امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 5
۰۵:۰۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 59516
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۰۸
تعداد بازدید: 132
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه: «اخلاق عمومی» از جمله مباحثی است که این روزها با توجه به مشاهده برخی نمونه‌های ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه: «اخلاق عمومی» از جمله مباحثی است که این روزها با توجه به مشاهده برخی نمونه‌های زیاد بی‌اخلاقی‌ها و تبدیل ضد ارزش‌ها به ارزش در حوزه‌های مختلف اجتماعی در جامعه نیاز به واکاوی و تبیین دارد. یکی از مهم‌ترین این ناهنجاری‌ها گسترش دروغ‌گویی و ریاکاری است که باید ریشه‌های اخلاقی و اجتماعی آن بررسی شود.

میزگرد دوم «اخلاق عمومی و سبک زندگی» با حضور انشاءالله رحمتی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و بخشعلی قنبری، عضو هیئت علمی گروه الهیات و معارف اسلامی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی بدین منظور و با هدف ارائه راهکارهای عملی برای مبارزه با بی‌اخلاقی در سطح جامعه و بررسی علل و ریشه‌های آن در خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس برگزار شد.

برخی از مباحث مطرح شده در این میزگرد به شرح زیر است:

-تعریف مفاهیم مختلف اخلاق

-تبیین بی اخلاقی‌های رایج در جامعه و علل آن

-فرق اخلاق و عرف و مرز اخلاق و مصلحت اندیشی

-اصول و مؤلفه‌های اساسی اخلاق

-توصیه‌های درونی‌سازی مفاهیم اخلاقی

-نقد اخلاقی و مرز نقد و غیبت

-ترویج تفکر فلسفه کودکان

مشروح این میزگرد را در ادامه می‌خوانید.
 


 

تعریف مفاهیم مختلف اخلاق

*لطفا مقدمتاً در ابتدای بحث درباره اهمیت بحث اخلاق عمومی و تعاریف آن توضیحاتی ارائه کنید؟

-انشاءالله رحمتی: معمولاً در زبان فارسی زمانی که می‌گوییم اخلاق مفاهیم مختلفی در نظر می‌آید، در جامعه یک مفهومی به نام اخلاق (morality-morals) وجود دارد که مراد از آن رفتارهای اخلاقی مردم است و یک مفهوم دیگر نهاد اخلاق است مثل نهاد حقوق، خانواده، سیاست که ما در ایجاد آن نقشی نداشتیم و از زمانی که متولد شدیم این نهادها وجود داشته و ما در آن‌ها زندگی می‌کنیم. مفهوم دیگر نیز دانش اخلاق است که درباره اخلاق تحقیق و تفکر می‌کند و رشته‌ای که درباره نهاد اخلاق بحث می‌کند، فلسفه اخلاق است (ethic) گفته می‌شود که خود آن هم دارای سه شاخه اخلاق توصیفی، هنجاری و فرا اخلاق است. اخیراً یک بخش اخلاق که برای بشر خیلی پررنگ شده و  آن را می‌توان به نوعی ذیل اخلاق هنجاری قرار داد، اخلاق کاربردی است که منظور از آن استفاده از دانش اخلاق و عیارهای اخلاقی در حوزه‌های تخصصی مختلف مثل اخلاق پزشکی، معماری، رسانه و .. که متناسب علایق بشر است.

نخست تعریفمان از اخلاق را مشخص کنیم/برای اخلاقی بودن باید اخلاق شناس باشیم

بنابراین زمانی که صحبت از اخلاق می‌شود در نگاه نخست باید اینها را از یکدیگر تفکیک کرد تا نهاد اخلاق پویاتر شود و مردم اخلاقی‌تر عمل کنند، برای پویا شدن اخلاق باید آن را بشناسیم، بنابراین برای اینکه اخلاقی رفتار کنیم باید اخلاق‌شناس باشیم، معرفت اخلاقی را بالا ببریم، بنابراین نهاد اخلاق همواره در طول تاریخ ذیل فلسفه اخلاق و دانش اخلاق مورد بحث قرار گرفته است.

اگر اخلاق از دست برود، فرد و جامعه از بین می‌روند/رابطه اخلاق و تاریخ

-قنبری: برای بیان اهمیت اخلاق عمومی همین اندازه بیان کنم که اگر در یک جامعه‌ای اخلاق از دست برود، هم فرد و هم جامعه از بین می‌روند، درست است که گزاره‌های اخلاقی غیر رسمی در جامعه هستند و ضمانت اجرایی ندارند، اگر دروغ بگوییم کسی مجازاتمان نمی‌کند یا بداخلاقی و بدقولی کنیم، کسی ما را به دادگاه نمی‌برد، اما همین‌ها اهمیتشان به قدری است که اگر کل زندگی فرد را بگیرد، جامعه از اخلاق عاری می‌شود، اخلاق در طول تاریخ بوده و خواهد بود و یکی از وظایف ما در جامعه این است که همواره آن را گوشزد کنیم تا به فراموشی سپرده نشود.

90 درصد اختلافات خانوادگی ناشی از بداخلاقی‌ها است

اگر برای آمارگیری و تحقیق به دادگاه بروید از پرونده دادگاه‌ها متوجه می‌شویم که بیش از 90 درصد اختلافات به نوعی یا ریشه کامل بداخلاقی یا به اخلاق مرتبط است، از این جهت عالمان اخلاق باید بکوشند تا هم معرفت اخلاقی را بالا ببرند هم به دنبال آن معرفت عملی و عمل اخلاقی را جایگزین کنند، اینجاست که ما با اخلاق عمومی سروکار داریم. قرآن کریم در آیه‌ای اشاره دارد همان طور که انسان‌ها زندگیشان یک اجلی دارد که اگر سر برسد یک لحظه کم و بیش نمی‌شود اقوام و ملت‌ها نیز اجلی دارند که هرگاه فرد یا جامعه از اخلاق خارج بشود، طبیعتاً باید منتظر مرگش بود.

اخلاق توصیفی ابهامات اخلاقی و جزئیات را بیان نمی‌کند

تقسیم‌بندی استاد رحمتی از اخلاق عمومی صحیح بود، اما من برای اینکه این حوزه‌ها مشخص‌تر شود، می‌گویم که ما در فلسفه اخلاق فیلسوفان اخلاق را داریم که حوزه اول آن‌ها علم اخلاق است، در علم اخلاق ما درصدد هستیم تا موضوعات و گزاره‌های اخلاق را مورد شناسایی قرار دهیم و یا احیاناً راه‌های ترویج اخلاقیات و جلوگیری از بی‌اخلاقیات را شرح دهیم، اما در اخلاق توصیفی به توصیف اصول و دیدگاه‌های اخلاقی آدمیان که در جوامع مختلف وجود دارد و شبهات و تفاوت‌های آن می‌پردازیم.

اخلاق هنجاری در واقع نوعی نگاه عمیق به اخلاق است که در آن درصدد هستیم موضوعات اخلاقی را به شکل نهاد و عمیق‌تر مطرح کنیم؛ به طور مثال در اخلاق توصیفی زمانی درباره وفاداری، راستگویی و .. صحبت می‌کنیم، چارچوب‌های دقیق آن مشخص نیست، مباحث در ابهام قرار دارد، اگر راستگویی ما منجر به این شود که یک نفر کشته شود، باز هم باید راست بگوییم؟ اینجاست که باید به اخلاق هنجاری برسیم. یک بحث نیز روانشناسی اخلاق است که مباحث اخلاقی را ارزش‌گذاری روانشناسانه می‌کند.

حل معضل کمرنگ شدن اخلاق با فیلسوف اخلاق نیست

*همانطور که اشاره کردید، بیشتر تأکید ما در این بحث بر همین اخلاق هنجاری است اینکه چطور می‌شود که بعضی ناهنجاری‌ها در جامعه هنجار می‌شود به طور مثال حق‌خوری، زرنگ بازی و ریا، ارزش تلقی می‌شود حتی به صورت ناخواسته، نظرسنجی‌ها جواب عکس می‌دهد و قبح ناهنجاری‌ها ریخته می‌شود.  در نهایت براساس مسایل اخلاقی چگونه می‌توانیم دوباره به مسیر اصلی‌مان بازگردیم؟

-رحمتی: بله متأسفانه بر اساس بیانات شما یک پدیده‌ای که در این سال‌ها در جامعه به چشم می‌خورد و همه هم نگران آن هستند، کمرنگ شدن اخلاق است تا جایی که حتی بعضاً به اعتبار اخلاق شک می‌کنند، اگر بخواهیم این معضل را منصفانه واکاوی کنیم، نخست باید بگوییم که حل آن کار یک معلم و فیلسوف اخلاق نیست، بلکه نیاز به یک بررسی همه جانبه متخصصان در حوزه‌های مختلف با بررسی علل و عوامل و شناسایی مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و روانی دارد، بنابراین یک پژوهش بین رشته‌ای است اما من در اینجا آن بخشی را که وظیفه فیلسوفان اخلاق است تا حدی مطرح می‌کنم.     
 


 

رعایت اخلاق هنجاری به تعمیق تقوای طبیعی در انسان می‌انجامد

*در نتیجه این رعایت اخلاق هنجاری چه تأثیری در زندگی افراد دارد؟

-قنبری: تعمیق اخلاق هنجاری باعث می‌شود که انسان به زندگی اخلاقی عادت کند و از آن لذت ببرد.

*آیا اخلاقی زندگی کردن به صرفه است؟

-قنبری: اگر ما هوشمندانه زندگی اخلاقی داشته باشیم، قطعاً به صرفه خواهد بود و بنابراین اگر به خوشایند و برآیند مسائل توجه کنیم، بهتر می‌توانیم اخلاقی زندگی کنیم، زمانی که این اخلاق هنجاری را تعمیق دهیم، نوعی تقوای طبیعی در انسان‌ها ایجاد می‌شود و این روح انسان‌ها را در نگه داری و پس باعث می‌شود زمانی انسان‌ها از درونشان کنترل شوند و در نهایت شاهد این نخواهیم بود که در جامعه رشوه خواری، دروغ، تهمت و .. افزایش یابد. 

به لحاظ روانی انسان‌ها به گونه‌ای هستند که زمانی ببیند رفتاری در جامعه موجه یا غیر موجه رواج یافته آرام به حقانیت آن پی می‌برند، این یک بعد روانی است بنابراین اگر بتوانیم اخلاق هنجاری را رعایت کنیم به معرفت رسیدیم، کسانی که در جامعه اخلاقی‌تر زندگی می‌کنند زندگیشان معنادارتر و آرام‌تر است.

انسان‌های خوب هم بی‌اخلاقی می‌کنند

-رحمتی: غالباً زمانی که صحبت از بی‌اخلاقی می‌شود، یک انسان بداخلاق و پست به ذهن می‌رسد و افراد تصور می‌کنند اگر افراد خطا می‌کنند، این خطا به دلیل بی‌ارادگیشان رخ می‌دهد، چرا که انسان‌های فاسد و منحرفی هستند، اما خیلی اوقات انسان‌های خوب هم بی‌اخلاقی می‌کنند، چرا که می‌خواهند کار خوب انجام دهند یا خدمتی به همنوع یا جامعه‌شان کنند، بنابراین بسیاری مواقع خطا‌های افراد مصداق دوستی خاله خرس است.

سقراط معتقد است که هیچ انسانی دانسته خطا نمی‌کند، بنابراین هر کس که خطا می‌کند، جاهل است، افرادی مثل افلاطون و سقراط  که در صدر تاریخ فلسفه اخلاق هستند، هدفشان این است که اگر انسان به حقایق اخلاقی آگاه شود، میزان خطایش اندک می‌شود، بنابراین افلاطون می‌گوید رئیس مدینه باید فیلسوف باشد، چرا که به مُثل اعلی علم دارد.

گاهی بی اخلاقی ناشی از ضعف اراده است

*آیا شما هم به این اعتقاد دارید؟

-رحمتی: خیر من به شکل مطلق این گفتار اعتقاد ندارم، در طول تاریخ نظریه سقراط به شکل مطلق آن  نقد  شده است، امثال ارسطو بر آن بوده‌اند که گاهی بی‌اخلاقی ناشی از بی‌ علمی نیست، بلکه افراد بر عملشان علم دارند، اما به ضعف اراده مبتلا هستند.

فرق اخلاق و عرف را بشناسیم/پارتی بازی کار اخلاقی است؟!

نخستین گامی که باید در بحث فهم اخلاقی برداریم، این است که واقعاً فرق بین اخلاق و عرف را مشخص کنیم، بسیاری از مردم فرق این دو را به وضوح نمی‌دانند، به طور مثال اخلاق می‌گوید باید به برادرت یاری برسانی، اما این زمانی است که او بر حق باشد، ولی عرف می‌گوید که ما در هر صورت باید به برادرمان یاری برسانیم چه حق چه باطل، بنابراین بسیاری افراد را می‌بینیم که با پارتی بازی حق دیگران را تضعیف کرده و رانت خواری می‌کنند، اما فکر می‌کنند که در حال خدمت به برادر خود هستند، چنین چیزی حکم  عرف است، نه اخلاق اما در حوزه اخلاق این خطاست.

خلاف عرف عمل نمی‌کنیم اما راحت خلاف اخلاق عمل می‌کنیم

به طور مثال یک نماینده مجلس در عرف باید هر کاری که در توانش است برای حوزه انتخاباتی خود انجام دهد، اما در بحث اخلاق می‌بینیم که نماینده وکیل رفتار عادلانه است و باید از یک بخش‌هایی از حق حوزه خود برای بخش‌های مستحق‌تر بگذرد، تمایز اخلاق و عرف حتی در کتاب‌ها نیز چندان مشخص نیست، بنابراین ما گاهی، احکام عرفی را به جای اخلاق می‌گیریم و حتی آن‌ها را الزامی‌تر از احکام اخلاقی می‌دانیم، خلاف عرف عمل نمی‌کنیم، ولی راحت خلاف اخلاق عمل می‌کنیم، به راحتی دروغ می‌گویم اما به راحتی حاضر نیستیم لباسی بپوشیم که مناسب نباشد، در نهایت اگر حد عرف و اخلاق را بشناسیم، خیلی دقت نظرها بیشتر می‌شود.

رفتارهایمان براساس منطق حزم و احتیاط است نه منطق اخلاق/مرز اخلاق و مصلحت را بشناسیم

غیر از نهاد عرف، مصلحت ‌اندیشی یا حزم و احتیاط هم داریم، در بسیاری از موارد احکام ما با منطق حزم و احتیاط است نه با منطق اخلاق، به طور مثال بر اساس عرف فرزندانمان را توصیه می‌کنیم  و این نشان می‌دهد که مرز اخلاق و مصلحت را نمی‌دانیم، کسی که به فرزندش آموزش می‌دهد، تو باید هر طور شده موفق شوی و به دانشگاه بروی و پست و مقامی بگیری، چند درصد این توصیه عادلانه و اخلاقی است؟

بعضی معتقدند که اخلاق همان حزم و احتیاط است، اما فیلسوفان اخلاق بیان کرده‌اند که منطق اخلاق غیر از حزم و احتیاط است، حقیقت اخلاق، ایثار و احسان است اما گاهی مصلحت ما غیر از این را اقتضا می‌کند، در سیره اهل بیت(ع) اتفاقاً این نکات رعایت شده است، امام علی (ع) می‌فرماید: «اگر تمام دنیا را به من بدهند، دانه‌ای به ستم از دهان موری بستانم، این کار را نمی‌کنم». 

پس برای آنکه بتوان تشخیص اخلاقی درستی داشت، باید سه مؤلفه حکم اخلاقی را رعایت کرد: علم به واقعیت‌های غیر اخلاقی، بی طرفی و درک عاطفی.

باید به واقعیت‌های اخلاقی علم داشته باشیم

* برای اینکه بدانیم عملمان درست است یا خیر باید چگونه این مرزها را رعایت کنیم؟

-رحمتی: نخست باید تشخیص دهیم که عمل ما چه تأثیری در وضعیت جامعه دارد، به طور مثال اگر می‌خواهیم به یک فقیر کمک کنیم، صرفاً به این دلیل که دلمان به حالش می‌سوزد، نباید این کار را کنیم، بلکه باید توجه کنیم که این فقیر چه گونه شرایطی دارد، به طور مثال باید در زندگیش ورود کنیم، خیلی از اینها وضعیتشان بسیار خوب است یا اگر به آن‌ها کمک کنیم، آن را در راه ناصواب خرج و کمک به بدبختی آن‌ها می‌کنیم، بنابراین این از آن نوع تصمیم‌گیری‌های اخلاقی ناصحیح است.

یک مثال دیگر من به عنوان یک معلم دانشگاه خیلی وقت‌ها با دانشجویانی روبه رو می‌شوم که غیبت دارند و مشکلاتشان را برای گرفتن نمره برایم تعریف می‌کنند، من هم تحت تأثیر آن‌ها قرار می‌گیرم و به آن‌ها ارفاق می‌کنم، ولی بعد متوجه می‌شوم همه حرف‌هایشان دروغ بوده، بنابراین باید ما به واقعیت‌ها علم داشته باشیم.

همیشه کار درست در انجام دادن نیست، پس باید بیاندیشیم و تأمل کنیم

*خب استاد همیشه هم که انسان آگاهی ندارد یا امکان آگاهی پیدا کردن از واقعیت‌ها وجود ندارد؟

-رحمتی: بله! ولی تا جایی که امکان دارد باید بررسی کنیم یا اگر هم علم پیدا نکردیم، درباره چیزی تصمیم نگیریم، همیشه کار درست در انجام دادن نیست، خیلی وقت‌ها انجام ندادن درست است، برای همین هم هست که باید بیاندیشیم و تأمل کنیم یکی از دلایلی که ما کارهایمان غیر اخلاقی می‌شود، این است که در کارها تأمل نداریم، یک جور تنبلی می‌کنیم، به طور مثال به یک دانشجویی که مستحق نیست نمره می‌دهیم، من استاد بدی نیستم و به نظر خودم کار اخلاقی کرده‌ام، اما در واقع ممکن است این کار من ستم به دیگران باش،د اما استادی که سنجیده رفتار کند همه اینها را در نظر می‌گیرد. 

انسان‌ها طبیعتاً به بی اخلاقی گرایش ندارند

-قنبری: یک نکته معرفتی را بیان کنم، ما در بعضی مواقع همان طور که استاد رحمتی هم گفتند، آگاهی از مسایل نداریم، دچار این ضد ارزش می‌شویم، مثلاً دختران و برخی پسران بعضاً زندگیشان آن قدر نزول می‌کند که معنای زندگی را خلاصه در ماشین و پول و خانه می‌دانند، در حالی که انسان واقعاً با اخلاق ارتقا می‌یابد نه با این مادیات! فهم این نکته نیاز به معرفت دارد در جامعه‌ای که عرضه اقتصادی کم و تقاضا زیاد باشد، دروغ گویی زمینه رشد می‌یابد، بنابراین اینجا علاوه بر معرفت باید به دو نکته فرهنگ و اقتصاد توجه کنیم.

در جامعه‌ای که راستگویان ارزش پیدا کنند و بازار عرضه و تقاضا را طوری تنظیم کنند که زمینه برای دروغ گویی فراهم نشود، اوضاع خوب می‌شود، اما اگر در جامعه‌ای اگر دروغ نگوییم، سودی نمی‌بریم و این امر را فرهنگ به ما القاء می‌شود، باید در نظر داشته باشیم که انسان‌ها به طور طبیعی تمایلی به رفتار غیر اخلاقی ندارند و نمی‌خواهند شخصیت خود را خراب کنند، اما در عین حال می‌توانیم زمینه اقتصادی و فرهنگی راستی را در جامعه فراهم کرد، یک زمانی مردم در ایران برای بستن کمربند ایمنی بسیار مقاومت می‌کردند، اما با مداومت پلیس و راهنمایی و رانندگی این فرهنگ درونی شد، الان این ارزش‌گذاری باید در زمینه اخلاق عمومی در مباحثی چون راستگویی و صداقت ایجاد شود.

من به جامعه‌مان امیدوارم بخشی از این غیراخلاقی‌ها عارضی‌اند

بنابراین در گام نخست باید از مراکزی چون رسانه‌ها و مراکز آموزشی کمک گرفت و در گام نخست این امر را که خانواده چه نقش تأثیرگذاری در این حوزه دارند شناساند، وقتی در یک خانواده پدر دروغ می‌گوید، بچه هم به تبع یاد می‌گیرد، باید این نکته را آموزش دهیم تا زمینه راستگویی فراهم شود، ما الان خود محور شده‌ایم، خودمان را ناجی اخلاق می‌دانیم، در حالی که داریم به سمت تباهی می‌رویم، با وجود این من به جامعه‌مان امیدوار هستم، بخشی از این غیر اخلاقی‌ها عارضی هستند، عارض شدن در ذات نیست و برخی حرکت‌ها نشان دهنده زنده بودن جامعه است، هنوز اخلاق در جامعه نمرده است.

در مترو اکباتان - کرج یک مدتی رفت و آمد می‌کردم، افراد را زیر نظر داشتم ابتدا همه با حالت تهاجمی خروج می کردند و به سمت پله‌های برقی می‌آمدند و پله یک مرتبه خراب می‌شد و الان بعد از ماه‌ها می‌بینیم که شرایط عادی شده و اکثراً عبور و مرورها معمولی و بدون تهاجم است پس همین نشان امیدواری دارد.

اعتقاد اشتباه امروز جامعه ما: «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو»

من هم تأیید می‌کنم که همیشه انسان آگاهی و شناخت از خوب و بد ندارد، خوشبختانه در دنیای جدید امکان فهم همه چیز نیست، ما هر از چند گاه باید حکومت و خودمان را در یک شرایط خودشناسی قرار دهیم، یک اشتباه امروز جامعه ما اعتقاد به «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» است، چرا اگر قرار است تغییری کنیم به سمت غیر اخلاقیات برویم؟ باید در برابر مباحث غیراخلاقی‌ مقاومت کنیم، پیغمبر(ص) ‌می‌فرماید: باید در اخلاقی زیستن اصرار بورزیم و مقاومت کنیم، بنابراین دیگران از غیر اخلاقیات برگردند، چرا ما اخلاق را کنار بگذاریم؟

*درباره کمک کردن به دیگران چطور؟

-قنبری: ما موظفیم به دیگران کمک کنیم و البته در این کمک به خودشناسی و شناخت از آن‌ها برسیم، بنابراین یک وظیفه براساس عمل به اخلاق توصیفی این است که به صورت کلی باید به دیگران کمک کنیم، اما اخلاق هنجاری می‌گوید، اگر کمک کنیم چه بسا به آن‌ها آسیب برسد.
 
 


 

کمک نکردن به تکدیان و معتادان به معنای بی‌اخلاقی نیست/بی دقتی جامعه زیاد است

-رحمتی: چرا به یک معتاد کمک نمی‌کنیم، او که وضعش از همه رقت‌بارتر است؟ چون علم داریم که این کمک ما تأثیر مثبتی در حال او ندارد و وضعیتش را پیچیده‌تر هم می‌کند، اما اگر کمک نکنیم معنایش این نیست که ما بی‌اخلاقی کرده‌ایم، اصلاً یکی از دلایلی که باعث شده نمونه‌های این تکدی‌گری‌ها در جامعه زیاد شود همین بی‌دقتی جامعه است، چرا همه احساس عذاب وجدان می‌کنند؟ فقط کسانی که بد اخلاقی می‌کنند انسان‌های بدی نیستند، حال این مسأله فقط در کمک کردن نیست، فرض کنید که کسی در مقامی مسئول و در لحظه تصمیم می‌گیرد که خدمتی به شهر کند، اما در واقع عملش موجب تخریب محیط زیست می‌شود، او تصمیم داشته صادقانه خدمت کند، اما به دلیل بی‌دقتی تصمیم نادرست می‌گیرد، این نشانه فاسد بودن او نیست.

قاعده زرین اصل اساسی اخلاقی است

شناخت واقعیت‌های غیراخلاقی خیلی با اهمیت است، اما کافی نیست ممکن است کسی علم به واقعیت‌های غیر اخلاقی داشته باشد، اما مؤلفه بی‌طرفی را نداشته باشد؛ یعنی در مقام تصمیم‌گیری اخلاقی بی‌طرف نباشد، یک اصل اصیل اخلاقی «قاعده زرین» است اینکه برای دیگران همانی را بپسندیم که برای خود می‌پسندیم، در واقع این را همه انبیا(ع) گفته‌اند، اگر این گونه نگاه کنیم، دیگر خود را تافته جدا بافته نمی‌دانیم، زمانی که مصیبتی برایمان پیش می‌آید نمی‌گوییم چرا برای من؟ این یعنی رعایت نکردن اصل بی‌طرفی که باید در تصمیمات اخلاقی رعایت کنیم.

در رعایت اخلاق باید بتوانیم خود را جای دیگران بگذاریم

مؤلفه سوم حکم اخلاقی، درک عاطفی است، منظور این است که بتوانیم خود را جای دیگران قرار دهیم، ما خیلی وقت‌ها انسان‌های خوبی هستیم و از واقعیت‌های غیراخلاقی درک خوبی داریم، بی‌طرفی را هم رعایت می‌کنیم، اما نمی‌توانیم خود را در جای دیگران قرار بدهیم، مثلًا نمی‌توانیم شرایط مردم افغانستان و حتی مردم استان‌های محروم را درک کنیم، امام علی(ع) شب‌ها گرسنه می‌خوابیدند، این یک پیام اخلاقی دارد، اگر غذا می‌خورند هر قدر هم علم به واقعیت‌ها داشتند، باز هم معنی گرسنگی را نمی‌دانستند، به همین دلیل است که امام در اوج حکومت خود به فکر فرزندان یتیم بود.

قرار گرفتن وهمی در موقعیت دیگران ضریب خطای اخلاقیمان را کاهش می‌دهد

من برای اینکه به یکی از شاگردانم بگویم، در کنکور تقلب نکند به او گفتم خانواده‌ای را تصور کند که بسیار فقیر است و فرزندشان به شدت نیازمند قبولی در کنکور است، بنابراین خطاب به او گفتم که آیا حاضر هستی تقلب کنی و این فرصت را از او بگیری؟ آیا این کار تو تأثیری در سرنوشت او نخواهد گذاشت؟ مسلماً یک دزد اگر از یک خانه خالی دزدی کند تا اینکه به خانه‌ای برود که در آن چند مریض وجود داشته باشد تصمیم متفاوتی می‌گیرد، این موقعیت را باید در مقام خیال ببینیم، چرا که ما واقعاً نمی‌توانیم جای دیگران باشیم، ولی توجه کنیم که در تصمیم‌گیری‌هایمان خود را در جای دیگران بگذاریم و تنها به خودمان نگاه نکنیم و افرادی که می‌توانند از تصمیم ما متضرر یا منتفع شوند را در نظر بگیریم، در این صورت ضریب خطای اخلاقیمان کمتر می‌شود.

تفاوت جامعه کنونی و گذشته این است که افراد در جامعه قدیم توصیه پذیرتر بودند

بنابراین معلمان اخلاق و روانشناسان و کسانی که در این حوزه دست‌اندرکار هستند باید این سه مؤلفه را مدنظر قرار دهند تا به درک اخلاقی بالا دست یابند، این چیزی است که مورد نیاز جامعه ماست، برخلاف اینکه همه فکر می‌کنند جامعه ما فاسد شده، این طور نیست، انسان‌ها همان‌ها هستند، اما یک تفاوتی که ایجاد شده این است که در گذشته افراد توصیه پذیرتر بودند، به راحتی اعتماد می‌کردند، چرا که در جوامع سنتی رفتارها تعبدی‌تر بود، اما در جامعه امروز افراد فکر می‌کنند به بلوغ فکری رسیده‌اند و خود باید تصمیم بگیرند، اما در عمل رفتارها نادرست می‌شود. این منطق را باید به جامعه آموزش داد تا افراد درست تصمیم بگیرند و همین طور بتوان تصمیم‌ها را نقد کرد.

-قنبری: برای ترویج و شرح بهتر مباحث اخلاقی در جامعه با توجه به اخلاق هنجاری یک نکته را باید در نظر بگیرم اینکه گاهی زمانی که درباره مسائل صحبت می‌کنیم، همه تصور می‌کنند که نیازی به شنیدن درباره آن ندارند، این یک اشتباه محض است، ما اگر به نقد خود درباره اخلاق برسیم، این اشتباه کاذب از بین می‌رود و واقعاً می‌توانیم دراین زمینه گام برداریم.

برای درونی سازی اخلاق بهتر است توصیف کنیم تا توصیه!

بنابراین اگر عالمانه به اخلاق نگاه کنیم، بعضی وقت‌ها ما لازم نیست توصیه کنیم، بلکه تنها باید توصیف کنیم، من وقتی می‌گوییم فلان جامعه در دنیا به لحاظ اخلاقی سالم است نتایج سلامتی آن را بیان می‌کنیم، این خود یک گزارش است که توصیف کردیم، وقتی این توصیف را به مخاطب برسانیم تفکر کاذب را از بین می‌بریم و به مخاطب چیزهایی می‌گوییم که او خود نمی‌داند.

نیاز جدی به نقد اخلاقی در جامعه داریم

*بنابراین نقد نیز در این حوزه بسیار مؤثر می‌شود...

-رحمتی: بله! ما یک نیاز جدی به نقد اخلاقی در جامعه داریم، به این معنا که در رفتارهایمان به جای غیبت باید نقد اخلاقی کنیم؛ یعنی بر اساس یک سری مبانی عقلی که به نوعی عموم بشر می‌توانند بر آن وحدت نظر داشته باشند، نقد کنیم و به نظرم هیچ اشکالی هم ندارد، حتماً نباید در حوزه‌های سیاسی مناظره داشته باشیم، اخلاق هم نیاز به برپایی مناظره دارد.   

- قنبری: نکته‌ای که اینجا باید مطرح کرد این است برخی مباحث غیبت محسوب نمی‌شود، شما سخن را نقد می‌کنید اما به دنبال این نیستید که شخصیت افراد را خراب کنید، اگر در حالت معمولی این نقد صورت بگیرد، این نقد به بزرگی افراد می‌انجامد و توهین و بی احترامی نیست، اما متأسفانه بیشتر اوقات نقدها چنین حالتی ندارد.

نیاز به نقد در فطرت انسان است/خطوط مرزی نقد و غیبت کجاست

* خب ما گفتیم که ما خیلی وقت‌ها می‌خواهیم نقد کنیم ولی نقدمان منجر به غیبت می‌شود، این مرز نقد و غیبت از نظر اخلاقی چطور تعیین می‌شود؟

-رحمتی: ببینید این علاقه‌ای که افراد به غیبت نشان می‌دهند، یک جور ریشه در فطرت الهی دارد، «کانت» می‌گوید: آن قدر افراد به نقد اخلاقی و بحث آن علاقه‌مند هستند که وقتی پای نقادی رفتار دیگران پیش می‌آید، کسانی‌ هم که اهل بحث‌های نظری نیستند، در این حوزه با اشتیاق وارد می‌شود و آن قدر ابراز علاقه می‌کنند که زندگان که هیچ مردگان هم از نقدشان در امان نمی‌مانند!

بنابراین از یک جنبه می‌توان این را یک نیاز فطری به حساب آورد که ما نیاز داریم رفتارها را نقد کنیم، اما آنجا که این نقد تبدیل به غیبت می‌شود آنجاست که قصد ما دیگر قصد اصلاح نیست بلکه تخریب است یک زمان شما رفتار کسی را نقد می‌کنید و توقعتان این است که رفتار بهتر بشود و این نقد در فرد تأثیرگذاری داشته باشد، مثل امر به معروف و نهی از منکر ولی یک وقت غیبت پشت سر و نقض غرض است و فرد از آن نقد شدن بی‌اطلاع است، همین دلیل تأکید می‌کند که اگر شما حرفی دارید جلوی روی طرف بزنید که البته آن هم حکم اخلاقی دارد که در چه صورتی شما می‌توانید رفتار کسی را نقد کنید آیا واقعاً بی طرفی را رعایت کردید یا خیر و خود را جای طرف مقابل گذاشته‌اید؟

-قنبری: ما در چه حالتی رفتار کسی را نقد می‌کنیم، این در اخلاق و دین ما توصیه شده است، چرا که شما وقتی نقد می‌کنید، تلخی نقد را با شیرینی دیگری بیامیزید، مثلاً نمونه یک نقد اخلاقی گلستان و بوستان سعدی است، سعدی حتی رفتار غلط بزرگان و امیران را هم با شیرینی نقد می‌کرد و حتی صله هم دریافت می‌کرد، اما ما چون هنرش را نداریم می‌خواهیم کار درست هم انجام دهیم، بلد نیستیم.

جامعه اخلاقی با پرورش تفکر فلسفی کودکان امکان پذیر است

*به عنوان بحث پایانی بفرمایید که آیا با مباحث فلسفه کودکان می‌توانیم شیوه صحیح تفکر را پرورش دهیم؟

-قنبری: آموزش تفکر به کودکان خیلی با اهمیت است، اتفاقاً در این زمینه خیلی جای کار داریم، در دنیا یک بحثی مطرح است، به عنوان فلسفه برای کودکان این را توجه داشته باشیم، اگر بخواهیم جامعه اخلاقی شود، دقیقاً مباحث فلسفه برای کودکان لازم است و من می‌توانم بگویم که اگر ما تفکر فلسفی را برای جامعه خود جا بیندازیم، طبیعتاً خیلی کمک می‌کند به اینکه اخلاقی زیست و زندگی کنیم.

در زمینه تفکر اخلاقی کمتر کار می‌کنیم

-رحمتی: بله یک قسمت آن همین مباحث فلسفه برای کودکان است، ما در مدارسمان باید تلاش کنیم، در کنار درس دینی تفکر اخلاقی را هم آموزش دهیم، الان یک مقدار بر مباحث تفکر کار می‌شود اما تفکر اخلاقی خیر، چرا که ما اصولاً سعی داریم، مسائل اخلاقی را تعبدی حل کنیم یا مرید و مرادی و استاد و شاگردی. این کلاس‌های اخلاق طرح خوبی است، اما هر چقدر هم که بگوییم چطور رفتار کنید باز هم نمی‌شود، چرا که وضعیت جهان ما پیچیده‌تر از گذشته است، باید ماهی‌گیری یاد داده شود، ما در اخلاق نیاز به این داریم به طور مثال همین اخلاق کاربردی مثل اخلاق پزشکی، مهندسی، زیست محیطی و ... اینها مسائل جدید است، معلمان اخلاق هم باید تلاش کنند همه اینها را بشناسند.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار