امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۲:۳۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 59243
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۸:۰۳
تعداد بازدید: 17
«محمد خاتمی با هشدار نسبت به حرکات افراطی! اعلام کرده بود که چنین اقداماتی ممکن است به ترور بینجامد. خاتمی در پاسخ به این سوال که آیا شما برنامه ...

«محمد خاتمی با هشدار نسبت به حرکات افراطی! اعلام کرده بود که چنین اقداماتی ممکن است به ترور بینجامد.

خاتمی در پاسخ به این سوال که آیا شما برنامه ای برای ترور دارید؟ اظهار کرد: به من یزدی که گفت‌وگوی تمدن‌ها را مطرح کرده‌ام اصلا می‌خورد که اهل ترور باشم.

رییس بنیاد باران در حاشیه بازدید از ششمین جشنواره نانو در توضیح پیش‌بینی‌ اخیرش درباره احتمال وقوع ترور که واکنش‌هایی را در پی داشته است، اظهار کرد: این تخریب‌ها نمونه‌ افراطی‌گری است، من جامعه را به اخلاق،‌آرامش و نقد منطقی دعوت می‌کنم.»

رئیس دولت اصلاحات پس از اظهار نظر جنجالی اش در مورد تعیین وزیر ارشاد دولت یازدهم، با عنوان کردن احتمال ترور در زمان ریاست جمهوری دکتر روحانی دومین حاشیه را برای دولت تازه نفس تدبیروامید ایجاد کرد که در جهت تنویر افکار عمومی در این زمینه  بیان دو اپیزود ضروری به نظر می رسد.

اپیزود اول:

پیش بینی "احتمال ترور"  توسط محمد خاتمی می تواند زنگ خطری جدی برای همگان باشد چرا که سابقه وی و همقطارهایش در چنین مواردی چندان مثبت ارزیابی نمی شود.

افکار عمومی کشور زمانی که این جملات را از زبان رئیس دولت هفتم و هشتم شنیدند بی اراده به یاد "ترور سعید حجاریان" که مغز متفکر دولت اصلاحات بود افتادند.

زمانی که حجاریان در در دولت محمد خاتمی ترور شد انتشار نوار مرموزی سعی در چسباندن لِیبِل "افراطی" به جریان های دلسوز و معتمد نظام داشت اما درست زمانی که دست اندرکاران و حاشیه سازان ترور دستگیر شدند، سیعد حجاریان از شکایت علیه آنها خودداری کرد و ماجرا آنجایی بحث‌برانگیز شد که عاملان اصلی آن سالها بعد در ستاد انتخاباتی هم طیف های آقای حجاریان و خاتمی پیدا شدند.

به استناد بسیاری از شواهد و اسناد نقشه ترور مغز متفکر اصلاحات از درون همین جریان آب می خورد چرا که این الگو برای یکی دیگر از شخصیت های جنجالی اصلاحات در مجلس توسط رسانه های همین گروه کلید خورد.

خبر ترور و کشته شدن ا.گ در ساعات پایانی شب بروی خروجی سایت‌های دوم خرداد قرار گرفت که خوشبختانه این عملیات مرموز با شکست مواجه شد.

این اتفاقات درست در زمان صدارت سیدمحمد خاتمی بر مسند ریاست دولت هفتم و هشتم حادث گردید و نمی توان تصور کرد که ایشان با بیان این جمله " به من یزدی که گفت‌وگوی تمدن‌ها را مطرح کرده‌ام اصلا می‌خورد که اهل ترور باشم " از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی کند و دیگران را متهم نماید.

اصلاح‌طلبان که به گفته رئیس جمهورشان هر چندروز یکبار یک اتفاق امنیتی برای دولتشان بوجود می آمد، حالا چه مقصودی از بیان این جملات دارند؟

دکتر روحانی در مدت کوتاه خدمتگذاری‌اش (فارغ از هرگونه انتقاد نگارنده به ایشان) نشان داده که نمی خواهد درگیر حاشیه ها شود و بیش از هر چیز به مسائل حیاتی مردم و دولت می اندیشد.

برخی گروهها از همین حسن نیت سوء استفاده کرده و می‌خواهند برای خود در همین چهار سال پیراهن بدوزند.

اصلاحات که ریاست جمهوری یازدهم را بعنوان "ایستگاه موقت" می‌داند در تلاش است با بروز و ظهور عقاید خود و به حاشیه راندن مسائل اصلی، ابتدا دولت وقت را ناکارامد نشان دهد و دوما برای انتخابات پیش روی از رئیس جمهور امتیاز بگیرد.

این حاشیه سازی همانطور که سیدمحمد خاتمی بصورت ضمنی دولت را تهدید می کند می‌تواند زمینه‌های مختلفی از جنگ روانی تا ابعاد امنیتی را در پی داشته باشد.

اپیزود دوم:

مسئله مهمی که مکمل اپیزود اول نیز می باشد اینست موضوعی است که این روزها لق لقه زبان بسیاری از چهره های جناح چپ شده است همان موضوع "افراط و افراطی گری".

"خاتمی: این تخریب‌ها نمونه‌ افراطی‌گری است، من جامعه را به اخلاق،‌آرامش و نقد منطقی دعوت می‌کنم."

اساسا چه برداشتی می توان از جملات آقای خاتمی داشت؟

باید در نظر داشت که زمینه بروز عقاید با توجه به شرایط می تواند در هر زمانی برای هر شخصی متفاوت باشد اما شخصیت درونی آن فرد را می توان از نظم رفتار و گفتار در یک بازه زمانی دراز مدت تحلیل کرد.

مهمترین پارادایم در رفتار سنجی افراد توجه به بازه زمانی ان است.

برای مثال رئیس جمهور امریکا در اولین دوره حضورش در کاخ سفید از دوستی و برادری با جهان اسلام و کاهش تنش ها و لزوم رعایت احترام به مسلمانان و دوری از جنگ سخن گفت و با  آرامش و متانت به کارزار سیاست پا نهاد، اکنون اگر بازه 6 ساله دوران مدیریت رفتاری و گفتاری آقای اوباما را بررسی کنیم شاهد جنگ سوریه و لیبی، افزایش تحریم ها علیه ایران، ادامه شهرک سازی در فلسطین، نادیده گرفتن حقوق مردم مسلمان در بحرین، لیبی و.. هستیم که جملگی می تواند ماهوی وجودی ایشان را نشان دهد.

براستی نقد منطقی را در خیابانها و آتش زدن بانکها و اموال شخصی و عمومی می توان یافت و یا عدم افراطی گری را از نادیده گرفتن حقوق 40میلیون انسان؟ و آرامش را در توهین به شعور روستایی و غیر روستایی؟

و بر اساس منطق و عقل می توان چنین توصیه ای را از کسی باور داشت که با تبلیغ جنگ خیابانی، کشور را به هشت ماه ناآرامی می کشاند و تهمت تقلب را بیان می کند؟

این روزها "حافظه کوتاه مدت" تنها دست آویز آقایان برای کسب صندلی های سبز رنگ بهارستان شده است.

اصلاحات در نظر دارد در ادامه پازل تهدید و ارعاب دولت یازدهم، با بزرگنمایی برخی اشتباهات و با امید اینکه مردم رفتار آنها را به فراموشی سپرده اند رقیب سیاسی خود را با لِیبِل "افراطی" از میان بردارد.

متاسفانه برخی اقدامات که مورد تایید هیچکدام چهره های دلسوز انقلاب نیست با استفاده از اختلاف موجود بین اصولگرایان به تمام این جریان نسبت داده می شود.

اصلاحات سعی می کند از رقابت اصولگرایان که در انتخابات ریاست جمهور شدت یافت بهره بگیرد و این رقابت را به شکاف عمیق بین این گروهها بدل نماید و البته با رندی نماد "افراطی گری" را در اذهان عمومی اصولگرایان نشان دهد.
* ابوالفضل چمندی
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار