امروز : چهارشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 29
۱۸:۳۸
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 59426
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۱۰
تعداد بازدید: 75
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ نثر ادبی یا نثر شاعرانه همسایه دیوار به دیوار شعر است. محور عاطفه و تخیل و ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ نثر ادبی یا نثر شاعرانه همسایه دیوار به دیوار شعر است. محور عاطفه و تخیل و گاهی اوقات اندیشه توانسته است از نثر ادبی، قالبی تأثیرگذار و قابل تأمل ایجاد کند. وجود اینگونه نثر در سال‌های اخیر روبه به فزونی بوده است. شاعران و نویسندگان توانمندی مثل دکتر قیصر امین‌پور، دکتر محمدرضا مهدی زاده، دکتر محمود اکرامی‌فر، دکتر هادی منوری و ... در عرصه نثر ادبی باعث شده است این قالب ضریب قابل توجهی پیدا کند. البته قبل از این افرادی که از ایشان نام بردیم، افرادی مثل دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در این عرصه نیز نام‌آور بوده‌اند. «روزها» از جمله آثاری است که در حوزه نثر ادبی یا نثر شاعرانه مورد عنایت است.

با توجه به ششمین مراسم «شب شاعر» که به پاسداشت «عباس باقری» - شاعر اهل درد سیستانی می‌پردازد- به نثرهای این شاعر می‌پردازیم؛ کتابی با عنوان «نام دیگر دریا» که در زمستان 90 منتشر شده است، در دیباچه خود نثر شاعرانه جای داده است. او در سه صفحه زیبایی که با کلمات خوش‌تراش از جنس عاشورا کنار هم چید ه است، علمداری و وفاداری حضرت ابوالفضل (ع) را به تصویر کشیده و در این امر زیبا، خوش درخشیده است.

عباس باقری، که بیشتر او را به عنوان شاعر می‌شناسیم، با این سه صفحه نشان می‌دهد که در عرصه نثر، نویسنده‌ای است که باید در این حوزه نیز کارهای قابل توجهی ارائه دهد. به شروع عاشقانه لغات با حضرت ابوالفضل (ع) دقت کنید:

«و چنین شد که کربلا از هفت وادی معرفت، فراتر رفت. حسین (ع) کلمه شد، و عباس بن علی (ع) به بشارت کلمه آمد، راست‌پیمان و دل از دست داده و سرمست از باده والا، تشنگی جوی و سیراب‌تر از پا جوش نخل‌های بی‌قرار.

حسین، کلمه شد؛ عباس، علمدار کلمه و زینب (س) به دیدبانی کلمه از شام تا به کوفه، از کوفه تا به مدینه، بر منبر خطا به فراز آمد.

آن کمله که به هیچ زبانش نتوان سرود الا به زبان خون. آن کلمه که به کام خامان درست نیاید الا به حنجره شیدایی و شهود. آن کلمه که پیچان و پای کوبان و دست افشان، تا هنوز از علقمه به فرات می‌رود، از فرات به نیل ره می‌برد و از نیل، کرانه‌های همه افق‌های باز را در می‌نوردد، و اینک نفسش در گستره اکنون می‌تپد. در همین اکنون عاشورایی که تو رخساره‌اش را می‌نگری به صورت، و او تو را از درون می‌نگرد به سیرت. شگفتا و شکوهمندا آن کلمه که همواره به هزار زبان ندا درمی‌دهد؛ ان لم یکن لکم دین و کنتم لاتخافون المعاد فکونوا احراراً فی دیناکم» بهره‌مندی شاعرانه و مدبرانه باقری از عنصر عاطفه در نثرهایش، ضریب آن نثرها را چند برابر کرده است. مطالعه گسترده این شاعر انقلابی در حوزه‌ عاشورا باعث شده است عنصر «تفکر» در نثرهای ادبی‌اش حضور زنده‌تری داشته باشد.

به هر روی شکوفایی باقری در عرصه نثر نیز در مقدمه کتاب «نام دیگر دریا» دیدنی و شیندنی است.

باقری، مخاطب خویش را به تماشاخانه نثر می‌آورد و سعی می‌کند در این تماشاخانه مفاهیم کلیدی شیعی مثل؛ حسین (ع)، اباالفضل (ع)، دلاوری و ... را برای آن‌ها معنی کند.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار