امروز : چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶ - 2017 November 22
۰۸:۱۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 61750
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۰۲
تعداد بازدید: 455
به قلم دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی هدف از خلقت انسان رسیدن انسان به کمال متعالی است و همگان می خواهند در این مسر قدم بردارند و....

به قلم دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی 
هدف از خلقت انسان رسیدن انسان به کمال متعالی است و همگان می خواهند در این مسر قدم بردارند و....

می دانیم که در این مسیر هیچ الگویی بهتر و مطمئن تر از ائمه معصومین علیهم السلام نمی‌باشد در این مقاله با بهره گیری از سخنان گهربار پیشوایان دین، به بیان مهم ترین نکاتی می پردازیم که هر انسان مؤمنی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی خود باید به آنها توجه کند.




1.    اصلاح نظام ارتباطی
همه سخنان پیشوایان دین راهگشا، پندآموز و روحافزا هستند و آدمی را در رسیدن به سر منزل مقصود یاری    می پدهند؛ ولی برخی از این سخنان حوزه تأثیرگذاری گستردهتری دارند و چون چراغی فروزنده، همه گستره راهی را كه انسان در مسیر كمال در پیش رو دارد، روشن میسازند. در یكی از كلمات قصار امام علی ـ علیه السلام ـ چنین آمده است:
مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظ.
هر كس رابطه میان خود و خدا را نیكو سازد، خداوند رابطه او را با مردم نیكو سازد و هر كه كار آخرت را به صلاح آورد. خداوند كار او را اصلاح فرماید و هر كس اندرز دهنده خود باشد، خدا بر او نگهبانی گمارد.
حضرت امیر ـ علیه السلام ـ در این كلام كوتاه، ولی بسیار پرمعنا و ارزشمند، از یك سو رابطه انسان با خدا، خود و دیگران و از سوی دیگر، رابطه او را با دنیا و آخرت بیان میكند و تصویر جامعی از نظام ارتباطات اسلامی ارائه میدهد.

الف) رابطه انسان با خدا و دیگران
برخلاف تصوّر بسیاری از ما كه رابطه با خدا را در عرض دیگر روابط اجتماعیمان و گاه حتّی در حاشیه آن تحلیل و ارزیابی میكنیم، امام علی ـ علیه السلام ـ رابطه با خدا را اساس ارتباطات اجتماعی و اصلاح این رابطه را مقدّمه و زمینهساز اصلاح دیگر روابط میداند.
این دیدگاه، دو نتیجه اساسی در پی دارد. نخست اینكه اگر در پی اصلاح رابطه خود با دیگران، اعمّ از پدر و مادر، همسر، فرزندان، خویشان و بستگان، دوستان، همسایگان، همكاران، همشهریها و هممیهنان خود هستیم، باید رابطه خود را با خدا اصلاح كنیم. در این صورت، خداوند، خود رابطه  ما را با دیگران نیكو میسازد.
دوم اینكه، اگر در رابطه اجتماعیمان نقص و خللی احساس میكنیم، باید در درجه نخست، رابطه خود با خدا را وارسی و عیب و نقصهای آن را برطرف كنیم.
هیچ اندیشیدهایم كه چرا مردم، ناخودآگاه مردان خدا و انسانهای شایسته را دوست میدارند و به آنها احترام      میگذارند؟! این نیست مگر به دلیل مهری كه خداوند در دل مردمان نسبت به این بندگان ایجاد میكند.
قرآن کریم در این باره می فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّا.
کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، به زودی [خدای] رحمان برای آنها محبتی در [دل ها] قرار می دهد.


ب) رابطه انسان با دنیا و آخرت
برخی انسانها در مسیر رسیدن به جاه، مال، مقام و موقعيّت اجتماعی و همه آنچه كه از مظاهر فریبنده دنیا به شمار میآید، همه باورها و ارزشها را زیر پا میگذارند و آخرت خود را به قیمت دنیا بر باد میدهند؛ غافل از اینكه اگر در پی اصلاح امر آخرت خود برآیند و در همه فعل و تركشان حساب و كتاب روز جزا را در نظر داشته باشند، خداوند، امر دنیای آنها را هم به بهترین شكل اصلاح میگرداند.
این مطلبی است كه در دومین فراز سخن امیرمؤمنان، علی ـ علیه السلام ـ به آن تصریح شده است.
قرآن كریم نیز در این باره میفرماید:
مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَن يَتَّقِ الله يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا٭ وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ و َمَن يَتَوَكَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ.
و هر كس از خدا پروا كند، [خدا] برای او راه بیرون شدنی قرار میدهد و از جایی كه حسابش را نمیكند، به او روزی میرساند و هر كس بر خدا اعتماد كند، او برای وی بس است.


ج) رابطه انسان با خود و خدا
سومین مطلبی كه در كلام امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ به آن پرداخته شده، موضوع رابطه انسان با خود از یكسو و رابطه او با خدا از سوی دیگر است. براساس این كلام، انسان زمانی میتواند به خوبی با خدا ارتباط برقرار كند و از حفظ و حراست الهی بهرهمند شود كه ابتدا با خود رابطه خوبی برقرار كرده و نظارت مناسبی بر اعمال و رفتار خود داشته باشد.
این همان حالتی است كه مولا علی ـ علیه السلام ـ از آن به عنوان داشتن اندرزگوی درونی تعبیر كرده است؛ یعنی حالتی كه انسان، پیوسته پندار، رفتار و گفتار خود را واكاوی كند و در صورت بروز هرگونه خطا، لغزش و اشتباه، چون اندرزگویی مشفق، نفس خود را نصیحت كند و از سرانجام ناگوار گناه و معصیت برحذر دارد. در این صورت خداوند با گماردن نگهبانی از فرشتگان، او را در افتادن در وادی هلاكت و گمراهی در امان نگه میدارد.

2.    عمل کردن به دانسته ها

بسیاری از ما راه حصول علم و معرفت را منحصر در فراگیری از استاد یا مطالعه كتاب میدانیم و معتقدیم تنها كسانی از فضل و كمال علمی برخوردارند كه استاد بیشتری را درك كرده و كتابهای فزونترین خواندهاند. غافل از اینكه بر اساس آموزههای دینی، راه دست یافتن به علم و معرفت به راههای متداول و مرسوم منحصر نشده و فضل و كمال علمی تنها با نشستن پای درس استاد و خواندن كتاب حاصل نمیشود.
از تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ چنین برمیآید كه عمل كردن به دانستهها، یكی از راههای مهمّ كسب معرفت و تقويّت و نهادینهسازی آن است. در روایتی از امام باقر ـ علیه السلام ـ در این زمینه چنین میخوانیم:
مَنْ عَمِلَ بِمَا يَعْلَمُ عَلَّمَهُ اللَّهُ مَا لَمْ يَعْلَم.
هر كس به آنچه میداند عمل كند، خداوند آنچه را نمیداند به او میآموزد.
این موضوع، ریشه در آیات نورانی «قرآن كریم» دارد. آنجا كه میفرماید:
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ.
سخنان پاكیزه به سوی او بالا میرود و كار شایسته به آن رفعت میبخشد.
علّامه طباطبایی در تفسیر آیه به بررسی رابطه علم و عمل و تأثیر عمل شایسته در رفعت علم پرداخته و مینویسد:
عمل از فروغ علم و آثار آن است، آثاری كه هیچ گاه از آن جدا شدنی نیست. هر چه عمل مكرّر شود، اعتقاد راسختر، روشنتر و در تأثیرش قویتر میگردد.
بر همین اساس، در آموزه های اسلامی، افزون بر دعوت مردم به عمل کردن به دانسته ها، از فراگیری آنچه که تصمیمی برای عمل کردن به آن وجود ندارد نیز نهی شده است. در کلامی از امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ در این زمینه چنین می خوانیم:
إِنَّكُمْ‏ إِلَى‏ الْعَمَلِ‏ بِمَا عَلِمْتُمْ أَحْوَجُ مِنْكُمْ إِلَى تَعَلُّمِ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ.
شما به عمل کردن به آنچه می دانید، نیازمندترید تا دانستن آنچه نمی دانید.
در روایت دیگری در این باره چنین آمده است:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام فَسَأَلَهُ عَنْ مَسَائِلَ فَأَجَابَ ثُمَّ عَادَ لِيَسْأَلَ عَنْ مِثْلِهَا فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام مَكْتُوبٌ فِی الْإِنْجِیلِ لَا تَطْلُبُوا عِلْمَ مَا لَا تَعْلَمُونَ‏ وَ لَمَّا تَعْمَلُوا بِمَا عَلِمْتُمْ فَإِنَّ الْعِلْمَ إِذَا لَمْ يُعْمَلْ بِهِ لَمْ يَزْدَدْ صَاحِبُهُ إِلَّا كُفْراً وَ لَمْ يَزْدَدْ مِنَ اللَّهِ إِلَّا بُعْدا.
مردی خدمت علی بن الحسین[امام سجاد] که درود خدا بر او باد، رسید و از ایشان چند سؤال پرسید و آن حضرت هم پاسخ داد. سپس بازگشت تا سؤال هایی مشابه سؤال های قبلی بپرسد. آنگاه علی بن الحسین[امام سجاد] که درود خدا بر او باد، فرمود: در انجیل نوشته شده است: تا زمانی که به آنچه می دانید عمل نکرده اید، به دنبال دانستن آنچه نمی دانید نباشید؛ زیرا علم، زمانی که به آن عمل نشود، صاحبش را جز کفر نمی افزاید و تنها موجب دوری از خدا می شود.
بنابراین، برای رسیدن به معرفتی ژرف و گسترده درباره آموزههای دینی و دست یافتن به جایگاهی شایسته در معرفت اهل بیت ـ علیهم-السلام ـ به ویژه امام عصر ـ علیه السلام ـ ، جز عمل به دانستههایمان در این زمینهها و التزام عملی بیشتر به آموزههای دینی و سخنان معصومان ـ علیهم السلام ـ چارهای نداریم. بیتردید، كسی كه در حدّ شناخت خود، دستورات امام زمانش را عمل میكند و به آنها پایبند است، روز به روز افقهای روشنتری را در زمینه جایگاه و شأن امام زمان ـ علیه السلام ـ در عالم هستی، مشاهده میكند.



3.    رعایت حقوق اهل ایمان
در آموزه‏های اسلامی، انسان مؤمن از جایگاه و مرتبه بسیار والایی برخوردار بوده و برهیچ چیز به اندازه رعایت حقوق مؤمنان تأكید نشده است، تا آنجا كه در برخی روایات، حرمت مؤمن از حرمت كعبه نیز بالاتر دانسته شده است.
در روایتی كه در همین زمینه از نبيّ اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده است، چنین می‏خوانیم:
رُوِيَ‏ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص نَظَرَ إِلَی الْكَعْبَةِ فَقَالَ مَرْحَباً بِالْبَيْتِ مَا أَعْظَمَكَ وَ أَعْظَمَ حُرْمَتَكَ عَلَی اللَّهِ وَ اللَّهِ لَلْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنْكَ لِأَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ مِنْكَ وَاحِدَةً وَ مِنَ الْمُؤْمِنِ ثَلَاثَةً مَالَهُ وَ دَمَهُ وَ أَنْ يُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السَّوْءِ.
روایت شده است كه پیامبر خدا نگاهی به كعبه كرد و فرمود: آفرین بر تو ای خانه [خدا]، چه عظمتی داری و چقدر حرمت تو در پیشگاه خدا عظیم است!؟ [امّا] سوگند به خدا كه حرمت مؤمن از تو عظیم‏تر است؛ زیرا خداوند، تو را تنها از یك جهت محترم داشته است، ولی مؤمن را از سه جهت: مال او، خون او و اینكه به او گمان بد برده شود.
از پیشوایان معصوم دین ـ علیهم السلام ـ روایات فراوانی درباره حقوق اهل ایمان نقل شده است که کامل ترین آنها روایتی است که امام علی ـ علیه السلام ـ از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل کرده است. در این روایت چنین می خوانیم:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ لِلْمُسْلِمِ عَلَی أَخِیهِ ثَلَاثُونَ حَقّاً لَا بَرَاءَةَ لَهُ مِنْهَا إِلَّا بِالْأَدَاءِ أَوِ الْعَفْوِ يَغْفِرُ زَلَّتَهُ وَ يَرْحَمُ عَبْرَتَهُ وَ يَسْتُرُ عَوْرَتَهُ وَ يُقِیلُ عَثْرَتَهُ وَ يَقْبَلُ مَعْذِرَتَهُ وَ يَرُدُّ غِیبَتَهُ وَ يُدِیمُ نَصِیحَتَهُ وَ يَحْفَظُ خُلَّتَهُ وَ يَرْعَی ذِمَّتَهُ وَ يَعُودُ مَرْضَتَهُ وَ يَشْهَدُ مَيْتَتَهُ وَ يُجِیبُ دَعْوَتَهُ وَ يَقْبَلُ هَدِيَّتَهُ وَ يُكَافِئُ صِلَتَهُ وَ يَشْكُرُ نِعْمَتَهُ وَ يُحْسِنُ نُصْرَتَهُ وَ يَحْفَظُ حَلِیلَتَهُ وَ يَقْضِی حَاجَتَهُ وَ يَشْفَعُ مَسْأَلَتَهُ وَ يُسَمِّتُ عَطْسَتَهُ وَ يُرْشِدُ ضَالَّتَهُ وَ يَرُدُّ سَلَامَهُ وَ يُطَيِّبُ كَلَامَهُ وَ يُبِرُّ إِنْعَامَهُ وَ يُصَدِّقُ أَقْسَامَهُ وَ يُوَالِی‏ وَلِيَّهُ (وَ لَا يُعَادِ) وَ يَنْصُرُهُ ظَالِماً وَ مَظْلُوماً فَأَمَّا نُصْرَتُهُ ظَالِماً فَيَرُدُّهُ عَنْ ظُلْمِهِ وَ أَمَّا نُصْرَتُهُ مَظْلُوماً فَيُعِینُهُ عَلَی أَخْذِ حَقِّهِ وَ لَا يُسْلِمُهُ وَ لَا يَخْذُلُهُ وَ يُحِبُّ لَهُ مِنَ الْخَيْرِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ يَكْرَهُ لَهُ مِنَ الشَّرِّ مَا يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ ع سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَدَعُ مِنْ حُقُوقِ أَخِیهِ شَيْئاً فَيُطَالِبُهُ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَيُقْضَی لَهُ وَ عَلَيْهِ.
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «هر مسلمان بر برادر مسلمان خود سی حق دارد كه تنها با ادا كردن آنها یا گذشت صاحب حق، از دوش او برداشته می شود:
[1] خطاهای او را ببخشد؛ [2] بر سرشك او ترحّم كند؛ [3] عیوبش را بپوشاند؛ [4] از لغزش او درگذرد؛ [5] پوزش او را بپذیرد؛ [6] بدگویی‏هایی را كه درباره او می‏شنود، رد كند؛ [7] پیوسته اندرزگو و خیرخواه او باشد؛ [8] بر دوستی او ثابت قدم باشد؛ [9] بر عهد و پیمانی كه با او دارد، وفادار بماند؛ [10] به هنگام بیماری او به دیدارش برود؛ [11] در تشییع جنازه‏اش حاضر شود؛ [12] دعوت او را اجابت كند؛ [13] هدیه‏اش را بپذیرد؛ [14] نیكی و احسان او را پاسخ گوید؛ [15] قدرشناس نعمت او باشد؛ [16] او را به نیكویی یاری كند؛ [17] همسر و خانواده او را سرپرستی كند؛ [18] نیازمندی او را برآورده سازد؛ [19] به درخواست او پاسخ‏گو باشد؛ [20] در هنگام عطسه [با گفتن جمله «یرحمَكَ الله‏»] برای او دعا كند؛ [21] او را در یافتن گم‏شده‏اش راهنمایی كند؛ [22] سلامش را پاسخ گوید؛ [23] با او به خوبی صحبت كند؛ [24] لطف و احسان او را ارج نهد؛ [25] سوگندهای او را تصدیق كند؛ [26] با دوست او دوستی كند؛ [27] با او به دشمنی برنخیزد [با دشمنان او دشمنی كند]؛  [28] او را در هر حال یاری كند، خواه ستمگر باشد و خواه ستم‏دیده، امّا یاری او در حالی كه ستم می‏كند، به این است كه او را از ستم بر حذر دارد و اما یاری او در حالی كه مورد ستم واقع شده، به این است كه او را در گرفتن حقش یاری كند؛ [29] او رابه حال خود وامگذارد و از یاری‏اش فروگذاری نكند؛ [30] آنچه از خوبی‏ها برای خود می‏پسندد، برای او هم بپسندد و آنچه از بدی‏ها كه برای خود نمی‏پسندد، برای او نیز نپسندد.»
سپس امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ شنیدم كه آن حضرت می‏فرمود: در روز قیامت، برادر مسلمان شما كه حقی از حقوق او را ادا نكرده‏اید، در پیشگاه خداوند، حقّ خود را مطالبه می‏كند و خداوند نیز به نفع او و به ضرر شما حكم خواهد كرد.
روایات یاد شده دو نکته را بر ما روشن می سازد: نخست ضرورت شناخت حقوق، تعهدها و مسئولیت‏های سنگینی كه هریك از ما در برابر افراد جامعه خود داریم و دوم اهمیت ادای این حقوق، تعهدها و مسئولیت ها برای رسیدن به نجات و رستگاری. امیدواریم که خداوند به همه ما توفیق شناخت کامل حقوق خواهران و برادران ایمانی مان و ادای شایسته آنها را ارزانی فرماید.

4.    رعایت حقوق پدر و مادر
یكی از مهمترین شاخههای حقوق متقابل اجتماعی، حقوق پدر و مادر و فرزندان است. در این شاخه از حقوق، وظایف و تكالیف متعدّدی برای فرزندان و همچنین پدران و مادران برشمرده شده كه عمل به آنها رمز بقا و پایداری كانون خانواده است. در اینجا با بهرهگیری از روایات معصومان ـ علیهم السلام ـ به برخی از این حقوق اشاره میكنیم.

الف) حقوق پدر و مادر
«قرآن كریم» به حقوق پدر و مادر بلافاصله پس از حقوق پروردگار توجّه كرده است و در این باره میفرماید:
وَقَضَی رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِیمًا.
و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان كنید اگر یكی از آن دو یا هر دو در كنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها [حتی] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنی شایسته بگوی.
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ نیز به حقوق والدین توجّه ویژهای داشته و در سخنان خود بر آن بسیار تأكید كردهاند تا آنجا كه امام سجّاد ـ علیه السلام ـ در دعا برای والدین خود میفرماید:
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَهَابُهُمَا هَيْبَةَ السُّلْطَانِ الْعَسُوفِ، وَ أَبَرُّهُمَا بِرَّ الْأُمِّ الرَّءُوفِ، وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوَالِدَيَّ وَ بِرِّی بِهِمَا أَقَرَّ لِعَيْنِی مِنْ رَقْدَةِ الْوَسْنَانِ، وَ أَثْلَجَ لِصَدْرِی مِنْ شَرْبَةِ الظَّمْآنِ حَتَّی أُوثِرَ عَلَی هَوَايَ هَوَاهُمَا، وَ أُقَدِّمَ عَلَی رِضَايَ رِضَاهُمَا وَ أَسْتَكْثِرَ بِرَّهُمَا بِی وَ إِنْ قَلَّ، وَ أَسْتَقِلَّ بِرِّی بِهِمَا وَ إِنْ كَثُر.
بارخدایا! مرا چنان گردان كه از پدر و مادرم بترسم، مانند ترسیدن از سلطان بیرحم و با آنان مثل یك مادر مهربان، خوشرفتار باشم و فرمانبرداری و نیكوكاریم به آنان را برای دیدگانم لذّتبخشتر از خواب شخص بسیار خسته خواب گرفته از آن میبرد و برای سینهام گواراتر از نوشیدن آبی كه تشنه كام مینوشد، قرار ده تا دلخواه آنان را بر دلخواه خود برگزینم.
برای روشنتر شدن موضوع، در اینجا به گزیدهای از روایاتی كه در زمینه حقوق پدر و مادر وارد شدهاند، اشاره     میكنیم:

یک ـ حقوق پدر
امام سجّاد ـ علیه السلام ـ در این باره میفرماید:
وَ أَمَّا حَقُّ أَبِیكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ أَصْلُكَ وَ أَنَّهُ لَوْلَاهُ لَمْ تَكُنْ فَمَهْمَا رَأَيْتَ فِی نَفْسِكَ مِمَّا يُعْجِبُكَ فَاعْلَمْ أَنَّ أَبَاكَ أَصْلُ النِّعْمَةِ عَلَيْكَ فِیهِ فَاحْمَدِ اللَّهَ وَ اشْكُرْهُ عَلَی قَدْرِ ذَلِكَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه.
امّا حقّ پدرت، این است كه بدانی او اصل و ریشه توست؛ زیرا اگر او نبود تو هم نبودی، پس هر خصلت خوشایندی كه در خود دیدی بدان كه منشأ و ریشه آن نعمت در وجود تو، پدرت میباشد. بنابراین، خدا را بستای و برای آن نعمت از پدرت سپاس گزار باشد. ولا قوه الّا بالله.
از امام صادق ـ علیه السلام ـ نیز در این باره چنین نقل شده است:
يَجِبُ لِلْوَالِدَيْنِ عَلَی الْوَلَدِ ثَلَاثَةُ أَشْيَاءَ شُكْرُهُمَا عَلَی كُلِّ حَالٍ وَ طَاعَتُهُمَا فِیمَا يَأْمُرَانِهِ وَ يَنْهَيَانِهِ عَنْهُ فِی غَيْرِ مَعْصِيَةِ اللَّهِ وَ نَصِیحَتُهُمَا فِی السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَه.
پدر و مادر را بر فرزند سه حق است: در همه حال شكرگزار آنان باشد، در هرچه به او امر و نهی میكنند، به جز در معصیت خدا، اطاعتشان كند و در نهان و آشكار خیرخواه آنان باشد.




دو ـ حقوق مادر
در روایات به حقوق مادر، بسیار بیشتر از حقوق پدر توجّه شده است. روایت زیر كه از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده، شاهدی بر این مدّعاست:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَی النَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ أَبَرُّ قَالَ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ‏ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ قَالَ أَبَاكَ.
مردی خدمت پیامبر که درود خدا بر او و خاندانش باد، آمد و عرض كرد: ای رسول خدا! به چه كسی نیكی كنم؟ فرمود: «به مادرت.» عرض كرد: سپس به چه كسی؟ فرمود: «به مادرت.» عرض كرد: بعد از او به چه كسی؟ فرمود: «به مادرت.» عرض كرد: سپس به چه كسی؟ فرمود: «به پدرت».
امام سجّاد ـ علیه السلام ـ در بخشی از رساله حقوق خود، درباره حقوق مادر میفرماید:
وَ أَمَّا حَقُّ أُمِّكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا حَمَلَتْكَ حَيْثُ لَا يَحْتَمِلُ أَحَدٌ أَحَداً وَ أَعْطَتْكَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِهَا مَا لَا يُعْطِی أَحَدٌ أَحَداً وَ وَقَتْكَ بِجَمِیعِ جَوَارِحِهَا وَ لَمْ تُبَالِ أَنْ تَجُوعَ وَ تُطْعِمَكَ وَ تَعْطَشَ وَ تَسْقِيَكَ وَ تَعْرَی وَ تَكْسُوَكَ وَ تَضْحَی وَ تُظِلَّكَ وَ تَهْجُرَ النَّوْمَ لِأَجْلِكَ وَ وَقَتْكَ الْحَرَّ وَ الْبَرْدَ لِتَكُونَ لَهَا فَإِنَّكَ لَا تُطِیقُ شُكْرَهَا إِلَّا بِعَوْنِ اللَّهِ وَ تَوْفِیقِهِ.
و امّا حقّ مادرت بر تو، این است كه بدانی او تو را  در جایی حمل كرده است كه هیچ كس، دیگری را حمل نمیكند و از میوه دلش به تو داد كه احدی به دیگری نمیدهد و تو را با تمام اعضایش حفظ كرد و اهمّیتی نمیداد كه خود گرسنه باشد، امّا تو سیر باشی و خود تشنه باشد، امّا تو را سیراب كند و خود برهنه باشد، امّا تو را بپوشاند و خود در زیر آفتاب باشد، امّا تو را سایه افكند و به خاطر تو خواب را بر خود حرام سازد و از گرما و سرما نگاهت دارد، تا تو را داشته باشد و از دست ندهد. بنابراین، تو جز با كمك و توفیق الهی، از پس قدردانی او برنمیآیی.
سخن خود درباره حقوق پدر و مادر را با این سخن پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ به پایان می بریم که فرمود:
‏ مَنْ‏ سَرَّهُ‏ أَنْ‏ يُمَدَّ لَهُ فِی عُمُرِهِ وَ يُبْسَطَ فِی رِزْقِهِ فَلْيَصِلْ أَبَوَيْهِ فَإِنَّ صِلَتَهُمَا طَاعَةُ اللَّهِ وَ لْيَصِلْ ذَا رَحِمِهِ. وَ قَالَ‏ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ تُهَوِّنَانِ الْحِسَابَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ «الَّذِینَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ‏»  صِلُوا أَرْحَامَكُمْ وَ لَوْ بِسَلَامٍ.
هرکس می خواهد عمرش دراز و روزی اش بسیار شود، به پدر و مادرش نیکی کند؛ زیرا نیکی به آنها اطاعت از خداست، و همچنین با بستگان خود نیکی کند. و فرمود: نیکی به پدر و مادر و پیون با بستگان حساب [روز رستاخیز] را آسان می کنند. سپس این آیه را خواند: « و آنان که آنچه را خدا به پیوستنش فرمان داده می پیوندند و از پروردگارشان می ترسند و از سختی روز حساب بیم دارند» پیوند با خویشاوندانتان را حفظ کنید ولو با یک با سلام.




5.    رعایت  حقوق فرزندان
در آموزههای اسلامی، هیچ حقّ یك سویه وجود ندارد و جز حقّ خدای متعال همه حقوق، دو جانبه و متقابل است. از این رو، در این آموزهها، همچنانكه حقوقی برای والدین در نظر گرفته شده، حقوقی هم برای فرزندان معيّن گشته است. در اینجا به برخی از آنها اشاره میكنیم.
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این باره میفرماید:
حَقّ الوَلَدِ علی والِدِهِ أن یعَلِّمَهُ الکتابَةّ، السَّباحِه، و الرِّمایهَ، وَ أن لایرزُقَهُ إلّا طَیباً.
حقّ فرزند بر پدرش این است كه او را سواد و شنا و تیراندازی بیاموزد و جز روزی حلال خوراك او نكند.
از امام علی ـ علیه السلام ـ نیز در این زمینه چنین نقل شده است:
حَقُّ الْوَلَدِ عَلَی الْوَالِدِ أَنْ يُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ يُحَسِّنَ أَدَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ الْقُرْآن‏.
حقّ فرزند بر پدر این است كه نام نیكو روی او بگذارد، او را نیكو تربیت كند و قرآن را به او بیاموزد.
همچنین در رساله حقوق امام سجّاد ـ علیه السلام ـ در این باره چنین میخوانیم:

أَمَّا حَقُّ وَلَدِكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ مِنْكَ وَ مُضَافٌ إِلَيْكَ فِی عَاجِلِ الدُّنْيَا بِخَيْرِهِ وَ شَرِّهِ وَ أَنَّكَ مَسْئُولٌ عَمَّا وُلِّیتَهُ بِهِ مِنْ حُسْنِ الْأَدَبِ وَ الدَّلَالَةِ عَلَی رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَعُونَةِ لَهُ عَلَی طَاعَتِهِ فَاعْمَلْ فِی أَمْرِهِ عَمَلَ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ مُثَابٌ عَلَی الْإِحْسَانِ إِلَيْهِ مُعَاقَبٌ عَلَی الْإِسَاءَةِ إِلَيْه.
و امّا حقّ فرزند تو این است كه بدانی او از توست و در نیك و بد این جهان پیوسته به تو. و تو به حكم ولایتی كه بر او داری، در آداب نیك آموختن و شناساندن خدای ـ عزّوجل ـ و كمك كردن وی بر طاعت خدا مسئول او هستی. پس در كار او همچون كسی باش كه میداند در نیكویی وی را پاداش و در بدی او را كیفر میدهد.
ناگفته نماند که در آموزه های اسلامی هم چنانکه بر نیکی به پدر و مادر تأکید شده بر نیکی به فرزندان هم تأکید شده و در کتاب الکافی  نیز بابی به روایات وارد شده در این زمینه اختصاص یافته است.  در یکی از روایات، از امام صادق ـ علیه السلام ـ چنین نقل شده است:
قَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ مَنْ أَبَرُّ قَالَ وَالِدَيْكَ قَالَ قَدْ مَضَيَا قَالَ بَرَّ وَلَدَكَ.

مردی از انصار به آن حضرت عرض کرد: به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به پدر و مادرت. عرض کرد: آنها از دنیا رفته اند. فرمود: به فرزندانت.

این مقاله ادامه دارد ...

. نهج البلاغه، ترجمة: محمّد مهدي فولادوند، مواعظ (كلمات قصار)، ش 89، ص 483.

  1. . سوره مريم(19)، آيه 96.. سورة طلاق (65)، آيات 2 و 3.
  2. . بحارالأنوار، ج 75، ص 189، ح 44.
  3. . سورة فاطر (35)، آية 10.
  4. . سيّد محمّد حسين طباطبايي، تفسير الميزان، ترجمه: سيّد محمّدباقر موسوي همداني، ج 17، ص 29.
  5. . غرر الحكم و درر الكلم، ج3، ص 60 ، ح 3826 .
  6. . الكافي، ج1، ص44و45، ح4.
  7. . بحارالانوار، ج 67، ص 71، ح 39.
  8. . محمد بن  حسن (شيخ حر عاملي)، تفصيل وسائل الشّيعه، ج 12، ص 212، ح 24، به نقل از: محمّد بن علي الكراجكي، كنزالفوائد، ص141.
  9. . در مأخذ اصلّي نقل اين حديث كنز الفوائد عبارت به اين‏گونه آمده است.
  10. . براي مطالعه تفصيلي حقوق يادشده ر.ک: ابراهيم شفيعي سروستاني، حقوق مؤمنان از ديدگاه خاتم پيامبران صلّي¬ الله عليه و آله.¬
  11. . سورة اسراء (17)، آية 23.
  12. . الصحيفه السجاديه، ص 116، دعاي 24؛ محمّد محمّدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج 14، ص 7093، ح 22681.
  13. . بحارالانوار، ج 71، ص 6، ح 1؛ ميزان الحکمه، ج 14، ص 7103، ح 22728.
  14. . تحف العقول، ص 322؛ ميزان الحکمه، ج 14، ص 7103، ح 22727.
  15. . الکافي، ج 2، ص 159، ح 9؛ ميزان الحکمه، ج 14، ص 7095، ح 22693.
  16. . بحارالانوار، ج 71، ص 6، ح 1؛ ميزان الحکمه، ج 14، ص 7095-7097، ح 22694.
  17. . سوره رعد( 14)، آيه 21.
  18. . بحار الأنوار ، ج71، ص 85.
  19. . کنزالعمال، ح 45340؛ ميزان الحکمه، ج 14، ص 7103، ح 22734.
  20. . نهج‌البلاغه، کلمات قصار، 399؛ ميزان الحکمه، ج 14، ص 7103، ح 22735.
  21. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     S M S : 30005825000156         E – mail : INFO@P313.IR

برچسب ها:
آخرین اخبار