امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۰۲:۵۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 62065
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۰۹
تعداد بازدید: 53
شهر وبلاگ‌ها ساکنانی خوش‌نشین دارد، فقط کافیست تا چند روزی را میهمان اهالی میهمان‌نواز این شهر شوی؛ هر خانه با چراغی روشن، خود را برای پذیرایی از ...

شهر وبلاگ‌ها ساکنانی خوش‌نشین دارد، فقط کافیست تا چند روزی را میهمان اهالی میهمان‌نواز این شهر شوی؛ هر خانه با چراغی روشن، خود را برای پذیرایی از میهمانان آماده کرده است.

اگرچه زبان مردم این شهر با هم تفاوت دارد اما صدایشان یکی است؛ این شهر هر روز شلوغ‌تر می‌شود؛ افرادی خانه‌ها‌ی شان را رها می‌کنند اما تعداد بیشتری به قصد بنا کردن منزل جدید راهی این شهر می‌شوند.

مردم، مهربانی‌ها و تجربه‌هایشان را بدون اندکی توقع با همشهری‌های خود به اشتراک‌ می‌گذارند؛ اینجا در بیان بایدها، رودربایستی معنا ندارد و در هیچ خانه‌ای به روی میهمان بسته نیست.

سرویس فضای مجازی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، هر سه‌شنبه منتخب مهم‌ترین و بهترین مطالب وبلاگ‌نویسان کشور را در قالب گزارش «سه‌شنبه‌های وبلاگی» در معرض دید مخاطبان این خبرگزاری قرار می‌دهد.

این هفته استتثناً سه‌شنبه‌های وبلاگی در روز چهارشنبه تقدیم حضور می‌شود.
 
 
بزرگترین جشن تولد جهان!



همه دعوتند، خودشان هم میهمانند و هم میزبان؛ بزرگترین جشن تولد جهان برقرار است؛ وبلاگ پابرهنگان از این قرار همیشگی نوشت: «قرار است 35 سالگی ایران را جشن بگیریم؛ 35 سال مبارزه پیروزمندانه با فتنه‌های عظیم از مجاهدین خلق و شبه کودتای سال 78 گرفته تا توطئه تقلب در انتخابات سال 88.»

ادامه مطلب
 
 
روزهای انقلاب و جنگ و رسانه‌ای به نام «دیوار»




باید صدایشان را به یکدیگر می‌رساندند، دستانشان خالی بود نه رسانه مکتوب و نه تصویری، باید کاری می‌کردند، دیوارها شدند بزرگترین بیلبورد تبلیغاتی و حنجره‌ای برای رساندن پیامشان به یکدیگر، حالا فقط کافی بود که یک قوطی  یا اسپری رنگ داشته باشند، تمام دیوارهای شهر را با آرمان‌هایشان نقاشی می‌کردند؛ وبلاگ سپهر حزب‌الله نگاهی داشت به آن روزها: «دیوار نوشت‌ها را می‌توان مردمی‌ترین رسانه برای انتقال پیام در سال‌های انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نامید؛ این رسانه توسط مردم انتخاب و محتوای شعارها توسط آنان تولید شد و جامعه هدف و مخاطب این رسانه نیز خود مردم بودند.»

ادامه مطلب
 
 
از سربلندی در آزمونی سخت خوشحالم/ آرزویم روا شد و دیدم؛ مَشک خالی چقدر سنگین است
 



این وبلاگ دیگر بروز نمی‌شود؛ سیدعلیرضا ستاری دلتنگی‌هایش را در وبلاگ دیوانگی می‌نوشت؛ شهید ستاری به روایت خودش در وبلاگ دیوانگی: «امدادگر هلال احمر هستم که در روز عاشورای حسینی توسط کوفیان تهران مورد ضرب و جرح و پس از آن انواع شکنجه وحشیانه قرار گرفت و اینک ... ولی خوشحال از سربلندی در برابر بهترین دوستش خدا، در این آزمون سخت.»

ادامه مطلب
 
 
خالق بزرگترین انقلاب آخرالزمانی تاریخ




«این انقلاب بی‌نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست»؛ حتی اگر تقویم بگوید 24 سال است که دیگر او در بین ما نیست، وبلاگ بیم موج از راز این ماندگاری نوشت: تمام چشم‌های تیزبین دنیا در حیرت مانده بود که چگونه پیرمردی 90 ساله بر قلب‌ها و روح‌های جوانان یک سرزمین ده‌ها میلیونی حاکمیت دارد! ماه بهمن بیش از هر چیز بوی خمینی(ره) می‌دهد.

ادامه مطلب
 
لحظه‌های صبوری‌ات را قدر بدان/ این‌ بار تن به اسارت آل‌الله نخواهیم داد




نامه‌ای از شهید مدافع حرم «محمودرضا بیضائی» به همسر صبورش؛ از سوریه به ایران؛ تنها یک کاغذ و یک قلم در عصر ارتباطات کافیست تا روایتی از ...

«اگر بدانی صبرت چقدر در این زمان حساس در صیانت از حریم آل‌الله قیمت دارد، لحظه به لحظه آن را قدر می‌شمردی؛ حقیقتاً در مسیر تحقق وعده بزرگ الهی قرار گرفته‌ایم؛ هم من، هم تو.»

ادامه مطلب
 
مگر مملکت بدون شاه می‌شود؟




وبلاگ حقیقت محض از روزگاری نوشت که بسیاری غیرممکن می‌دانستند مقابله با 2 هزار و 500 سال سلطنت را: «روزی می‌گفتند مگر مملکت بدون شاه می‌شود؟ مگر مشت خالی را توان مقابله با گلوله هست؟ چه شد که محمدرضا کاخ استبدادش فرو ریخت و از چشم هم‌پیالگانش فروافتاد و با ذلت و خواری عمر منحوسش به پایان رسید؟».

ادامه مطلب
 
آیا انقلاب بهمن 57 ربوده شد؟




رهبر انقلابیون امام خمینی(ره) بود اما عده‌ای چیز دیگری می‌گفتند و وقتی کم می‌آوردند نقاب به چهره می‌زدند؛ وبلاگ آهستان در این خصوص آورد: «بسیاری از افراد برای اینکه از قافله ملت و انقلاب عقب نمانند، مجبور بودند رهبری امام خمینی (ره) را بپذیرند؛ با این حال، بعد از پیروزی انقلاب، برخی گروه‌ها مدعی شدند که انقلاب توسط روحانیون از صاحبان اصلی آن ربوده شده است!».

ادامه مطلب
 
تکانم داد این تقدیر، اما من نفهمیدم




جدیدترین سروده محمدرضا طاهری را در وبلاگ دریای گوشه‌گیر می‌خوانیم: «هراس و حسرت و اندوه و یک خروار نفرین را/ چه مشکل می‌کشی بر دوش خود این بار سنگین را!/ تکانم داد این تقدیر، اما من نفهمیدم/ شبیه مرده‌هایی که نمی‌فهمند تلقین را.»

ادامه مطلب
 
 
وبلاگ خود را به ما معرفی کنید

بازگشت به صفحه نخست گروه فضای مجازی
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار