امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۰:۵۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 60265
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۰۹
تعداد بازدید: 106
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس،موفقیت 55 میلیون دلاری فیلم در سه روز اول نمایش آن نشان داد تماشاگران سینما طرفدار محصولات ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس،موفقیت 55 میلیون دلاری فیلم در سه روز اول نمایش آن نشان داد تماشاگران سینما طرفدار محصولات مستقل سینمایی هم هستند.
 



جرج کلونی از معدود بازیگران معروف سینماست که در فیلم‌های مستقل هم بازی می‌کند و تهیه کننده تعدادی از آن ها هم هست. او پس از بازی در مجموعه پربیننده تلویزیونی ER راهی دنیای سینما شد و لقب تنها بازیگر تلویزیونی را گرفت که در عالم سینما تبدیل به یک ستاره درجه یک شد. از شفق تا فلق (1996) اولین فیلم سینمایی اوست. کلونی که حضورش در سینما با بازی در فیلم‌های مستقل همراه بود، بزودی در فیلم‌های پر سر و صدا و پر خرج سینمایی همچون صلح ساز (997) و توفان کامل (2000) ظاهر شد. وی برای سوریانا (2005) اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را گرفت و برای کارگردانی دو فیلم شب بخیر و خوش باشی (2005) و نیمه مارس (2011) هم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردانی شد . وی تا به حال چند بار هم نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد شده است.




پس از موفقیت مالی و انتقادی نوادگان در سال 2011 ، وی با بی وزنی بازگشت موفقیت آمیزی به سینمای مستقل داشت. او تازه از بازی و کارگردانی مقبره های انسان فارغ شده است. این درام جنگی دلهره آور قرار است تا قبل از پایان سال جاری میلادی به روی پرده سینماها برود . کلونی به تازگی بازی در تومارو لند/سرزمین فردا را شروع کرده است. او در گفت و گویی با نشریه امپایر درباره بازیگری، فیلم سازی، سینمای مستقل، هالیوود و خبرنگاران جنجالی صحبت می‌کند.

مهم‌ترین درسی که از بازیگری در فیلم‌های سینمایی گرفته‌اید چیست؟

این که همیشه منتظر بدترین‌ها باشم و نه بهترین‌ها.این مسئله را زمان بازی در خارج از دید (1998) کاملاً متوجه شدم. این اولین فیلم‌نامه خیلی خوبی بود که تا آن زمان خوانده بودم و به خودم گفتم باید آن را بازی کنم. ولی فروش فیلم در جدول گیشه نمایش خیلی پایین بود و منتقدان هم توجه زیادی به ان نکردند. آن جا بود که فهمیدم یک فیلم‌نامه خوب چه نقش مهمی در تولید فیلم‌ها دارد و مهم‌ترین جنبه یک فیلم در فیلم‌نامه خوب آن نهفته است. در عین حال، متوجه این نکته شدم که بهترین کاری را که تو انجام می‌دهی، در چشم دیگران الزاماً به عنوان بهترین تلاش در نظر گرفته نمی‌شود.

بعد از یادگیری این موضوع، کار برایم راحت‌تر شد. مثل دوچرخه سواری است که در ابتدای کار مشکل داری و نمی‌توانی تعادل را حفظ کنی، ولی وقتی یاد گرفتی دیگر به راحتی با آن به همه جا می‌روی. می‌دانید، در هالیوود هیچ کس ما را تشویق به ساخت و تولید فیلم‌های مستقل نمی‌کند و کمکی هم از جانب آن‌ها در این رابطه صورت نمی‌گیرد. تمام مسئولیت ساخت یک فیلم مستقل را باید خودمان به عهده بگیریم. ولی وقتی آن فیلم با موفقیت روبرو شد، همه سهمی از آن طلب می‌کنند و می‌گویند در این موفقیت،نقش و سهم داشته‌اند.
 



در کارنامه سینمایی‌تان هر دو دسته فیلم‌های مستقل و گیشه پسند را دارید. از این موضوع راضی و خوشحال هستید؟

من مثل پرنده‌ای هستم که روی هر دو بام می‌نشیند! برای خودم هم جالب است که در هر دو دسته این فیلم‌ها با موفقیت عمل کرده‌ام و هر دو گروه فیلم‌های مستقل و عامه پسندم با استقبال تماشاگران روبرو شده‌اند. در طول این سالها امیدوار بوده‌ام موفقیت مالی فیلم‌هایی مثل یازده یار اوشن (2001) کمک کند تا بتوانیم فیلم‌های مستقل بیشتری را تهیه و بازی کنم.

به هر حال، یک واقعیت صنعت سینمای ما این است که فیلم‌های سینمایی باید در جدول گیشه نمایش فروش کنند تا بازیگران بتوانند به حیات خود ادامه دهند. خودم هیچ وقت نخواسته‌ام فقط یک بازیگر روشنفکر باشم. دوست دارم فیلم‌هایم جنبه سرگرم‌کننده هم داشته باشند. اما تماشاگران فیلم‌هایم باید در زمان تماشای آن‌ها متوجه این نکته باشند که مشغول دیدن کدام جرج کلونی در روی پرده سینما هستند: کلونی سرگرمی‌ساز یا کلونی مستقل!

چرا از دنیای بازیگری وارد دنیای فیلم‌سازی شدید؟

دوره درخشان کاری هر بازیگری حدود ده سال است و پس از آن، به حاشیه رانده می‌شود. استثناهایی که در این رابطه وجود دارند و عمر هنری طولانی‌تری دارند را در این محاسبه حساب نکرده‌ام. اما واقعیت این است که حتی تماشاگران هم از دیدن تو در روی پرده سینما خسته می‌شوند و می‌گویند چرا کناره‌گیری نمی‌کنی؟ برای همین، من تصمیم گرفتم دو کار مهم انجام دهم. اول این که در نقش‌های متفاوت در فیلم‌های مستقل و غیر متعارف بازی کنم تا به صورت یک کلیشه در نیایم و دوم این که به حرفه کارگردانی بپردازم.

خیلی خوب است که شغلی داشته باشی که بتوانی به آن تکیه کنی و نگران آن نباشی که تماشاگران از دیدنت خسته شوند. در عین حال، واقعاً از کار فیلم‌سازی لذت می‌برم و به آن علاقه دارم. کارگردانی شغل هیجان انگیزی است و من ترجیح می‌دهم در پایان یک روز کار فیلم‌برداری، نقاش باشم تا اینکه نقاشی شوم. کارگردانی مثل نقاشی است. تو خالق تابلویی هستی که خلق و کشیده می‌شود. فیلم‌سازان سکانداران یک کشتی در حال حرکت هستند و این وظیفه تو است که بازیگران را راهنمایی و هدایت کنی تا به ساحل مقصود و مورد نظر برسند.
 



آیا بازیگری را به نفع کارگردانی‌ رها می‌کنید؟

فعلاً که تماشاگران از جرج کلونی بازیگر خسته نشده‌اند و به تماشای فیلم‌هایش می‌نشینند! پس تصمیم‌گیری در این رابطه هنوز کمی زود است. البته به تبع و ذائقه تماشاگران نمی‌توان خیلی اطمینان کرد. این طور نیست که آن‌ها برای مدت زمانی طولانی، آدم را جدی بگیرند و به او توجه نشان دهند. ولی فکر می‌کنم پاسخ دادن به سئوالات شما کمی زود است.
 



درباره فعالیت‌های اجتماعی و خیرخواهانه همکارانتان چه نظری دارید؟

شما تا زمانی که نسبت به آن چه که می‌گویند باور و اطمینان نداشته باشید، سخنگوی چیزی نمی‌شوید. حتماً دلایل خوبی برای این کار پیدا می‌کنید. برای همین،این جور فعالیت‌های اجتماعی را خوب و مفید می‌دانم. حضور هنرمندان در این نوع فعالیت‌های اجتماعی، توجه عمومی را به آن موضوع جلب می‌کند و باعث می‌شود تا توجه بیشتری به آن شود. من خودم از طرفداران حفظ محیط ‌زیست هستم و در این زمینه فعالیت می‌کنم. وقتی در این رشته فعال هستم متوجه این نکته می‌شوم که رسانه‌های گروهی هم توجه بیشتری به آن می‌کنند و به بحث درباره آن می‌پردازند.

«نیمه مارس» یک فیلم سیاسی بود. چرا به سراغ کارگردانی آن رفتید؟

به نظر من بد نیست که بعضی وقت‌ها در آینه نگاهی به خودمان بیندازیم و ببینیم در عالم سیاست چه کارهایی انجام داده‌ایم. خیلی‌ها تصمیمهایی می‌گیرند که برای خودشان خوب است ولی باعث آزار و رنجش دیگران می‌شود و ما با این سئوال مهم روبرو می‌شویم که حق با چه کسی است. نیمه مارس می‌توانست در دنیای وال استریت یا هر جای دیگری هم اتفاق بیفتد. سینما بازتابی از جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم و نمی‌تواند نسبت به حوادث و اتفاقات جامعه بی تفاوت باشد. من در دنیای سینما برای فیلم‌ها چنین ارزشی را قائلم و تلاش می‌کنم در جهت کارگردانی این نوع فیلم‌ها حرکت کنم.
 



 در گفت‌وگوهایتان درباره زندگی شخصی و خانوادگی صحبت نمی‌کنید. دلیل خاصی دارد؟

خب، دوست ندارم مسائل زندگی شخصی و خانوادگی‌ام را با کسی تقسیم کنم و اجازه نمی‌دهم کسی در آن‌ها دخالت کرده و بخواهد مسائل مربوط به زندگی خصوصی‌ام را به صورت عمومی اعلام کند. زندگی شخصی هر کس مربوط و متعلق به اوست و درست نیست که آن را برای عموم فاش کنیم. هر آدمی خلوتی دارد و باید به آن احترام گذاشت. اگر این‌گونه مسائل عمومی و رسانه‌ای شود که دیگر اسم آن را زندگی شخصی نمی‌‌گذاریم!

تعجب می‌کنم که چرا برخی خبرنگاران و عکاسان به دنبال شکار لحظه‌ های خصوصی زندگی آدم‌های سرشناس هستند و می‌خواهند آن‌ها را به تمام جهان نشان دهند. بهانه و توجیه آن‌ها این است که مردم عادی دوست دارند همه چیز را درباره بازیگران و چهره‌های مشهور بدانند. اما حتی اگر برخی از مردم عادی به چنین چیزهایی علاقه داشته باشند، باز هم کنجکاوی بی‌‌مورد درباره زندگی خصوصی دیگران را نمی‌تون توجیه کرد. سر کردن توی زندگی شخصی آدم‌ها کار بسیار بدی است و نباید آن را انجام داد.




 آیا آخر هفته‌های سینما و جدول گیشه نمایش برایتان اهمیت زیادی دارد؟

چشم خیلی‌ها به فروش آخر هفته فیلم‌ها در جدول گیشه نمایش دوخته شده است و تحلیل هایشان را بر اساس آن ارائه می‌کنند. البته برای من هم فروش بالای فیلم‌هایم و موفقیت‌ مالی آن‌ها ارزش دارد. اما تمام هوش و حواسم به این مسئله نیست. من هم مثل هر بازیگر دیگری هم فیلم‌های پرفروش و موفق دارم و هم فیلم‌های کم‌فروش.اما این مسئله اهمیت خیلی زیادی ندارد. فروش کم یا زیاد فیلم‌ها، بخشی از واقعیت حرفه ماست و همه ما در این بازی شرکت داریم.

اما به اعتقاد من، مسئله اصلی فروش خوب یا بد یک فیلم در هفته اول نمایش آن نیست. همه چیز درباره کارنامه کاری است. شما باید درکل یک کارنامه کاری خوب داشته باشید و وقتی معدل کارتان را می‌گیرید، نمره قبولی کسب کنید. در عین حال، خیلی مهم است که فیلم‌هایی در کارنامه‌تان داشته باشید که بتوانید از نظر معنوی به آن‌ها افتخار کنید. فروش بالای فیلم‌ها، الزاما به معنی با کیفیت بودن و برتر بودن آن‌ها نیست.

پایان بسیاری از فیلم هایتان تلخ است. دوست ندارید فیلم‌هایتان پایان خوش داشته باشند؟

به پایان‌های خوش و هپی‌اندینگ باور ندارم. هر فیلمی باید قصه‌اش را درست و منطقی تعریف کند. شما در فیلم‌هایی بازی می‌کنید که سیر ماجراها و تحولات آن به گونه‌ای است که به هیچ‌وجه نمی‌توان یک پایان خوش را برایش در نظر گرفت. وقتی فیلم‌نامه‌ای تلخ است، چگونه می‌توان آن را به پایان خوش راهنمایی کرد؟ به همین دلیل، پایان‌های خوش تحمیلی را دوست ندارم. البته موافق این نکته هستم که باید به تماشاچی امیدواری داد. اما نباید به او دروغ گفت. بعضی‌وقت‌ها یک پایان تلخ درست و منطقی، به تماشاچی کمک می‌کند تا در جهت درستی به دنبال امید بگردد و سرگردان نباشد.




 شرکت مستقل فیلم‌سازی شما در سیستم استودیویی‌ هالیوود با مشکلات کاری روبرو نیست؟

چرا هست! اما ما تهیه‌کنندگان مستقل تلاش می‌کنیم در دل این سیستم استودیویی سفت و سخت،کارمان را انجام دهیم و فعالیت‌هایمان را به جلو هدایت کنیم. من و همکارانم در طول این سال‌ها، چیزهای خیلی زیادی از فیلم‌سازان و تهیه‌کنندگان مستقل قدیمی و خارجی یاد گرفته‌ایم. در دهه هشتاد میلادی سینمای مستقل تلاش زیادی کرد تا هویت خود را بازیابد و تا حد زیادی در این کار موفق شد. ما هم داریم همان راه را ادامه می‌دهیم.

بیش از نیمی از فیلم‌هایی که بازی و تهیه کرده‌ام، خارج از چارچوب استانداردهای هالیوودی و سیستم استودیویی هستند. ولی ما خودمان را به آن‌ها تحمیل و مجبورشان کرده‌ایم تا واقعیت وجود ما را بپذیرند. برای ما تهیه‌کنندگان مستقل این یک پیروزی بزرگ است که کمپانی‌های فیلم‌سازی هالیوودی مایل هستند در محصولات ما سرمایه‌گذاری کنند و از موفقیت معنوی (و حتی مادی) آن‌ها بهره‌مند شوند.

 نقش‌های سینمایی خود را راحت به دست می‌آورید؟

شاید باورتان نشود، ولی حتی کسی مثل من هم با وجود شهرت زیادی که دارد، هنوز انتخاب می‌شود و قدرت انتخاب ندارم. وقتی قرار باشد در یک فیلم هالیوودی ظاهر شوی، انتخاب نمی‌کنی. انتخاب می‌شوی! اولین و مهمترین نکته‌ای که در رابطه با بازیگران وجود دارد این است که تلاش می‌کنند تا نقشی در یک فیلم سینمایی پیدا کنند. تست گریم می‌دهی و این کار آن قدر تکرار می‌شود تا تو را برای نقشی انتخاب کنند. به همین دلیل، تو خودت را همیشه یک بازیگر تست‌دهنده ارزیابی می‌کنی،که در انتظار کار است. برای یک روز خوب تست دادم و به سختی نقشم را در آن فیلم به دست آوردم. اما در فیلم‌های مستقل کار راحت‌تر است. روابط کاری در این بخش بهتر است و تو راحت‌تر می‌توانی نقشی به دست بیاوری.
 



سال هاست که موی جوگندمی دارید و آن را رنگ نکرده اید.در باره جراحی زیبایی بازیگران چه فکر می کنید؟

واقعیت سن و سال و چهره را نمی توان با جراحی های زیبایی پنهان کرد.یک بازیگر باید خودش باشد،بدون کم و کاست و یا اضافات کم یا زیاد.تماشاچی بازیگر را باید همان طور که هست ببیند و قبول کند.جراحی های زیبایی آدم را تبدیل به چیز دیگری غیراز خود او می کند و این همان چیزی است که با آن مخالفم.از ابتدای کار بازیگری همین بوده ام که هستم و مردم می دانند که با چه کسی طرف هستند،هم از نظر ظاهری و هم از نظر باطنی و درونی.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار