امروز : چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 22
۰۶:۳۶
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 60794
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۲۰:۱۱
تعداد بازدید: 149
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نشست رونمایی کتاب «هگل» اثر علی‌اصغر مصلح با عنوان «هگل و فلسفه معاصر ...

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نشست رونمایی کتاب «هگل» اثر علی‌اصغر مصلح با عنوان «هگل و فلسفه معاصر ایران» با حضور سیدمحمدرضا حسینی بهشتی، رضا داوری اردکانی، سیدحمید طالب‌زاده و علی‌اصغر مصلح نویسنده کتاب، عصر روز گذشته (یکشنبه 21 مهر) در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد.

رضا داوری اردکانی، رییس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران در سخنرانی خود با عنوان «نسبت هگل و فلسفه معاصر ایران» با تقدیر از اثر ارزشمندی که علی‌اصغر مصلح درباره هگل نگاشته‌اند، گفت: ممکن است که خود ایشان کتاب را تنها یک مدخلی برای ورود به بحث هگل بدانند اما در واقع حتی اگر مدخل هم باشد،‌ مدخلی روشن با عبارات ارزنده و بدون تکلف است.

وی درباره این بحثی که استاد مصلح درباره «دوگوبینو» و بحثی که برای علاقه مندی مردم ایران به شناخت هگل در یک دوره‌ای مطرح شده بود، گفت: من از چهل سال پیش جست‌وجو کردم که آیا کنت دوگوبینو در مجلسی این مباحث را مطرح کرده یا نه که هیچ کاغذی پیدا نکردم و گمان نکنم بقیه هم پیدا کرده باشند که سندی مبنی بر تدریس گوبینو بر بزرگان فلسفه تهران باشد و اینکه او با ملاعلی زنوزی ارتباط داشته، مشخص نیست چرا که در کتاب‌های زنوزی هم چیزی یافت نکردم.

داوری اردکانی با اشاره به اینکه هر حرفی هر وقتی شنیدنی نیست و یک وقت یک حرفی در موقعیتی شنیده نمی‌شود اما ناگهان مورد استقبال دیگران قرار می‌گیرد، اظهار داشت: من تصور نمی‌کنم 250 سال پیش اگر هگل در ایران ترجمه می‌شد مورد توجه مردم قرار می‌گرفت ما امروز به این مباحث توجه نشان می‌دهیم، بنابراین قریب شصت سال پیش از هگل تنها یک مقاله اثر محمدعلی فروغی موجود بود، درحالیکه می‌توانم بگویم از کانت مطالب زیاد بود.

وی در ادامه افزود: بنابراین درباره هگل پس از کار فروغی در سال 1313 نشریات چپ نیز در سال 1320 در ایران به او توجه کردند البته این توجه نیز مستقیم نبود، بلکه به عنوان پیشگام مارکس که به نقل از خودش فلسفه هگل را بر پای خود قرار داده بود، مطرح می‌شود.

داوری اردکانی با بیان اینکه نخستین جایی که با هگل آشنا شده از کتاب «رژه گارودی» درباره ماتریالیست بوده نه کتاب «سیر حکمت در اروپا»، اظهار داشت: در این اثر کم و بیش به هگل پرداخته شده است و این را به این علت می‌گویم که به سیر هگلیانیسم در ایران بپردازم.

وی در ادامه یادآور شد: در کشورهای اروپایی و آمریکا از یک دوره‌ای هگل چپ غلبه داشت در فرانسه از نسل من، همه فیلسوفان فرانسوی از کوچه مارکسیسم عبور کردند، اینها شاگردان «کژو» بودند چرا که کژو شخصی است که در هگل شناسی فرانسوی بیشترین تأثیر را داشت اما از این امر تفسیر سیاسی نکنید او یک هگلی استالینی هایدگری است، از این حرف می‌ترسم که عده‌ای تصور کنند هگل و هایدگر اهل استبدادند بنابراین تکلیفشان مشخص شد، درصورتیکه اینطور نیست.

این چهره ماندگار فلسفه ایران با تأکید بر اینکه صرف نظر از اینکه همه ما فلسفه را سیاسی می‌انگاریم، بیشترین تأثیر هگل بر چپی‌ها و دیدگاه‌های مارکسیستی بوده است، افزود: حالا اگر این اثر سطحی بوده حرف دیگری است به‌هر حال باید فکر کنیم که ما چگونه فکر می‌کنیم مواد فکرمان را از کجا می‌آوریم ما به هگل نیاز داریم که به خودآگاهی برسیم اینکه ما چه کسی هستیم؟

رئیس فرهنگستان علوم در ادامه افزود: یک فیلسوف آلمانی گفته که هگل کار بزرگی کرده عظمت او از این جهت است که بهتر از هر کسی تعارض‌های تاریخ را درک کرده و جامعه غرب و اروپا هم به این تعارض‌ها اندیشیده‌اند ما هم اگر می‌خواهیم موفق شویم با توجه به نظرات هگل باید تعارض‌های درون جامعه خود را رفع کنیم.

این استاد فلسفه ایران یادآور شد: بنابراین اینجا باید به تعارض درون و برون خود توجه کنیم و آنچه مسلم است این که تاریخ ما یک صورت خاصی دارد و با تاریخ تجدد غرب تفاوت دارد تاریخ ما گسست ندارد بلکه انقطاع دارد در این انقطاع‌ها چیزی از خارج آمده و این هیچ عیبی ندارد که ما چیزی هم از بیرون گرفته باشیم. مگر چه اشکالی دارد که چیزی از دیگران آموخته باشیم؟ این هیچ بد نیست اما بسیاری از تعارضات بوجود آمده تعارض درونی نیست بلکه با خودآگاهی رفع می‌شود.

وی درباره مراحل مختلف رفع تعارضات جامعه توضیح داد: مرحله نخست اینکه من چه می‌گویم و از کجا آمده‌ام، چرا چنین می‌گویم و سپس دست‌یابی به یک خودآگاهی و اینکه چه باید بکنیم و بدانیم.

داوری اردکانی درباره اشاره‌ای که به مبحث ادب و احترام در این نشست شد، گفت: با ادب و احترام به همه کسانی که در کار فلسفه ایران وارد شدند باید بگویم که ورود به این حوزه و نگارش کتاب درباره «هگل» قابل تحسین است.

وی با اشاره به اینکه در فصل آخر این کتاب هگل به نقل از من آمده که داوری، هگل را اصالت وجودی می‌داند و در مقابل استاد مطهری او را اصالت ماهیتی دانسته است، افزود: البته باید بگویم که درست است این مقایسه صحیح است اما اگر من در آن دوران می‌دانستم که مرحوم مطهری چنین سخنی گفته‌اند از ایشان سؤال می‌کردم که شما به چه معنایی هگل را اصالت ماهیتی می‌دانید؟ مگر نه اینکه کسی به «شدن» معتقد باشد اصالت وجودی است؟ افلاطونیان و سهروردی که به صیرورت معتقدند اصالت ماهیتی هستند بنابراین اگر مرا بازهم وادار کنند که نظر بدهم بازهم می‌گویم که هگل مثل صدرا اصالت وجودی است.
 
*فهم هگل لازمه درک زبان معاصر و فرهنگ مدرن است/ فیلسوف آشتی قرائت مهم از هگل است

علی اصغر مصلح، نویسنده کتاب «هگل» در سخنرانی خود با عنوان «ادوار چهارگانه آشنایی ایرانیان با هگل» گفت: اگر با تسامح به آنچه از 150 سال پیش درباره هگل در ایران مطرح شده، توجه کنیم به چهار مرحله  می‌رسیم که مرحله نخست توجه اجمالی به هگل بر مبنای گزارش گوبینو است که در 1860 میلادی یعنی سی سال پس از مرگ هگل منتشر شد.

وی در ادامه افزود: گوبینو در این گزارش مطرح کرد که در تهران با افرادی آشنا شده که به جای آثار دکارت از گوبینو، فلسفه هگل و اسپینوزا را بگوید اینکه این افراد چه کسانی بودند گزارشی در دست نیست اما آنچه مسلم است این که خود گوبینو می‌گوید علت علاقه اینها به هگل روح آسیایی بودن ایرانیان و وضعیت تفکر در ایران بوده، اما او خودش رواج فکر هگل را برای ایران مناسب نمی‌داند و پیشنهاد می‌کند که ایرانی‌ها دکارت بخوانند و بنابراین این توجه به هگل منتهی به خلق اثر نشده است.

مصلح یادآور شد: دوره دوم توجه به هگل یک بخش جنبی است و بیشتر از سوی مارکسیست‌ها پس از اثر محمدعلی فروغی صورت گرفت، مرحله سوم از حدود دهه 50 آغاز شد  و بر یک معنا هگل پژوهی است، از دو شخصیت خاص که آشنایی بسیار با هگل دارند، «حمید عنایت» و «کریم مجتهدی» نام می‌برم در این دوره نقدهایی هم از هگل می‌شود ولی اغلب نقدها بدون مراجعه به متون اصلی حتی از سوی مرحوم مطهری و دیگران است.

وی درباره دوره نهایی آشنایی با هگل که اکنون در آن قرار داریم نام برد و گفت: اوج این دوره از ده سال پیش است که ما ایرانی‌ها با آن آشنایی پیدا کردیم برای ما اکنون این مطلب ملموس است که فیلسوفان غربی را برای چه می‌خوانیم و چه نسبتی با ما دارند، این وضعی است که با توصیف فلسفه می‌توانیم بیان کنیم.

وی در ادامه فزود: ما با تجارب چند قرن اخیر در شرایطی که فیلسوفان غربی را با این پرسش می‌خوانیم : او با ما چه نسبتی دارد؟ الان با نوع بصیرت با فلاسفه غربی روبرو هستیم، شرایط فکر معاصر ما را به این سمت رانده که دیگر چشم و گوش بسته و از سر شگفتی با فلاسفه اروپا آشنا نمی‌شویم این هگل پژوهی مشمول همین حکم است.

وی با اشاره به اینکه شرایط فکری ما بوده که مردم را به سمت هگل کشانده، گفت: تفکر یک امر تاریخی است هگل به ما یاد داده که امور را تاریخی ببینیم این کار از مرحوم مطهری و .. ساخته نبود، این دوره‌ای که ما الان در آن قرار داریم را باید خوب بشناسیم و به تجربه گذشته توجه کنیم تا با یک مقایسه و ارزیابی استعدادهای خودمان را پرورش دهیم. فیلسوفان هگلی به تدریج زبان فارسی را آموختند و با ما حرف زدند.

وی با اشاره به اینکه کتاب هگل در این حال و هوای کنونی جامعه ما نوشته شده، افزود: البته این کتاب فقط یک مدخل است مباحث دقیق اینجا نیامده کتاب در حد کسی است که بخواهد وارد مباحث هگل شود من هیچ ادعای هگل شناسی ندارم ادعا می‌کنم در مسیر پژوهش دیگری در این مسیر قرار گرفتم اما متفکران بزرگ مثل کانت، نیچه و هگل از لوازم درک زبان معاصر و فرهنگ مدرن هستند ما بدون اینها چیزی نداریم حتی از درک خودمان هم عاجز هستیم پس هر فرهیخته زمان ما بخواهد به اندیشه صحیح دست یابد نیاز به این دارد که در مجلس اینها زانو بزند.

وی درباره نکته قابل توجه در دوران ما را براساس قرائت‌های مختلفی که از هگل شده گفت: هگل یک فیلسوف جزمی نیست این را میراث فکر معاصر به ما آموخته است پس من به صراحت می‌گویم که یکی از قرائت‌ها از هگل او را فیلسوف آشتی دیدن است یعنی با قرائتی که در آلمان شهرت دارد او یک فیلسوف آشتی است او را می‌توانیم با توجه به آثارش مطرح کنیم و وی می‌تواند درس آموز ما باشد ما باید با الگوی هگلی به فرهنگ ایرانی توجه کنیم اینکه چطور تعارضات یک قدم رفع بشود، بین گذشته و آینده من این قرائت را می‌پسندم و به نظرم مبنای مناسبی است.

مصلح با اشاره به اینکه در بررسی تاریخ فلسفه می‌توان به کشف یک پیوستگی رسید، گفت: به گمانم در تاریخ فرهنگ و فکر ایرانی هم چنین است، فقط گسست نیست به نظر می‌رسد متفکران در فرهنگ ایرانی دوره معاصر استعدادهایمان را کشف کردند؛ سؤال این است که آیا براستی تفکر ایران در جهت رسیدن به سنتزها سیر کرده و در راستای آشتی حرکت می‌کند؟ این نکته آموزنده ما با خودآگاهی هگل قرائت می‌شود.

وی با اشاره به اینکه امروز فکر معاصر فلسفی به سوی آشتی سوق ندارد و چه بسا این کوشش برای فهم فرهنگ ایرانی با این الگوی آشتی هگلی ما را از شرایط کنونی خودمان غافل کند، اظهار داشت: من به گمانم فرهنگ‌هایی مثل ایران باید موقتی هم شده ابتدا به سنتزهای برسند، ما تا موقعی تکلیفمان با خودمان روشن نشود نمی‌‌توانیم وارد زمان معاصر شویم چرا که این از معضلات فکر معاصر است ما به تعبیر مدرنیته خودآگاه نیستیم اما باید وارد پست مدرن شویم، پس باید برای درک وضع کنونی هگل برسیم، اینطور نیست بگوییم که کانت و هگل دوره‌شان به سر رسیده است.

وی با تأکید بر اینکه باید قرائت میان فرهنگی از هگل داشته باشیم، گفت: مثلاً هگل‌شناسان بزرگ اروپایی هم هستند که قرائت میان فرهنگی دارند اینجا ما باید به متدها و رویکردها و مبانی فیلسوفان از منظر میان فرهنگی عادت کنیم.

وی درباره بحث ادب و رعایت آن بین فیلسوفان گفت: در سخنان بزرگان ادب نفس بسیار با اهمیت است یکی از مسایل ادب تفکر و فلسفه است به نظر می‌رسد همراه خیلی خودآگاهی‌های ما باید به این مطلب هم توجه کنیم، اخلاق و ادب مطلب پسندیده‌ای است اهل فکر و فلسفه هم به ادب و اخلاق خاص خود باید توجه کنند متفکر هم فرد هست و هم نیست، در همین چند سال اخیر به نظر می‌رسد اتفاقاتی می‌افتد که نتیجه غفلت از این قضیه است، غبار همچنان فضای فکری را دربرگرفته و هم آنچه از او صادر می‌شود را تحت تاثیر خود قرار داده است متفکر باید نقد بپذیرد و اهل دیالوگ باشد، عصبانیت خود را کنترل کند، متاسفانه در بین متفکران معاصر ایران یک نوع عصبانیتی احساس می‌شود از دکتر شریعتی گرفته تا فردید و جلال آل احمد.
 
*اقتباس از هگل در ایران متأثر از نگاه چپ مارکسیستی بوده است

سیدمحمدرضا حسینی بهشتی، استاد فلسفه دانشگاه تهران در سخنرانی خود با عنوان «نقد تلقی ایرانیان از بحث نبرد خواجه و برده» گفت: مقدمتاً درباره بحث تطورات اندیشه‌ها بخصوص در جریان اخذ و اقتباس بگویم که در خصوص جریان تحول اندیشه‌ها ما با دو ماجرای جالب روبه رو هستیم، یکی تاریخچه پیدایش و تکوین اندیشه‌ها و دیگری تاریخچه اخذ اندیشه‌ها که هر دو اینها برای فهم خود اندیشه‌ها مهم هستند به ویژه در نحوه تلقی از اندیشه‌ها.

وی در ادامه افزود: در ماجرای نخست ما با تأمل در این باب روبه‌روییم که اندیشه‌ها از چه زمانی، تحت چه شرایطی و محیطی و با چه پیش زمینه‌ای شکل می‌گیرند، البته سخن از علت که می‌آید باید با احتیاط بدانیم مقصود علیت اینجا به معنای فلسفی و آنچه در علم مطرح است، نیست به تعبیر هگلی اگر این را بیان کنیم باید بگوییم که ما اینجا در پی آن هستیم که چه مقتضیاتی باید باشد تا یک اندیشه اینگونه که هست خود را آشکار کند.

وی با اشاره به اینکه بنابراین در تاریخچه اخذ و اقتباس به دنبال این هستیم که چه اندیشه‌هایی در کدام اندیشه و فرهنگ اساساً مورد توجه قرار می‌گیرند و چگونه فهم می‌شوند، افزود: فارغ از بحث تاریخچه که استاد مصلح در کتاب خود به آشنایی ما با هگل پرداخته، راجع به فصل «آقا و برده» واقع این است آنچه ما در ایران با آن روبه رو هستیم اخذی است که تحت تأثیر گرایش چپ و نگاه مارکسیستی صورت گرفته حتی در ترجمه‌ها ما با این گرایش روبه رو هستیم.

بهشتی با اشاره به اینکه ویژگی این گرایش در تفسیر پدیدارشناسی روح این است که یک مواجه نقادانه ایجاد می‌کند، افزود: نه تنها نقادانه بلکه یک نوع استقبال نادرست وارونه بر خود اندیشه هگلی که جایگاه طرح شدن را در پدیدارشناسی روح نمی‌دهد این بخش هم برای عبور از هگل طراحی شده اینکه ما هگل را اینجا عکس دریافت‌های بنیادی او تفسیر کنیم.

وی با تأکید بر اینکه از کل آثار هگل مجموعه کتاب پدیدارشناسی روح بیش از همه استقبال شده، اظهار داشت: اگر به فهرست این کتاب توجه کنیم، نخست یک مقدمه که البته دشوار نیست ولی باز باید خود کتاب یک بار خوانده شود تا مقدمه آن را دریابیم، سپس بحث آگاهی ذیل سه عنوان یقین، ادراک و نیرو مطرح است. مسیر هگل جالب است مخصوصاً اینکه تلاشی در سنت‌های پیشین قدم به قدم با حوصله به رغم دشواری‌ها دارد.

بهشتی درباره بحث آگاهی هگل گفت: بحث سر این است که آگاهی یک بار متوجه شی است و در این آگاهی در جریان یک آگاهی که فی نفسه برای خود بوده (شیء) که الان لنفسه (از آنِ آگاهی) شده است مفهوم حیات هم مهم و فلسفی است و به معنای از خود برون شدنی که اینبار از آن خود می‌کند. کل این ماجرا در خودآگاهی رخ می‌دهد که عبارت است از اینکه ما می‌رسیم به یک «این همانی» میان آگاهی که به شیء است و آگاهی که متوجه خود است. اینجا بحث هگل به خواجه و برده می‌ماند که خواجه آگاهی محض و برده مصداق آگاهی متوجه شیء است این خیلی با ظرافت بیان شده است.

وی با اشاره به اینکه برای مفسران گرایش چپ اروپا این جای مناسب که پرورش پیدا کردند منابع زیادی نوشته شده به طوریکه حتی تفسیر قالب شد و تفاسیر دیگر نیز نتوانست عرض اندام کند، گفت: از خود مارکس تفسیرهایی هست، لوکاچ حتی بعدی‌ها مثل دریدا و فوکو، تفسیرهای روانشناسانه، جامعه شناسانه و انسان شناسانه هم وجود دارد.

وی در پایان یادآور شد: زمانی که با هگل آشنا می‌شویم باید بدانیم تحت چه شرایطی آشنا می‌شویم وقتی با آثار او اشنا می شویم ببینیم که کدام بیشتر جلب توجه می‌کند تا زمانی که با بحث خواجه و برده در این اثر روبه روییم بدانیم که این تحت تأثیر چه رویکرد خاصی و با چه قرائتی است.
 
*قرائت اساتید ما از ارتباط هگل و مارکس اشتباه است

سید حمید طالب‌زاده در سخنرانی خود در این نشست با موضوع «هگل و اصل امتناع متناقض» گفت: اصل امتناع نقیضین به این معناست که اجتماع و ارتفاع آنها محال است و اصلی‌ترین بحث وجود محسوب می‌شود ارسطو این بحث را در مابعدالطبیعه به کار می‌برد، اهمیتش آن اندازه است که در مسائل وجود اوایل آورده شده بود، ابن سینا در اوائل شفا هم اصل امتناع نقیضین را آورده و حکما اول الاوائل و ... از آن نام برده‌اند و از آن اصلی ترین نقطه در اندیشه بشر به حساب آورده‌اند.

وی با اشاره به اینکه امتناع نقیضین به این معناست که واسطه‌ای بین سلب و ایجاب نیست، افزود: این رویه سکه‌ای است که روی دیگریش اصل «هو هویت» و این اصل ضامن وحدت است یعنی واقعیات اشیاء، واقعیات وحدانی هستند، هر چیزی خودش است و به همان اندازه غیر خودش نیست. پس اصل هو هویت مقابل امتناع نقیضین است.

طالب‌زاده در ادامه افزود: افلاطون در رساله سوفسطایی محاوره بین تئتتوس و بیگانه را به جایی می‌رساند که بحث وحدت و کثرت و سپس بحث این همانی و غیر مطرح می‌شود، افزود: افلاطون نشان می‌دهد که بین این دو تا با هم وحدت و کثرت وجود دارند، اصل امتناع نقیضین جامع وجود و آگاهی است. در عرصه وجود بحث اینست موجود از حیث وجود پذیرای عدم نیست از آنجایی عدم غیر وجود است، پس عدم موجود غیر خود را نمی‌پذیرد و موجود طرد غیر خود را نمی‌کند و اینجا مفهوم حد پدید می‌آید این همان مفهومی است که با آن سلب و ایجاب در کنار هم قرار می‌گیرند.

وی با اشاره به اینکه در فلسفه افلاطون و ارسطو صحبت از کل نیست اگر هم هست کل مؤخر از کثرات است، اظهار داشت: در عالم افلاطون اگر مثال چیزی هم هست به منزله کل نیست در ارسطو هم کل نداریم، اجناس عالیه هستند. ما در مشاء و اشراق بسیط‌الحقیقه نداریم چون وجود اشیا به نحو پیشینی قابل استنباط نیست نه ابن سینا و شیخ اشراق اما صدرا می‌گوید «بسیط حقیقت کل‌الاشیا»به این معنا که وجود اشیا در ظرف کل فرد است.

طالب زاده با تأکید بر اینکه ما باید توجه داشته باشیم که در اندیشه هگل کل به کثرات مقدم است، یادآور شد: به هیچ وجه نمی‌توانیم تناقض در اندیشه هگل را طرح کنیم، در هگل هم کل مقدم اما کل او متفاوت از کل صدرا است، هگل مواجه با اصل امتناع متناقض بسیار تیزتر و خردکننده از مواجه آن با صدرا است برای صدرا به راحتی این تناقض حل می‌شود چون کل بالفعل بر جمیع مراتب خود قابل حل است برای بررسی هگل باید با تناقض مواجه شد تناقض بنیاد اندیشه او است.

وی در پایان یادآور شد: ما هگل را در دنیا با مارکس و قرائت وطنی مارکسیست مطالعه می‌کنیم، هگل نمی‌فهمیده امتناع تناقض چیست و در صورتیکه اگر دقیق‌تر فلسفه را خوانده بود با اصل اول مخالفت نمی‌کرد مرحوم استاد مطهری در جلد اول اصول فلسفه عنوان دارد فلاکت ماتریالیست به دست دیالکتیک صورت می‌گیرد ولی این غیر هگل است. این قرائت ناصواب از هگل بین استادان ماست که اساتید ما هگل را اینطوری فهمیدند و هگل و مارکسیست را یکی می‌کنند هگل گرفتار معانی مارکس است.
 
انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها