امروز : چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ - 2017 May 24
۱۸:۱۹
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 63078
تاریخ انتشار: ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ساعت ۲۰:۱۷
تعداد بازدید: 82
به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، یکی از وقایع مهم تاریخ معاصر ایران وقوع کودتای سوم اسفند 1299 است که دولت ...

به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، یکی از وقایع مهم تاریخ معاصر ایران وقوع کودتای سوم اسفند 1299 است که دولت انگلستان به دلایلی چند از قبیل عدم تصویب قرارداد 1919 توسط مجلس، جلوگیری از نفوذ روسیه کمونیستی در ایران و حفظ منافع خود در هندوستان نقش اصلی را در کودتا ایفا می‌کرد.

دولت انگلستان از این راه سعی بر اجرای مفاد قرارداد توسط عناصر دست‌نشانده خود در ایران داشت و بدین منظور ابتدا سیدضیاءالدین طباطبایی را که روزنامه‌نگار بود به عنوان مهره اصلی برگزید و مقدمات کودتا را با مشورت و مذاکره با وی فراهم نمود و سپس رضا میرپنج را به عنوان فرمانده قزاق‌ها و فرد نظامی کودتا انتخاب کرد. سرانجام در سحرگاه سوم اسفند 1299 قزاقها به فرماندهی رضاخان میرپنج وارد تهران شدند و با مختصر زدوخوردی با ژاندارمری، تهران را براساس تبانیهای قبلی تصرف کردند. سپس کودتاچیان تصمیمات بعدی خود را مثل انتشار اعلامیه‌هایی با مضمون اعلام حکومت نظامی، دستگیری افراد موردنظر، لغو ظاهری قرارداد 1919 و.... به منصه ظهور رساندند.

اسناد گزینش شده حاکی از شمه‌ای از وقایع در مورد فرمان انتصاب سیدضیاءالدین طباطبایی به ریاست وزرایی، درخواست لغو ظاهری قرارداد 1919، معرفی اعضای کابینه خود و انتصاب کلنل کاظم خان سیاح به حکومت نظامی تهران، اعلامیه معروف « حکم می‌کنم» صادره از سوی رضاخان رئیس دیویزیون قزاق، ممنوعیت فعالیت کلوپها و تئاترها، مقاله‌هایی از روزنامه‌های خارجی درباره دخالت داشتن انگلستان در کودتا و تصویبنامه به استخدام مستشاران خارجی است. هرچند در حال حاضر عده‌ای با تحلیل فوق مخالف هستند و نقش استعمار و انگلیس را تقلیل می‌دهند به همین دلیل به موسی حقانی معاون پژوهشی موسسه مطالعات تاریخ ایران به گفت‌وگو پرداختیم که در ذیل می‌آید:

 
*دلیل اینکه معتقدید که رضاخان و کودتا سوم اسفند کودتایی انگلیسی است چیست؟ آیا اسنادی وجود دارد؟ برخی می‌گویند اسنادی مبنی بر اینکه کودتا سوم اسفند 1299 انگلیسی است در وزارت خارجه و مستعمرات انگلیس وجود ندارد؟

ـ یکی از دلایلی که معتقدم رضاخان پهلوی به وسیله بریتانیا به تخت سلطنت رسید به دلیل وجود سند تاریخی است. قطعا جواب این پرسش که آیا اسنادی وجود دارد مبنی بر اینکه انگلیسی‌ها در کودتای سوم اسفند 1299 نقش داشتند جواب مثبت است.
 




 

نخستین سند نقل و قول رجال و شخصیت‌هاست که می‌تواند به عنوان سند تلقی شود. خوشبختانه خاطرات اشخاص و رجال تاریخی و اسناد در آرشیوهای کشورهای مختلف موجود است که نشانگر دخالت انگلیسی‌ها در کودتای 1299 است.

سند دیگری که  دخالت بریتانیا را در کودتای سوم اسفند 1299 و روی کار آوردن رضاخان را به روشنی مشخص می‌کند، درخواست رضاخان بعد از زمان کوتاهی از کودتای سوم اسفند است که تقاضا داشت به برخی از چهره‌های نظامی انگلیسی و سیاسی در ایران از جمله آیرونساید و چند کلنل و افسر دیگر که در کودتای 1299 دخالت داشتند نشان درجه یک دولتی اعطا شود.

 اولین پرسش این است به چه دلیل فقط چند هفته پس از استقرار دولت درخواست می‌شود که به وابستگان نظامی و سیاسی یک کشور نشان و افتخار دولتی داده شود.سند آن نیز موجود و چاپ شده است که حداقل احتمال در اعطای این نشان، مشارکت جدی افراد مذکور در کودتا است.

مدرک بعدی اسنادی است که در حال حاضر از سفارت خانه‌های کشورهای دیگر به جا مانده است بخشی از کتاب وابسته نظامی فرانسه در ایران به وسیله «عطا امینی» ترجمه و چاپ شده است به صراحت این وابسته نظامی فرانسه که تحرکات نظامی کشور انگلیس را رصد می‌کرد اشاره می‌کند در جریان کودتای سوم اسفند 1299 سفیر انگلستان به دو دلیل به خارج از تهران رفته است. نخست نگران اتفاقاتی است که در تهران رخ می‌دهد و دوم برای اینکه هم قطاران و رقیبان دیگر از او درباره کودتا نپرسند.

این وابسته نظامی با بیان اینکه خروج از تهران سفیر بسیار هوشمندانه بوده است نقل می‌کند من به هر زحمتی بود سفیر انگلستان را پیدا کردم و ماجرا را جویا شدم و سفیر به طرز ناشیانه‌ای خودش را بی‌اطلاع نشان می‌داد این وابسته نظامی بعد از دیدار از سفیر نتیجه می‌گیرد پشت سر همه اتفاق‌ها ی آن روز تهران دست انگلیس قرار دارد.

سندی دیگر اعتراف صریح رضاخان در نزد دکتر محمد مصدق، قوام‌السلطنه، مخبرالسلطنه است که می‌گوید درست است که مرا انگلیسی‌ها آوردند ولی نفهمیدند که چه کسی را آوردند.

 و نمی‌دانستند من چگونه رفتار خواهم کرد اما بررسی رفتار رضاخان نشان می‌دهد که در طول سلطنتش هیچ اقدامی برخلاف منافع انگلستان انجام نداده است.

غیر از اسنادی که ذکر شده است شما خاطرات رجال دیگر را می‌شنوید که شک و شبهه شما را برطرف می‌‌کند. نخست اینکه آقای آشتیانی‌زاده به نقل از حبیب‌الله رشیدیان می‌گوید: رشیدیان که خودش از وابستگان سیاست‌های انگلستان در ایران بود نقل می‌کند من در خانه «عین‌الملوک هویدا» بودم و در آن خان ارباب اردشیر جی ‌آمد و هر دو ما وابسته به سیاست استعماری انگلستان بودیم.

در نزد من از عین‌الملوک هویدا خواست که یک نفر را با دو شرط معرفی کند. نخست اینکه نظامی و قزاق باشد ولی ژاندارم نباشد. شرط دوم اینکه این فرد کاملا معتقد به شیعه اثنی عشری نباشد را معرفی کند. و عین‌الملوک بعد از چند روز رضاخان را معرفی کرد و در کتاب «شرح زندگانی من» آقای عبدالله مستوفی نیز اشاره‌ای به گفت‌وگو مستوفی با کنسول انگلیس می‌شود که مستوفی می‌گوید: به صراحت فهمیدیم که کارهای در ایران در حال انجام است.

به همین دلیل من به کنسول انگلیس که با آن رفاقت داشتم مراجعه کردم و از او خواستم که بگوید چه اتفاقی در ایران می‌افتد و اگر کاری به دست من انجام شود بگوید و نهایتا شما می‌بینید که کنسول اعتراف می کند اتفاقاتی در ایران با اهداف خاص در راستای اهداف  انگلستان در حال انجام است این موارد از جهت نقلی و سندی ذکر کردم.

اما از جنبه تحلیلی هم باید عرض کنم بریتانیا سلطان بلامنازع وقایع در ایران بود و ساده‌لوحانه است که فکر کنیم کودتایی  که ممکن است به تغییر سیستم سیاسی منتهی شود در کشوری رخ دهد و بدون نظارت قدرت بلامنازع وقت صورت گیرد. خاطرات آبرون ساید و وصیت‌نامه اردشیرجی نیز نقش پررنگ عاملان سیاست‌های استعماری بریتانیا را در به قدرت رساندن رضاخان نشان می‌دهد.

البته هر دو هوشمندانه تلاش دارند بگویند ما رضاخان را نیاوردیم. بلکه کودتا رضاشاه با راهنمایی‌ و نظارت آنان صورت گرفت.

 اردشیر جی در وصیت‌نامه‌اش می‌گوید: شب‌های متمادی در بیابان آق‌بابا جایی که نیروی قزاق مستقر بودند با رضاخان در مورد ایران باستان، ضرباتی که اسلام به زن و ایران وارد کردند صحبت کردم و اینگونه اردشیرجی کاملا روحیات رضاخان را در جهت اسلام‌ستیزی و باستان‌گرایی آماده می‌کند.

همه این‌ها به علاوه اتفاقات بعدی از جمله در ماجرای جمهوری خواهی، و تعبیر نظام شاهنشاهی از قاجاریه به پهلوی بدون اذن انگلستان صورت نمی‌گیرد. بنابراین  نادیده گرفتن نقش انگلستان در کودتای سوم اسفند 1299 ساده‌ لوحانه است.

 

اما در جواب این پرسش که چرا  هیچ سندی از ایران در اسناد وزارت مستعمرات انگلستان وجود ندارد دلیلش روشن بود چون ایران مستعمره نبود.

 اما در وزارت «دریاداری» و در وزارت «هند بریتانیا» قطعا اسنادی وجود دارد که حکایت از این وابستگی بکند. اسناد مطمئن وجود دارد که نشان می‌دهد امور ایران تخت نظارت هند بریتانیا بوده است. و این اسناد مطمئنا نشان می‌دهد امور ایران تحت اشراف هند بریتانیا بوده است و به میل رجال و نظامیان رقم نمی خورد.

 
* نقش سید ضیا در کودتای 1299 چه بوده است و چرا دولتی مستعجل بود؟

یکی از دلایل اصلی انگلیسی بودن کودتای 1299 حضور سید ضیا به عنوان یکی از ارکان کودتاست سید ضیا کاملا یکی از رجل آنگلوفیل است.

شما اگر به مقالاتی که در رعد متعلق به سید ضیا چاپ می‌شد بنگرید در دفاع از قرارداد 1919 مقالات متعدد چاپ شده است. همه می‌دانند که سیاست رسمی و علنی سید ضیا قبل و بعد از کودتا دفاع از منافع  انگلستان بود پیوند سید ضیا با کمیته آهن که در راس آن چهره آنگلوفن قرار داشت یکی از دیگر نشانه بودن کودتای 1299 است.

وقتی تقاضای عضویت سید ضیا در لژ بیداری مطرح می‌شود به دلیل اینکه اعضای فراماسون لژ بیداری تلاش داشتند پیوند خود را با انگلستان کتمان می کردند به شدت در برابر  عضویت سید ضیا مخالفت کردند مدعی بودند که اگر او وارد تشکیلات بیداری شود به انگلیسی بودن متهم می‌شوند.



آیرونساید

 

سید ضیاء بعد از کودتا اشتباهی که مرتکب می‌شود این بود که خودش را وابسته به سیاست انگلستان معرفی می‌کرد وبی پروا اعلام می کردکه کودتا با عنایت انگلیسی‌ها انجام شد.

این سیاست سید ضیا باب طبع انگلیسی‌ها نبود و به همین دلیل بعد از 90 روز  دلایل سقوطش فراهم می‌شود.

بعد از سقوط دولت به فلسطین برده می شود تا در زمان لازم دیگر از خدمت او استفاده شود انگلستان به صراحت می‌گوید دولت سید ضیا بیش از اندازه اظهار بندگی و وابستگی می‌کرد با سیاستشان هماهنگ نبود. اساسا  هدف کودتا  یک دولت نظامی بود و سید ضیا به عنوان یک کاتالیزور عمل کرد و خیلی زود تاریخ مصرفش در کودتا به اتمام رسید و ناشیانه وابستگی خود را با انگلیسی‌ها به رخ سایر رقبا می‌کشید تا از مزایا آن وابستگی استفاده کند.

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار