امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۰۶:۳۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 62629
تاریخ انتشار: ۱ اسفند ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۲۱
تعداد بازدید: 154
از هر مثلِ من، تا تو که بی‌نهایتی، طریقی است برای طی شدن که اگر  این طریق نبود، دلیلی نبود برای دلالت یافتن بی سر و پا دلی که به تو دلالت ...

از هر مثلِ من، تا تو که بی‌نهایتی، طریقی است برای طی شدن که اگر  این طریق نبود، دلیلی نبود برای دلالت یافتن بی سر و پا دلی که به تو دلالت یافت و با این دلالت حفظ شد!

سم الله الرحمن الرحیم

 

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ (1)وَ ما أَدْراکَ مَا الطَّارِقُ (2)النَّجْمُ الثَّاقِبُ (3)إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْها حافِظٌ (4)فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ (5)خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ (6)یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ (7)إِنَّهُ عَلى‏ رَجْعِهِ لَقادِرٌ (8)یَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ (9)فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ (10)وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ (11)وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ (12)إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ (13)وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ (14)إِنَّهُمْ یَکیدُونَ کَیْداً (15)وَ أَکیدُ کَیْداً (16)فَمَهِّلِ الْکافِرینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً (17)

 

از هر مثلِ من، تا تو که بی‌نهایتی، طریقی است برای طی شدن که اگر  این طریق نبود، دلیلی نبود برای دلالت یافتن بی سر و پا دلی که به تو دلالت یافت و با این دلالت حفظ شد!

 

نمی دانم از کی با من بوده‌ای اما من خلاصه‌ام در نطفه‌ای که با خیال تو طی شد! خیالت را که از من برداری افشا می‌شود که نیستم و چگونه می‌توان اطلاق بودن کرد به کسی که همه قوت و ناصرش برای بودن، تصوّر تو بوده است. اگر به چشم رسید این نطفه و اگر گوش و قلب یافت این ماء دافق، و اگر دست و پا پیداکرد، همه از صورت خیال تو بود.

 

 خیال تو آسمان من است آنجا که قسم مؤکد است به امکان پیوسته رفتن و بازگشتن ازتو به تو؛ و این کثرت رفت و برگشت در خیال توست، که نطفه‌ بی‌مقداری را آسمانی کرد!   

 

خیال تو همه من است که همه چیزِ من به وقت مرگ جیفه‌ای نیست که تا اعماق زمین پایین برود و در تنهایی بپوسد.  در قبر هم این خیال توست که طریقی می‌سازد از من تا به تو   که خدای تعالی فرمود: والارض ذات الصدع 

 

خیال تو که با من است بیمی از آبرو ندارم که من از خیال توکفن بافته‌ام و به فصل روییدن در رستاخیز خیال توست که پوشیده و محفوظ برمی‌خیزم!

 

خیال تو زبان من است و به تعلیم خیال تو زبانم گشوده شد و قول و کلام تو بود که مسیرخیال پردازی‌هایم را چنان فراهم کرد که از خیالت نلغزم!

 

مرا از کمین راهزنان چه باک! که فصل خیال تو از هزل و بیهودگی، به اعجاز مهلت، زمستان را طی می‌کند و در محشر بهار، خیل بذرهای خیالت، اسرار را افشا خواهندکرد! 

کاظم رجبعلی

برچسب ها:
آخرین اخبار