امروز : یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 19
۰۴:۱۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 58378
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۱۰
تعداد بازدید: 214
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ابیات انقلاب اسلامی؛ مجید نظافت، از صاحب نظران در عرصه شعر آیینی است. مقاله او راجع به شعرهای ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ابیات انقلاب اسلامی؛ مجید نظافت، از صاحب نظران در عرصه شعر آیینی است. مقاله او راجع به شعرهای علوی «ژولیده نیشابوری» را می‌خوانیم؛
***

«نگاهی دوباره به شعرهای علی ژولیده نیشابوری»

دواوین متعدد ژولیده نیشابوری شاعر نامدار آئینی هم روزگار ما، مشحون از اشعاری است که در مدح و مرثیه معصومین علیهم‌السلام سروده شده است. و در شعرهای دیگر او نیز اگرچه مشخصاً به مدح و مرثیه پرداخته نشده، اما موضوع همه آن اشعار نیز، نصیحت، وعظ، اخلاق و تعهد است.

موضوعاتی که کاملاً آئینی و دین مدارانه‌اند و به طور کلی از ژولیده نیشابوری شاعری را فرا روی مخاطب قرار می‌دهند که همواره و در همه‌ی شعرهایش دغدغه مسائل ارجمند دین مدارانه و اخلاق گرایانه را داشته است. از این روی وی در دسته شاعران محتواگرا قرار می‌گیرد و برای شاعر محتواگرا بیان معنی بیش از هر چیز دیگر حتی بیش از مولفه‌های شعری در اولویت قرار دارد. شاعران محتواگرا هیچ گاه، مثلاً به خاطر به جا نشستن ردیف و قافیه یا پرهیز از ضعف تألیف و مسائلی از این دست، بیان معنای مورد نظرشان را خدشه‌دار نمی‌کنند. آن‌ها اولویتشان سخنی است که می‌گویند و چگونگی آن در مرحله بعد قرار دارد و این نکته همان است که مخاطب جدی شعر را در مواجهه با آثار آنان دچار چالش می‌کند و آنان با خواندن بعضی از این سروده‌ها و رودررویی با ضعف های احتمالی آن از نظر شعریت و پارامترهای سخت بلیغ و فخیم، آرزو می‌کند کاش با این کاستی‌ها در بیان مفاهیمی آسمانی و رفیع مواجه نمی‌شدند. اما ژولیده نیشابوری شاعر معاصر در بیشتر آثارش توفیق یافته است که شعری یکدست ارائه کند که سیرت و صورت آن قابل قبول است. و به راستی کدام شاعر است که همه‌ی آثار او در یک ردیف قرار داشته باشد؟

با نگاهی به اشعار ژولیده نیشابوری و مرور فهرست این دفاتر می‌توان به این نکته دست یافت که در میان اشعار مدح و مرثیه ژولیده برای چهارده معصوم علیهم‌السلام، شعرهای علوی او از بسامد بالایی برخوردارند و از نظر تعداد در مرحله نخست قرار دارند. وی به عنوان شاعری مذهبی و متعهد و شیعه امامیه در موضوع حضرت امیر(ع) اختیار از کف داده و عروس قلم در دستان عاشق و بی اختیار او جولانی دیدنی داده است. در این مجال با نگاهی گذرا به اشعار علوی ژولیده نیشابوری می‌کوشیم، به نکاتی چند پیرامون این اشعار اشارتی داشته باشیم.

در میان چهار دفتر عمده‌ی ژولیده دفاتر؛ 1- ای چشم‌ها بگریید. 2- دلا بسوز. 3- چه کنم دلم می‌سوزد و 4- این قلب‌ها بسوزید. دفتر دلا بسوز حاوی بیشترین اشعار علوی است. لذا در این نوشتار منبع مورد اشاره سروده‌های مجموعه شعر دلا بسوز قرار گرفته است. در بخش مدایح این دفتر از صفحه 88 تا 132 در 44 صفحه با 55 شعر مواجهیم که در قالب‌های گوناگون سروده‌ شده‌اند.

اولین شعر علوی این دفتر ترکیب بندی است با عنوان مولود کعبه و با مطلع:

شب است و در حرم خدا زمینه ساز می‌کند
زمینه ساز از پی رفع نیاز می‌کند

که در این شعر، شاعر نخست به ماجرای تولد حضرت علی(ع) و شکافتن دیوار کعبه اشاره می‌کند و می‌گوید:

لطف عنایتی به او، بنده نواز می‌کند

جدار کعبه بهر او چو نافه باز می‌کند

به مریم از عطای حق فاطمه ناز می‌کند

به خانه دعوتش خدا به امتیاز می‌کند

و سپس به ملکات و صفات حضرت امیر می‌پردازد و خوشبختانه شاعر با توجه به اطلاعات دینی‌اش و شناخت از حد و حدود موضوع شعر، در سراسر این ترکیب‌بند در دامچاله‌های اغراق‌های عجیب و غریب که بعضی از شاعران دچار آن شده‌اند، نمی‌افتد و از مرز اعتدال دور نمی‌شود.

در صفحه 90 با سروده‌ای تحت نام "ولایت" روبرو می‌شویم که در بیت هفتم شعر،
همان علی که قبول توبه آدم
از او به امر خداوند فرد منان شد

در مصرع اول با شکست وزنی روبروئیم که قطعاً مشکلات چاپ باعث آن شده است و اگر کلمه قبول، قبولی نوشته شود وزن درست می‌شود و همچنین در بیت پایانی:
همان علی که از انفاس گرم او آتش
به امر حق بر خلیل گلستان شد

در مصرع دوم با شکست وزن مواجهیم و اگر مصرع به صورت به امر حق به خلیل جهان گلستان شد، بدون توجه به معنی وزن اصلاح می‌شود، این مصرع یکی و دو هجا کم دارد. همچنین در صفحه 115 بیت چهارم کلمه خرد به صورت خورد ضبط شده است که این اشتباه تایپی معنای شعر را به هم ریخته در شعری با عنوان کمال دین محمد در صفحه 117 آمده است:
خدا رسید به احمد که فتح باب کند
به فتح باب به بادی خم شتاب کند

و پر واضح است کلمه وادی به صورت بادی ثبت شده است، و از آن‌جا که این بی دقتی‌ها که در ثبت و ضبط اشعار شاعر صورت گرفته و به جایگاه شعری او خدشه‌وار می‌کند. پسندیده است در چاپ‌های بعدی ناشر کوتاهی خویش را با سپردن کتاب به ویراستاران خبره و مصححان دقیق جبران کند.

به راستی مشکل غلط‌های تایپی و چاپی کی دست از سر مجموعه‌های شعری برخواهد داشت و برخورد با قصور ناشران و ویراستاران در این زمینه که مخاطبان شعر را به شدت آزار می‌دهد، بر عهده کدام نهاد است؟ آیا امروز و در عصر رایانه هنوز هم باید با اغلاط متعدد در چاپ یک کتاب روبرو باشیم. در شعر ولایت صفحه 92 نیز در مصرع دوم بیت دهم، «که احمد گشت، کان محمد» با خدشه دیگری مواجهیم. امید که در چاپ‌های بعدی کتاب از اینگونه اغلاط چاپی منزه و ویراسته و بی‌غلط در اختیار مخاطبان قرار گیرد.

شاعر در صفحه 96 در سروده‌ای در قالب مثنوی با موضوع غدیر می‌گوید:
منبری آماده گردید از جهاز
تا رود از شیب احمد بر فراز
دست او دست علی را بر گرفت
با علی جا بر سر منبر گرفت
گشت منبر پای تا سر مست او
بوسه زد دست خدا بر دست او
غنچه لب را محمد باز کرد
بعد حمد حق سخن آغاز کرد
گفت ای مردم علی‌ جان من است
بهتر از جان جان جانان من است
این علی کاندر بر من جای اوست
هر که را مولا منم، مولای اوست
عاد من عادا به وصف او رداست
دشمن او دشمن ذات خداست
بی علی اسلام نامی بیش نیست
ادعا جز فکر خامی بیش نیست
در خدا فانی الا هو شده
توبه آدم قبول از او شده
کسب دم از او مسیحا می‌کند
با دم او مرده احیا می‌کند
با علی بودن کمال بودن است
بر مقام و قدر خود افزودن است
تا ولایت یافت در عالم قوام
نعمت حق گشت بر امت تمام
شیعه تا دارد علی آزاده است
در رهش با نقد جان آماده است
شیعه را ترسی ز نیش خار نیست
بیمی از ترفند استکبار نیست
شیعه دلال سر بازار نیست
دین فروش درهم و دینار نیست
شیعه کارش خدمت مردم بود
آشنای خلف و از خود گم بود
شیعه نان خود به مردم می‌دهد
جو اگر خواهند، گندم می‌دهد
شیعه اهل حیله و نیرنگ نیست
با گرانی یار و هم آهنگ نیست

مفاهیم اشاره شده در این شعر ارجمند بدون شک نشانه اطلاعات قابل توجی دینی و تاریخی شاعر است و بیت‌ها در این زمینه چنان گویایند که نگارنده را از توضیح بیشتر بی‌نیاز می‌کند. در این شعر بیتی نیست که اشاره‌ای تاریخی و دینی و قرآنی نداشته باشد. نکته دیگری که در مورد این شعر قابل ذکر است روانی و یکدستی آن است، شاعر توفیق یافته است مفاهیم بلند را چنان ساده و به دور از تعقید با مخاطب در میان نهد که به نظر می‌رسد او نه با شعر که با صحبت کردن و خطابه با ما سخن می‌گوید و این همان ویژگی است که آن را با نام شعر سهل و ممتنع می‌شناسند. یعنی شعری چنان‌ روان که به نظر می‌رسد سرودن آن به سادگی میسر نیست، اما به هنگام سرودن در می‌یابیم این تصور، گمانی بیش نیست. بی شک سرودن شعرهایی از این دست، نیاز به سال‌ها ممارست و تمرین و دود چراغ خوردن دارد و:

هزار نکته باریک تر ز مو این جاست/ نه هر که سر بتراشد قلندری داند

و اما نکته دیگری که در بررسی شعر ژولیده نباید از آن گذشت، روحیه سلحشوری و نگاه اجتماعی اوست. او از شاعرانی است که همواره گرایشش را به مبارزات مردمی علیه رژیم ستمشاهی آشکار کرده و این گرایش در شعرهایش نمودار است و انبوهی از شعرهای انقلابی وی موید این مدعاست. در همین‌جا و نیم‌نگاهی که به شعر غدیر خم انداختیم بیت‌های پایانی شعر نشان از توجه او به مقتضیات زمان دارد و توجه او را به زمانه نشان می‌دهد و اشاره‌اش و اینکه راه شیعه را راه مبارزه و شهید شدن می‌داند قابل تامل است و این گونه است که می‌سراید:
شیعه تا دارد علی آزاده است
در رهش با نقد جان آماده است

استکبار ستیزی او نیز در بیت ذیل ستودنی است:
شیعه را ترسی ز نیش خار نیست
بیمی از ترفند استکبار نیست

اینکه وی صدمه استکبار را با آن همه ادعاهای مستکبرانه به نیش خار تشبیه می‌کند، تحقیر بزرگی برای استکبار است و گفتنی است که او در طول زندگی‌اش همواره ستم را به چیزی نگرفت و این را با ساده‌زیستی و انقلابی‌گری و سرودن اشعار که وی را رودرروی حکومت شاهنشاهی - و مدعی دروازه‌بانی تمدن بزرگ قرار می‌دهد - ثابت کرد.

وی حکومت شاه را به عنوان دست نشانده استکبار به رسمیت نمی‌شناخت و در هر فرصت به هجو سردمداران رژیم می‌پرداخت و به همین خاطر بارها به زندان افتاد، اما هرگز دست از اعتقادات ارجمند خویش برنداشت. بگذریم.

ژولیده در صفحه 120 دفتر دلا بسوز... در ترکیب بندی با عنوان ولی‌ ذوالنعم در موضوع غدیر سخن را این گونه آغاز می‌کند:
بیار باده ساقیا که وعده برقرار شد
همای رحمت خدا باز طلایه‌دار شد
حامل وحی سرمدی عاشق و می‌گسار شد
به وادی غدیر خم بهار در بهار شد
بنفشه هم عنان گل به طرف جویبار شد
نرگس و یاس و نسترن به هر طرف قطار شد

سرودن این شعر در وزنی ریتمیک و شاد با توجه به موضوع بهجت انگیز و شادمانی بخش عید غدیر دقت نظر و حسن انتخاب شاعر را برجسته می‌کند. شاعر به درستی برای بیان شادمانی در مورد روز پر سرور انتخاب حضرت امیر به عنوان جانشین پیامبر اکرم، از وزنی سود جسته که مناسب محتواست و همچنین آشنایی او به شیوه‌های خواندن شعر در مراسم مذهبی باعث شده است که وزنی را برای شعرش برگزیند که در زمان اجرا توسط خوانندگان در دستگاه‌های شاد موسیقی قابل اجراست.

در خاتمه این نوشتار نمی‌توان از ذکر این نکته کوتاهی کرد که در مورد سروده‌های علوی ژولیده نیشابوری بیش از این‌ها سخن می‌توان گفت اما نگارنده بر این باور است که سخن گفتن در شرح و تفسیر شعر شاعرانی از سنخ ژولیده که اشعارشان در قلب مردم جای گرفته و به حافظه جمعی راه یافته است، ضرورت چندانی ندارد و این گونه اشعار خود بهترین توضیح و شرح و تفسیر خودند؛ از این رو حسن ختام این مقال را غزلی از ژولیده قرار می‌دهیم و سخن کوتاه می‌کنیم. با این امید که جوانان اهل ذوق و ارادتمند به معصومین علیهم‌السلام با ورود جدی به عرصه شعر آئینی راه پیشکسوتان این وادی را ادامه دهند. اینچنین باد!

«علی چون لیله‌القدر است قدرش»
علی عین خدا هست و خدا نیست
به حق حق علی از حق جدا نیست
اولی الامری که امرش هست واجب
کسی غیر از علی مرتضی نیست
ولی حق به اقلیم ولایت
به جز او بعد ختم الانبیاء نیست
علی فردی است مافوق تصور
که درکش در حدود درک ما نیست
علی چون لیله القدر است قدرش
که از ما مخفی است و در خفا نیست
علی یک گوهر کامل عیار است
که بهر سنجش‌اش قدر و بها نیست
به جز او خانه زاد خانه‌ی حق
کسی در بین خلق ما سوا نیست
قبول توبه آدم از او شد
که غیر از او کسی مشکل گشا نیست
عصا از معجز او اژدها شد
وگرنه این تجلی از عصا نیست
مسیحا از دم او شد مسیحا
دمی غیر از دم او جان فزا نیست
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها