امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۱۰:۰۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 62993
تاریخ انتشار: ۲ اسفند ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۴۲
تعداد بازدید: 86
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، عیسی غفاری(معاون سرپرست مجتمع قضایی ارشاد تهران): اصولاً مکاتب دارای خط مشی اساسی برای جلوگیری از ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، عیسی غفاری(معاون سرپرست مجتمع قضایی ارشاد تهران): اصولاً مکاتب دارای خط مشی اساسی برای جلوگیری از انحرافات احتمالی پیروان خود هستند، مکتب اسلام نیز با توجه به کرامت انسان و جایگاه او در نظام هستی، اندیشه‌های انسان را به سوی هدفی الهی و توحیدی جهت داده است و با ارائه برنامه‌های متعالی به پیروان خود دستور داده است تا با تلاش و کوشش خود در اجرای مسئولیت‌ها در تشکیل جامعه متعالی تلاش کند.

لذا همان گونه که ما را به اقامه نماز و گرفتن روزه و دادن خمس و سایر احکام الهی امر می‌کند به مسئولیت‌های اجتماعی مانند امر به معروف و اقامه عدل نیز دعوت می‌کند. از جمله آموزه‌های مؤکد دین مبین اسلام دعوت به برقراری امنیت همه جانبه اجتماعی است، یعنی جامعه اسلامی باید به گونه‌ای باشد که مردم نه تنها از دست و زبان یکدیگر در امان هستند بلکه بالاتر؛ از اندیشه و فکر دیگران نیز در امان باشند.

*قصاص مایه حیات اجتماعی است

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: خدای متعال خون و مال و آبروی مسلمان را بر دیگران و همچنین گمان بد بردن درباره او را حرام کرده است[1]. فی الواقع در این مکتب، همه مسلمانان برای حفظ جان و مال و ناموس و آبروی مردم دارای مسئولیت اجتماعی هستند و اگر کسی از این مسئولیت سرپیچی کند و به آن تعدی کند دارای کیفر دنیوی و اخروی خواهد بود. بر این اساس خداوند متعال می فرمایند: مجازات سرقتِ اموال دیگران «با تحقق شرایط» قطع دست اوست[2] یا 100 تازیانه مجازات کسانی است که به ناموس دیگری تعدی می‌کنند[3] و کسانی که غیبت دیگران کنند یا به آن‌ها تهمت بزنند کیفر دیگری پیش بینی کرده است[4].

در جامعه اسلامی همه افراد موظف هستند، از مال و جان و عرض دیگران پاسداری کنند، حفظ جان انسان بر همه واجب است و باید از ریختن خون دیگران پرهیز کنند و اگر کسی خون دیگری را بریزد یعنی او را بکشد، مجازاتش قصاص است که از قصاص به مایه حیات اجتماعی یاد می‌کند[5].

*ردپای قانون قصاص در قدیمى‌ترین قوانین تمدن‌هاى کهن شرقى

واژه قصاص از ماده «قص» به معنایی متابعت کردن و دنبال کردن اثر چیزی است[6]، قصاص در میان جوامع انسانى دارای سابقه است، حتى در قدیمى‌ترین قوانین بر جاى مانده از تمدن‌هاى کهن شرقى و غربى، مى‌توان نمونه‌هایى از «مقابله به مثل» را در نظام‌هاى کیفرى پیدا کرد. در قوانین گذشته مثل «مجمع القوانین حمورابی» و نیز کتب آسمانی قبلی به ویژه تورات نیز این مجازات پذیرفته شده بود[7] و قتل از بزرگ‌ترین جرایم در نزد پروردگار عالم شمرده شده است؛ چنان که در سفر خروج آمده است؛ هر که انسانى را بزند و او بمیرد، هر آینه کشته شود.

وجود مجازات ثابت و شدید برای جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص، به ویژه قتل، در سایر نظام‌های حقوقی هم به چشم می‌خورد. تا قبل از آغاز نهضت لغو مجازات اعدام، این مجازات در اکثر کشورهای جهان علیه قاتلان اجرا می‌شد که همین موضع در ماده 170 «قانون مجازات عمومی» سابق هم پذیرفته شده بود. در حقوق انگلستان، مطابق «قانون قتل» مصوب 1357، مجازات اصلی قتل عمد در اکثر موارد اعدام بود[8].

قصاص به عنوان مجازات اصلی در جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص در آیات مختلف قرآن مورد تأکید قرار گرفت. وضع حکم قصاص، یک نهاد جدید و کاملاً متفاوت با آن چیزى است که در گذشته، وجود داشته است، البته با توجه به اینکه قرآن کریم در ضمن بیان تشریع قصاص در اسلام به وجود این نهاد کیفرى در ادیان دیگر نیز اشاره مى‌کند، مى‌توان گفت که آنچه در یهودیت وجود داشته است همان مجازاتى است که اسلام نیز آن را مورد تأیید قرار داده است.

*حکم قصاص برای محافظت جان افراد در برابر جنایتکاران وضع شده است

در اسلام برای جلوگیری از انتقام‌های کور و دور از عدالت، همچنین برای جلوگیری از جرأت یافتن جنایتکاران در قتل یا ضرب و جرح شهروندان، وضع شده است. حیات اجتماعی سالم در گرو وجود امنیت و آسایش عمومی و رعایت حقوق و تکالیف متقابل و آسایش عمومی، در گرو حفظ اصول و ارکان یک حیات اجتماعی است و حکم قصاص برای محافظت رکن مهم جامعه، یعنی جان افراد، در برابر جنایتکاران وضع شده است.

عادت عرب جاهلى بر این بود که اگر کسى از قبیله آن‌ها کشته مى‏شد تصمیم مى‏گرفتند تا آنجا که قدرت دارند از قبیله قاتل بکشند و این فکر تا آنجا پیش رفته بود که حاضر بودند به خاطر کشته شدن یک فرد تمام طائفه قاتل را نابود کنند، آیات الهی در بیان حکم عادلانه قصاص به عنوان قانونی بسیار پیشرو و انسانی، به جای انتقام کور نازل شده است و رفتار خودسر را به حوزه قضاوت و دادرسی عادلانه تبدیل کرد که برای شناخت جرم، مجرم و میزان جرم، نخست می‌بایست دادگاهی تشکیل شود تا هر نوع جزایی بر حسب آن و با عدالت صورت گیرد و اوضاع  نابسامان آن جوامع را از حالت انتقام‌گیری خارج و به قصاص تبدیل کرد و فرمود: «مقرر داشتیم که جان در مقابل جان و چشم در مقابل چشم و بینی در برابر بینی و گوش در مقابل گوش و دندان در برابر دندان ‌باشد و هر زخمی قصاص دارد و اگر کسی آن را ببخشد کفاره او محسوب می‌شود و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند ستمگر است» و در عین حال مؤکداً می‌فرماید که فقط مقصر، قصاص می‌شود و از این طریق هم زمینه تجری را از بین می‌برد و هم با عوامل خشونت و انتقام‌جویی مبارزه می‌کند.

*هدف از قصاص، اعدام و کشتن نیست، بلکه هدف زندگی است/هر ترحمی فضیلت و هر رأفتی پسندیده نیست

به همین دلیل وضع حکم قصاص در قرآن به منظور حفظ حیات جامعه بیان شده است و در فلسفه قصاص می‌فرماید: «و براى شما در قصاص، حیات و زندگى است، اى صاحبان خِرد! شاید شما تقوا پیشه کنید»[9] یعنی هدف از قصاص، اعدام و کشتن نیست، بلکه هدف زندگی و حیات و ترمیم دوباره امور و بازگرداندن فرد یا جامعه به وضع عادی یعنی همان تضمین حیات اجتماعی و فردی است.

لذا اینکه برخی‌ها می‌گویند رأفت و انسانیت اقتضا می‌کند که جانی قصاص نشود، به طور مطلق حرف درستی نیست، زیرا هر ترحمی فضیلت و هر رأفتی پسندیده نیست. زیرا ترحم بر جانی خود ستمی است بر افراد صالح. از سوی دیگر، آیه قصاص به عنوان یک فرض و واجب ابلاغ شده است، زیرا «کُتِبَ» از نظر لغوى به معناى واجب شدن چیزى است چنان که در مورد روزه مى‌گوید: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ» از طرف دیگر در خود این آیه موضوع پرداخت دیه به جاى قصاص مطرح شده است و در جاى دیگر مسأله عفو بدون پرداخت دیه نیز جایز، بلکه مورد تشویق قرار گرفته است و این مسلّم است که اولیاى دم مخیر بین قصاص، اخذ دیه و عفو هستند.

*قصاص یک حق است

قصاص یک حق است، به این معنا که حق قصاص بر شما مقرّر شده است و طبیعت حق اقتضا مى‌کند که قابل اسقاط باشد، لذا در صورت درخواست اولیاى دم، قصاص واجب مى‌شود و این واجب در واقع واجب اختیارى است. در حال حاضر یکی از مهم‌ترین شبهاتی که در جامعه ما مطرح است بحث فلسفه قصاص و مجازات به شرح ذیل است:

1-   آیا مجازات‌ها در اسلام با روحیه دین سازگار است؟

2-   چرا مجازات اعدام در اسلام تشریع شده است؟

3-   علت اینکه شخصی به جرم قتل شخص دیگری قصاص می‌شود، چیست؟

4-   اهداف مجازات‌های اسلامی کدامند؟
5-   و...

*نخستین جرمی که انسان در زمین مرتکب شد به روایت قرآن کریم

باید دانست که مجازات دارای اهداف متعددی است شامل انتقام، (که یکی از اهداف مجازات‌ها در جوامع غیر متمدن است) بازدارندگی عمومی، عبرت‌آموزی دیگران، تحقق عدالت و... . بنابراین حکم قصاص در نظام کیفری اسلامی را می‌توان یکی از عوامل حفظ نظم و حقوق افراد دانست. زیرا اداره اجتماع، حفظ نظم، برقراری امنیت و اقامه قسط و عدل وابسته به وضع مقررات و تأدیب و تنبیه متخلفان است؛ چون انسان‌ها استعداد تجاوز به حقوق دیگران، سرپیچی از فرامین حق و ایجاد ناامنی و ظلم را دارند و بدون وضع کیفر نمی‌توان از ایجاد ظلم و تجاوز جلوگیری نمود و اسلام که از کمال و جامعیت دینی برخوردار است، از نظام کیفری مترقی و بی‌نظیری بهره‌مند است.

قتل نفس، اولین جرمی است که از دیدگاه قرآن در زمین واقع شده است که از خوی تجاوزگری و خودمحوری انسان حکایت می‌کند و این عمل در همان زمان هم جرم و گناه بوده است، بنابراین، اگر از ابتدای حیات انسان، قتل و ضرب و جرح به عنوان یک تهدید جدی برای زندگی او به حساب آمده است، باید بپذیریم که انسان‌ها از ابتدا دفاع از خود را یک حق دانسته و در مقابل این تهدید از خود عکس‌العمل نشان داده‌اند.

*واضع قوانین کیفری اسلام، خداوند است که به هیچ کس ظلم نمی‌کند

بدین ترتیب، همان گونه که طبیعت انسان و سرگذشت او حکایت از حس برتری طلبی و خودمحوری او دارد، به گونه‌ای که حاضر می شود هم نوع خود را از بین ببرد و خون او را بر زمین بریزد، همین انسان در طبیعت خود، حس انتقام‌جویی و مقابله به مثل را دارد و حاضر نیست در مقابل تجاوز و تعدّی دیگران سکوت کند. شرایع آسمانی نیز به ویژه اسلام که دین فطرت و منطبق با عالم تکوین است به این مسأله توجه کرده است، در عین حال که حق مقابله به مثل در مقابل جنایت و بدی به طور اعم به رسمیت شناخته شده است، اما خود مقدمه‌ای برای رشد و ترقی انسان به مراتب بالاتر انسانیت است و این از ویژگی‌های قوانین الهی است که در آن‌ها در عین توجه به حیات مادی انسان، ابعاد دیگر وجود او و رشد معنوی او نیز مورد توجه بوده است. عدالت در اسلام و به معنای واقعی کلمه، یعنی تناسب بین جرم و مجازات و نباید هیچ گونه شائبه ظلم و بی‌عدالتی در وضع مقررات کیفری راه یابد، زیرا واضع قوانین کیفری اسلام، خداوند است که به هیچ کس ظلم نمی‌کند و عادل، بلکه عدل محض است.

