امروز : یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 29
۰۳:۳۱
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 65820
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۲ - ساعت ۰۶:۰۳
تعداد بازدید: 80
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، سعید شهلاپور در این نشست با اشاره به خاطره آشنایی خود با هژبر ابراهیمی، گفت: سال 1345 که من ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، سعید شهلاپور در این نشست با اشاره به خاطره آشنایی خود با هژبر ابراهیمی، گفت: سال 1345 که من در رشته مجسمه‌سازی وارد دانشگاه شدم، هژبر ابراهیمی از دانشجویان ترم بالایی بود و از همان زمان دوستی بین ما شکل گرفت. در آن دوره هم دانشگاهیان ترم بالاتر سهم بسیار مهمی در آموزش دانشجویان داشتند و سال پایینی‌ها باید در اجرای پروژه‌های سال بالایی‌ها کمک می‌کردند و این گونه بود که مثلا قالب‌گیری و یا ریخته‌گری را یاد گرفتیم. در دوران دانشجویی با این که استادان خوبی داشتیم اما بدون اغراق باید بگویم که ویکتور دارش و هژبر ابراهیمی از معدود استادان من بودند.

به گفته شهلاپور؛ با این که هژبر ابراهیمی دیر به دانشگاه آمده بود، اما او پیش از دانشگاه شاگردی استاد صنعتی را کرده بود و از او بسیار آموخته بود. هژبر از کودکی مجسمه‌سازی با خونش آمیخته شده بود و او از شهری آمده بود که مکتب مجسمه‌سازی داشت. مجسمه‌سازانی چون صدیقی، صنعتی و قهاری هر سه از برزگان مجسمه‌سازی کرمان و ایران هستند.

او با بیان این مطلب که در زمینه مجسمه‌سازی با ضعف منبع روبرو هستیم گفت: بسیاری از مجسمه‌ها در سطح شهر تهران به عنوان مثال نصب شده‌اند و ما از سازندگان آن هیچ اطلاعی نداریم و مثلا نمی‌دانیم ارژنگ که نقش برجسته‌ای مقابل اداره دادگستری کار کرد چه کسی است؟ و یا نام سازنده فلان مجسمه در تهران کیست و چرا مجسمه میدان حر مثلا ساخته شد. این موضوع بسیار بد است و ضرورت این وجود دارد که بخش تاریخ شفاهی مجسمه‌سازی ایران گردآوری شود.

در ادامه حمید شانس گفت: برگزاری بزرگداشت برای هنرمندان در زمان حیاتشان را باید قدر دانست و به نظر من این مراسم‌ها به هنرمندان انرژی مضاعفی می‌دهد و انگیزه‌ای برای کار کردن  بهتر می‌شود.

شانس با اشاره به مکتب کرمان در مجسمه‌سازی گفت: مکتب کرمان یکی از مکاتب مجسمه‌سازی ایران است که سهم بسزایی در سنت مجسمه‌سازی ایران دارد اما برخی عناد ورزی‌ها در ادامه فعالیت این مکتب سنگ انداخت. هژبر یکی از مجسمه‌سازان برآمده از مکتب کرمان است. او از شاگردان مستقیم صنعتی است و برای موفقیت در حرفه خود عاشقانه کار کرده و رنج بسیار نیز برده است.

او با اشاره به شباهت‌های زندگی علی اکبر صنعتی با هژبر ابراهیمی گفت: هژبر ابراهیمی هم در کرمان متولد شده و خانواده او از خوش نامان کرمان هستند او به واسطه شغل پدرش سال‌ها در یزد زندگی کرد. در دوران کودکی پدرش او را در یک سنگ‌تراشی گذاشت و استاد او قرار بود که با یک سنگ سفید برای یکی از بزرگان شهر یک هاون بسازد که هژبر ابراهیمی در غیاب استاد از این سنگ مجسمه یک آدم را تراشید. در آن زمان او 10 سال داشت و استادش با دیدن این صحنه به خشم آمد و با تیشه و هر چیزی که به دست اش رسید قصد جان او را کرد و سپس او را از کارگاه بیرون کرد.

او افزود: پس از آن هژبر پای پیاده راه افتاد به شهر آمد و در آنجا در مقابل یک مغازه مسگری میخکوب شد. یک نقاش داخل مسگری مشغول کشیدن یک اثر نقاشی بود. بوم و نقاشی چنان او را به وجد آورد که در همان حالت میخکوب شد و نقاش وقتی علت حال زار او را پرسید به او گفت همین جا بمان و با دوچرخه به محل کار استاد سنگ‌تراش رفت و او را در حالی که گوشش در دستش بود به مغازه‌اش آورد و او را وادار کرد که از هژیر عذرخواهی کند و سپس او را برای آموزش نقاشی پیش علی اکبر خان صنعتی برد. کسی که به این شکل از هژبر حمایت کرد و زندگی او را دگرگون ساخت سید مهدی چیتی بود. او در واقع زندگی هژبر را با علی اکبر صنعتی پیوند زد.

این مجسمه‌ساز پیشکسوت با اشاره به نقش صنعتی در زندگی هژبر گفت: دوستی و رابطه هژبر و صنعتی با هم تداوم داشت و او در ساخت پروژه‌های متعددی با او همکاری داشت و از جمله همکاری او می‌توان در ساخت مجسمه‌های میدان توپخانه، موزه رجل سیاسی، موزه هلال احمر و موزه راه آهن اشاره کرد.

به گفته شانس؛ هژبر ابراهیمی معتقد است که هنر نه لباسی برای زینت است و نه وسیله‌ای برای شهرت بلکه هنر همچون گوشت و پوست باید با وجود هنرمند آمیخته شود و برای هنر پایانی نمی‌توان فرض کرد. همان‌طور که همچان هژبر ابراهیمی مشغول کار است و مجسمه می‌سازد و نقاشی می‌کشد.

سید مجتبی موسوی، مشاور مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر تهران، با بیان اینکه سال 1376 موفق شدیم پس از بازسازی عمارت برگ ، آن را در انحصار اداره حجم درآوریم و پایگاهی برای مجسمه‌سازی در ایران بوجود آوریم، گفت: در سال 1386 با برنامه‌ریزی هایی که داشتیم زمینه‌ای فراهم شد که نشست‌های پژوهشی را در این گالری برپا کنم و افتتاح گالری برگ همزمان با بزرگداشت ژازه تباتبایی شد از آن زمان تاکنون شاهد برپایی 39 نشست بوده‌ایم.

به گفته موسوی؛ مهترین اتفاق زندگی هژبر در 10 سالگی و در یزد رخ می‌دهد و آشنایی او با مهدی چیتی زندگی او را دگرگون می‌کند. از این نظر ما یزدی‌ها هژبر را همشهری خودمان می‌دانیم.

او افزود: هژبر ابراهیمی انسان بسیار بزرگی است و من نمونه او را ندیده‌ام بسیاری از استادان با خست اطلاعات خود را در اختیار هنرمندان می‌گذارند اما هرگز چنین روحیه‌ای در او ندیده‌ام. واقعا من به هم نسلان هژبر و باستانی پاریزی غبطه می‌خورم. نسل بی‌نظیری که دیگر شاهدش نخواهیم بود و فکر نمی‌کنم دیگر نسل‌هایی چون آن‌ها تربیت شود.

به گفته موسوی نسل هنرمندان هژبر آثار درخشانی برای ما به یادگار گذاشته‌اند که باید قدردان این آثار باشیم.

در پایان مراسم هژبر ابراهیمی از برگزارکنندگان این مراسم تقدیر کرد و به ذکر دو خاطره پرداخت. در پایان مراسم هدایا و گل‌هایی از سوی خانواده و شاگردانش به او اهدا شد و سازمان زیباسازی نیز با اهدای لوح از این هنرمند مردمی تقدیر کرد.

هژبر‌ابراهیمی متولد 1305 پاریزاست و از کودکی شاگرد استاد علی‌اکبر صنعتی بوده و نقش مؤثری نیز در برپایی موزه‌ "آثار استاد صنعتی" در میدان توپخانه‌ تهران و همچنین موزه‌ صنعتی کرمان داشته است.

هژبر ‌ابراهیمی فارغ‌التحصیل سال 1348 رشته‌ مجسمه‌سازی دانشکده‌ هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. از آثار برجسته‌ این استاد می‌توان به تندیس امیرکبیر در رفسنجان، تندیس صنایع دستی در کرمان، تندیس نبرد گاوها در جزیره‌ ناژوان زاینده‌رود اصفهان و تندیس حکیم ابوالقاسم فردوسی در دانشگاه اصفهان اشاره کرد. برگزاری چندین نمایشگاه انفرادی و گروهی در تهران، اصفهان و رفسنجان نیز در کارنامه‌ی پربار این استاد ارجمند دیده می‌شود. نمایشگاه آثار او تا 22 اسفند در گالری برگ پیش روی علاقمندان قرار خواهد داشت. نگارخانه‌ برگ در انتهای پاسداران، خیابان شهید وفامنش، خیابان شهید جمالی، عمارت عین‌الدوله واقع شده است.

مجموعه‌ای از مجسمه‌های کوچک این پیشکسوت مجسمه‌سازی تا 22 اسفندماه در گالری برگ به نمایش گذاشته شده است. در پایان این مراسم فیلم مستندی درباره این هنرمند پیشکسوت که ساخته هومن حسنی بود، اکران شد.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار