امروز : یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 19
۲۲:۲۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 59423
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۰۹
تعداد بازدید: 90
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، مجید پورولی کلشتری نویسنده یادداشتی را درباره ممیزی و نظارت نوشته و آن ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، مجید پورولی کلشتری نویسنده یادداشتی را درباره ممیزی و نظارت نوشته و آن را در اختیار خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس قرار داده است که مشروح آن در ذیل این مطلب می‌‌آید؛

نویسنده‌ها «چه باید بنویسند و چه نباید بنویسند» و این که «چه کسی صلاحیت آن را دارد که آثار نویسندگان را ممیزی کند؟» دو مقوله مهم و البته جدا از هم هستند. البته این میان دیدگاهی هم وجود دارد که سوالش این است «مگر نویسنده در نوشتن آزاد مطلق نیست؟!».

این یاداشت کوتاه سعی در طرح ایده‌ای «نه البته تازه» در این گفتار دارد. آن چه که بدیهی و ملموس است این است که واژه «آزادی» به خودی خود واژه زیبایی است که حتی شنیدنِ آن روح را منبسط و آسوده می‌کند.

چه آزادی در رفتار؛ چه آزادی در گفتار و ابراز عقیده؛ و چه آزادی در «نوشتن» ! شاید تمام تفاوت‌های فکری میان هنرمندان از نشر این جمله شکل گرفته است که «انسان موجودی آزاد آفریده شده» بنابراین نویسنده‌ها هم از آن جهت که انسان هستند آزادند، در این که چه بنویسند و چه ننویسند. اما این جمله کاملا غلط و بیراه و مخالف آموزه‌های اعتقادی مکتب تشیّع است و البته این مخالفت به آن معنی نیست که از آن‌ سوی بام بیافتیم و نظارت حکومتی و امنیتی و سلیقه‌ای تام داشته باشیم بر سطر به سطر آثار هنرمندان.

اگر فرض کنیم (!) که ما به واقع دین الهی را پذیرفته‌ایم و معتقد به دینی آسمانی از جانب خدا هستیم، دیگر جای طرح هیچ پرسشی برای «توجیه بایدها و نبایدها» باقی نمی‌ماند چرا که دین خود «مجموعه بایدها و نبایدها» است و وقتی خداوند برای بشر «باید و نباید» قرار داده؛ این بدان معنی ست که «انسان موجودی مطلق آزاد آفریده نشده است».

در آموزه‌های دینی انسان به واقع تحت اراده و خواست خدا باید قدم بردارد. این یک «باید» است. بنابراین اگر هم بخواهد این انسان نویسنده باشد و چیزی بنویسد، باید تحت اراده و طبق خواست خدا بنویسد. حالا نکته مهم همین و آسیبِ بزرگ اینجاست که «خواست خدا منظور و مطلق است، نه خواستِ فلان مدیر در فلان مجموع فرهنگی و دولتی» چون امروزه متاسفانه این مدیرانِ دولتی هستند که فرعون وار در مجموعه‌هاشان خدایی می‌کنند و باید نباید می‌سازند و ممیزی همان سلیقه و اراده و خواست آنان است و کم‌ترین ارتباطی به اراده و خواستِ خداوند ندارد.

ناگفته نماند که از حدود باید و نبایدهای خداوند نیز می‌توان گریخت و می‌توان از خطوط قرمز الهی نیز عبور کرد، اما نتیجه این عبور جز شقاوت و بدبختی نیست.

نکته مهم و کلیدی این جاست که «بایدها و نبایدهای نویسندگی» چیزی نیست که در دولت‌های مختلف تغییر کند، چرا که «همان بایدها و نبایدهای قرآن و مکتب اهل البیت علیهم السلام» است. حتی رئیس جمهور نیز چنین حقی ندارد که بخواهد باید و نبایدی در حوزه نویسندگی ابداع کند. چرا که ما میزانی جدای از «قرآن و عترت» نداریم و نباید هم داشته باشیم. شاید برخی ادعا کنند که این دو الگو قدیمی و تاریخ مصرف گذشته هستند؛ اما این ادعا تنها به دلیل مطالعه اندکِ مدعیان در حیطه حدیث و سیره اهل البیت علیهم السلام است.

این که هر نویسنده‌ای هر چه بخواهد بنویسد و اثرش به هر شکلی که هست چاپ شود نه آن که «آزادی» نیست، بلکه «هرج و مرج طلبی» خواهد بود. کسی که به «نظم» و «قانون» معتقد باشد بدان معنی است که برای «آزادی» حدودی قائل است و به نظر بنده آن حدود را خداوند توسط قرآن و عترت معرفی نموده است.

بایدها و نبایدهای دینی بزرگترین مرجع و معتبرترین فیلترینگ برای آثار هنری هستند به آن شرط که این فیلترینگ آلت دستِ فلان مدیر فرهنگی قرار نگیرد و نخواهد از آن بعنوان یک چکش برای مقاصد سیاسی استفاده کند و سلیقه‌اش را در آن دخالت ندهد. چرا که همین مرجع بزرگ فیلترینگ زمانی که بطور سلیقه‌ای در اختیار یک مدیر دولتی قرار گیرد می‌تواند خطرناک و شکل و شمایل «دیکتاتوری» یا «حکومتی و امنتیتی» به خود بگیرد. در صورتی که بایدها و نبایدهای مکتب تشیّع به هیچ عنوان «دیکتاتوری» نیست. 

متاسفانه در جامعه ما اصلِ دین و نگاهِ دینی و الهی به موضوعات و آثار کنار گذاشته شده و سلیقه افراد و سلیقه تیم‌های حکومتیی است که «بایدها و نبایدها» را می‌سازد. حتی گاهی این بایدها و نبایدهای حکومتی و امنیتی و سلیقه‌ای به بایدها و نبایدهای دینی چربیده و آن را تحت شعاع خود قرار داده و حذف کرده است. این مشکل در تمام دولت‌های پس از انقلاب 57 بوده و طبق این فرهنگ اجتماعی و حکومتی ادامه خواهد داشت.

مسئله و حرف نهایی آن است که بایدها و نبایدهایی در نویسندگی وجود دارند و ممیزی در نویسندگی لازم و شرط عقل است، اما مدیران نمی‌توانند و نباید این بایدها و نبایدها و شروط ممیزی را تعیین کنند. شاید طرح این روایت مناسب باشد که روزی در محضر امام صادق علیه السلام فردی در مسجد بر فراز منبر ایستاد و علیه خدا و وجود خدا فریاد کشید و سخنرانی کرد، اصحاب حضرت برافروخته شدند و دست به شمشیر بردند و قصد جانش را کردند، اما حضرت به آنان اشاره فرمود که ساکت باشید و صبر کنید تا صحبت‌هایش تمام شود.

پس از پایان سخنرانی آن شخصِ ملحد، امام صادق علیه السلام به یکی از اصحاب خاص خود اشاره نموده و فرمودند حالا تو برو بر منبر بنشین و پاسخ او را از طریق همین منبر بده. شخص مورد نظر به بالای منبر رفته و در خطبه کوتاهی به تمام شبهات سخنران قبلی پاسخ داد و وجود خدا را به بهترین شکل ممکن تبیین نمود. این نوع رفتار بهترین الگو برای مدیران دولتی ماست.

حکومت نباید از طرح نظرات مخالف بترسد، در فرهنگ رفتاری ائمه علیهم السلام چوپ و چماغ و بگیر و ببند نیست. از طرفی دیگر اگر کسی در محضر ایشان نسبت به مقدسات توهین می‌کرد حضرات معصومین برافروخته می‌شدند و سکوت نمی‌کردند. رفتار ائمه اطهار بهترین الگو برای اداره جامعه هستند نه سلیقه فلان مدیر فرهنگی.

متاسفانه آموزه‌های دینی و شیعی در فرهنگ رفتاری جامعه کم رنگ شده است و این خطری بسیار بزرگ است.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها