امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۰۲:۴۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 6341
تاریخ انتشار: ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۴۱
تعداد بازدید: 238
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، از ابتدای بحران سوریه، جمهوری اسلامی ایران با درک این شرایط به ویژه اهداف غیر سوری که دشمنان ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، از ابتدای بحران سوریه، جمهوری اسلامی ایران با درک این شرایط به ویژه اهداف غیر سوری که دشمنان سوریه دنبال می کنند و هم چنین به دلیل هم پیمانی استراتژیک با این کشور، الگوی رفتاری مشخصی را با محوریت حمایت از حکومت اسد در دستور کار قرار داده است.

با این وجود، جمهوری اسلامی ایران در این مسیر با طیفی از فشارها و چالش های سیاسی و تبلیغاتی مواجه بوده که موجب ایجاد ابهام و سوال نسبت به جهت گیری های آن در خصوص پرونده سوریه شده است. در این راستا، محوری ترین پرسشی که مطرح شده این است که آیا جمهوری اسلامی ایران در پرونده سوریه بر اساس مصالح و منافع امنیت ملی خود حرکت  می کند؟

در این راستا، علاوه بر اتهامات سنگین رسانه های خارجی علیه ایران با این بهانه که ایران از اقدامات سرکوبگرانه حکومت سوریه علیه قیام مردمی این کشور حمایت می کند و این مساله بر خلاف مواضع اصولی ایران در قضیه بیداری اسلامی است، محورهای زیر در فشار سیاسی و روانی به ایران مورد توجه قرار گرفته است:

1-حمایت ایران از حاکمیت سوریه را دلیلی بر سیاست طایفه گرایی ایران و اهمیت دادن به گرایش های مذهبی و قومی می دانند.

2-تفاوت های ماهیتی حکومت سوریه که متکی بر تفکرات لائیک و ناسیونالیسم عربی است با جمهوری اسلامی ایران که بر پایه حکومت اسلامی و الهی است را دلیلی بر اشتباه راهبردی ایران در حمایت از سوریه می دانند.

3-حمایت ایران از سوریه مانع اصلی سقوط اسد است. هدف این استدلال نیز این است که حکومت اسد فاقد مشروعیت داخلی است و تنها متکی بر حمایت خارجی تداوم دارد.  

4-حمایت ایران از سوریه یکی از موانع مهم حل و فصل سیاسی مساله سوریه است.

اما پیش از آن که به شبهات فوق پاسخ دهیم، ابتدا چند گزاره راهبردی زیر را مورد تاکید قرار می دهیم که در واقع، دلایل محکمی هستند برای تبیین روابط استراتژیک ایران و سوریه که متاسفانه به آن ها توجه جدی نمی شود:

1-امروزه با شکل گیری جوامع مدرن تعاریف جدیدتری از امنیت ملی ارائه شده است؛ در این راستا، دولت ها به تبع نیازهای داخلی، شرایط ژئوپلیتیکی و تحت تاثیر ساختار و عملکرد نظام بین المللی، جهت گیری ها و استراتژی های خاصی را به منظور تامین اهداف و منافع ملی خود بر می گزینند که یکی از مهم ترین آن ها استراتژی اتحاد و ائتلاف است. شکل گیری ائتلاف های منطقه ای (دو جانبه یا چند جانبه) بدین معنی است که در یک نظام منطقه ای، چالش های امنیتی فرا روی دو یا گروهی از کشورها چنان به هم گره می خورد که امنیت ملی شان نمی تواند در یک نگاه واقع بینانه جدا از یکدیگر تعریف گردد.

2-جمهوری اسلامی ایران طی 3 دهه گذشته برای تحقق یک سیاست منطقه ای فعال و موثر، بازگشت قابل توجهی به مولفه های ژئوپلیتیکی خود داشته است. مساله محوری در این خصوص، تلاش ایران برای پیاده سازی الگوی امنیت منطقه ای بومی بوده که به طور طبیعی در تعارض با منافع منطقه ای برخی بازیگران بین المللی و منطقه ای مانند غرب و رژیم صهیونیستی قرار داشته است. در واقع، جمهوری اسلامی ایران برای تحقق اهداف سیاست خارجی خود به سمت ساختارهای منطقه ای حرکت نموده است که ضمن کسب قابلیت بهره گیری از فرصت های بین المللی و منطقه ای، امکان به حداقل رساندن تهدیدات امنیتی خود را پیدا نماید. ضمن این که کشورهای مورد نظر در همکاری های منطقه ای باید از بیشترین مطلوبیت استراتژیک برای ایران برخوردار باشند.

3-توسعه همکاری های راهبردی با کشور سوریه بدون تردید یکی از مهم ترین عوامل پیشبرد رویکردهای سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه بوده است و به نظر می رسد الگویی که تهران و دمشق در این خصوص دنبال نموده اند مبتنی بر واقعیت ها و نیازهای راهبردی دو کشور بوده است. سوریه بر اساس نیاز ژئوپلیتیکی و استراتژیکی، گزینه همراهی با جبهه مقاومت را انتخاب کرده است. به همین دلیل، ایران و سوریه به رغم داشتن سطح قابل توجهی از اختلافات فکری و اندیشه ای، از روابط بی نظیری در سطح جهان برخوردار بوده اند و این رابطه به اعتقاد برخی کارشناسان بی مانند بوده است.

4-در این راستا، ایران از همان ابتدای اعلام استقلال سوریه، این کشور را به رسمیت شناخت و سوریه نیز بر داشتن رابطه همکاری جویانه با ایران علاقمند بود. با این وجود، پیروزی انقلاب اسلامی و مواضع ضد صهیونیستی ایران موجب شد تا سوریه به فکر بهره برداری از ظرفیت های انقلاب اسلامی برای ایجاد موازنه راهبردی در منطقه بیفتد. چرا که هم زمان با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، انور سادات در مصر با یک چرخش استراتژیک در مقابل رژیم صهیونیستی اقدام به امضای قرارداد کمپ دیوید با این رژیم نمود. در این شرایط حافظ اسد در سوریه به شدت احساس تنهایی در جبهه پایداری کرد و به همین دلیل مواضع ضد صهیونیستی ایران را دلیلی برای جایگزین کردن ایران به جای مصر دانست. بنابراین این نکته حائز اهمیت است که سوریه در این شرایط با یک نگاه استراتژیک و نه صرفا به دلیل نیاز تاکتیکی به سمت همکاری با ایران آمد.

5-در مقابل، یکی از مشکلات جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، چالش محیط عربی در پیرامون آن بود. این چالش به حدی بود که تداعی کننده رویارویی ایرانی- عربی بود و این فضا در جریان جنگ تحمیلی مورد استفاده حزب بعث عراق قرار گرفت. به همین دلیل، ایران در چنین شرایطی به شدت نیاز داشت تا این فضا را از طریق رابطه با سوریه مهار نماید. بدین ترتیب می توان گفت، وجود کشوری مانند سوریه با یک سیاست منطقه ای نسبتا مستقل در کنار ایران، در کاهش چالش ایرانی- عربی موثر بود. از طرف دیگر، نوع نگاه ایدئولوژیک ایران به مساله فلسطین به عنوان مساله محوری امت اسلامی، ایجاب می کرد تا ایران برای کم کردن فاصله جغرافیایی خود با سرزمین های اشغالی به انتخاب یک هم پیمان مناسب دست بزند. به عبارت دیگر، سرزمین سوریه برای ترجمه عملی نگاه ایدئولوژیک ایران نسبت به مساله فلسطین از طریق کم کردن فاصله جغرافیایی بود.

6- بنابراین آن چه واضح است این که آن چه در سوریه در جریان است به شکل مستقیم و غیر مستقیم بر روی منافع جمهوری اسلامی ایران تاثیرگذار است؛ چرا که جمهوری اسلامی ایران معتقد است آمریکا و رژیم صهیونیستی با هدف تضعیف مولفه های امنیت ملی ایران به دنبال حذف حاکمیت سوریه هستند و در این خصوص تجربیات دیگری از جمله به راه انداختن جنگ 33 روزه با هدف نابودی حزب ا... لبنان و جنگ 22 روزه غزه با هدف از بین بردن توان مقاومت فلسطینی را داشته اند. بنابراین سیاست خارجی ایران به هیچ عنوان نمی تواند نسبت به تحولات سوریه که می تواند در سرنوشت معادلات منطقه و به هم خوردن احتمالی موازنه امنیتی به ضرر ایران تعیین کننده است بی تفاوت باشد.

7-ضمن این که باید توجه داشت برخی مولفه ها و ویژگی های تحولات سوریه را می توان دلایل محکمی تلقی کرد برای این که اوج گیری بحران سوریه با تحریک عامل خارجی و بر مبنای انتخاب هوشمندانه جهت به زانو درآوردن بشار اسد در تعدیل مواضع منطقه ای اش صورت گرفته است؛ چرا که هر گونه تغییر در مواضع منطقه ای سوریه می تواند تاثیرات جدی بر روندهای کنونی منطقه و تضعیف کمربند مقاومت داشته باشد. در واقع، سوریه پل ارتباطی ایران با جبهه مقاومت است و تضعیف سوریه می تواند موجب کاهش قدرت مانور جبهه مقاومت و ایران شود. حتی برخی مقامات غربی و صهیونیستی این گونه اظهار نظر کرده اند که آن چه در سوریه اتفاق افتاده است، نتیجه آن را باید در داخل ایران دید.

با عنایت به گزاره های راهبردی مزبور الگوی بازیگری جمهوری اسلامی ایران طی 2 سال اخیر در پرونده سوریه ناشی از برخی الزامات و ضرورت های زیر بوده است که در راستای منافع امنیت ملی و توسعه قدرت نفوذ آن محسوب می شود:

1-جمهوری اسلامی ایران حمایت از سوریه را هیچ گاه متکی بر نگاه مذهبی و طایفه ای دنبال نکرده است؛ حتی برعکس، جمهوری اسلامی ایران بر اساس مهم ترین مساله جهان اسلام یعنی موضوع فلسطین به رابطه با سوریه اهمیت داده است. بنابراین حمایت ایران از سوریه به مثابه تلاش برای تثبیت گفتمان انقلاب اسلامی ایران در قضیه فلسطین است.

2-حکومت سوریه به دلیل اتکاء بر مولفه های داخلی توانسته است در مقابل دشمنان خارجی ادامه حیات دهد؛ به عبارت دیگر، مشروعیت سیاسی و اجتماعی حکومت اسد مانع از سقوط وی شده است نه حمایت عامل خارجی.

3-از آن جا که جمهوری اسلامی ایران طی سال های گذشته در هم پیمانی با سوریه توانسته بود جبهه نیرومندی برای توسعه اهداف و سیاست های منطقه ای خود ایجاد نماید، سقوط حکومت کنونی سوریه موجب از بین رفتن بخش عمده ای از دستاوردهای سیاست خارجی ایران می گردد. به عبارت دیگر، بی تفاوتی در پرونده سوریه به منزله خطای استراتژیک است که بسیاری از دستاوردهای منطقه ای ایران را تحت الشعاع خود قرار می دهد.

4- عمده ترین هدف بازیگران مداخله گر غربی در هم پیمانی با کشورهای عربی منطقه و رژیم صهیونیستی در دامن زدن زدن به مساله سوریه، تلاش برای مهندسی سیاسی جدید در منطقه یا به عبارت بهتر پیاده سازی الگوهای مطلوب امنیتی برای حفظ منافع راهبردی شان است. بنابراین جمهوری اسلامی ایران در پرونده سوریه باید از تحقق چنین هدفی جلوگیری نماید.

5-از طرف دیگر، تثبیت حکومت سوریه به طور موثری در افزایش و تقویت جایگاه منطقه ای ایران مفید خواهد بود؛ به عبارت دیگر، این امر موجب افزایش میزان اعتماد عمومی کشورها و ملت های منطقه نسبت به سیاست های منطقه ای ایران و حقانیت آن خواهد شد.  

6-پرونده سوریه به منزله تجربه سنگینی برای جبهه مقاومت با محوریت ایران محسوب می شود که هر گونه پیروزی یا شکست در آن تعیین کننده چشم انداز بلند مدت حیات سیاسی سایر بازیگران جبهه مقاومت است.

7-حمایت ایران از طرفداران سقوط حکومت به معنی حمایت از یک جریان شبه نظامی است که فاقد پایگاه اجتماعی هستند و این امر هیچ گاه نمی تواند به عنوان اولویت سیاست خارجی ایران باشد.
نویسنده: رضا مومن زاده

انتهای پیام/ص
برچسب ها:
آخرین اخبار