوران بردگی است

اما

دانسته بود تبارش را

در سایه ریز حادثه گم کرده است (ص85)

و نیز همان احساس ترحم نسبت به کبوتر در این شعر جان مخاطب را لبریز می کند:

نوزده

1- کوچ کبوتران

از دشت های باز

سوی تفاله های عق زده کارخانه ها

چشم عقاب های حریص اما

در آشیانه ها (ص95)

این روند سقوط در شخصیت کبوتر، ادامه پیدا می کند تا جایی که کبوتر، شاه می شود و دستور می دهد برای اینکه با گرمای هوا در میهمانی کرکس ها مقابله کنند، از بال قمری ها بادبزن بسازند:

نه

باد

پوست انداخته بود در گرما

شاه کبوتران

به ضیافت کرکس ها

دستور داد

از کرک قمریان لال

بادبزن کنند (ص171)

کبوتر در همان کسوت پادشاهی در شعری دیگر ادعای خدایی می کند و با پراکنده شدن گنجشکان از اطرافش، تنها می شود و بی مایگی اش شهره آفاق می شود

سیزده

2- شاه کبوتران

از پلکان ابر فراز آمد

و ادعای خدایی کرد

ناگاه به پرخاش کرکسی گرسنه

گنجشک ها از گرد او پراکندند

و باران

طبل فرومایگی اش را

از آسمان مات به زیر افکند (ص175)

روند سقوط در شخصیت کبوتر در ادامه شعرهای مجموعه همچنان ادامه پیدا می کند، تا به شعری به این توصیفات و تعابیر در رابطه با کبوتر می رسیم:

دوازده

1- زیر درخت گزی قدیس

با باشه ای سیاه خوابیده بود

کبوتر شافع

اینک

گاه طواف درخت گز

همراه با پرنده های زائر

زیارتنامه می خوانند

کبوترباشه های مخنث (88)

حالا مخاطب پس از مطالعه کل کتاب، با این پرسش دست در گریبان است که چرا این قدر نگاه شاعر به کبوتر در بخش های مختلف کتاب متفاوت است و یا چرا برای بیان این فضاهای متفاوت به جای استفاده از کبوتر از پرندگان دیگری استفاده نکرده که می توانستند متناسب تر باشند، و یا حداقل این پرسش که چرا این شعرها که در هر بخش تصویری متفاوت و گاه متضاد از کبوتر ارائه می کنند، باید در یک مجموعه منتشر شوند. بهتر بود شعرهای کبوتری کتاب روزی کبوتری حداقل در سه کتاب کم حجم تر بصورت مستقل چاپ می شدند تا این ناهمخوانی، بین کبوتران از میان برداشته و بر تاثیرگذاری بیشتر کبوتران بر احساس و اندیشه مخاطبان افزوده می شد. با این حال این نقیصه که بیشتر عرضی است تا جوهری، چیزی از ارزش شعرهای عباس باقری نمی کاهد و تمامی کبوتران روزی کبوتری در جایگاه خودشان، کبوتران جان دار و خوش نقشی هستند.

انتهای پیام
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها