امروز : سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 17
۱۹:۲۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 64924
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۲ - ساعت ۲۰:۲۸
تعداد بازدید: 71
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - کیوان امجدیان : روز گذشته حجت‌الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی در مراسم اختتامیه بخش تجلی اراده ملی سی ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - کیوان امجدیان : روز گذشته حجت‌الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی در مراسم اختتامیه بخش تجلی اراده ملی سی و دومین جشنواره فیلم فجر جمع زیادی از اهالی سینما که به جشنواره فیلم فجر انتقاد داشتند را مورد حمله قرار‌داد و حرف‌های آنها در این مورد که جشنواره ربطی به انقلاب ندارد و از انقلاب فاصله گرفته است را ضدانقلابی دانست. وی همچنین مدعی شد «دیدیم در جشنواره امسال چگونه سینمای انقلاب و دفاع مقدس تکریم شد».

این در حالی بود که در جشنواره امسال به جر فیلم «چ» حاتمی‌کیا که مخاطب اصلی ایوبی بود،و فیلم «شیار143» فیلم خوب دیگری با موضوع دفاع مقدس وجود نداشت.

ایوبی که همیشه مدعی بود گوش‌های شنوایی دارد و آماده شنیدن حرف‌های آرام است، سخنان منطقی و آرام حاتمی‌کیا، جعفری جوزانی، جیرانی، بهمنی و بسیاری دیگر از اهالی سینما را تاب نیاورد و گفت: چرا می‌گوییم دهه فجر چه ربطی به فستیوال فجر دارد و این جشنواره به انقلاب ربطی ندارد. آیا واقعاً ربطی ندارد؟! انقلاب اسلامی رنسانس هنر در همه رشته‌ها است و چرا می‌گوییم چه ربطی به انقلاب دارد و این حرف‌ها، حرف‌های ضدانقلابی است که برخی دوستان آگاه یا ناآگاه می‌زنند. دهه فجر کارنامه سینمای انقلاب است که همه به آن افتخار می‌کنند.
 
مخاطبان ایوبی چه کسانی بودند؟

در این سال‌ها اتفاقات ریز و درشت زیادی افتاده که با اصول انقلاب مغایر بوده و جشنواره فیلم فجر هم در محتوا و هم در فرم با چالش‌های جدی مواجه شده است.به اندازه‌ای که در سی و دومین دوره این جشنواره، انتقادها رنگ جدی‌تری به خود گرفت و از سویی با پیشنهادهایی نیز همراه‌شد .شاید همین پیشنهادها بود که در کنار شکل درست و منطقی انتقادها موجب شد تا رئیس آرام و شیک‌پوش سازمان سینمایی لبخند معمولش را کنار بگذارد و عنان از کف بدهد و حکم ضدانقلابی بودن را برای جماعتی از اهالی سینما صادر کند.

از جمله افرادی که مخاطب ایوبی بودند و به نوعی موجب عصبانیت او شده بودند حاتمی‌کیا، جیرانی، جعفری جوزانی، بهمنی، کوشکی، جلیلی و خیلی‌های دیگر بودند که در مراسم‌ها و برنامه‌های مختلف نگاه خود را بیان کرده‌اند :
 
1- حاتمی کیا : حاتمی‌کیا در آئین اختتامیه «محفل سینمای انقلاب اسلامی» تأکید کرد: من پیشنهاد می‌کنم نام جشنواره فیلم فجر را تغییر داده و آن را به نام جشنواره ایرانی نام‌گذاری کنیم.

وی با اشاره به سی و دومین جشنواره فیلم فجر عنوان کرد: من به جشنواره معترض شدم و به اینکه سیمرغ نگرفتم متهم شدم این کج‌اندیشی احتیاج به روشنگری دارد و من همچنان پافشاری می‌کنم که جریان جشنواره فیلم فجر در این سالیان سال از جریان انقلاب اسلامی فاصله گرفته است.
 
2- فریدون جیرانی : شهامت داشته باشیم که فیلم فجر را تبدیل به جشن کنیم و فقط فیلم اکران کنیم؛ بحث انتخاب و جایزه و ... را حذف کنیم چون سلایق متفاوت هستند. بجای این، بخش بین الملل را به شکل جشنواره با حضور فیلمهای خارجی برگزار کنیم. خانه سینما هم میتواند جداگانه مثل هرساله جایزه بدهد.
 
3- مسعود جعفری جوزانی : متأسفانه جشنواره همان اوایل برگزاری باید استراتژی خود را مشخص میکرد که نکرده است. شهامت در مدیریت وجود ندارد و وقتی صفت ترین می‌گذاری دیگر انتخاب چندنفر و چندکار دیگر بی معنی است. باید قواعد بازی قبل از جشنواره مشخص باشد و همه احترام بگذارند.

وی افزود: ما در دو مشکل گیر کرده ایم که آیا جشن است یا جشنواره؟ دبیر هم باید بنشیند که دنبال چیست از راه انداختن فیلم فجر. اگر می‌خواهی فیلم را در همه استانها نمایشی بدهی باید اسم فیلم فجر را یک جشن گذاشت. باید از این دوگانگی درآمد.
 
4- وحید جلیلی: امسال 50 فیلم در جشنواره دیدیم و اگر همین دو سه فیلم دفاع مقدسی نبود آبروی جشنواره می‌رفت. این جشنواره، ‌جشنواره فلاکت بود. هم میلیاردرش مفلوک بود هم روحانی‌اش.
 
5- مجتبی راعی : جشنواره فیلم هیچ گاه تکلیفش با خودش مشخص نبوده است و هر گونه فیلمی به درون آن راه می‌یابد و نه کاملا جشنواره ای هنری و نه تماما جشنواره تجاری بوده است و در هر سال به نسبت فیلم هایی که ساخته می شود جشنواره به یک صورت تعریف می شود
 
6- حبیب بهمنی : ما توقع داریم -نه به این شکل که اسم را تغییر دهند- به هر حال جشنواره فجر یک عنوانی دارد و در یک زمانی برگزار می شود که توقعات ویژه را به دنبال خود می آورد وقتی در دهه فجر و به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی این جشنواره برگزار می شود خود به خود این توقع را بوجود می آورد که مضامینی که مربوط به انقلاب است مورد توجه بیشتری قرار بگیرد و محور اصلی فیلمهای موجود در جشنواره باید فیلمهایی باشد که مربوط به انقلاب است.

یعنی مجموعه ای از فیلم ها و حتی فیلم های ضدانقلابی هم در این جشنواره خود نمایی می کنند و مورد تشویق نیز قرار می گیرند و از این نظر ماهیت جشنواره فجر راه خود را گم کرده و باید گفت این اتفاق مختص امسال نیست و معمولا هر سال در همه دوره ها به غیر از اوایل انقلاب جشنواره فجر از هویت واقعی خود که ارتباط با انقلاب محسوب می شود فاصله گرفته و فیلم های مخالف با انقلاب نمایش داده شوند و کاندید شده و جایزه نیز دریافت کنند!  صرف اینکه سیاست جشنواره باید همه نوع مخاطبان سینما را در بر بگیرد، به حدی از وقاحت می رسد که حتی فیلم های مغایر با این ایام و انقلاب هم مورد تمجید قرار می گیرند.
 
7 - سید رضا میرکریمی : وقتی سینمای ما در جشنواره فجر خلاصه می‌شود و این جشن اینقدر بزرگ می‌شود که حتی اکران سینمایی را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد،تبدیل می شود به کارزاری برای دفاع از عملکرد سالیانه نهادهای فرهنگی و مسولین فکر می‌کنند همه وظیفه آنها این است که فیلم بسازند و به این جشنواره بیاورند و در جشنواره نقد مثبت و منفی بگیرند، با فیلم‌ها پز بدهند، از روی فرش قرمز رد شوند و در برنامه‌های متعدد رادیویی و تلویزیونی شرکت کنند، نهاد و سازمان مطبوع خود را تبلیغ کنند و در رقابت با دیگر رقبای خود حرف‌هایی بزنند و اتفاقا سیاست‌گذار فرهنگی هم آنها را به این سمت سوق می‌دهد و می‌گوید اینجا و این نقطه مقصد نهایی ما است و بعد از آن دیگر خیلی مهم نیست.
 
و دیگران . . .
 
چرا انتقادها بالا گرفت؟

انتظار اینکه با گذشت سی و پنج سال از انقلاب و برگزاری ورود دوره جشنواره فیلم فجر، شاهد برگزاری جشنواره‌ای در حد شأن انقلاب اسلامی باشیم انتظار نابجایی نیست. اما متأسفانه این انتظار هر سال رنگ می‌بازد و کمرنگ‌تر می‌شود تا جایی که در سی و دومین دوره جشن انقلاب، فیلم‌های حامی فتنه در میان فیلم‌های دیگر حاضر شده و حتی مدعی می‌شوند و برای دریافت جایزه متوقع می‌شوند، چندین فیلم در شرح و توصیف فلاکت و بیچارگی مردم ساخته می‌شود، فواحش، شوخی‌ها، رحم‌های اجاره‌ای و موضوعات دیگری از این دست دستمایه ساخت اغلب قریب به اتفاق فیلم‌های جشنواره می‌شوند و جز دو فیلم دفاع مقدس، «چ» و «شیار 143» بقیه فیلم‌ها شرح بیچارگی‌های شخصیت‌های داستان‌ها هستند و یکی، دو فیلم دفاع مقدس دیگر هم که صرفاً هجو حماسه دفاع مقدس است با این اوصاف نقدها بالا و بالا‌تر گرفت.

از سویی موارد دیگری نیز آتش این ماجرا را شعله‌ورتر می‌کردند. مواردی از جمله نزدیک‌تر شدن جشنواره به ساختارهای غربی و شبیه شدن به جشنواره‌های متناسب با فرهنگ غیرانقلابی، گنجاندن مواردی مثل فرش قرمز، پوشیدن لباس‌های عجیب و غریب و نامتناسب با شأن و فرهنگ ایرانی و ...

- اینکه در جشنواره‌ای که مزین به نام انقلاب است و در افتتاحیه جشن سینمایی انقلاب بازیگری روی سن برود و از دو بازیگر شهره و بدنام طاغوت نام ببرد، از آن دست کارهایی بود که موجب اعتراض جمع زیادی از اهالی سینما شد و این ترس را موجب شد که قرار است با نام انقلاب هم آنچه امکانپذیر نبود امکان‌پذیر شود و نام انقلاب به منزله تسریع کننده و پلی برای رد شدن از خطوط قرمز خود انقلاب مورد استفاده قرار گیرد.

شاید اگر این نام بردن و کارهایی از این دست در جشنواره‌های دیگر با نام‌های غیر از انقلاب برگزار می‌شد حساسیتی این چنین را موجب نمی‌شد اما روی دادن چنین مواردی در جشنواره انقلاب زنگ خطر و هشدار جدی بود که از تصمیم برای رو شدن از خط قرمزها با نام و با مجوز انقلاب خبر می‌داد که البته با واکنش قاطع اهالی سینما مواجه و آن بازیگر مجبور به عذرخواهی شد.

در جشنی که مزین به نام انقلاب است انتظار اینکه دست کم نیمی از فیلم‌ها ارزشی و متناسب با انقلاب یا ارزش‌های مورد تأئید انقلاب باشند انتظار نابجایی نیست.

اینکه در این جشنواره انقلاب، دفاع مقدس، مشاهیر انقلاب و جنگ ارزش‌های مورد تأیید انقلاب مورد تأکید باشد و هر سال تدابیری برای ساخت فیلم‌هایی با این مضامین جهت شرکت در جشنواره بعد اندیشیده شود قاعده‌ای است که در همه جای دنیا رعایت می‌شود.

اما نکته جالب اینجاست که نه تنها این قاعده رعایت نمی‌شود بلکه فیلم‌های متضاد با این نگاه در زمره فیلم‌های جشنواره قرار می‌گیرند. دو فیلم‌ حامی فتنه بیش از 30 فیلم در شرح فلاکت و بیچارگی، دو فیلم در مورد دفاع مقدس یک فیلم ضعف درباره انقلاب یک فیلم درباره دفاع مقدس و فیلمی ضعیف دیگر درباره لبنان و سوریه کارنامه جشنواره سی و دوم انقلاب است.

کارنامه‌ای که امثال حاتمی‌کیا را مصمم می‌کند تا بگوید جشنواره فیلم فجر باید با سازوکاری دیگر برگزار شود.

نداشتن آئین‌نامه مشخص

اینکه جشنواره فیلم فجر دستور و خط مشخص فکری ندارد و هر سال متناسب با نوع نگاه و سلیقه هیأت انتخاب و داوری تغییر می‌کند مشکلی است که همه از آن خبر دارند اما چاره‌ای برایش سراغ ندارند.

این موضوع یعنی برای مثال هم می‌دانند برای شرکت در جشنواره کن چگونه فیلمی باید ساخته شود. هم می‌دانند اگر بخواهند فیلمشان را اسکار مورد توجه قرار گیرد چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد، سینماگران هم جای دنیا خبر دارند که جشنواره برلین، به چه فیلم‌های جایزه می‌دهد و ... اما این اتفاق هیچ وقت در سینمای ایران و جشنواره فجر روی نمی‌دهد.

جشنواره فجر جشنواره‌ای متکی به رأی و نظر اشخاص است هر سال هم خط و مش و نگاهش توسط دبیر و داوران تعیین می‌شود.

اگر چه دستورالعمل‌ها و قواعد پیش‌فرض وجود دارد اما صرفاً در حد کلیات و تشریفات است و جهت‌دهی کلی فقط با مسئولان همان دوره است یعنی برای مثال خط و مش و نگاه جشنواره‌ای که دبیرش خزاعی باشد و داورانش با نظر او مشخص شود به کلی متفاوت است با جشنواره‌ای که دبیرش عباسیان یا رضاداد است.

به همین دلیل هم هر جهت‌گیری را می‌توان برای جشنواره‌ای که نام انقلاب بر پیشانی‌ آن نشسته است متصور بود.

یعنی حتی اگر دبیر جشنواره خدای ناکرده با انقلاب زاویه داشته باشد بعید نیست که جشنواره جولانگاه فیلم‌های زاویه‌دار با انقلاب شود و حتی مورد تقدیر هم قرار گیرند.

این موضوع آفتی است که می‌تواند در سال‌های آینده جشنواره را خدای ناکرده به قهقرا ببرد و متناسب با نوع نگاه عوامل به چپ و راست بکشاند.
یک راهکار

شاید حرف حاتمی‌کیا درست باشد شاید هم دست کم در حد یک ایده قابل بررسی و پخته شدن قابل بررسی باشد. آنچه مسلم است این است که بسیاری از این مشکلات به واسطه این است که نام انقلاب بر پیشانی جشنواره نشسته است و طبیعتاً از جشنواره‌ای که مزین به نام انقلاب است انتظار می‌رود که بعضی ویژگی‌های آن را که در این مجال گفته شد و پیش از این در نوشتارهای دیگری در همین خبرگزاری بیان شده‌است. داشته‌باشد. شاید انتقال این جشنواره به زمان دیگری جز دهه فجر و برداشتن نام انقلاب از پیشانی آن و قرار دادن جشنواره‌ای دیگر متناسب با انقلاب در ایام فجر و تعیین سازوکاری مشخص برای آن اتفاقی است که اگر در دوره مدیریت ایوبی روی دهد برگ برنده او خواهد بود.
انتهای پیام/ ا
برچسب ها:
آخرین اخبار