امروز : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۱۱:۵۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 61686
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۳۶
تعداد بازدید: 276
اگر منطق این شیطان را تا این لحظه دنبال كرده باشید، در می‌یابید كه غرب و حكام سعودی در ورطه خطرناكی گرفتار شده‌اند. همه عوامل تشكیل دهنده ...

اگر منطق این شیطان را تا این لحظه دنبال كرده باشید، در می‌یابید كه غرب و حكام سعودی در ورطه خطرناكی گرفتار شده‌اند. همه عوامل تشكیل دهنده ناآرامی‌ها در مكانی درست به وجود آمدند:

مرزهای باز، در دسترس بودن سلاح، نبود سیاست، حاكم نبودن قانون، فساد پلیس، دست كم گرفتن طبقه حاكم، كم شدن سهم افراد جامعه از درآمدها، خشم همسایگان، افزایش جوانان افراطی در داخل.

یكی از افسران عملیاتی سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریكا، در كتاب جنجالی خود به نحوه پیدایش تروریسم تكفیری در منطقه خاورمیانه و ارتباط عربستان و آمریکا با این موضوع پرداخته است.
"رابرت بایر" مؤلف كتاب "خوابیدن با شیطان" از افسران عملیاتی سابق دستگاه اطلاعات مركزی آمریكا است. وی پست‌های مختلفی را در "سی. آی. ای" برعهده داشت كه از جمله آنها ریاست تیم این سازمان در لبنان در سال 1983 و انفجار بئر العبد است.
وی در این كتاب فصلهایی را به عملیات تعقیب "شهید عماد مغنیه" از فرماندهان مقاومت اختصاص داده است.  بایر پس از ناكامی در ترور مغنیه در لبنان، مسئولیت پرونده عراق را برعهده گرفت.
این مسئول سابق سیا در كتابش، به مسائلی در خصوص همكاری عربستان و آمریكا در ایجاد تروریسم تكفیری و هدایت آن اشاره می كند.
با وجود انتشار این كتاب در سال 2003 ، ترجمه‌ای از آن به زبان عربی یا فارسی منتشر نشد. البته این كتاب در بین خبرنگاران با نام "كاخ سفید و طلای سیاه" نیز شناخته می‌شود.


* خرید نخبگان حاكم در آمریكا توسط بندر بن سلطان، "سوپر سفیر" آل سعود !

اگر منطق این شیطان را تا این لحظه دنبال كرده باشید، در می‌یابید كه غرب و حكام سعودی در ورطه خطرناكی گرفتار شده‌اند. همه عوامل تشكیل دهنده ناآرامی‌ها در مكانی درست به وجود آمدند: مرزهای باز، در دسترس بودن سلاح، نبود سیاست، حاكم نبودن قانون، فساد پلیس، دست كم گرفتن طبقه حاكم، كم شدن سهم افراد جامعه از درآمدها، خشم همسایگان، افزایش جوانان افراطی در داخل.
علاوه بر این در مدارس عربستان افراد متعصبی هستند كه برای ورود به جنگ در برمه، ویتنام، كامبوج، نیكاراگوئه، انگولا، سومالی و سیرالئون شتاب دارند؛ چرا عربستان سعودی باید از این سرنوشت فرار كند؟
* ویزای بدون محدودیت برای صاحبان گذرنامه سعودی حتی اگر عضو القاعده باشند
با وجود این همه تعفن، این اعتقاد وجود دارد كه باید به هدف حمایت از كسانی كه ریاض از آنان دفاع می كند، روی هر نقشه رسمی در واشنگتن نشان قرمزی روی نقطه‌ای به نام "ریاض" وجود داشته باشد. هنگامی كه در سال 2003 این مطلب را می‌نوشتم، واشنگتن همچنان اصرار داشت كه عربستان كشوری با ثبات است و دولت مركزی آن بر همه مرزهایش كنترل دارد و پلیس و ارتش در بالاترین حد توانایی و وفاداری هستند، و مردم این كشور به خوبی می‌پوشند، می‌خورند و آموزش می‌بینند.
بگذارید از وزارت خارجه شروع كنم، چرا كه مسئولیتی بسیار بالاتر از دولت بروكراتیك واشنگتن برعهده دارد، زیرا این وزارتخانه در انتشار دروغ بزرگ درباره عربستان نقش دارد. به طوریكه اگر مواضع آن را درخصوص مسائل جاری بشنوید به این نتیجه می‌رسید كه عربستان سعودی همان دانمارك است.
به موجب قانون، فقط به نحوه تعامل با ویزای سعودی ها نگاهی بیندازید. وزارت خارجه مسئولیت صدور ویزا در خارج را از طریق سفارتخانه‌ها و كنسولگری‌ها دارد.
در سال 1952 قانون مهاجرت و شناسنامه در خصوص "صلاحیت" كاملا واضح توضیح داده است. در بخش 214 ب اینگونه توضیح داده شده است: هر خارجی به عنوان مهاجر تلقی می شود تا اینكه بر عكس این مسأله برای كارمندان كنسولگری ثابت شود ... و آن فرد در وضعیت "غیر مهاجر" قرار بگیرد . به عبارت دیگر یك خارجی كه دلیلی برای بازگشت به كشورش نداشته باشد - بیكار و مجرد و ورشكسته باشد -  برای گرفتن ویزا صلاحیت ندارد - ممكن است در آمریكا باقی بماند.
با افزایش نرخ بیكاری در عربستان به حدود 30 درصد و كاهش درآمد افراد، سعودی‌ها در كشورشان مهاجر به شمار می‌آیند (اگر از خاندان حاكم یا خدمه ویژه آنان نباشند). باقی ماندن سعودی‌ها در آمریكا برای كسب روزی خطری بالقوه به شمار می‌آید. آنها شرایط قانونی برای بازگشت به كشورشان را ندارند، و این امر مسائل را بسیار بدتر می‌كند.
در جریان حملات 11 سپتامبر 2001 ، سعودی‌هایی كه در این عملیات شركت كردند، برای دریافت ویزا نیازی به حضور در سفارت آمریكا در ریاض و یا كنسولگری جده برای مصاحبه نداشتند . در سایه سامانه "ویزا اكسپرس" یك عربستانی برای گرفتن ویزا، فقط گذرنامه و هزینه‌ها را برای وكیل مسافرت ارسال می‌كند. وكیل مسافرت سعودی به عبارت دیگر كسی بود كه جای دولت آمریكا قرار می‌گرفت. مدت انتظار برای دریافت ویزا كوتاه بود و هر عربستانی كه پول داشت می توانست به نیویورك برود و ناپدید شود و یا هواپیمایی را به سوی آسمان خراشها هدایت كند.
* سعودی ها تروریستهای دنیای نوین
وزارت خارجه با صدور ویزا برای 15 سعودی بیكار، قانون شكنی كرد. بدون شك ساده گرفتن این مسأله به همه قدرتهایی كه قصد حمله به ما را دارند، اجازه می دهد كه موضع گیری كنند. "اسامه بن لادن" متولد عربستان بود. او در سال 1995 شهروندان سعودی را در انفجار مقر گارد به قتل رساند و در سال 1996 به (برجهای) خُبَر حمله كرد. دو سعودی در سال 2000 هواپیمایی را در بغداد ربودند. بدون شك سعودی ها در پس پرده حمله به ناوشكن "كول" قرار داشتند. صدها سعودی نیز در حملات تروریستی دیگر از چچن گرفته تا كنیا و تانزانیا شركت داشتند. پس آیا وزارت خارجه به دلایل بیشتری نیاز داشت تا بفهمد كه سعودی‌ها همان "تروریستهای دنیای نوین" هستند، و آنها باید به شدت تحت نظر قرار گرفته و بازخواست شوند؟ بنابراین، روش اداره موضوع ویزاها، حتی به خود اسامه بن لادن امكان می‌دهد كه به آمریكا نفوذ كند.
* حمایت واشنگتن از نظام سعودی در برابر محاكمه بین المللی
وزارت خارجه آمریكا به حكام سعودی فرصت داد  تا تقریبا هركاری را انجام دهند؛ این وزارتخانه از سعودی‌ها در برابر سازمانهای مدافع حقوق بشر، و بانك جهانی و صندوق بین المللی پول حمایت می‌كند. وزارت خارجه آمریكا حادثه گارد ملی و انفجارهای خُبَر را نادیده گرفت. به عنوان مثال در گزارش سال 1999 وزارت خارجه آمده است: "روش تروریسم جهانی . بخش ویژه عربستان سعودی: عربستان سعودی در همه سطوح بر پایبندی خود به مبارزه با تروریسم تأكید كرد. در ادامه این گزارش آمده است: دولت عربستان سعودی همچنین به تحقیق در خصوص انفجار ژوئیه سال 1996 در اطراف برج های الخبر ادامه داد.
ولی ما می دانیم كه این یك دروغ بزرگ است. نایف برای تحقیق در این پرونده حتی یك گام هم برنداشت. ولی در سال 1999 حوادث بسیاری روی داد كه دولت نمی خواهد ما از آنها مطلع شویم. در آن سال نایف دو تن از علمایی را كه فتوای قتل آمریكایی ها را صادر كرده بودند، آزاد كرد. در همان زمان 15 رباینده سازماندهی شده و در مساجد عربستان سعودی آموزش داده شدند.
کاخ سفید به آمریكایی‌هایی كه به عربستان می‌روند واقعیت را نمی‌گوید. ولی به آنها توصیه می كند كه خاك عربستان را ترك كنند. هنگامی كه به همكاران می گفتم كه عربستان روزی فروخواهد پاشید آنان اظهارات من را به تمسخر گرفته و می‌گفتند: هیچ مشكلی نیست، خاندان حاكم مانند انگشتان دست هستند و هنگامی كه احساس تهدید كنند مشت می‌شوند. ولی واقعیت این است كه هنگامیکه آل سعود تهدید شوند، واكنش نشان داده و حمایت مالی هرچه بیشتر از افراد تندرو را افزایش می دهند. ولی در مقابل آمریكا اعطای ویزا (به عربستانی ها) را افزایش داد.
* همكاری های نفتی با طالبان و تضمین امنیت بن لادن
آمریكا می‌دانست كه عربستان به دنبال آن است تا طرح خطوط لوله گاز و نفت از افغانستان و آسیای میانه تا پاكستان را فعال كند، و ایجاد پناهگاهی امن برای بن لادن را تضمین كند. با این حال، آمریكا در كنار عربستان ایستاد و شركتهای آمریكایی را به حضور در این پروژه تشویق كرد.
در سال 1997 شخصی به نام - اسم این فرد حذف شده - از سوی آمریكا به اداره امنیت ملی اعزام شد تا به من اطلاعات بیشتری را در خصوص طرح "خط لوله لیونوكال" بدهد. خط لوله‌ای كه دولت طالبان با عبور آن از خاك افغانستان مخالفت كرد-
داستان این بود كه جمهوری های آسیای میانه كه بخشی از اتحاد جماهیر شوروی سابق بودند (آذربایجان، قزاقستان، تركمنستان، ازبكستان) همگی سرشار از منابع نفت و گاز بودند و این كشورها كه هیچ راه دریایی نداشتند نیازمند آن بودند كه این ثروت عظیم را به بازار جهانی منتقل كنند. این نیاز موجب شد كه طرح احداث خط لوله به میان بیاید.
چند راه احتمالی برای عبور این خط لوله‌ها وجود داشت، و مسائل سیاسی موجب می‌شد كه اجرای این طرح امكان پذیر شود.
كوتاهترین راه از طریق ایران است. ولی این كشور از سوی آمریكا تحریم شده است. راه دیگر از طریق روسیه و چین بود كه این راه نیز از سوی آمریكا پذیرفتنی نبود. به همین دلیل شركت نفت آمریكایی "یونوكال" پیشنهاد كرد كه خط لوله گاز و نفت تركمنستان از طریق افغانستان به پاكستان امتداد یابد.
با وجود ادامه جنگ داخلی در افغانستان و تشدید حاكمیت طالبان بر این كشور، شركت یونوكال تلاش كرد تا به این طرح خط لوله ادامه دهد. این شركت محاسبه كرده بود كه خط لوله گاز تركمنستان به پاكسان 2 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. و خط لوله نفت به موازات آن نیز 2 و نیم میلیارد دلار اضافی هزینه می برد. این سرمایه گذاری خطرناك در كشوری انجام می‌شد كه در آستانه جنگ داخلی قرار داشت.
در 13 فوریه 1997 "نام حذف شده" از یونوكال خواست جاده‌ای را از تورگاندی به سبین بولداك بكشد و در مدارس قندهار و مساجد این منطقه سرمایه گذاری كند. اگر یونوكال چنین كاری را كرده باشد، این سئوال برای من پیش می آید كه آیا این جاده برای فرار بن لادن كشیده شد.
حتی پس از حملات 1998 به سفارتخانه های آمریكا در كنیا و تانزانیا كه از سوی بن لادن در افغانستان سازماندهی شده بود، عربستان سعودی به كمكهای خود به میهمانش یا همان طالبان ادامه داد.
عربستان سعودی میلیونها دلار پول به طالبان كمك كرد و این كمك مالی حتی پس از حملات تروریستی به مركز تجارت جهانی و پنتاگون ادامه یافت. این درحالی است كه وزارت خارجه (آمریكا) هنوز هیچ اعتراضی به این مسأله نكرده است. به همین دلیل نباید از اقدام آمریكا در جریان حوادث 11 سپتامبر 2001 در كوتاه آمدن از مصاحبه برای صدور ویزا (برای عربستانی ها) كوتاه بیاید.
*  بندر بن سلطان "سوپر سفیر"
مدیران سی آی ای از مدتها قبل دریافتند كه در دفتر كاخ سفید همواره در برابر "بندر بن سلطان" سفیر سعودی باز است. درحالیكه جاسوسان كشور ماه ها باید صبر می كردند تا یك دیدار خصوصی داشته باشند. همه كاری كه بندر بن سلطان برای دیدار با رئیس جمهور انجام می داد این بود كه درخواستی فوری ارائه می كرد.
بندر كسی نبود كه بتوان با او شوخی كرد. حتی مدیر سی آی ای نیز نمی توانست چنین كاری را انجام دهد. هنگامی كه بندر مشكوك شد كه مدیر آژانس اطلاعات مركزی آمریکا به نحوی عربستان را در تنگنا قرار داده، به رئیس جمهور شكایت می‌برد و پس از آن لابی‌های شناخته شده آژانس را تحت فشار قرار می‌دادند.
* سرمایه گذاری های عربستان در آمریكا
طی دهه 90 آمریكایی ها و اروپایی ها هزینه كمتری را نسبت به آسیایی‌ها برای نفت پرداخت می كردند.
واقعیت این است كه عربستان سعودی در كالاهای آمریكایی سرمایه گذاری كرده است.
كارشناسان نفتی در سپتامبر 2001 در خصوص تفاوت نفت بین بازارهای غربی و آسیایی اطلاعاتی به من دادند. یكی از كارشناسان به من گفت (آسیا به سادگی در حال پرداخت مالیات روی نفت خود است. و هیچگونه كاهش قیمتی در نفت صادر شده به آمریكا وجود ندارد) اینگونه بود كه عربستان فرصتهای بسیاری را برای به دست آوردن سودهای بسیار هنگفت در بازار از دست داد.
اگر سعودی‌ها بعد از ظهر روز یازدهم سپتامبر مقدار كمی از نفت خود را از بازار خارج می كردند، می توانستند از طریق باج گیری از آمریكایی ها به میلیونها دلار پول دست یابند. چنین ماجرایی در سال 1990 روی داد و عربستان سعودی و هم پیمانانش برای جبران روزانه 5 میلیون بشكه نفت عراق و كویت، به بازار جهانی نفت تزریق كردند.
آنها اگر می خواستند قیمت هر بشكه نفت به 100 دلار می رسید و از طریق "توفان صحرا" به سود هنگفتی دست می یافتند. ولی در مقابل با مشكل مالی مواجه شدند، زیرا عربستان سعودی با افزایش فروش نفت سودهای كلانی را از دست داد. البته عربستان می خواست كه آمریكا فراموش نكند كه كدام كشور تأمین كننده اصلی نفت این كشور است. به همین دلیل آمریكا نه تنها به تولید بیشتر نفت مبادرت ورزید، بلكه گوشهای خود را در برابر انتقادهای تند آسیایی‌ها بست.

منبع: موعود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 S M S : 30005825000156         E – mail : INFO@P313.IR

برچسب ها:
آخرین اخبار