امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 7
۰۰:۳۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 61459
تاریخ انتشار: ۶ دی ۱۳۹۲ - ساعت ۰۱:۱۲
تعداد بازدید: 166
به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، حمید طالب‌زاده دبیر شورای تحول و ارتقای علوم انسانی گفت‌وگویی را با سایت ...

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، حمید طالب‌زاده دبیر شورای تحول و ارتقای علوم انسانی گفت‌وگویی را با سایت «فرهنگ امروز» انجام داده که در ادامه می‌آید:

اخیرا در سال‎روز تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی، اعضای شورای انقلاب فرهنگی خدمت رهبری رسیدند و در آنجا به گزارش اقدامات شورای تحول علوم انسانی اشاراتی شد. لطف بفرمایید از جزئیات این گزارش کمی صحبت کنید.

در سالگرد تاسیس شورا مقام معظم رهبری از گزارشی که آقای حدادعادل از طرف شورای تحول، در محضر ایشان قرائت کردند، اظهار رضایت نمودند. این گزارش، گزارشی بود از  فعالیت‎هایی که شورا تحول در سال‎هایی که تاسیس شده است - یعنی چند سال اخیر - داشته است و بحث فلسفه تاسیس شورا، در آن گزارش مفصلا بحث شده است. راهبردهایی که در شورای تحول وجود دارد، این راهبردها مطرح شده است؛ همایشی که در آن تمام اعضای کارگروه‎های شورا حضور داشتند، در آن مطرح شده است؛ که البته آن مسبوق به این هست که شورای تحول 15 کارگروه تخصصی را در همان ابتدای کار خود، تشکیل داد و این 15 کار گروه رشته‎های اولویت‎دار علوم انسانی هستند.

این کار گروه‌های تخصصی مرکب است از اساتید دانشگاه‌ها و فضلای حوزه‌ علمیه که به طور تخصصی روی مساله‎ تحول رشته خاص خود، فعالیت می‎کنند. یکی از فعالیت‎های خوبی که در طی این چند سال، انجام شد، بازنگری بر روی سرفصل‎هایی بود که وزارت علوم عرضه کرده بود. به این معنا که وزارت علوم از طریق پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سرفصل‎های موجود رشته‎های مختلف علوم انسانی را از طریق دانشگاه‎های کشور بازنگری کرده بود؛ سپس حاصل آن بازنگری را به شورای تحول عرضه کردند. حدود 150 سرفصل، در اختیار کارگروه‎ها قرار گرفت و کارگروه‎ها وقت بسیاری  را برای رسیدگی به این بازنگری‎ها صرف کردند.

آن بازنگری‎ها مورد بررسی قرار گرفت و حک و اصلاح شد. بعد از این اصلاحات، بازنگری‎ها به وزارت علوم برگردانده شد. بسیاری از آن‎ها در حال حاضر به عنوان سرفصل‌های بازنگری شده، در حوزه‎ی آموزش در حال استفاده است. منتها این فقط کاری بود که از طریق وزارت علوم انجام شده بود و کارگروه‎های شورای تحول، تنها آن‎ها را بررسی و اصلاح نمودند.

اما آن کار اصلی که کارگروه‎ها متکفل آن بوده و هستند، تدوین برنامه‎ تحول در رشته‎های مورد نظر است. در این زمینه شورای تحول شاخص‎ها و معیارهایی را طراحی کرده و در اختیار کارگروه‎های خود قرار داده است. از جمله این‎که باید این علوم تا آن‎جایی که ممکن است، اسلامی شود. یعنی با توجه به معارف و بنیادهای نظری و عقیدتی اسلامی، تدوین شوند. از جمله شاخص‎های دیگر این است که این رشته‎ها بومی شوند. یعنی علوم، نباید علومی باشد که ربطی به نیازهای جامعه‎ی ما نداشته باشد.

البته ممکن است این علوم در جاهای دیگر به نیازهای آن مناطق و جوامع ناظر باشد. منتها وقتی در جامعه‎ی اسلامی و ایرانی قرار است تدوین و آموزش داده شود و فارغ‎التحصیل داشته باشد، باید آن فارغ‎التحصیل بتواند نیازهای مربوط به آن رشته را در جامعه خود پاسخ‎گو باشد. این است که باید این علوم، بومی شوند. در درجه‎ی بعد، آن‎ها باید روزآمد باشند. یعنی باید آخرین تحولات و دستاوردهای علمی هم در آن دیده شود. و نهایتا این است که باید غنی‎سازی شوند. و تا آنجایی که ممکن است از ابعاد مختلف هیچ نقصی بر آن‎ها وارد نباشد.

این شاخص‎ها در اختیار کارگروه‌های تخصصی قرار گرفته است و در دو سال اخیر، کارگروه‎های ما متمرکز بودند بر روی این‎‏که با توجه به این شاخص‎ها، برنامه‎ی آموزشی رشته‎ی خود را متحول سازند. و جزییات این کارها و برنامه‎ها در آن گزارش خدمت رهبری منعکس شد.

خوشبختانه بعد از فعالیت و زحمتی که کارگروه‎ها در این زمینه تقبل کرده‎اند و با توجه به پشتیبانی شورای تحول، شاهد آن هستیم که برنامه‎های تحول یافته تدریجا در حال تدوین شدن و ورود هستند. از جمله‎ی آنان می‎توان به برنامه‎ی تحول یافته‎ی دوره کارشناسی علوم سیاسی و روان‎شناسی اشاره کرد. این رشته‎ها برای اجرا به وزارت علوم ابلاغ شده است. برنامه‎های دیگر کارگروه‎ها نیز در مسیر تدوین است که به تدریج بیرون خواهد آمد و مورد بحث قرار خواهد گرفت. بنابراین گزارش مربوطه شامل این نکات ریزی بود که در مورد فعالیت کارگروه‎ها در این مدت، خدمت مقام معظم رهبری منعکس شد.

یکی از مباحث مطرح در مورد عملکرد شورا، بحث ملموس نبودن این عملکردها است. شما برای این‎که این امر اتفاق بیفتد، چه برنامه‎ای دارید؟

مساله‎ی تحول علوم انسانی مساله‎ای است که نیاز به صبر، حوصله و دقت‎نظر دارد و در واقع امری تدریجی است. ما نمی‎توانیم انتظار داشته باشیم که در یک فرصت کوتاه، شاهد تغییرات و تحولات چشم‎گیری در حوزه علوم انسانی باشیم. چرا که علم و تغییرات در نگرش‎های علمی یک امر بنیادین و اساسی است که نیاز به تامل و تفکر فراوان دارد.  طبیعی است وقتی مساله تحول در علوم انسانی پیش می‎آید نخبگان کشور، دانشگاهیان و کسانی که با آن ارتباط دارند با این معنا در حال انتظار به سر می‎برند که این تحول به چه شکل است، چه‎طور انجام می‎شود و کی به نتیجه می‎رسد؟ اما از آن‎جایی که این کار یک کار عمیق، بنیادین است و احتیاج به بصیرت، درایت و اندیشه‎ی فراوان دارد، طبعا باید با برنامه‎ریزی درست، و طی یک روند و فرایند علمی و عقلایی و هم‎چنین ضابطه‎مند صورت گیرد.

خوشبختانه شورای تحول به ریاست آقای حدادعادل از ابتدا مشی منطقی و عقلانی را در این زمینه پیش گرفته است. به این معنا که سعی کرده است از تبلیغاتی که انتظارات بیش از حد و نادرستی را در مخاطبان ایجاد می‎کند، بپرهیزد. این کار، کاری است که باید به دور از جار و جنجال و هیاهو و در یک فضای کاملا آرام و علمی انجام شود و طبعا این امر به حسب ذات و طبیعت آن، کاری زمان‌بر و طولانی است. اما طولانی بودن طبیعت این کار، به این معنا نیست که کارگروه‎ها و اساتیدی که در این زمینه مشغول کار و فعالیت هستند کاری از پیش نمی‎برند. بلکه آن‎ها تمام توان و تلاش خود را در طول این چند سال، به کار گرفته‎اند.

اگر ما می‎گوییم در بیش از 3 سال اخیر، بیش از 1000 جلسه‎ی علمی در این زمینه برگزار کرده‎ایم و 1000 جلسه حاصلش این شده است که به تدریج یک برنامه‎ریزی مدونی در دانشگاه‎ها اتفاق بیافتد، سخن گزافی  نگفته‎ایم. اگر این کارگروه‎های اصلی و بعد کارگروه‎های فرعی که تابع آن‎ها هستند، با کار بی‎وقفه جلسه تشکیل دادند و هم‎فکری کردند برنامه‎ریزی داشته‎اند و سرفصل‎ها را مورد مطالعه قرار دادند و سعی کردند یک برنامه‎ریزی تحولی عرضه کردند، اما نمودش کم‎رنگ است، خب طبیعت کار یک طبیعتی است که خود به خود زمان‎بر است و چون سعی شده در یک فضای آرام و دور از تبلیغات این کار انجام شود، ممکن است در نزد عده‎ای، آن‎هایی که کاملا از مسائل اطلاع ندارند این‌طور جلوه‎گر شود که کار شما خروجی ندارد. در حالی که بنده الان دارم خدمت شما عرض می‌کنم که خروجی‌های کار شورای تحول به تدریج در حال آماده شدن است.

اگر ما الان در زمینه‎ای مثل علوم سیاسی یا روان‎شناسی، برنامه‌ریزی مدون تاسیسی عرضه کرده‎ایم، این حاصل فعالیت بی‎وقفه‎ی عده‎ای دانشمند و اساتید نمونه‌ای بوده است که در این کارگروه‎ها زیر نظر شورا، فعالیت می‎کردند. هم‎چنین برنامه‎های بعدی مثل برنامه‎ی زبان انگلیسی و زبان خارجی، مدیریت، فلسفه، ارتباطات و برنامه‎ی مربوط به معماری و شهرسازی، برنامه‎هایی است که قریب‎الوقوع هستند و تا اوایل سال 93 برای اجرا به وزارت علوم تقدیم می‌شود. این موارد در واقع خروجی کارهای شورا است. اما در آن مدتی که شورا و کارگروه‎های آن باید با تمرکز و با فراغت، به کار خود مشغول می‎شدند، طبعا نمی‎توان انتظار خروجی داشت. و آن‎هایی که انتظار داشتند شاید توقعی بیش از توان شورا و بیش از طبیعت این کار داشته‎اند.

بنابراین ما می‎توانیم امیدوار باشیم که با عنایات الهی و رهنمودها و تاکیدات مقام معظم رهبری و با همت اساتید محترمی که در کارگروه‎ها هستند، به زودی شاهد برنامه‎های تدوین شده‎ی رشته‎های دیگر نیز خواهیم بود.

برخی از اساتید مثل آقای داوری معتقد هستند که سیاست‎گذاری خیلی حلال مشکل تحول علوم انسانی نیست و در مقابل جای‎گزینی‎هایی مثل تعمق و تامل بیش‌تر ارائه می‎شود. از نظر شما سهم سیاست‎گذاری چه‎قدر است؟ و فکر می‎کنید غیر از سیاست‎گذاری چه کارهایی باید برای علوم انسانی صورت بگیرد؟

مساله‎ی تحول علوم انسانی را عموما باید به دو بخش و به دو مرحله تقسیم کرد. به طوری که هم بحث سیاستگذاری و برنامه‎ریزی در آن لحاظ شود و هم آن دغدغه‎هایی که از طرف اساتید بزرگ ما مثل دکتر داوری مطرح شده است. در مرحله‎ی اول که مورد نظر ماست، این هست که برای این‎که تحولی در علوم انسانی اتفاق بیفتد، اولا باید توجهات به این سمت جلب شود. برای جلب توجهات به این سمت، محتاج زمینه‎سازی هستیم. کار دولت، کار حکومت و کار شورای عالی انقلاب فرهنگی در همین زمینه است. این‎که بستری فراهم کنند که توجهات اهل‎نظر، نخبگان و اندیشمندان به این مساله معطوف شود.

وقتی این دغدغه پدید آمد در مرحله‎ی بعد باید برنامه‎ریزی کرد. وقتی شورایی به نام شورای تحول تشکیل می‎شود و در مرکز این برنامه‌ریزی و فعالیت قرار می‎گیرد طبعا توجهات را برمی‎انگیزد. خب این کاری بوده است که با تاسیس شورا انجام شده است. این بستری که به نام شورای تحول پدید آمده است، سبب شده است تا آن‎هایی که در این زمینه یعنی تحول علوم انسانی دغدغه دارند که نظر بدهند، با شورا مرتبط شوند. دیدگاه‌های خود را با شورا مطرح سازند. بحث کنند و مقاله بنویسند و به این ترتیب افکار خود را عرضه کنند. این مرحله‎ی اول کار است که انجام شده است و ادامه دارد.

شورا در حال تدوین برنامه‎ای است که بعد از جلب توجهات، شاخص‎ها و معیارهایی عرضه کند که تحول علوم انسانی را برنامه‎ریزی نماید. این برنامه‎ریزی نیز در حال انجام شدن است. اینکه عرض کردم شورا در حال تدوین کردن برنامه‎های درسی جدید و رشته‌های جدید است، یعنی در عین حالی که علوم روز در سطوح عالی خودش، از نظر منابع تازه و آخرین منابع علمی، در حال مطرح شدن است، در عین حال اندیشه‌های اسلامی نیز در این رشته‎ها در حال ورود است. به این ترتیب دیگر دانشجو به طور یک‎جانبه، با فکر و اندیشه‎ی غربی انس پیدا نمی‎کند؛ بلکه با اندیشه‎ها، افکار و مبانی تفکر اسلامی نیز آشنا می‎شود.

مقام معظم رهبری بیان داشتند که مقصود ما از تحول علوم انسانی این است که مقلد نباشیم. مقصود ایشان این نبوده است که تمام علومی که در اختیار ما قرار گرفته است، طرد شود و شناخته نشوند. ما فقط نباید تقلید کنیم. یعنی ما باید خودمان بینیدیشیم و این اندیشیدن به منزله طرد و نفی آن‎ها نیست. بلکه استفاده از آن‎ها و آوردن آن‎ها به فضای درونی و اندیشه‎ی خودمان است و هم‎چنین گنجاندن و عرضه کردن این علوم، تحت مفاهیم و دیدگاه‎های اسلامی و بومی است. سپس وقتی این برنامه‎ها انجام می‎شود و به آموزش عالی می‎رود، در واقع مرحله‎ی اول تکمیل شده است.

مرحله اول زمینه‎سازی و برنامه‎ریزی برای اندیشه‎ی اصلی در تحول علوم انسانی است. اما این کافی نیست. در مرحله‎ی بعد ما باید دانشمندانی داشته باشیم که آن‎ها در ذهن خود بتوانند خلاقیت به خرج بدهند. یعنی بتوانند از یک طرف با توجه به مبانی اسلامی و انس با معارف اسلامی، بینشی داشته باشند که وقتی مبانی آن علم و رشته را مورد مطالعه قرار میدهند، یک نهال تازه‎ای را شکوفا کنند که آن نهال می‎شود علوم انسانی اسلامی؛ مثلا جامعه شناسی‎اسلامی، روان‎شناسی‎اسلامی. این مرحله‎ی اساسی و اصلی است که اسم آن تحول خود علم است. ما فکر می‎کنیم هنوز این‎که ما به آسانی بتوانیم در خود این علوم تحول را فراهم سازیم شاید هنوز امکانش برای دانشمندان ما فراهم نشده باشد. ما باید زمینه‎سازی کنیم و به اهل تحقیق و پژوهش میدان بدهیم. مثلا کرسی‌های نظریه‎پردازی که تاسیس شده است برای همین است که برنامه‎ریزی شود و زمینه‎سازی این امر کم‎کم فراهم گردد. تا در خود علم تحولی فراهم شود و دیدگاه‎های جدید به وجود آیند. بنابراین به نظر می‎رسد سیاست‎گذاری مرحله‎ی مقدماتی برای آن مرحله‎ی نهایی که تحول در علوم است، باشد. در واقع کار دولت و حکومت، همین سیاست‎گذاری و برنامه‎ریزی است. والا ما به عنوان یک مرکز ستادی، نمی‎توانیم در خود علم، تحول ایجاد کنیم. ما تنها می‎توانیم زمینه و بستری فراهم کنیم که نخبگان رجوع کنند و پژوهش انجام دهند. در این زمینه به وسیله‎ی این افراد آگاه کار و فعالیت انجام شود تا کم‎کم در این علم بومی، جوانه‎های تازه‎ای شکوفه شود.

ماه گذشته در همایش ترجمه و علوم انسانی، شما به بحث لزوم ترجمه‎ی آثار کلاسیک اشاره کردید. برای برخی این شبهه به وجود آمد که ترجمه‎ی این آثار به صرف ترجمه، مبانی و ارزش‎های اسلامی ما را زیر سوال می‎برد.

در آن‎جا مساله‎ای که مطرح کردم، بحث ترجمه‎ی آثار کلاسیک و آثار درجه اولی است که در زمینه‎های مختلف، به ویژه در ابعاد فلسفی نوشته شده است. همین‎طور است؛ طبعا وقتی آن آثار ترجمه می‎شود ما با یک چالش مواجه می‎شویم. یک وقت هست که ما از چالش گریزان هستیم. نمی‎خواهیم به هیچ عنوان با چالش مواجه شویم و درها را به سوی خود می‎بندیم. و می‎گوییم آن‎هایی که به غیر از ما فکر می‎کنند، چه آن‎هایی که می‎شناسیم و چه آن‎هایی که نمی‎شناسیم، همه اشتباه فکر می‎کنند. و ابراز می‎کنیم ما هیچ احتیاجی به فکر غلط نداریم. یک وقت این‎طور به قضایا فکر می‎کنیم؛ این فکر اگر هم طرفدارانی داشته باشد اما عملی نیست. به خاطر این‎که نمی‎توان درهای علم و دانش را بست. بلکه درهای علم و دانش همیشه باز است. امکان‎پذیر نیست راه‎های ورود علم و دانش به کشور را بست.

اطلاعات از طریق امواج، اینترنت، ماهواره، کتاب وارد می‎شود. بنابراین ما نمی‎توانیم جلوی این واردات را بگیریم. حالا که ما نمی‎توانیم جلوی این واردات را بگیریم، باید به سراغ سرچشمه‎های اصلی این اندیشه‎ها برویم. بدون واسطه‎ها، که مسائل را به شکل مسخ شده در اختیار ما قرار می‎دهند و باعث می‎شوند که مسائل را با سوءتفاهم بفهمیم باید به سراغ سرچشمه‎های اصلی برویم و آن‎ها را به درستی ترجمه کنیم. البته گفتم ترجمه‎ی آن‏ها نیز ما را دچار چالش خواهند کرد. ولی اگر ما از چالش بترسیم، رشد نخواهیم کرد. مهم این است که ما در این چالش، تحریک به اندیشیدن شویم.

بنابراین قوایی که در درون اندیشه‎ها، معارف و میراث گذشته‎ی ما وجود دارد می‎توانند مجددا احیا و بازتولید شوند. فرض بفرمایید اندیشمندی چون فارابی، شاید در شرایطی قرار داشته است که ما امروز قرار داریم. در زمان او از یک طرف هجمه‎ی اندیشه‎های یونانی بوده است که وارد مرزهای اسلامی می‎شده است و از سویی دیگر فرهنگ و اندیشه‎ی اسلامی و دینی ما وجود داشته است. خب با ورود اندیشه‎های یونانی طبعا اندیشه‎ی ما دچار چالش می‎شده است.

اما فارابی با تسلط مثال زدنی به زبان یونانی و مطالعه آن اندیشه‎ها، شروع به اندیشیدن می‎کند و در اثر این اندیشیدن درست، تحول در علم رخ می‌دهد. یعنی ما با چیزی به نام فلسفه اسلامی مواجه می‎شویم. در صورتی که اصل فلسفه برای یونان بوده است. اما استاد دانشمندی چون فارابی، با انسی که با معارف اسلامی داشته است از یک‎سو، و هم‎چنین با تسلطی که بر تفکر روزگار خود نیز داشته است، نهالی به نام فلسفه اسلامی غرس می‎کند و می‎کارد. و مهم است توجه داشته باشیم که این چیزی که او می‎کارد، به بار می‎نشیند.

پس اگر از چالش بترسیم، رشد نخواهیم کرد. در آن همایش صحبت بنده این بود که با توجه به ترجمه، اندیشمندان ما که دچار چالش می‎شوند باید فکر کنند و راه‎کارهایی بیندیشند با آن‎چه که با آن مواجه می‎شوند، و از تقلید عبور کنند تا به اجتهاد برسند؛ مقصود این بود. والا اگر این متون ترجمه هم نشوند، خواهی نخواهی به شکل‎های دسته دوم و سوم وارد می‎شوند و ما را دچار چالش‎های دیگری خواهند نمود.

در زمینه‎ی تحول تا چه حد از دیدگاه کسانی که مثلا مخالف تحول علوم انسانی هستند، سود برده می‎شود؟  از این جهت که آن چالش‎ها را در درون خود ببینید و در پاسخ به آن‎ها سیاست‎گذاری کنید.

طبعا همه‎ی اساتید و اندیشمندانی که در حوزه علوم انسانی صاحب‎نظر هستند، آرا و اندیشه‎های آن‎ها محترم است و باید نظرات آن‎ها را نیز مورد بررسی قرار داد و با آن‎ها وارد بحث و گفت‎وگو شد و دیدگاه‎های آن‎ها را گرفت. زیرا آن‎ها هم در پیکره‎ی دانشگاهی ما حضور دارند. و وقتی ما صحبت از تحول علوم انسانی می‎کنیم، نهایتا همین استادانی که ممکن است مخالف با این امور باشند، باید آن را تدریس کنند و آموزش بدهند. این است که مواجهه و گفت‎وگو با آن‎ها و استفاده از آرای‎شان برای دست‎اندرکاران تحول، مفید است.

ما به عنوان دست‎اندرکاران این حوزه، از همه‎ی افکار و اندیشه‎هایی که در زمینه‌ی علوم انسانی وجود دارد، استقبال می‎کنیم. منتها نهایتا آن چیزی که با جامعه‎ی اسلامی ما تناسب بیش‎تری دارد باید آموزش داده شود. چیزی که فارغ‎التحصیل و پرورش‎یافتگان ما بیش‎تر با آن سروکار خواهند داشت. نه امور و اندیشه‎هایی که با جامعه‎ی اسلامی ما هم‎خوانی ندارد. پس در واقع کار این کارگروه‎ها طرد و جدا کردن خود از اندیشه‎هایی که به اصطلاح مغایر با این فکرها هست، نیست. بلکه ما باید درون چالش‏ها رشد کنیم. یکی از ابعادش نیز همین گفت‎وگوهایی است که با اندیشمندان دیگر باید وجود داشته باشد.

در جلساتی که رهبری با اعضای شورا داشتند، تاکید روی بحث ضمانت اجرا بود. شورا چه راه‎کارهایی برای این مساله تدارک دیده است؟

ضمانت اجرا از ارکان کار تحول است و این ضمانت اجرا وقتی است که وزارت علوم تحقیقات و فن‌آوری با شورا وحدت رویه داشته باشد. خوشبختانه در طول این چند سال اخیر که شورا تاسیس شده است، معاون آموزشی وزارت‎خانه عضو شورا بوده است. و از دانشگاه‎های اصلی علوم انسانی چون دانشگاه تهران، علامه، آزاد و سایر دانشگاه‎های مرتبط نیز عضو داشته است و دارد.

بنابراین ارتباط خوبی میان شورا و وزارت‌خانه برقرار شده است. این کارگروه‎هایی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شده است با کارگروه‎های وزارت علوم با یک‎دیگر ادغام شده‎اند و کار را جلو می‎برند. الان ما یک کارگروه داریم که هم برای وزارت علوم است و هم برای شورای تحول و ارتقای علوم انسانی. بنابراین یک وفاقی در سازوکار شکل گرفته است. طبق تفاهم‎نامه‎ای که با وزارت علوم امضا شده است تمام مصوبات شورا به وزارت‎خانه می‎رود و پس از آن‎که در شورای برنامه‎ریزی مورد بررسی قرار گرفت به وزارت‎خانه‎ها ابلاغ می‎شود. بنابراین تنها ضمانت اجرایی این مساله، هماهنگی کامل میان وزارت علوم و شورای تحول است. و در این مدت این فراهم بوده است و ما امیدواریم که کماکان ادامه پیدا کند.

اگر قرار باشد یک آسیب‎شناسی در مورد نهادهای متولی علوم انسانی انجام دهید، چه انتقادی رو طرح می‌کنید. با توجه به این که احتمالا در جریان انتقادات بیرون از شورا که نسبت به عملکرد شورا وجود دارد، هستید.

وقتی می‎توانیم در زمینه‎ی تحول علوم انسانی موفق باشیم که افرادی که خود را در مساله‎ی تحول وارد میدان می‌کنند، نیروهای یک‎دیگر را خنثی نکنند و کارهای موازی انجام ندهند. بلکه اگر یک چنین شورایی از طرف نظام تصویب شده برای این‎که این کار مهم را عهده‎دار باشد، نهادها و اشخاص حقیقی و حقوقی دیگر که می‎خواهند کمکی به این مساله تحول داشته باشند، به کمک شورا بیایند. ولی اگر هر نهاد و گروهی، بخواهد کارهای موازی و جداگانه‎ای انجام دهد، مطمئنا کار نتیجه‎بخش نخواهد بود و جز پراکنده‎کاری حاصل دیگری نخواهد داشت. و حتی ممکن است ایجاد توقعات نادرستی بکند که به کار اصیلی که شورا بر عهده دارد، لطمه بزند. البته طبیعی است که اختلاف نظر در این مسائل وجود دارد.

ممکن است شیوه‎های که در شورا در حال اجرا است، مورد پذیرش و قبول عده‎ای نباشد. ولی اگر به هر حال ممانعاتی در کارهای شورا انجام شود و کارهای شورا مواجه با یک دست‎اندازهایی شود، فکر می‎کنم آن هدف اصلی که همه دوست دارند یعنی تحول در علوم انسانی، رخ ندهد. بنابراین واقعا آن چیزی که ما انتظار داریم این است که نیروهای انقلاب همه در این زمینه دست به دست هم دهند و به کمک شورا بیایند تا ان‌شاءالله مساله به سرانجام خوبی برسد.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار