امروز : سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 21
۰۳:۲۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 60787
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۲۰:۱۱
تعداد بازدید: 81
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- علی الله سلیمی: می‌گویند چند روز پیش و قبل از اعلام رسمی برنده شدن آلیس مونرو، داستان‌نویس ۸۲ ساله ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- علی الله سلیمی: می‌گویند چند روز پیش و قبل از اعلام رسمی برنده شدن آلیس مونرو، داستان‌نویس ۸۲ ساله کانادایی وقتی مسئولان آکادمی نوبل موفق نشده بودند وی را مطلع کنند، روی دستگاه پیغامگیر تلفنی او پیام گذاشتند تا به این طریق این بانوی خوش شانس در حوزه ادبیات را از اتفاق بزرگ ادبی در زندگی اش مطلع کنند.

آلیس مونرو در آن لحظه در خواب بوده است. کسی چه می داند، شاید در آن لحظه بانوی سالخورده ادبیات داستانی خواب برنده شدن در بزرگترین جایزه ادبی دنیا را می دیده یا شاید هم اصلا به این مسئله فکر نمی کرده و اصلا خواب نمی دیده است. خودش بعد از بیداری از آن خواب و مطلع شدن از بزرگترین اتفاق ادبی زندگی اش گفته است: می‌دانستم که نامزد دریافت نوبل شده‌ام اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم آن را ببرم. او البته خوشحالی‌اش از این اتفاق را هم پنهان نکرده و گفته است: این همه هیجان را نمی‌توانم باور کنم. بردن نوبل خیلی عالی و شگفت‌انگیز بود. این بدین معناست که خیلی‌ها تو را تحسین می‌کنند و برای یک نویسنده این خیلی غافلگیرکننده است.
 
پیتر انگلوند دبیر دائمی آکادمی سوئد پس از اعلام نام آلیس مونرو به عنوان برنده نوبل ادبیات، از این نویسنده با عنوان «استاد داستان کوتاه معاصر» یاد کرده و این مسئله تبحر مونرو در خلق داستان کوتاه را بار دیگر مورد تاکید قرار می‌دهد. این جایزه ادبی بزرگ در حالی به بانوی سالخورده ادبیات و استاد داستان کوتاه معاصر تعلق می گیرد که آلیس مونرو، چند ماه پیش پس از دریافت جایزه ادبی تریلیوم برای مجموعه داستان «زندگی عزیز» عنوان کرد از دنیای نویسندگی خداحافظی می‌کند و گفت: نه اینکه نوشتن را دوست نداشته باشم، اما به نظرم موقعی می‌رسد که حس می‌کنی به جایی رسیدی که دیگر می‌خواهی به زندگی‌ات به شکل دیگری نگاه کنی. و شاید وقتی به سن من برسید، دیگر دلتان نخواهد آن‌قدر تنها باشید که یک نویسنده تنهاست. انگار حس کنی به پایان درستی در زندگی‌ات نرسیدی و بخواهی بیشتر اجتماعی شوی.

وی اخیراً و بعد از برنده شدن در جایزه ادبی نوبل، در مصاحبه‌ جدیدش از احتمال نگارش کتابی جدید صحبت کرده است. البته گفته است شاید اثری جدید را به نگارش دربیاورد. در این حال، اگر هم این وی دیگر اثری را منتشر نکند، کارنامه ادبی نسبتاً پر و پیمانی دارد. در مجموع از مونرو 14 مجموعه داستان و پنج مجلد گزیده داستان منتشر شده که تعداد هفت عنوان از کتاب های این نویسنده به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده است.

در این خصوص، برای نخستین بار شقایق قندهاری مجموعه داستان «گریزپا» از مونرو را ترجمه کرد که این اثر در سال 1385 از سوی نشر افق این کتاب منتشر شد. این کتاب که در حوزه ادبیات کودک و نوجوان قرار گرفته، در سال 2004 برگزیده جایزه گیلر شده است.

یک سال بعد، یعنی در سال 1386 کتاب «فرار» نوشته آلیس مونرو با ترجمه مژده دقیقی از سوی نشر نیلوفر منتشر شد که این اثر بار دیگر در سال 89 منتشر شد. کتاب «فرار» شامل هشت داستان است که در هر یک از آن‌ها زنی در موقعیتی متفاوت قرار گرفته است، تفاوت‌هایی که درنهایت همگی به اشتراک‌هایی می‌رسند، این‌که موقعیت‌های انسانی به طرز تکان‌دهنده‌ای شبیه هم هستند.

سال 1389 اثر دیگری از برنده نوبل ادبیات 2013 در ایران ترجمه و منتشر شد که عنوان آن «پاییز داغ» بود با ترجمه شیرین احدزاده که از سوی انتشارات کوله‌پشتی و گسترش فرهنگ به چاپ رسید. سال بعد( 1390) اثر دیگری از مونرو با عنوان «دورنمای کاسل‌راک» با ترجمه زهرا نی‌چین و از سوی نشر افراز منتشر شد.

در این سال همچنین کتاب«عشق زن خوب» با ترجمه شقایق قندهاری از سوی نشر قطره منتشر شد. این کتاب برگزیده جایزه گیلر در سال 1998، برنده‌ جایزه برترین اثر داستانی از سوی انجمن منتقدان ملی کتاب آمریکا در سال 1998 و برنده‌ جایزه تریلیوم در سال 1998 شده است. مجموعه داستان «رویای مادرم» آلیس مونرو هم در سال 91 با ترجمه ترانه علیدوستی از سوی نشر مرکز منتشر شد. جدیدترین کتابی که از برنده نوبل ادبیات در ایران ترجمه و منتشر شده کتاب «خوشبختی در راه است» با ترجمه مهری شرفی است که امسال(1392) از سوی نشر ققنوس به چاپ رسیده است.
 
اکنون موفقیت آلیس مونرو در کسب جایزه ادبی نوبل، موفقیت داستان کوتاه در ادبیات امروز جهان است که بعد از چخوف به رکود نسبی رسیده بود و حالا با درخشش نام آلیس مونرو بار دیگر توانایی‌های چخوف را در یاد دوستداران داستان کوتاه زنده می کند.

اطلاعاتی که از زندگی آلیس مونرو در دست است نشان می دهد او ۱۰ ژوئیه ۱۹۳۱ در کانادا به دنیا آمد. پدرش کشاورز و مادرش معلم مدرسه بود. او نویسندگی را از نوجوانی شروع کرد و اولین داستانش به نام «ابعاد یک سایه» در سال ۱۹۵۰ زمانی که هنوز دانشجوی دانشگاه وسترن اونتاریو بود منتشر شد. او تا پیش از انتخاب نویسندگی به عنوان یک حرفه مشاغلی چون پیشخدمتی و تصدی کتابخانه را تجربه کرده بود و حتی مدتی هم در مزارع تنباکو مشغول به کار بود. با این حال او سال ۱۹۵۱ دانشگاه را ترک کرد تا ازدواج کند. او سال ۱۹۶۳ به ویکتوریا نقل مکان کرد و کتابفروشی «کتاب مونرو» را افتتاح کرد که هنوز مشغول به کار است.
 
مونرو به ویژه در داستان‌های اولیه‌اش به مضامینی چون بلوغ و کنار آمدن با خانواده پرداخته است. اما با گذر سن، توجه او به میانسالی و تنهایی بیشتر شده است. زادگاه مونرو شهر کوچک وینگم در ایالت انتاریوی کاناداست و فضای داستان‌هایش هم غالباً شهرهای کوچک این ایالت است. داستان‌هایش معمولاً روندی آرام دارند، ولی حادثه‌ای در زیر این سطح آرام جریان دارد که مونرو در طول داستان با ظرافت از آن رازگشایی می کند و در پایان خواننده را شگفت زده برجا می گذارد. مضامین خود را از زندگی روزمره مردم انتخاب می کند و نگاه ویژه ای به مسائل و جزییات زندگی زنان دارد. اگرچه به مشکلات و دغدغه های دختران جوان علاقه دارد، در کتاب‌های اخیرش به مسائل زنان میانسال و سالمند توجه بیشتری نشان داده است.

خاطره در داستان هایش نقش مهمی دارد. شخصیت هایش را عمیقاً می شناسد و درباره زندگی آنها تامل می کند و دیالوگ ها را با مهارت به کار می گیرد. صداقت در بیان، زبان شفاف و روان و دقت در جزییات از ویژگی های داستان‌های اوست. «مارگارت آتوود» دیگر نویسنده‌ نام‌دار کانادایی، آلیس مونرو را یکی از «مقدسات ادبیات جهان» نام داده است. همچنین منتقدان و نویسندگان دیگر، سبک ساده و بی پیرایه و پیرنگ های چند لایه و شخصیت های ساده و دیالوگ های مناسب در آثار آلیس مونرو را ستوده‌اند.
 
ویژگی اصلی نثر مونرو تاکید او بر محل وقوع داستان و شخصیت‌های زن پیچیده هستند. آثار او اغلب با آثار بزرگان ادبیات مقایسه شده و گفته می‌شود در آثار او، مثل آثار چخوف خط داستانی درجه دوم اهمیت را دارد و تقریباً اتفاق خاصی در داستان‌ها رخ نمی‌دهد و اغلب تلنگری موجب دگرگونی زندگی شخصیت‌ها می‌شود.

مونرو درباره شیوه نویسندگی خود گفته است: اغلب پیش از شروع نوشتن داستانی، کلی با آن نشست و برخاست می‌کنم. وقتی به طور مرتب وقت نوشتن ندارم داستان‌ها مدام در ذهنم رژه می‌روند، تا جایی که وقتی می‌نشینم به نشستن کاملاً در آن غرق شده‌ام. این روزها این غرق شدن را با یادداشت برداشتن انجام می‌دهم. چندین و چند دفترچه یادداشت دارم که با خط خرچنگ قورباغه پر شده‌اند، همه چیز را در آن می‌نویسم. گاهی وقتی به این نسخه‌های اولیه نگاه می‌کنم با خودم می‌گویم واقعاً سودی هم دارند؟ می‌دانید من از آن نویسندگانی نیستم که از موهبت سرعت برخوردار هستند و سریع می‌نویسند. بیشتر داستان‌های مونرو برای اولین بار در نشریه معتبر «نیویورکر» منتشر شده‌اند. آخرین داستانی که از مونرو در «نیویورکر» منتشر شد «آموندسن» بود که اوت سال ۲۰۱۲ چاپ شد. «زندگی عزیز»، آخرین مجموعه داستان مونرو هم پاییز گذشته منتشر شد.
 
مونرو در سال ۱۹۶۸ با اولین جلد از مجموعه داستان کوتاه «رقص لاله‌های خوشحال» موفق به کسب جایزه گاورنر جنرال کانادا شد. این روند موفقیت با انتشار کتاب «زندگی‌های دختران و زنان» در سال ۱۹۷۱ و کتاب «فکر می‌کنی چه کسی هستی؟» در سال ۱۹۷۸ ادامه یافت که این کتاب دومین جایزه گاورنر جنرال را برایش به ارمغان آورد. او سپس برای معرفی کتاب‌های خود در قالب تور جهانی سه ساله به کشورهای استرالیا، چین و منطقه اسکناندیناوی سفر کرد و سپس در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی به تدریس در دانشگاه بریتیش کلمبیا مشغول شد.

او در این سال‌ها به طور میانگین هر چهار سال یک رمان کوتاه به رشته تحریر درآورد. بیشتر کتاب‌های وی در نشریات و روزنامه‌های معتبری چون نیویورکر، گرند استریت، آتلانتیک مانسلی و «پاریس ریویو» منتشر شده است. او همچنین رمان «خرسی که کوه را به تسخیر درآورد» را نوشته که دست‌مایه ساخت فیلمی به کارگردانی «سارا پولی» شد و در جشنواره تورنتو ۲۰۰۶ مورد تشویق قرار گرفت. مونرو ۸۲ ساله اکنون در یک شهر خیلی کوچک واقع در اونتاریو زندگی می کند.
 
انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار