امروز : شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 25
۰۹:۰۳
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 62508
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ - ساعت ۱۹:۰۱
تعداد بازدید: 193
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نشست «هایدگر و فلسفه معاصر ایران» ظهر امروز (29 بهمن) با حضور بیژن ...

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، نشست «هایدگر و فلسفه معاصر ایران» ظهر امروز (29 بهمن) با حضور بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه و نویسنده کتاب «هایدگر در ایران»، سیاوش جمادی مترجم آثار هایدگر در ایران، مسعود زمانی، شهرام پازوکی و سیدرضا موسوی از اساتید حوزه فلسفه در تالار کمال دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد.

در این نشست بیژن عبدالکریمی درباره ضرورت توجه به هایدگر که به عنوان مهمترین مسئله کتاب «هایدگر در ایران» هم مدنظر است، توضیح داد: این کتاب برای این نوشته شده تا ما به ره گذر تاریخی خود از هایدگر در ایران بیاندیشیم و به چگونگی حضور او در ایران بپردازیم، البته حول این مباحث پرسش‌هایی نیز مطرح شده از جمله ضروری‌ترین آنها این است که چگونه ایرانیان در جهان معاصر می‌توانند به درک شایسته از جهان هستی برسند تا به تعارضات درونی و برونی خود در این شرایط وحدت بخشند؟ آیا هایدگر و دیگران به ما در رهایی از این تعارضات یاری رساندند یا ذهنیت ما را آشفته‌تر کردند؟

* دو ویژگی منحصر به فرد هایدگر

وی با بیان اینکه به اعتقادش تفکر هایدگر می‌تواند آیینه‌ای باشد تا هویت کنونی و تاریخی خود را در آن ببینیم و ارزیابی کنیم، افزود: تفکر هایدگر دو ویژگی بنیادین دارد که او را از بین دیگر متفکران غربی منحصر به فرد کرده است؛ نخست هایدگر بی‌تردید از رادیکال‌ترین متفکران غرب بوده و بنیادی‌ترین نقادی را به سنت متافیزیک غرب داشته است و نکته دوم در تفکر او مقولاتی عرضه می‌شود که امکان دفاع از سنت‌های غیر متافیزیکی را دارد.

عبدالکریمی با اشاره به اینکه آبشخور اصلی تفکر هایدگر گفتمان غربزدگی است که این گفتمان از مهمترین گفتمان‌های اندیشه‌ورزی ما در دوران معاصر بوده است، اظهار داشت: هایدگر از آبشخورهای اصلی مکتب فرانفکورت بود، این گفتمان بر فکر ما تأثیر زیادی داشت، نمونه شاخص این تأثیر در مرحوم شریعتی حوزه نقد انسان تک ساحتی دیده می‌شود. گفتمان غرب زدگی گفتمانی بود که در قدرت سیاسی بعد از انقلاب نقش اساسی داشت و این گفتمان امروز یکی از مهمترین گفتمان‌هایی است که قدرت سیاسی بدان تمسک می‌جوید.

*جریان تغییر رویکرد ایرانیان درباره اندیشه هایدگر

وی در ادامه افزود: بعد از انقلاب اسلامی گفتمان غربزدگی ایدئولوژیک شد و این گفتمان در جلال آل احمد به مبارزه با غرب‌زدگی تبدیل شد و این اندیشه ابزاری برای پهلوی‌ها شد. در نهایت غربزدگی تبدیل به مبارزه با فوکولیسم شد، نحوه مواجه گفتمان سیاسی با گفتمان غربزدگی در یک دوره‌ای با هم عجین و با نوعی رجزخوانی سیاسی و بی محتوای فرهنگی رویکردی خود محورانه به همراه آورد همه این جریانات باعث شد تا در بین نسل جوان و روشنفکر نوعی خشم،‌ انزجار و حالت تهوع عمومی نسبت به گفتمان غرب و آبشخور اصلی آن یعنی هایدگر صورت گیرد و سپس گفتمان غربزدگی کاملاً به ضد خود تبدیل و همین عاملی برای مهاجرت بسیاری جوانان ایرانی به دیگر کشورها شد.

وی با تأکید بر اینکه امروزه اگر ما نگاهی به سنت داشته باشیم پیشاپیش محکوم هستیم چون آن را آب ریختن به آسیاب فضای فرهنگی تهوع‌آوری می‌دانند که این خشم و کینه را نسبت به گفتمان غربزدگی در آنها بیدار کرده است، افزود: همین فضا باعث شده عده‌ای روشنفکران ما ناخودآگاه دست به نقد هایدگر بزنند، به قرون هفده تا نوزده بازگردند امروز تأخر تاریخی وصف صرفاً سنت‌گرایان نیست، دانشگاه و روشنفکران ما هم از آسیب تأخر تاریخی رنج می‌برند.

*مخالفان تفکر هایدگر

این استاد و منتقد فلسفی در پاسخ به سؤال خود که کدام جریانات نمی‌توانند با هایدگر ارتباط برقرار کنند، گفت: کسانی که در عقل ابتدائی مانده‌اند فلسفه برایشان جدی نیست و اسیر مباحثی شده‌اند و گروه دوم کسانی که حتما کینه دارند و شیفتگان عقلانیت جدیدند دائم از امکان پرسشگری می‌گویند و معتقدند که باید تفکر و پرسش را جدی گرفت اما هرگونه پرسشگری درباره عقل را نفی می‌کنند. به خاطر می‌آورم که یک بار به رضا داوری‌اردکانی گفتم نوشته‌های شما نسبت به دهه شصت بسیار تفاوت پیدا کرده است آن دوره نوشته‌هایتان بوی ایدئولوژیک می‌داد، او پاسخ داد که مگر گذر از ایدئولوژی کار آسانی است؟ این یک حقیقت است که همه ما مدعی گذر از آن هستیم ولی در جای خود ایستاده‌ایم.

*نقد در جامعه ما در بستر انحطاط صورت می‌گیرد

وی با بیان اینکه افرادی می‌توانند با اندیشه هایدگر ارتباط برقرار کنند که شیفته عقل مدرن نباشند و فلسفه و متافیزیک برایشان مهم باشد، توضیح داد: قهرمان اصلی قصه هایدگر در ایران فردید است البته جامعه ما نمی‌تواند با فردید ارتباط برقرار کند و دلیلش این است که ما اسیر انحطاط هستیم و این انحطاط تا استخوان وجود ما را گرفته است، دانشگاه و روشنفکران ما تلاش دارند انحطاط را از بین ببرند ولی هنوز چشمشان بر انحطاط خود کور است. انحطاط از نابودی هولناک‌تر است جامعه و روشنفکران ما دو قرن دیر با نیروی عقل نقاد آشنا شدند ولی امروز نقد ما در بستر انحطاط صورت می‌گیرد چرا که ما عقده گرایانه از نقد استفاده می‌کنیم.

عبدالکریمی با تأکید بر اینکه با نقد مخالف نیست ولی اعتقاد دارد که وقتی همه چیز خراب می‌شود چه چیز را باید بسازیم، گفت: چند نوع نقد روانشناختی، عقده‌گشایانه، خود مطرح بینی و خراب کردن بقیه در جامعه وجود دارد ما امروز اسیر نقدهای ویران گر مخرب هستیم لذا در کشور ما نقدها به لحاظ متافیزیکی به سمت نهیلیسم و آنارشیسم سوق پیدا کرده است.

وی در پایان با اشاره به اینکه نباید دست مایه‌های سنتی خود را از یاد ببریم توضیح داد: خود غرب هم از هرجا که صحبت می‌کند به افلاطون و ارسطو منتهی می‌شود ما در فضای تفکر غرب نفس می‌کشیم اینها نشانه انحطاط است.

انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار