امروز : پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 29
۰۶:۵۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 61446
تاریخ انتشار: ۶ دی ۱۳۹۲ - ساعت ۰۱:۱۲
تعداد بازدید: 102
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، عزیزالله نجف‌پور (استاد دانشگاه و عضو پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی): علم جدید در خاستگاه اصلی ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، عزیزالله نجف‌پور (استاد دانشگاه و عضو پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی): علم جدید در خاستگاه اصلی خود یعنی دنیای غرب بر اساس مبادی و مبانی خاصی شکل گرفته و تکوین یافته است. بعد از آنکه دکارت دستگاه فلسفی جدیدی در مقابل دستگاه فلسفی ارسطوئیان و مدرسیان بنیان نهاد، رهیافت‌ها و نظریات علمی هم به سمت دیگری سوق یافت و سنت علمی جدیدی بنیان نهاده شد که ما امروزه آن را با عنوان علم تجربی یا science می‌شناسیم.

علم جدید به دلیل غایتی که بدان تصور می‌شد، یعنی بنا به گفته فرانسیس بیکن، ارتقای رفاه مادی بشر و ابزاری برای غلبه بر طبیعت، قدرت انسان غربی را در مسیر شناخت و تسخیر عالم مادی شدیداً ارتقا داد و همین ارتقا قدرت، زمینه‌ساز شکل گیری استعمار و تهاجم به سایر اقوام و ملل غیر غربی شد.

مصیبت‌ها و تلخی‌های استعمار و تهاجم غرب بر ملل دیگر خصوصاً کشورهای اسلامی، این انگیزه را در اذهان عقلای این ملت‌ها ایجاد کرد که برای مقابله با این تمدن مهاجم می‌باید به کسب ابزار قدرت آن، یعنی علم جدید، همت بگمارند. این انگیزه وقتی تشدید می‌شد که مثلاً در جنگی ساده، تعداد کشته‌های ایرانیان 10 برابر تعداد کشته‌های ارتش مهاجم غربی بود. لذا طبیعی بود که ایرانیان به سمت کسب راز قدرت دنیای غرب، یعنی علم تجربی برآیند.

تلاش برای ساماندهی مدیریت کشور، هم در برابر نیازها و مشکلات داخلی و هم در مقابله و رقابت با فشارهای خارجی، مزید بر علت شد تا علم جدید، ارزش و جایگاهی روز افزون در جامعه ایرانی بیابد و امروزه ما شاهد این هستیم که استفاده از علم جدید در جهت مدیریت و سازندگی کشور، شدت و حدّت زیادی یافته است و دیگر کمتر کسی را می‌توان یافت که بر ضرورت علمی (scientific) بودن فعالیت‌های فردی و اجتماعی تأکید نکند.

در دهه‌های اخیر و با اطلاع بیشتر ما از تکثر نگرش‌های فلسفی در باب ماهیت علم و همچنین واگرایی نظریات علمی خصوصاً در حوزه علوم انسانی و اجتماعی در غرب و علاوه بر آن، درک تعارضات هستی‌شناسانه، هنجاری و تجویزی علم جدید با مبانی و ارزش‌های بومی ایرانی، کم کم این سؤالات را در اذهان اندیشمندان بومی‌گرا پررنگ‌تر شده است که: اصلاً ماهیت علم جدید چیست؟ آیا علوم جدید را می‌توان ادامه علوم قدیم برشمرد؟ آیا آشنایی ما با علم جدید به صورتی روشمند و درست انجام شده است؟ نسبت مفهومی و کاربردی‌ که امروزه ما با علم جدید پیدا کرده‌ایم چه تفاوتی با خاستگاه اصلی آن یعنی غرب دارد؟

علوم انسانی و اجتماعی موجود چه تفاوتی با علوم طبیعی دارند؟ نسبت علم جدید و به صورت خاص‌تر، نسبت علوم انسانی و اجتماعی غربی با ابعاد مختلف فرهنگ ایرانی و دین اسلام چیست؟ آیا می‌توان از علم جدید برای ساختن جامعه ایرانی-اسلامی (و یا هر جامعه غیر غربی دیگری) در مسیر نیل به تصویر مطلوبی که از خود دارد استفاده کرد؟ علم مطلوب و به صورت خاص‌تر، علوم انسانی و اجتماعی مطلوب (هم بومی و هم دینی) چگونه قابل دست یابی است؟ و سؤالاتی دیگر...

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها