امروز : شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 19
۱۰:۲۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 6544
تاریخ انتشار: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۰۲:۱۶
تعداد بازدید: 408
از بحث در باره وظایف و حقوقی که بر گردن ما است تا یاران و دیگر موضوعات ، چون کتب و منابع غنی وجود دارد دیگر از ادامه بحث صرف نظر کرده و بحث ...

از بحث در باره وظایف و حقوقی که بر گردن ما است تا یاران و دیگر موضوعات ، چون کتب و منابع غنی وجود دارد دیگر از ادامه بحث صرف نظر کرده و بحث شیخی گری رو درمجال بعدی آغاز میکنیم.

مجال چهارم
از بحث در باره وظایف و حقوقی که بر گردن ما است تا یاران و دیگر موضوعات ، چون کتب و منابع غنی وجود دارد دیگر از ادامه بحث صرف نظر کرده و بحث شیخی گری رو درمجال بعدی آغاز میکنیم.

اما این نکته را جهت تاکید یاد آور میشوم که : شناخت امام توسط قران و حدیث و ... موجب میشه تا بتوانیم بهتر و عمیقتر به برسی مباحث آینده بپردازیم.

چون با داشتن مدارک تاریخی میتوان اساس تفکرات بهاییت و سلسله ایجاد کننده ان را به لرزه در آورد و حقانیت شیعه اثنی عشری را ثابت و باطل بودن آنهارا اثبات کرد.
برای این کار ما از سیر تاریخ شکل گیری این فرقه آغاز کار نمودیم . 



در مجالهای گذشته با مباحث مهدویت و اصالت اون بحث کردیم در احادیثی که ارایه شد ، معلوم شد که حضرت متولد ، زنده ، غایب و روزی با اذن خدا خروج میکند.



از نکاتی که موجب اهمیت بیشتر این مبحث میشود این است که باب نیابت خاصه ( نواب اربعه ) بسته شده است و همچنین کسی نمیتواند ادعای کند که حضرت را مشاهده و با امام ارتباطی دوسویه دارد.

این دو عامل مهم موجب میشود تا در زمان غیبت تعداد زیادی از کسانی که ادعای منجی گری داشته اند با این دو مورد رسوا گشته و نقشه شومشان برملا بشود.

در این مجال که بحثی در مورد شیخ احمد احسایی میباشد را بصورت خلاصه و مجمل برسی کنیم و در بحث بعدی به شناخت سید کاظم رشتی و عقاید آرای او را مورد برسی قرار دهیم.



*           تاریخ نا امیدی و سفره ای باز برای ....

در اوایل قرن سیزدهم هجری که در ایران همراه با جنگهای ایران و روس بود و مردم امید خود را از دست داده بودند ، در این بین شخصی که پیرو مکتب تشیع بود و منابر جذابی داشت و مردم را به مهدویت و امید دعوت میکرد کسی نبود جز شیخ احمد احسایی.

شیخ احمد بن زین الدین در یکی از روستاهای احساء، ناحیهای شیعه نشین در شرق عربستان سعودی،در ماه رجب سال 1166 هـ .ق . به بدنیا آمد.. جد چهارمش، نخستین کس از خاندان وی بود که زندگی عشایری و مذهب تسنن را رها و یکجانشینی و تشیع اختیار نمود.
شیخ احمد، از چگونگی پشت سر گذاردن کودکی و نوجوانی خود، به استثنای ذکر مقداری از عواطف رقیق مذهبی و احساسات جستجوگرانه[1] یادآور می شود که کتاب «اجرومیّه» و «عوامل» را نزد شیخ محمد بن شیخ محسن به انجام رسانده و قبل از آن در حالی که پنج سال از عمرش گذشته بود، قرائت قرآن مجید را آموخته است. در سال 1186هـ .ق، یعنی پس از آنکه بیست سال از عمرش گذشته بود، ترک موطن نمود وبه منظور کسب معارف وفیض مواهب، عازم کربلای معلی و نجف اشرف گردید.[2]و در درس و مجالس بحث مشاهیر علمای دینی وقت: مرحوم آقاباقر وحید بهبهانی،[3] مرحوم آقاسیدمهدی بحرالعلوم،[4] مرحوم شیخ جعفربن شیخ خضر[5] ومرحوم میر سید علی طباطبائی [6] حاضر گشت. تا اینکه پس از ارائه شرحی بر کتاب «تبصره علامه حلّی» [7] از جانب مرحوم آقاسیدمهدی بحرالعلوم، مرحوم مبرورآقا سید علی صاحب ریاض، مرحوم مبرورشیخ جعفر بن شیخ خضر و... به اخذ درجه اجتهاد در روایت و درایت نائل گردید.[8]
*           اجازه نامه مجهول الزمان
«حاج محمدخان کرمانی»، در کتاب «هدایه المسترشد» [9] قسمت هایی از صورت اجازات مرحوم مبرور «شیخ احمد دمستانی»، «آقا میرزا مهدی شهرستانی»، «شیخ حسین درازی» «آقا سید علی طباطبائی»، «آقا سید مهدی طباطبائی بحرالعلوم» و «شیخ جعفر نجفی» را که مدعی است عیناً در نزدشان محفوظ و نگهداری می شود، نقل کرده است. بی شک ارائه بعضی از آنها، به خاطر توجه بیشتر به تأکید مشایخ عصر نسبت به مقام دینی شیخ، که بعدها یکی از دلایل اساسی تأیید عقاید و روش شیخ از جانب شیخیه به شمار می آید، ضروری است. حال ما تنها به یک اجازه نامه اشاره یکنیم.


[1] از آن جمله: 1 ـ «قریه ای که مسکن ما بود اهلش را به ملاهی و معاصی حرص تمام بود... و من چون بر مجالس ایشان می گذشتم، در گوشه ای با اطفال می نشستم. تنم در میان بود و روحم متعلق به عالم بالا». 2 ـ «طالب خلوت و مایل عزلت بودم و کوه و بیابان را دوست می داشتم». 3 ـ «از مجاورت خلق و معاشرت ایشان متوحّش و پریشان بودم و پیوستهدر اوضاع روزگار فکرت نموده عبرت میگرفتم». ـ رساله شیخ عبدالله، ص4، باب دوّم.

[2]  مرحوم میرزا محمد تنکابنی در «قصص العلماء» می نویسد که: «شیخ احمد در زادگاه خود، بر کتابخانه «ابن ابی جمهور» (از اکابر علمای امامیه، احسائی متوفی حدود 901 هـ .ق .) دست یافته بود»; قصص العلماء، ص35، ولی زعمای شیخیه در مورد مطلب مذکور اظهار شک کرده اند. همچنین در شرح احوال ابن ابی جمهور، الکنی والألقاب، ترجمه: محمدجواد نجفی، ج1، ص340

[3] متولد 1116 هـ .ق . ، متوفی 1205 هـ .ق حدوداً. مشهور به آقا، از اکابرعلمای امامیه، علامه ثانی و محقق ثالث و شاگرد مرحوم «سید صدر الدین قمی» شارع  وافیه بوده است. مرحوم پدرش از شاگردان مرحوم شیخ جعفر قاضی و ملا میرزای شیروانی و علامه مجلسی بوده است. مرحوم مغفور آقا، پس از سکونت در بهبهان،مقیم کربلای معلّی شدند ودر رواق شرقی حرم مطهر امام حسین(علیه السلام) مدفون گردیدند. 

[4] به گفته و تصریح مرحوم مدرس در «ریحانه الأدب»، علامه دهر و وحید دهر، سید محمدمهدی بحرالعلوم(متولد 1154 هـ .ق . ، متوفی 1212 هـ .ق حدوداً.)، مردمک چشم علمای روزگار، جامع معقول و منقول، از اکابر عصر خود، صاحب کرامات،استاد مسلم مرحوم «آقا سید جواد عاملی» صاحب «مفتاح الکرامه» و مرحوم «سید محمدباقر رشتی».

[5] متوفی 1227 هـ .ق . ، مشهور به «کاشف الغطاء»، از اکابر علمای امامیه واعاظم فقهاء و مجتهدین اثنی عشریه و از تلامذه او می توان به مرحوم «صاحب جواهر»، مرحوم «صاحب مفتاح الکرامه» و مرحوم صاحب «هدایه المسترشدین» اشاره کرد.

[6]  متوفی 1231 هـ .ق . ، معروف به «صاحب ریاض»، فقیه اصولی، متتبع محقق، وحیدالعصر و مرجع اکابر طراز اول وقت و از تلامذه او مرحوم «صاحب ضوابط»، و«شریف العلمای مازندرانی» و مرحوم «حاجی کرباسی» و مرحوم «حاج سید محمدباقر حجه الاسلام» و «ملا محمدتقی برغانی».

[7] «تبصره المتعلمین فی أحکام الدین» کتابی است در فقه امامیه، که صدها شرح از جانب فقهای شیعه بر آن نگاشته و منتشر شده است. مراجعه شود به چاپ اسلامیه، تهران، 1348، به اهتمام و انضمام فقه فارسی مرحوم «حاج شیخ ابوالحسن شعرانی(رحمه الله)».شرح شیخ احمد به نام «صراط الیقین» در مجموعه آثار شیخ: «جوامع الکلم» منتشرشده است. این شرح تنها شرح طهارت از کتاب «تبصره» است.

[8]  نکته مهم این است که تاریخ اجازه ایشان که بعضی از شیخیه گفته اند در سن20 سالگی از مرحوم سید اخذ کرده است، درست نیست و سرکارآقا هم در جلد اول کتاب «فهرست»، صفحه 205 متعرض این معنی شده است. با توجه به اینکه تاریخ اجازه 22 ذی الحجه سال 1209 هـ .ق . بوده است، در نتیجه سن شیخ در هنگام اخذ اجازه 43 سال بوده است. 23 سال پس از کسب معارف اسلامی.

[9] صص 56 ـ 61، این کتاب را حاج محمدخان در رد کتاب «هدیه النمله إلی مرجع المله» مرحوم «میرزا محمدرضا همدانی» نگاشته است.



==================
ادامه دارد...
===================
کاری از گروه پژوهش پیروان موعود 
====================

برچسب ها:
آخرین اخبار