بر خلاف واضعان قوانین موضوعه که عدالت را از دیدگاه محدود و مادی خود ارزیابی می‌کنند و دارای هیچ معیار و ضابطه دقیقی برای ایجاد تناسب بین جرم و مجازات نیستند. بنابراین می‌توان گفت مجازات قصاص بر اساس عدالت و برابری جرم با مجازات تشریع شده است، اگر چه در کنار تأمین عدالت اهداف دیگر مجازات مانند بازدارندگی و اصلاح و تربیت نیز تأمین خواهد شد، اسلام در پرتو قوانین خود می‌خواهد دین، جان، خرد و اندیشه، ناموس و نسل مردم و بالاخره اموال آن‌ها را حفظ کند و هر چه مستحق حفظ این اصول پنج‌گانه باشد، مصلحت است و هر چه که این اصول را از بین ببرد مفسده و دفع آن مصلحت است.

*علت اهتمام اسلام برای حیات انسان

مجازات قصاص برای برقراری عدالت کیفری و در برخورد با جرایمی که جان و سلامت جسمانی انسان‌ها را مورد تهدید قرار می‌دهد، وضع شده است، اگر چه این هدف را نمی‌توان یک هدف اصلی برای مجازات قصاص دانست، به گونه‌ای که اگر تحقق عدالت کیفری با اجرای قصاص مورد ایراد و اشکال واقع شود، مجازات قصاص نیز مشروعیت خود را از دست بدهد و هیچ توجه عقلانی دیگری برای آن وجود نداشته باشد. لکن می‌توان به تأمین عدالت کیفری از طریق قصاص، به عنوان یک کارکرد فرعی معتقد بود.

ارزش و اهمیتی که اسلام برای حیات انسان بیان کرده است، ریشه در فلسفه حیات انسان که همان رسیدن به رشد و تعالی انسانی است، دارد. از دیدگاه اسلام، همه موجودات برای انسان و انسان برای رسیدن به کمال آفریده شده است و رسیدن به هر کمالی، اعم از مادّی و معنوی جز در بستر حیات مادی امکان‌پذیر نیست، طبیعی است که از بین بردن حیات انسانی که در مسیر کمال و تعالی قرار دارد، برابر با زوال و از بین رفتن دنیا دانسته شود. بر اساس این بینش الهی در مورد حیات انسان، اسلام برای مبارزه با هر گونه تعدّی علیه حیات انسان، حکم قصاص را تشریع کرده است.

در قصاص حیاتی گسترده‌تر از آنچه در اجرای آن وجود دارد، نهفته است و این خود نشان دهنده این واقعیت است که فلسفه قصاص لزوماً در اجرای آن نیست، بلکه بازدارندگی این حکم، با امکان اجرای آن است، زیرا اصرار بر عفو و گذشت در اسلام به قدری است که بدون تردید می‌توان گفت، عدم اجرای قصاص از طرف اولیای مقتول، بیش از اجرای آن، مورد نظر قانون‌گذار اسلام بوده است و نمی‌توان گفت که مصلحت مورد نظر قانون‌گذار اسلام از حکم قصاص، فقط در اجرای آن نهفته است، چون در این صورت باید بر اجرای آن و عدم عفو و گذشت تأکید می‌شود، طبیعی است، آنچه که موجب فروکش کردن احساسات انتقام جویانه می‌شود، قدرت داشتن برخورد متقابل است،‌ نه لزوماً اجرا و اِعمال این حق.

*نفس وجود حق قصاص در جامعه اثر بازدارندگی دارد

چه بسیارند کسانی که وقتی خود را قادر به انتقام ببینند، از اعمال حق خود صرف‌نظر می کنند و صرف وجود چنین حقی برای تشفی و تسلّی آن‌ها کافی است. بر خلاف اینکه از ابتدا بدون وجود چنین حقی به صبر و گذشت توجیه کنیم و هیچ مفرّی برای خارج شدن احساسات انتقام جویانه قرار ندهیم.

بنابراین، نفس وجود حق قصاص در جامعه می‌تواند اثر بازدارندگی خود را داشته باشد. با جود چنین حقی در جامعه، هر انسانی که اراده قتل می‌ کند، می‌داند که جان او نیز در معرض تلف است و احساساتِ جریحه‌دار شده اولیای مقتول می‌تواند او را به سرنوشت مقتول مبتلا کند. توجه به این واقعیت، هم جان خود او را حفظ خواهد کرد و هم جان کسی که قصد کشتن او را داشته است .

پس قصاص دارای کارکرد بازدارندگی از وقوع جرایم علیه اشخاص و تأمین عدالت کیفری، تکفیر گناه و رهایی جانی از عذاب اخروی و تشفی خاطر مجنی علیه یا اولیای او که موجب تحقق نظم و امنیت اجتماعی و عدم وقوع منازعات قومی و قبیله‌ای و اسراف در قتل خواهد شد، است و علت اصلی تشریع قصاص نیز همین است که در قرآن به آن اشاره شده است: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ».

از همین جا، ضعف قوانین بشری در مورد جرایم علیه اشخاص معلوم می‌شود، گه نوعاً به جای حق قصاص، مجازات‌های دیگری مانند حبس یا جریمه را پیش‌بینی کرده‌اند که توسط دولت و بدون دخالت مجنی علیه یا اولیای او اعمال می‌شود و هرگز نمی‌توانند موجب فروکش کردن احساسات جریحه‌دار شده مجنی علیه یا اولیای او بشود. همان گونه که توقعات و انتظارات عمومی را نیز برآورده نمی‌کند.

*مهم‌ترین هدف تشریع قصاص ابقا زندگی و حیات بشر است

اما در اسلام هم به طبیعت انسان توجه شده است و هم به اصول عالی انسانی و اخلاقی، توجه به طبیعت انسان، اقتضا می‌کند که حق مقابله به مثل را به صورت معقول و منطقی به رسمیت بشناسد تا از طغیان غیرقابل کنترل آن جلوگیری شود. از طرف دیگر، راه برای کسانی که به رشد و کمال رسیده‌اند و به جای انتقام، عفو و گذشت را انتخاب می‌کنند، باز گذاشته است و به افراد اجازه داده است که از این حق خود صرف‌نظر کنند و راه احسان را پیش گیرند.

بر همین اساس مقننِ نظام جمهوری اسلامی ایران، در قانون مجازات اسلامی، با الهام از مقررات اسلام، قصاص را به عنوان مجازات اصلی جنایات عمدی بر نفس، اعضاء و منافع پذیرفته است[10]، در عین حال برای صاحب حق قصاص در هر مرحله از مراحل تعقیب، رسیدگی یا اجرای حکم حق گذشت قائل شده است و مقرر داشت؛ می‌تواند به طور مجانی یا با مصالحه، در برابر حق یا مال گذشت کند[11].

بنابراین مهم‌ترین هدف تشریع قصاص ابقا زندگی و حیات بشر است، ولی همواره شارع مقدس به عفو و گذشت نسبت به قصاص توصیه و تأکید داشته و با وعده پاداش اخروی برای عفو کنندگان، عفو را برتر و افضل از اجرای قصاص دانسته است. به عبارت دیگر، نظام حقوقی اسلام، در واکنش نسبت به این قبیل جرایم، دو اصل مهم  عدالت و رحمت را مورد توجه قرار داده است.

*پی‌نوشت‌ها:
1 -المحجه البیضاء، جلد 5، ص 268.

2 -وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالًا مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ – سوره مبارکه مائده آیه 38.

3 - الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ – سوره مبارکه نور آیه 2.

4-یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ سوره مبارکه حجرات آیه 12.

5 -یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَىٰ بِالْأُنْثَىٰ ۚ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ۗ ذَٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ ۗ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ – سوره مبارکه بقره آیه 178

و -وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ - سوره مبارکه بقره آیه 179.

6 -سیدمحمد حسینی شیرازی، کتاب القصاص، ص 5.

7-میر محمد صادقی- دکتر حسین، حقوق کیفر اختصاصی جرایم علیه اشخاص، چاپ هشتم، تابستان 1390 صفحه 136
8- همان، صفحه 137.
9 -سوره مبارکه بقره آیه 179.
10-ماده 16 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
11-ماده 347 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار