امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۲۳:۱۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 60666
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۲۰:۰۵
تعداد بازدید: 83
«نرمش قهرمانانه» اصطلاحی است که در ابتدای راه دولت یازدهم توسط رهبر معظم انقلاب مورد اشاره قرار گرفت و توجه تحلیلگران داخلی و خارجی را به خود جلب ...

«نرمش قهرمانانه» اصطلاحی است که در ابتدای راه دولت یازدهم توسط رهبر معظم انقلاب مورد اشاره قرار گرفت و توجه تحلیلگران داخلی و خارجی را به خود جلب کرد.

این دو کلمه استراتژی مشخص نظام را به اقتضای زمان کنونی برای مسئولان داخلی و طرف‌های خارجی تصویرسازی کرد چراکه رهبر فرزانه انقلاب با شناخت کامل از دولت یازدهم و طرف مقابل دولت یعنی ایالات متحده در اقدامی هوشمندانه زمین بازی را تغییر دادند.

این اقدام مهمترین و اساسی ترین کمکی بود که در ابتدای راه توانست جایگاه دولت یازدهم را در صحنه بین‌المللی و صد البته داخلی ارتقا دهد و همزمان دست طرف مقابل را برای برداشت تحمیل شکست به جمهوری اسلامی ببندد.

اما بایستی متوجه استراتژی نظام در حوزه «نرمش قهرمانانه» بود و نقشه راه را در میان نرمش و حرکت قهرمانانه گم نکرد و یا در باتلاق اولی گرفتار نشد!

تلاش 50 روزه هیئت دیپلماسی ایران که به گفته رئیس جمهور به اندازه 500 روز بود، توانست محک جدی برای غربی‌ها و عیار مذاکرات و افق آن باشد.

دولت در این زمینه اعلام کرده است که تمام اهتمام خود را برای برداشتن تحریم‌ها جهت رفع یکی از موانع مهم رشد اقتصادی کشور در عرصه دیپلماسی بکار خواهد بست، گفته‌ها و رفتارهای مقامات عالی رتبه دولت نشان می‌دهد که آنها امید مضاعفی به این راه دارند.

نگارنده این مقاله هیچ مخالفتی با این راه ندارد اما یک سوال از رئیس جمهور می‌توان مطرح کرد و آن اینکه چرا ما باید تمام سرمایه خود را در این حوزه قرار دهیم و اساسا اگر خدای ناکرده این مسیر منتج به موفقیت نشود  سرمایه اصلی دولت که «امید مردم» بشمار می‌رود چه سرانجامی به خود خواهد گرفت؟

پرواضح است اگر دولت تمام تخم‌مرغ‌هایش را در سبد مذاکره نگذارد و از سوی دیگر تمام اهتمام دستگاه دیپلماسی اش را متوجه تنویر افکار عمومی جهان در رابطه با ماهیت جمهوری اسلامی و رفع تحریم‌ها بگذارد، نتیجه را امریکایی‌ها تعیین نمی‌کنند بلکه این دولت ایران است که فارغ از نتیجه پیروز این کارزار است.

گواه این مطلب تلاش غربی‌ها در این 50 روز است که به اندازه 500 روز سعی کردند، دستاوردهای هیئت بلند پایه ایرانی را معکوس نشان دهند.

سناریویی که طرف غربی برای ما چیده است آرام آرام در حال بروز است آنها سعی دارند تمام مشکلات اقتصادی داخل را به «تحریم‌ها» ربط دهند و این نکته را القا نمایند که کلید این مشکل در دست آنهاست.

از طرف دیگر چگونگی برقراری ارتباط دو کشوری که از نظر ایدئولوژی کاملا مقابل هم هستند و دوران بسیار زیادی را بصورت دوجانبه کنار یک میز ننشسته‌اند بسیار حائز اهمیت است. اینکه این ارتباط از سر ضعف است یا از سر یک استراتژی بلند مدت، تاثیر فراوانی را بر میزان موفقیت روند دیپلماسی خواهد گذاشت.

برای کسب نتایج مثبت در عرصه مذاکره، دولت یازدهم با دو گروه داخلی و خارجی روبروست که اتفاقا این دو گروه اشتراکات زیادی را در گذشته و حال با هم داشته‌اند:
گروه اول؛ دولت ایالات متحده

امریکایی‌ها در دو سال گذشته بسیار سعی کردند دولت جمهوری اسلامی را با نشان دادن در باغ سبز و فشار همزمان، به پای میز مذاکره بیاورند و حاضرند برای این هدف امتیازات صوری را به ایران اعطا کنند برای درک اهمیت این موضوع می‌توان به سخنان جان کری اشاره کرد که گفته بود: عقب‌نشینی ایران آنقدر شیرین است که هزار بار تلخی شکست در سوریه را جبران می کند!

برای ایالات متحده آنچیزی که اهمیت دارد شکستن هیمنه جمهوری اسلامی در اذهان عمومی است، آنها می‌خواهند این «الگو و نحله فکری» را که در اذهان جهانیان در حال نضج گرفتن است بهم بزنند.

البته اوباما بخوبی درک می کند که بایستی امتیازاتی که قابلیت استتار عملیاتش را در مقابل دیدگان ملت ایران داشته باشد (نظیر گفتگوی تلفنی با رئیس جمهور) به دولت وقت اعطا کند و این امتیازات همانند پایین آمدن شیراک از پله‌های کاخ الیزه فرانسه در مقابل سیدمحمدخاتمی است که نتیجه‌ای جز چیدن میوه بغداد در سعدآباد را برای ما نداشت.

نقطه‌یابی و تحلیل شرایط نشان از رفتار دوگانه دولت و کنگره آمریکا در رابطه با کاهش یا افزایش تحریم‌ها دارد که بنظر می‌رسد در چندماه آتی با شرط و شروطی که جان کری تبیین کرد بخش کوچکی از تحریم‌ها جهت برطرف شدن توسط اوباما مطرح خواهد شد که سرنوشت آن را کنگره تعیین می‌کند.
گروه دوم: افراطیون داخلی

در این زمینه برخی از چهره‌های سیاسی که همواره دل در گرو بیرون داشته‌اند و مدینه فاضله شان جامعه جهانی است (برخلاف آنچه که ادعا می‌کنند، به دنبال موفقیت رئیس جمهور روحانی هستند) درصددند موازنه را در ‌مذاکره به نفع طرف مقابل بهم بزنند. مغز متفکر این جریان افراطی خواستار تشکیل کمپین‌هایی برای رساندن صدای تاثیر تحریم‌ها از داخل به خارج شده است و همین سناریو می‌تواند وضعیت هیئت دیپلماسی ایران در مذاکرات آتی را در موضع ضعف قرار دهد.

البته این گروه وظیفه دیگری را بصورت ناخواسته برای غربی‌ها انجام خواهند داد و آن مانور رسانه‌ای بر روی همان امتیازاتی است که اوباما در چند ماه آتی به دولت ایران اعطا خواهد کرد.

این مانور رسانه‌ای هر چند که می‌خواهد امید را به اجتماع تزریق نماید و شاید! نیت مثبتی دارد اما در پازل طرف مقابل جهت بزرگنمایی این امتیازات عمل خواهد کرد.

پروپاگاندای برخی رسانه‌های داخلی در زمان گفتگوی تلفنی دو رئیس جمهور و دیدار وزیران خارجه ایران و امریکا مصداق بارز همین عملیات است.

این رسانه‌ها از یک‌ماه قبل اینگونه القا می‌کردند که اگر روحانی و اوباما ارتباط دوجانبه‌ای باهم داشته باشند از فردا تمام مشکلات حل می‌شود اما زمانی که این اتفاق رخ داد و تغییری در معیشت مردم مشاهده نشد «امید» به دولت نیز کاهش یافت.
** چگونگی رفع موانع

کلید این مشکلات را بایستی در دکترین «نرمش قهرمانانه» دنبال کرد.

دولت بایستی همپای مذاکرات و بلکه بیشتر، به سروسامان دادن وضعیت داخلی نگاه داشته باشد.

مذاکرات آتی ایران و 1+5 در سطح وزیران امور خارجه می‌تواند سد سدیدی در مقابل افزایش تحریم‌ها ایجاد نماید، چراکه ایالات متحده نمی‌خواهد دولت ایران را در ابتدای مذاکرات ناامید کند، علاوه بر این، «جو روانی» که به جامعه القا می‌شود امید بهبود و یا حداقل تثبیت وضع موجود است که این همان «کلید طلایی» قفل‌هایی است که می‌توان با تکیه بر توانمندی‌های داخلی و استفاده از فرصت بوجود آمده آن را باز کرد.

دولت بایستی زمینه حرکت قهرمانانه را در صورت نرمش در تمامی زیرساخت‌های اقتصادی فرهنگی کشور ایجاد نماید و همانطور که وزیر اقتصاد در مصاحبه‌ای عنوان کرد: تصور رفع مشکلات با برداشته شدن تحریم‌ها غلط است!

مذاکرات در هر سطحی اگر با درک صحیح وضعیت و جایگاه نظام جمهوری اسلامی (رهبر معظم انقلاب: در دوره کنونی شاید «کربلا» حادث گردد اما هرگز صلح امام حسن(ع) اتفاق نمی‌افتد) و طرف مقابلش باشد می‌تواند منافع ملی را برای ما تامین نماید.

ما نبایستی تنها در باغ سبز را ببینیم و امید واهی به حل مشکلات از طریق رابطه یا مذاکره با امریکا داشته باشیم و در گام نخست نرمش قهرمانانه بمانیم هر چند که تلاش در راستای رفع تحریم‌های یکجانبه یکی از فعالیت‌های مهم دولت می باشد و صدالبته قابل تحسین است.

اگر با این نگاه پیش رویم علاوه بر اثبات حقانیت امت اسلامی ایران، زمان لازم را برای تقویت ساختارهای درونی و ایجاد یک قدرت متکی به توانمندی‌های ملی کسب کرده‌ایم و نتیجه مذاکرات و اجبار به آن از درجه اهمیت برای دولت ساقط خواهد شد.

نرمش قهرمانانه همان بلندکردن وزنه سنگینی است که باید در دوضرب انجام شود؛ گام اول نشستن است و مرحله بعدی برخاستن و این همان مفهومی است که پیغمبر اکرم (ص) می‌فرمایند: الحسن و الحسین امامان قاما او قعودا....چون هر دو یک نیت را دارند.

* ابوالفضل چمندی

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار