امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۰:۵۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 60919
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۸:۰۳
تعداد بازدید: 183
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-گروه کتاب و ا دبیات: مراسم رونمایی از کتاب «به ساعت گل سرخ» گزیده اشعار مرحوم خلیل عمرانی عصر دیروز در ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-گروه کتاب و ا دبیات: مراسم رونمایی از کتاب «به ساعت گل سرخ» گزیده اشعار مرحوم خلیل عمرانی عصر دیروز در خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس با حضور شعرا و اصحاب رسانه برگزار شد.

در ابتدای این برنامه حسین قرایی کارشناس مجری جلسه سخنانی درباره خلیل عمرانی بیان داشت و خاطراتی از این شاعر در گذشته بیان کرد.

قرایی گفت: خلیل عمرانی همراه طفره می‌رفت از معرفی خودش. روزی که برای رضا اسماعیلی شاعر بزرگداشت گرفتیم اولین کسی که وارد سالن برگزاری همایش شد خلیل عمرانی بود و قصد داشتیم، بزرگداشت بعدی را برای مرحوم عمرانی بگیریم که دیگر اجل به او فرصت نداد. در بزرگداشتی که برای رضا اسماعیلی گرفته بودیم مرحوم عمرانی گله کرد از اینکه چرا چنین اخوانیه‌ها و بزرگداشت‌هایی برای شاعران بسیار کم برگزار می‌شود و البته از برگزاری چنین جلساتی هم استقبال کرد که باید بیشتر از گذشته برگزار شود.

متاسفانه خود ایشان سه هفته بعد از این ماجرا از دنیا رفت و به خاطر دارم که از 3 شبکه تلویزیونی به من زنگ زدند و پرسیدند که آیا فیلمی درباره این شاعر داریم تا در اختیارشان قرار دهیم. یعنی صداوسیمای ما از یک شاعر انقلاب حتی 5 دقیقه هم فیلم نداشت و این نشان می‌دهد دلگیری عمرانی چه پشتوانه‌ای داشته است. قرایی سپس با اشاره ارادت مرحوم خلیل عمرانی به نصرالله مردانی شعری از مرحوم عمرانی برای مرحوم مردانی خواند و سپس به معرفی خلیل عمرانی برای حضار پرداخت. این شاعر درگذشته برای حضار این گونه معرفی شد:

عمرانی شاعری را از سال 1357 به طور جدی پی گرفت. تخلص شعری وی پژمان دیری بود. وی کارشناس ارشد و دبیر ادبیات فارسی و کارشناس ادبی  کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پرورش استعداد ادبی جوانان در وطن خود و تهران بود.

وی در پست‌های مشاور وزیر آموزش و پرورش، مسئول آفرینش های ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور و معاونت فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد استان بوشهر فعالیت داشته است. عمرانی در آذر سال 1392 در سن 48 سالگی به علت سکته مغزی در گذشت.

مجری کارشناس برنامه در ادامه از رضا اسماعیلی از شاعران کشورمان و صاحب کتاب‌های بر آستان جانان  و این مریم همیشه خواست تا درباره مرحوم عمرانی به سخنرانی بپردازد



 

رضا اسماعیلی در این برنامه گفت: برنامه‌هایی که برای بزرگداشت شاعری برگزار می‌شود در واقع بزرگداشت شعر است و به بیان بهتر بزرگداشت ادبیات و شعر و همه شاعران و همه کسانی است که در عرصه ادبیات قلم می‌زنند.

این شاعر درباره مرحوم عمرانی اظهار داشت: من از خلیل خاطرات زیادی داریم و البته در سال‌های آخر و  در جلسه شورای شعر بسیج که با هم حشر و نشر داشتیم، قرابت رهایی فکری بیشتری با هم پیدا کردیم. این اواخر او به هر درخواست شعری و دعوتی از جانب ما پاسخ مثبت می‌داد. در هر برنامه‌ای که می‌گذاشتیم و از خلیل می‌خواستیم، حضور یابد به ما  نه نمی گفت.

از سوی دیگر خلیل از نصرالله خیلی به نیکی یاد می‌کرد و ارادت عجیبی به او داشت و خودش را شاگرد نصرالله مردانی می‌دانست. این ارادت تا جایی بود که یک بار به او گفتم این قدر به او نزدیک بودی و چرا چیزی درباره‌اش نمی‌نویسی؟ پس از آن قبول کرد که مطلبی درباره نصرالله مردانی برای مجله اقلیم نقد بنویسد و نوشته و قرار شد که پسرش ایمان بدهد تا تایپ کند و برایمان بفرستد.

**عمرانی باب غزل حماسی را گشود

اسماعیلی در ادامه درباره کتاب «به ساعت گل سرخ» گفت: این مجموعه بخش عمده‌اش غزل است و نشان‌دهنده این است که تعلق خاطر این شاعر بیشتر به غزل بوده است البته اکثر شاعران انقلاب پس از انقلاب به غزل رویکردی قابل توجه داشتند و این نشان می‌دهد غزل محمل مناسبی برای بیان مطلب سیاسی و حماسی است. عمرانی باب غزل حماسی را گشود که مانند این حرکت قبل از آن وجود نداشت البته همان موقع نقدهایی بر این گونه غزل وارد شد مثلا قیصر امین پور مقاله مفصلی دراین باره نوشت.

وی افزود: اکثر مضامین اشعار خلیل عزیز مضامین انقلابی و حماسی و دردمندانه است. او درد دین و درد انقلاب داشت و طبیعتا این دردمندی و تعلق خاطر به دین و انقلاب ویژگی‌هایی در روحیه و شعر او ایجاد می‌کرد مثل تولی و تبری و دافعه و جاذبه و او از شاعرانی بود که این ویژگی‌ها را داشت. دوستان و شاعران انقلاب را بسیار دوست داشت ولی کسانی را که به عنوان شاعر انقلاب در بعضی جاها شناخته می‌شدند اما ناخالصی‌هایی داشتند، نقد می‌کرد و همین بیان باعث می‌شد کدورتی ایجاد شود. خلیل سعی نمی‌کرد همه را جذب کند. البته ماجرای جوان‌ترها فرق می‌کرد اگر استعداد خوبی می‌دید، آنها را جذب می‌کرد و شاگردانی فراوان او گواه این ویژگی شخصیتی او هستند. او استعدادها را جذب و تربیت می‌کرد تا وارد فضای شعر و ادبیات شوند ولی کسانی را که با حرف و موعظه به راه نمی‌رفتند، رها می‌کرد و به صورت جدی آنها را نقد می‌کرد.



شاعر و سخنران بعدی که کارشناس برنامه برای ایراد سخنانی دعوت شد، مصطفی محدثی خراسانی بود. او در این مراسم درباره خلیل عمرانی گفت: خلیل عمرانی شخصیت و شعرش خیلی به هم نزدیک است و دقیقا بی‌تابی‌ها و تولی و تبرایش در زندگیش نمود پیدا می‌کرد. او بخش زیادی از توانش را برای تربیت نسل جوان صرف کرد. اما چیزی که ناراحتش می‌کرد این بود که احساس می‌‌کرد هرچه پیش می‌رویم از ارزش‌ها فاصله می گیریم و حسرت می‌خورد به روزهای زلال و شفاف جوانی خود که در انقلاب و دفاع مقدس سپری شده بودند و همه‌ این تفکرات را می‌‌توان در شعرش دید.

وی افزود: بخش عمده اشعار او شعر آئینی است و اتفاق بخش عمده زندگی‌اش هم همین بود. زندگیش زیر خیمه امام حسین(ع) بود و خانه‌اش را حسینه شعر کرده بود.

این شاعر در ادامه به خواندن چند شعر از کتاب «به ساعت گل سرخ» پرداخت که شاهد مثال خوبی برای تجلی افکار و اندیشه این شاعر در اشعارش بود. یکی از شعرهایی که محدثی خواند شعر شماره 45 کتاب بود:

دلتنگم از نامهربانی‌ها، ای خوب با من مهربان‌تر باش

زندانی ناباوری‌ها، زیبای عاشق! بال باور باش

شهر وجودم کو به کو دردست، غم در سکوتم پای می کوبد
 
فصلِ غریبم را رعایت کن، مثل شکفتن شادی آور باش
 
درد من اما بی خیالی نیست، از جنس اندوه اهالی نیست
 
بین من و دل های زردآواز در دادگاهِ عشق داور باش
 
من سال ها بر بی دریغی سبز، در پای دل ها ریختم خود را
 
پیوسته با فردای خود گفتم در رویش دل ها شناور باش
 
در روزگار نام و نان افسوس، دیگر کسی با من برادر نیست
 
من مانده ام با خوبی و خنجر، خواهر برای من برادر باش
 
نامردمی ها دیده ام بسیار ، از ساکنانِ اشک و لبخندم
 
گسترده ای در من ولی یک چند در باورم آیینه گستر باش
 
گفتی که برگردم ولی دیگر ذوقی برای بازگشتم نیست
 
تا بازگردم، مثل فروردین با قاصدک ها آسمان پر باش
 
یک روز برمی گردم اما سرد، بر دوش نخلستانی از اندوه
 
آن روز بر بالین من بنشین، دلواپس فردای دیگر باش
 
فردا نمی دانم چه خواهم شد، عمری نماز آشفته سر کردم
 
برمن نمازِ دل بخوان آن روز، با شعرهایم مهربان تر باش

محدثی در ادامه اظهار داشت: این غزل جزء غزل‌های روان است اما مانند خیلی از غزل‌ها ابهام خاصی دارد. یا در بسیاری از شعرهای عمرانی احساس غربت مولانا و همان احساس «از نیستان تا مرا ببریده‌اند/ در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند» و این بی‌قراری و ناآرامی مشهود است. بخش دیگرش از مفهوم راه یافته در اشعار و شخصیت عمرانی تولی و تبری است. او اهل تسامح و کوتاه آمدن از ارزش‌هایی که زندگیش را برایشان داده بود، نبود.

وی در ادامه با خواندن شعر شماره 63 کتاب  که با مطلع «دیگر درخت و دانه مجابم نمی‌کند/ باران بی‌بهانه مجابم نمی‌کند» شروع می‌شود، گفت: تمام این بی‌قراری‌ها و گلایه‌ها در شعرش پر است و  این شعر کار سال‌های پایانی عمرش است، نوعی دوراندیشی و دیدن افق‌های دیگری رانشان می‌دهد. او در عین بی‌قراری و پریشانی راوی نوعی آرامش است و در این غزل نوعی مرگ آگاهی را می‌بینم. انگار این بی‌قراری‌ها امواج سطح وجود عمرانی هستند و در لایه‌های زیر این دریا آرامش و طمانینه وجود دارد.




**معلم شعری که خودش را فراموش کرده بود

سخنران دیگر این برنامه منوچهر علی‌پور بود که خبر از انتشار کتابی درباره خلیل عمرانی داد و گفت: کتابی در دست انتشار داریم، که درباره ویژگی شعرهای عمرانی نوشته شده است. او خودش معلم شعر بوده ولی خودش را فراموش کرده بود و ما که از دوردستی بر شعر داشتیم سعی کردیم درباره اشعار او چیزی بنویسیم که زمان انتشار کتاب همراه با سالگرد آسمانی او خواهد بود.

وی در ادامه درباره ویژگی‌های شعر عمرانی گفت: همه ما عمرانی را شاعر آئینی و انقلابی می‌دانیم. ما 10 سال در کنار هر کار کردیم و 19-18 سال رفاقت نزدیک داشتیم. بسیاری شعرها را از زبان خودش می‌شنیدم و به نظرم اولین مسئله‌ای که در شعر عمرانی وجود دارد عشق است. او حتی در آئینی‌ها هم یک شاعر عاشق است.در همین مجموعه «به ساعت گل سرخ» بسامد واژه عشق خیلی زیاد است.

وی افزود: مسئله دیگری که در شعر او خیلی نمود دارد، تجلی مهر و مهربانی  است. شخصیت عمرانی با شعرش فاصله ندارد و شخصیت حقیقی‌اش در شعر دیده می‌شود، جسارت، رودربایستی نداشتن، دفاع از باورهایش از دیگر ویژگی‌هایی است که به وضوح در شعرش دیده می‌شود.




او همواره دنبال مهر و مهربانی بود و ایمان داشت به بحث مهر و مهربانی که در شعرهایش به آن اشاره کرده است. بحث دیگر پشتوانه‌های دینی و مذهبی او است. اشاره به قرآن، نماز، عاشورا، انتظار و دیگر جلوه‌های دین و مذهب ما به وفور در شعرش دیده می‌شود.

منوچهر علیپور گفت: عمرانی سال‌ها از بوشهر فاصله گرفته بود اما مثل دوستان هم نسلش همچون سلمان هراتی بومی‌گرایی در شعرش دیده می‌شود. البته او غزل‌ها و رباعی‌های عاشقانه بسیار خوبی داشت اما به دلایل شخصی خودش این اشعار را نابود کرد و در این کتاب و دیگر کتاب‌هایش نیست. به نظرم اینها غزل‌های نابی بودند که به دلایل شخصی آنها را کنار گذاشت.

علیپور همچنین به غم غربت و نوستالژی در شعرهای عمرانی به عنوان دیگر ویژگی‌های شعری او اشاره کرد و گفت: یک حس غربت بسیار لطیف و صمیمی و دوست‌داشتنی در شعرهای خلیل است. مرگ اندیشی نیز در اشعار او تجلی بسیاری داشت و عمرانی همواره یادک ردی به مرگ دارد.

دوست و همکار خلیل عمرانی گفت:  او اهل معامله و زد و بند نبود تعارف نمی‌کرد و نسبت به ظلم کوتاه نمی‌آمد و در حوزه شعر واژه‌سازی‌هایی داشت که اشعار او را جذاب‌تر و زیباتر کرده اند. او در هر غزل کلمه‌های جدید ساخته ذهن خودش را به کار می‌برد و این نشان می‌دهد در انتخاب و گزینش واژه‌ها جسورانه عمل می‌کرد و بسیاری مواقع خوش درخشیده است.
 

منوچهر علیپور در پایان اظهار داشت: عمرانی از شاگردان شعری مردانی بود و خیلی تحت تاثیر او قرار داشت فراوان می‌گفت که رابطه او با مردانی مثل شاگرد و استاد است و الان هم شاگردان عمرانی همین مسئله را رعایت می‌کنند و به او احترام فراوان می‌گذارند.

در این قسمت از برنامه حسین قرایی از منوچهر علیپور خواست که یک خاطره از دوران کاری خود با مرحوم عمرانی نقل کند که علیپور گفت: وقتی برای اولین اختتامیه کتاب سال دانشجویی به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رفته بودیم. خلیل از پوشش دانشجوها ناراحت بود و می ‌گفت چرا چنین شده ‌اند و من به شوخی گفتم این دست‌پرورده من و شما هستند چون در دوران دانش آموزی زیر دست ما بوده‌اند و بعد از دانشجویی این‌طور شده است.
 



**اعتراف‌های عمرانی

مصطفی علیپور سخنران دیگر این برنامه بود. او در ابتدا با اشاره به سخن آلبرت کامو که هنر اعتراف هنرمند است، گفت: در تحلیل عرفی از اعتراف، بیان می‌شود سخنانی هستند که صادقانه‌تر زده می‌شود و شعر هم قاعدتا هنری است. که عنصر پایه‌اش زبان و واژگان است. پس با این تعبیر تمام شاعران در شعرهایشان اعتراف می‌کنند منتها این اعتراف چه‌قدر صحت دارد؟ شاعران معاصر هم نسل عمرانی چه‌قدر اعتراف کرده‌اند و این سخنان برپایه صداقت بوده است؟

وی افزود: دوستان گفتند که شخصیت عمرانی را می‌توان در شعرش دید. بله عمرانی مثل شعرهایش ساده و شریف بود یکی از چند شاعری است که بیشترین شباهت را به شعرش دارد، یکی از نمادهای این شباهت را قیصر و سلمان هراتی به شعرهایشان داشتند، اما عمده شاعران هم نسلشان متاسفانه این ویژگی را ندارند و به همین دلیل از بین رفتن او چه قدر اثر سوء داشت و ضایعه بسیار بزرگی بود. اگر بگویم او به شعرهایش شبیه‌تر بود، زیاد بی راه نرفته‌ایم. او در زندگیش دروغ نداشت، نقاب نداشت. بی ریا و ساده بود و اشعارش هم عینا همین طور بود.



**شعر بی نقاب و شعر بی دروغ

مصطفی علی پور اظهار داشت: شعر عمرانی در واقع همان خصلتی را دارد که افلاطون در تعریف سبک می‌گوید که سبک شخصیت خود شاعر است و این کمتر اتفاق افتاده است. در تاریخ ادبیات ما هم اگر نگاه کنید بیشتر آثار بزرگی در مدح کسی خلق شده است. شعرها همه نقابی بر شخصیت‌ شاعر آنها بوده ولی شعر عمرانی یکی از بهترین مصداق‌های شعر بی نقاب و شعر بی دروغ است.

وی افزود: غزل برای تغزلی شدن بیش از هر چیزی به درون مایه شهودی نیاز دارد که در شعر عمرانی می‌توان آن را به کمال مشاهده کرد. از سوی دیگر من گمان می‌کنم یکی از ظرفیت‌های شعر عمرانی همین خلاقیت‌های او در حوزه واژه‌سازی است. بیشترین ابداعات واژگانی زمانی در شعر نیمایی اتفاق افتاده و خیلی‌ها فکر می‌کردند نمی‌توان در غزل چنین کاری کرد ولی ایشان بسیار واژه‌سازی کرده است. البته کسی که زیاد می‌سازد کج هم می‌سازد که بعضی اشتباه‌ها طبیعی است. اما بسیاری از واژه‌های او ظرفیت به زبان امروز داده است و این یک نوع دستاورد بزرگ است.

ایشان خیلی شجاعت و جسارت داشت که در غزل این کار را کرد. حتی شاعران خیلی توانا خیلی احتیاط می‌کنند. در بعضی جاها کاری که عمرانی در حوزه واژه سازی کرده کاری شبیه حافظ است. او ابهام‌‌های شاعرانه‌ای که ایجاد کرده است و یکی از توانایی‌هایش استفاده ویژه از حروف است که این استفاده، غافلگیرانه داستانی به شعر می‌دهد.
 


علی داوودی آخرین شاعری بود که در این مراسم به سخنرانی پرداخت. او گفت: من خیلی با مرحوم عمرانی آشنا نیستم نه تنها من نماینده خیل عظیمی از شعرا هستم که با عمرانی آشنا نیستند. اما در ادبیات ما بارها اتفاق افتاده که کسانی مدت‌ها در غربت بود‌ه‌اند و بعدها مردم آنها را کشف کرده‌اند. بزرگی مثل بیدل چند صد سال غریب بود و حتی از او در تذکره‌های بزرگ نکرده‌اند اما الان چه کسی است که بیدل را نشناسد؟ اگر شاعری در دورانی دچار غربت بوده‌ است، نزدیکی ذهن و زبان او به مردم باعث می‌شود که بعد از مدتی از غربت درآید و مردم و جامعه ادبی با او آشنا شوند.

در پایان این مراسم از کتاب «به ساعت گل سرخ» رونمایی شد.
انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار