امروز : پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ - 2017 November 23
۱۲:۳۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 58328
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۰۹
تعداد بازدید: 249
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ سومین عصرانه ادبی فارس با محوریت شعر ژولیده سه‌شنبه 16/7/92 ساعت شانزده در ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ سومین عصرانه ادبی فارس با محوریت شعر ژولیده سه‌شنبه 16/7/92 ساعت شانزده در سالن اجتماعات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس برگزار می‌گردد.

دکتر هادی منوری، که خودش از شاعران برجسته خراسان به شمار می‌رود و در عرصه شعر انقلاب اسلامی و آیینی کارهای قابل توجهی ارائه داده است، مطلبی با عنوان «فصلی از شعر و آفتاب» که به بررسی اشعار ژولیده نیشابوری در وصف حضرت رسول (ص) می‌پردازد، در اختیار فارس قرار داده که شما را به خواندن این مقاله خواندنی دعوت می‌کنیم؛

فصلی از شعر و آفتاب

(بررسی اشعار ژولیده نیشابوری در وصف حضرت رسول(ص) )

ژولیده نیشابوری از جمله شاعران فقیدی است که عمر خویش را صرف سرودن اشعار مذهبی در وصف رسول (ص) و خاندان مطهرش نمود. وی اگر چه در منقبت چهارده معصوم اشعار زیادی از خود به یادگار گذاشته است، اما توجه ویژه‌ای به حضرت ختمی مرتبت محمد ابن عبدالله (ص) دارد. در این نوشتار نگاهی گذرا به چند شعر از کتاب «دلا بسوز که ...» ژولیده نیشابوری که در وقف حضرت رسول (ص) سروده شده خواهیم انداخت. در ابتدا به زبان و قالب و سپس به محتوای اشعار او که توصیف فضای قبل از رسالت، اتفاقات زمان تولد حضرت رسول و اهداف رسالت اشاره‌ای خواهیم کرد.
1- زبان
زبان ژولیده در این اشعار زبانی ساده و روان است. زبانی که در آن از کلمات پر طمطراق و ثقیل کمتر استفاده شده است و با زبانی که زبان مردم است شعر گفته و بی‌پیرایگی یکی از مشخصات اصلی آن است.

او با سادگی تمام تولد حضرت رسول را مژده می‌دهد؛

ده مژده که شام غم سر آمد/ شادی و نشاط از در آمد

و از اینگونه ابیات ساده و روان در دیوان وی فراوان دیده می‌شود.

اگر چه زبان ژولیده عاری از کلمات عربی نیست، اما بسامد آن خیلی آزار دهنده نمی‌نماید. به گونه‌ای که در بیت بعدی همین شعر ناگزیر ماه ربیع را چنین توصیف می‌کند.

در ماه ربیع و با صدا اعزاز/ میلاد رسول(ص) و جعفر(ع) آمد
2- قالب
از نظر قالب ژولیده هیچ خساستی به کار نمی‌برد و سعی می‌کند در همه قالب‌ها طبع آزمایی کند. پس از قالب غزل و مثنوی گرفته تا ترجیع بند و مخمس و قصیده را در کتاب او خواهید دید. به خصوص این که در وصف حضرت رسول نیز از اکثر قالب‌های رایج شعر فارسی بهره برده است، که در این مقال بیش از این مجال سخن نیست و از بحث زبان و قالب به نفع محتوا عبور می‌کنیم.
توصیف فضای قبل از رسالت:

ژولیده در بسیاری از اشعار خود در مورد حضرت رسول(ص) ابتدا به توصیف فضای سیاه شبه جزیره عربستان قبل از تولد حضرت رسول اشاره می‌کند و از ظلم و ستم و جهالت مردم سخن می‌گوید. فضایی که در آن عدالت نیست و صدای دختران زنده به گور گوش انسان را می‌خراشد، ظلم و استبداد نفس‌ها را در سینه حبس کرده است و عشق و محبت رنگی ندارد. انسان‌های جاهل در جزیره عربستان طغیان کرده‌اند و خدایان سنگی با زر و سیم انسان‌های تهیدست را به بردگی می‌کشند و سوته دلان تازیانه می‌زنند.

در آن زمان که زمان تشنه عدالت بود/ خمیده قامت انسان ز بار ذات بود

در آن زمان که زمین در خروش می‌آمد/ صدای زنده بگوران به گوش می‌آمد

در آن زمان که بشر بود و ظلم و استبداد/ درون سینه نفس بود همدم فریاد

در آن زمان که محبت به سینه جای نداشت/ به غیر سنگ و فلز آدمی خدای نداشت

در آن زمان که ترحم به سوز و ساز نبود/ در محبت دل بسته بود و باز نبود

در آن زمان که جهالت انیس انسان بود/ جزیره عربستان مصاف طغیان بود

در آن زمان که زر و سیم کودتا می‌کرد/ عیار قدر و تهیدست زیر پا می‌کرد

و یا در جای دیگر می‌گوید؛ دخترها مایه ننگ پدرها بودند و بت پرستی آن قدر رونق گرفته بود که سرهای انسان‌ها را برای هدیه به بت‌ها از بدن جدا می‌کردند:

در آن عصری که دختر مایه ننگ پدرها بود/ به قعر گور می‌رفتند جای دامن مادر

در آن عصری که زیر ضرب و شتم قوم زر اندوز/ سیه می‌گشت جسم بردگان نیلگون پیکر

در آن عصری که قامت‌ها بر بت‌ها کمان می‌شد/ به پای بت جدا می‌گشت از پیکر هزاران سر

در آن عصری که تبعیض نژادی بود قانونی/ حکومت بود در دست زر اندوزان زور و زر

پیداست که در چنین فضایی باید «دستی از غیبت برون آید و کاری بکند» سپس در این فضای تیره و تار است که رسول روشنی‌ها پا به عرصه گیتی می‌گذارد.
اتفاقات زمان تولد حضرت محمد (ص):

در این فضا کودکی پا به عالم هستی می‌گذارد که پیامبر عشق و رحمت و مهربانی خواهد شد. پیامبری که ناجی انسان‌های ستم دیده و در بند است. کسی که بذر دانایی را در دل انسان‌ها شکوفا می‌کند و با تولد این کودک اتفاقات بزرگی می‌افتد. ژولیده سعی می‌کند اطلاعات مذهبی خویش را در قالب شعر بیان کند و تاریخ را شاعرانه به تصویر بکشد. پس اطلاعات تاریخی و مذهبی خویش را با ادبیات و احادیث درهم می‌پیچد و از ترک برداشتن کاخ انوشیروان تا خشک شدن دریاچه ساوه و خاموش شدن آتشکده فارس را همه چیز به نظم می‌کشد.

از مقدم فرخنده فرمانده توحید/ ایوان مدائن به شگفت آمد و خندید

کسری به خود از هیبت این واقعه لرزید/ خاموش شد آتشکده و نور درخشید

از رود سماوه ز شعف آب خروشید/ دریاچه ساوه به فغان آمد و خشکید

پس زمین و زمان از چنین تولدی در شگفتی فرو می‌روند و با تولد حضرت رسول دعای دلسوختگان به اجابت می‌رسد و خداوند شرافت را به انسان‌ها هدیه می‌کند. فضای کعبه ستاره باران می‌شود و همای رحمت حق در افلاک پر می‌کشد.

خدا به ناله سوته دلان اثر بخشید/ شرافت ابدی هدیه بر بشر بخشید

فضای کعبه در آن شب ستاره باران شد/ زمانه مست ز مستی می‌گساران شد

قدم به ملک جهان زد خلاصه هستی/ کسی که گشت به کامش عصاره مستی

بگو به سرخ و سفید و به زرد و هم حبشی/ قدم به ملک جهان زد محمد قرشی

به قول خواجه شیراز حافظ قرآن/ که داده داد سخن بهر یاری انسان

«ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد/ دل رمیده ما را انیس و مونس شد»

همای رحمت حق پر گشوده در افلاک/ ز یمن مقدم مسعود سید لولاک

ژولیده در روز تولد حضرت محمد (ص) می‌گوید: کودکی به دنیا آمد که خاتم تمامی پیامبران است و پاسدار اسم اعظم است و از او دختری متولد می‌شود که سوره کوثر در وصف او و همسرش حضرت علی (ع) می‌باشد. خانواده‌ای که پنج تن آل عبا هستند و پس از رسالت، امامت را به جهان هدیه خواهند کرد:

آمد به دنیا پاسدار اسم اعظم/ طفلی که خیل انبیا را هست خاتم

آمد به دنیا مظهر وحی الهی/ بنیان کن بنیاد طغیان و تباهی

آمد به دنیا آنکه نورش منجلی شد/ کوثر از او زهرا شد و زهرا علی شد

فرمانروای کل عدل و داد آمد/ جانی که از او شد جهان آباد آمد

سپس با تولد حضرت رسول که آخرین پیامبر الهی است در آسمان‌ها هم هلهله و شادی برپاست و قدوسیان در حال مهیا کردن مقدمات معراج وی هستند:

قدوسیان معراج را آماده کردند/ کروبیان پیمانه‌ها پر باده کردند

لاهوتیان شعر رسالت می‌سرودند/ ناسوتیان آهنگ شادی می‌نمودند

اینهمه شادی و سرور برای چیست؟ خداوند از مبعث این پیامبر الهی چه اهدافی را دنبال می‌کند؟ رسالت این آخرین فرستاده چیست؟
4 - اهداف
یکی از جنبه‌های برجسته شعر ژولیده در منقبت حضرت رسول پرداختن به اهداف بعثت است. که گرانیگاه و نقطه ثقل شعر او به حساب می‌آید. وی به زیبایی و ظرافت تمام در جای جای اشعارش به اهداف رسالت اشاره می‌کند که در این جا به بعضی از آن‌ها اشاره‌ای می‌کنیم.

جبرئیل بر محمد (ص) نازل می‌شود و پیام الهی را به او می‌رساند و می‌گوید ای رسول خدا عزم خود را برای خالی کردن کعبه از شرک و بت پرستی جزم کن و انقلابی را با حضرت علی آغاز کن که همه زمان‌ها ساری و جاری باشد:

یا محمد عزم خود را ساز کن/ قفل پای بردگان را باز کن

خیز از جا تا به پا خیزند خلق/ از دو رنگی‌ها بپرهیزند خلق

کعبه را خالی تو از نیرنگ کن/ ضد شرک و بت پرستی جنگ کن

با ولایت شو هم آغوش علی/ پس بنه پرچم سر دوش علی

قامت مردی به عالم کن علم/ پاک سازی کن حرم را تا حرم

انقلابی کن به پهنای زمان/ چون تو هستی خاتم پیغمبران

دختران را همنشین حور کن/ شیوه دختر کشی در گور کن

تا بلال از بام کعبه سر زند/ نعره ی الله اکبر بر زند

وقت آن شد تا ز ما گویی سخن/ چون خدایی نیست غیر از ذات من

وقت آن شد تا صدای حق زنی/ بر فراز قلب‌ها بیرق زنی

پیامبر پس از مبعوث شدن به رسالت ابتدا ندای توحید سر می‌دهد و انسان‌ها را از پرستیدن بت‌های دست ساخته خود منع می‌کند:

در مکه ندا داد یکی هست و جز او نیست/ او هست خدایی که جز او هادی و هو نیست

او خالق ما هست و کسی خالق او نیست/ چون لات و هبل ساخته از سنگ و سبو نیست

نادیدنی است و ولد دیده و رو نیست/ نیکوتر از او راهبر راه نکو نیست

سپس به او حکم می‌کند که خودکامه گری‌ها را محو کن و انسان‌سازی را آغاز کن که «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» یعنی هدف ما از بعثت تو کامل کردن مکارم اخلاق است:

تو خدا را آخرین پیغمبری/ بر همه پیغمبران حق سری

بعثت تو چلچراغ زندگی است/ حکم نابودی هر خود کامگی است

بعثت تو بعثت خودسازی است/ هر برونی را درون پردازی است

 بعثت تو خار را گل می‌کند/ خاک را زر، زهر را مل می‌کند

بعثت تو ساحل خوشبختی است/ سینه چاک ما علیه سختی است

مرگ ظلمت در ظهور نور توست/ لوح هستی در خط منشور توست

علاوه بر اهداف مذکور، ژولیده به اهدافی از جمله یکتاپرستی، مبارزه با جهل و خرافه، گسترش عدالت و آزادی انسان‌ها تکیه بیشتری دارد:

او آمده تا داد ز بیداد بگیرد/ با داد توان از تن الحاد بگیرد

ناخوانده الف کلک ز استاد بگیرد/ تا علم از او راه عمل یاد بگیرد

یاری ز خدا خواهد و امداد بگیرد/ تا آنکه بشر حق خود آزاد بگیرد

گرفتن انتقام خون هابیل از قابیل - شکستن بتها، گرفتن حقوق مظلومان از ظالمان را در شعر ذیل گوشزد می‌کند:

آمد که از قابیلیان کیفر بگیرد/ بت بشکند داد از دل بتگر بگیرد

آمد که تا حق کسی ناحق نگردد/ بازار وحدت سرد و بی‌رونق نگردد

از آن جا که اهداف رسالت جز با امامت به انجام نمی‌رسد، جبرئیل از جانب خدا چنین پیام می‌آورد؛‌

گفت به همراه علی پای تو در رکاب کن/ علیه ظلم و بردگی به دهر انقلاب کن

ز انقلاب خویشتن کاخ بتان خراب کن/ بتگر و بت ستای را خبر تو از عذاب کن

آن چه مسلم است این که نقش حضرت علی (ع) در ادامه رسالت بسیار پر رنگ است. ژولیده در جای جای اشعاری که در وصف حضرت رسول (ص) می‌سراید به حضرت علی(ع) هم اشاره می‌کند و می‌گوید:

چون جمع گردد با علی (ع) منها ندارد/ نام محمد بی علی (ع) معنا ندارد

چون با علی (ع) گردد یک نعمت تمام است/ هم آخرین پیغمبر و اول امام است

اگر چه ژولیده نیشابوری اشعار مستقل زیادی در وصف حضرت علی (ع) سروده است، اما در اشعاری که در منقبت حضرت ختمی مرتبت نیز سروده است نیز گریزی به دریای نجف‌زده و از اقیانوس بیکران فضائل حضرت علی (ع) خوانندگان را بی نصیب نگذاشته است. به عنوان مثال در غزلی که به مناسبت بعثت حضرت رسول سروده و مطلع آن؛

دهید مژده که پایان شام هجران شد/ یتیم مکه به حق خاتم رسولان شد

می‌باشد، نیز به تولد حضرت علی (ع) و باز شدن در کعبه اشاره می‌کند و در فضایی شاعرانه می‌گوید حضرت مسیح از نفس خدایی حیدر کرار بود که می‌توانست به مرده‌ها جانی دوباره ببخشد:

همان علی (ع) که به فرمان او به قدرت حق/ عصای حضرت موسی فتاده ثعبان شد

همان علی (ع) که مسیح از دم خدایی او/ دمید روح و ز نو زنده جسم بی‌جان شد

همان که حرم شد ز حرمتش محرم/ نبی به بودن او فخر کرد و شادان شد
و در خاتمه ژولیده می‌گوید:

بعثت تو با ولایت توام است/ نص قرآن ریسمانی محکم است

تا که هستی هست از آئین توست/ بین ادیات بهترین دین دین توست

در خاتمه این نوشتار ذکر این نکته لازم است که ژولیده به شهادت دفتر اشعارش، شاعری متعهد و ولایی است که از اطلاعات تاریخی و دینی قابل قبولی برخوردار است و عمر خویش را در نعت، منقبت و مراثی چهارده معصوم علیهم‌السلام سپری کرد و همواره دغدغه دین و اسلام عزیز را داشته است و شهرت وی مدیون ارادت بسیارش به معصومین و بزرگان است. او شاعری متواضع و بی‌آلایش و مردمی بود که همراهی‌هایش با مردم روزگار و مبارزه آنان با حکومت ستم شاهی وی را بارها به زندان انداخت، اما او هیچگاه از مسیر مبارزه دست برنداشت.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها