امروز : چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶ - 2017 August 23
۲۲:۱۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 65849
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۰۷
تعداد بازدید: 55
روابط عربستان و قطر به عنوان دو کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی، در طول چهار دهه گذشته همراه با فراز و نشیب و گاه ...

روابط عربستان و قطر به عنوان دو کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی، در طول چهار دهه گذشته همراه با فراز و نشیب و گاه تا قطع مناسبات یا حتی جنگ بین دو کشور کشیده شده است. این امر در حالی است که اشتراک ها و پیوندهای گوناگونی نیز بین دو کشور وجود دارد. نوشتار زیر به مساله روابط دو کشور می پردازد.

روابط گذشته دو کشور

ریشه ساختار سیاسی قطر یا خانواده آل ثانی، از منطقه نجد در عربستان است. خانواده آل صباح در کویت و آل خلیفه در بحرین نیز همگی از منطقه نجد عربستان هستند. آنان در زمان افزایش  قدرت آل سعود و در فرایند تزاحم آل سعود با دیگر قدرت های منطقه، به حاشیه رانده شده و از محدوده کنونی عربستان سعودی  خارج و در  مناطق امروزی کویت، بحرین و قطر سکنی گزیدند. مثلا بحرین جزیره ای شیعی بود ولی آل خلیفه به همراه اقلیتی از اهل سنت وارد بحرین شدند. در قطر هم همین امر رخ داد و آل ثانی از نجد به قطر وارد شدند. 

اگر به روابط گذشته دو کشور عربستان و قطر توجه کنیم باید گفت، زمانی که انگلیسی ها در سال 1970 از شرق کانال سوئز و منطقه خلیج فارس عقب نشینی کردند، قطر اعلام استقلال کرد و به عنوان کشوری نوین بروز و ظهور یافت. یعنی قطر در 1970 استقلال یافت؛ ولی عربستان سعودی در دوره سوم قدرت گیری آل سعود نشو و نما یافت و در سال 1932 به عنوان کشور ظاهر شد.

به عبارتی دو کشور از نظر پیشینه قدرت ساختار سیاسی، نزدیک به چهل سال فاصله دارند. تقدم عربستان سعودی در پیدایش ساختار سیاسی موجب شده است هر چند این کشور و قطر دارای اختلاف در مناطق مرزی ( که گاه موجب درگیری و کشته شدن تعدادی از سربازان قطر و عربستان شده است) باشند، اما این عربستان بود که نسبت به قطر نقش برادر بزرگتر و نوعی هژمونی داشت.


با به قدرت رسیدن حمد، اختلاف بین دو کشور شدت یافت. آنچه قطر و عربستان را تا حدی متحد کرد، موضوع سوریه بود. موضوع سوریه موجب هماهنگی ها و سفرهایی بین دو کشور شد. در این میان حل بحران سوریه می تواند تا حدی تنش بین عربستان و قطر را تشدید کند.


از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران دو کشور قطر و عربستان به سرعت در چارچوب شورای همکاری خلیج فارس تشکل یافتند. یعنی این شورا در سالهای بعد از انقلاب ایران شکل گرفت. در این دوره سلطه عربستان بر کشورهای دیگر شورا چون قطر تا حد زیادی نهادینه شد. یعنی هژمونی و سلطه بر کشوری چون قطر، سازمان محور و نهادینه شد. عربستان در این ساختار تلاش کرد تا کشورها را در کنار هم  قرار دهد تا آنها مجری سیاست های ریاض گردند.

کودتای حمد آل ثانی و افت روابط

در ابتدای دهه نود میلادی، کودتایی در قطر رخ داد و حمد بر ضد پدر خود قیام کرد و پدر را کنار گذاشت. از زمانی که این کودتا صورت گرفت، قطر از هماهنگی کامل با عربستان به طور کامل خارج شد و گاه مستقل از عربستان و گاه در تقابل با عربستان سیاست هایی را تعریف کرد. چنانچه در دو دهه گذشته، روابط عربستان و قطر، فراز و نشیب زیادی داشته و دهه 90 دوره تنش بین روابط دو کشور  بود.

در این راستا وضعیت روابط قطر و عربستان از آن دوران به بعد غیر دوستانه بوده و این امر تاکنون ادامه یافته است. از سال  1994 که شبکه الجزیره تاسیس شد، قطر در تقابل با عربستان قرار گرفت. قطر با الجزیره تلاش کرد در تقابل با عربستان خود را تعریف کند.

حوزه های اختلاف:

1. نقش وهابیت یا سلفیت

وهابیت آنگونه که در عربستان حضور دارد در قطر حضور ندارد. در واقع عربستان از وهابیت حمایت کاملی می کند، اما  آنچه در قطر وجود دارد حمایت از جریان سلفی و نزدیک به وهابیت است. یعنی باید گفت جریان حاکم در قطر سلفی - وهابی نیست. به عبارتی در واقع قطر و عربستان هر چند از نظر مذهبی نزدیک به هم به شمار می روند، اما منطبق برهم نیستند.

2. بیداری اسلامی و رویکردهای قطر و عربستان

در تحولات سه سال گذشته خیزش های عربی و انقلاب های بیداری اسلامی، قطر و عربستان تا حدی به هم نزدیک شدند. چنانچه در مورد بحران در سوریه با همدیگر هم جهت شدند. یعنی هم دستگاه رسانه ای دو کشور، یعنی الجزیره و العربیه، و هم دستگاه  دیپلماسی دو کشور در یک جهت حرکت کردند و اشتراکاتی در منطقه پیدا کردند. البته این اشتراکات ذاتی نیست و شاید به دلیل ماموریت های غرب به برخی کشورهای منطقه در تامین پروژه براندازی در سوریه بود.

قطر و عربستان دارای دو ساختار محافظه کار، قبیله ای و  به دور از دمکراسی، مردم سالاری و انتخابات هستند. به همین دلیل هر دو کشور نسبت به فرایند بیداری اسلامی موضعی منفی داشتند. بیداری اسلامی قیامی بر ضد ساختارهای استبدادی بود و مردم به دنبال جایگزین کردن ساختار دمکراتیک بودند؛ اما این کشورها که خود فاقد دمکراسی هستند، نمی توانستند حامی دمکراسی باشند.


آمریکایی ها همواره به دنبال آن هستند که شرایط منطقه به گونه ای باشد که حاشیه ای برای اختلاف بین کشورها وجود داشته باشد تا همه در جهت منافع آمریکا حرکت کنند. به همین دلیل هم قطر در چارچوب کاملا تعریف شده آمریکایی و کارکرد رسانه ای و نقش پدری سعی می کند در مقابل عربستان پیش رود.


با وجود این هماهنگی، عربستان و قطر در مقوله اخوان اختلاف جوهری دارند. یعنی عربستان به شدت ضد اخوان است و در مصر تامین کننده مالی کودتا بر ضد اخوان بود؛ در حالی که قطر تا کنون از اخوان حمایت می کند و افرادی از اخوان در برخی از سازمان های قطری  چون شبکه الجزیره حضور دارند.

در واقع قطر بر روی نیروهای اخوانی سرمایه گذاری می کرد تا آنها را جایگزین کند و قدرت را به دست  گیرد؛ در حالی که عربستان به دنبال نیروهایی لائیک و  نظامی برای از بین بردن چنین الگوهایی بود. به عبارت دقیق تر  قطر و عربستان  به دنبال آن بودند که از وضعیت به وجود آمده استفاده و مردم بستر اصلی حمایت نباشند؛ بلکه گروه هایی که هم پیمان و دارای اتحاد و ائتلاف با غرب، قطر و عربستان  هستند، به قدرت رسند. این امر  نشان می دهد که هر دو کشور به گونه ای در مقابل آروزهای مردم قرار گرفته اند.
 
3. رویکرد ریاض و  دوحه در منطقه

اگر به رویکرد کنونی ریاض و دوحه در منطقه نگاهی داشته باشیم باید گفت، نخست اینکه قطر از  اخوان در سوریه حمایت  می کند، اما عربستان این گونه نیست. یعنی هر چند هر دو از معارضان در سوریه حمایت می کنند، اما حمایت هر کدام متفاوت از دیگری است.

دوم اینکه قطر همچنان از ترکیه و دولت عدالت و توسعه در این کشور حمایت می کند، در حالی که عربستان عملا با اخوان رابطه خوبی ندارد و این امر موجب بروز نوعی سردی در روابط ترکیه و عربستان شده است. سوم اینکه قطر از کودتا در مصر ناراضی و حامی اخوان در مصر است، اما عربستان نه تنها از این روند راضی به نظر می رسد بلکه در کنار کویت و امارات، 12 میلیارد دلار امکانات مالی در خدمت دولت کودتا قرار داده است.                                                                                                                                                                                                                                                                                             چهارم اینکه عربستان حاضر به سرمایه گذاری به نفع حرکت النهضه در تونس نبود، در حالی که قطر این امر را مورد توجه قرار داد. پنجم اینکه هر چند عربستان با حساسیت فوق العاده ای مسائل یمن را پیگیری می کند، اما  قطر  اینگونه نیست. یعنی نگاه عربستان  به یمن امنیتی است، در حالی که نگاه قطر به یمن سیاسی  و امنیتی نیست.


عمده جدایی بین قطر و عربستان در زمان حمد آل ثانی صورت گرفت. این امر در قالب نگاه دو شخصیت صورت گرفت. یعنی نخست حمد آل ثانی، امیر این کشور، و دیگری محمد بن جاسم، وزیر خارجه و نخست وزیر، دارای نگاهی متفاوت و متقابل با عربستان بودند. اما زمانی که حمد کناره گرفت و تمیم به قدرت رسید، میزان اختلاف دو کشور نسبت به گذشته کمتر شد.


چنانچه توافق در یمن عمدتا طرحی عربستانی بود، ولی قطر از آن حمایت نکرد. ششم این که نگاه دو کشور به بحرین نیز متفاوت بوده و برخلاف عربستان، رابطه قطر و بحرین، رابطه ای مثبت نبوده است. با حضور نیروهای عربستان در بحرین میزان تنش در روابط بحرین و قطر افزایش یافته است. چرا که قطر هم با عربستان مشکل دارد و هم حضور عربستان در بحرین تا حدی برای امنیت ملی قطر تهدید است.

اما عنصر دیگری که نقش دارد، ماهیت شیعی قیام در بحرین است. در واقع  قطری ها با در نظر داشت ماهیت شیعی قیام، حضور عربستان را تحمل کرده و از نظر رسانه ای در تحولات و شرایط بحرین سکوت کرده اند. چنانچه رسانه های دوحه تحول مهم در بحرین را نادیده می گیرند. در واقع نگاه و رویکرد های منطقه ای قطر و عربستان ناشی از دو نگاه متفاوت است، اما به دلیل موضوع اتحاد و ائتلاف با غرب، دور از هم  فعالیت نمی کنند و در حوزه هایی به هم نیز نزدیک می شوند.

4.شورای همکاری خلیج فارس و  موضوع اتحادیه  شورای همکاری

موضوع اتحادیه چه در قالب اقتصادی، گمرگی،  سیاسی و..  موجب شد عمان به سرعت موضوع خروج از شورا را مد نظر قرار دهد. در این حوزه قطر و کویت هم مخالف این رویکرد عربستان بودند، اما به شدت عمان با آن مخالف نبودند. قطر به نوعی در این زمینه کارشکنی کرد و در کنار کویت و عمان با موضوع اتحاد مخالف بود.

دوران نوین روابط و امیر تمیم

عمده جدایی بین قطر و عربستان در زمان حمد آل ثانی صورت گرفت. این امر در قالب نگاه دو شخصیت صورت گرفت. یعنی نخست حمد آل ثانی،  امیر  این کشور، و دیگری محمد بن جاسم، وزیر خارجه و نخست وزیر، دارای نگاهی متفاوت و متقابل با عربستان بودند. اما زمانی که حمد کناره گرفت و تمیم به قدرت رسید، میزان اختلاف دو کشور نسبت به گذشته کمتر شد. اما  این امر به معنی از بین رفتن اختلافات نیست. چنانچه اکنون نیز قطر دارای اتحاد و ائتلاف با نیروهای اخوانی در منطقه است، در حالی که عربستان دارای تعارض با  نیروهای اخوانی منطقه است. یعنی میزان تنش و تضاد  کمتر شده، اما از بین نرفته است.

قطر و قدرت نرم

قطر کشوری ذره بینی و با امکانات بسیار محدود است و نمی تواند در مقابل توان مالی عربستان عرض اندام کند. به همین دلیل این کشور تلاش کرده است تا به سمت قدرت نرم حرکت کند. یکی از مهمترین رویکردهای دولت قطر سرمایه گذاری در تولید  و  استخراج گاز بوده است.


هر چند عربستان با حساسیت فوق العاده ای مسائل یمن را پیگیری می کند، اما قطر اینگونه نیست. یعنی نگاه عربستان به یمن امنیتی است، در حالی که نگاه قطر به یمن سیاسی و امنیتی نیست. چنانچه توافق در یمن عمدتا طرحی عربستانی بود، ولی قطر از آن حمایت نکرد.


قطر اکنون از کانون های اصلی استخراج و فروش گاز در سطح بین المللی است. به علاوه این کشور  موضوع رسانه را مطرح کرد و ایجاد شبکه الجزیره و توسعه آن به الجزیره عربی، خبرعربی، الجزیره مباشر، الجزیره داکیومنتری، الجزیره کودکان، الجزیره اینترنشنال به زبان انگلیسی و الجزیره ورزشی و.. تا حد زیادی به قطر در مقابل عربستان جایگاه داد.

این رسانه در دنیای عرب موفق شد؛ تا جایی که این کشور به رسانه تعریف شده است. یعنی قطر تابعی از الجزیره شده است. در کنار این نیز قطر خط هوایی غول آسایی را تحت عنوان  القطریه (که شاید یک سوم پروازهای منطقه از آن این خط هوایی باشد) را ایجاد کرد تا قدرت نرم خود را افزایش دهد. 

نگاه آمریکا به قطر و عربستان

آمریکایی ها همواره به دنبال آن هستند که شرایط منطقه به گونه ای باشد که حاشیه ای برای اختلاف بین کشورها وجود داشته باشد تا همه در جهت منافع آمریکا حرکت کنند. به همین دلیل هم قطر در چارچوب کاملا تعریف شده آمریکایی و کارکرد رسانه ای و نقش پدری سعی می کند در مقابل عربستان پیش رود. در این بین آمریکایی ها هرگز تلاش نکرده اند اختلافات قطر و  عربستان را حل و فصل کنند، بلکه در زمان هایی این اختلاف را تشدید کرده اند.

در این حال، پیشنهاد قطر در مورد حضور نظامی آمریکا در این کشور تا حدی به قطری ها در برابر عربستان مصونیت داده است. یعنی اکنون با شرایط جدید تفاوت نگاه بین عربستان و قطر نهادینه شده و تا حدی زیادی ادامه  پیدا کرده است. با این حال تصور اختلاف مطلق بین دو کشور  اشتباه است. در واقع هر دو کشور، کشورهایی وابسته بوده و از استقلال بالایی برخودار نیستند.

چنانچه اکنون آمریکا در شرکت های نفتی و پایگاه های نظامی هر دو حضور دارد. این رویکردها بیانگر وفادارای هر دو به آمریکا است و لذا اختلاف آنها زیر چتر تبعیت و  هم پیمانی با آمریکا است. از آنجا که هر دو وابسته هستند و غرب این نقش ها را تعریف می کند، لذا تصور اختلاف مطلق بین دو کشور پیش فرضی اشتباه است. جدا از  این آمریکایی ها از حاشیه اختلاف بین قطر و عربستان استفاده و سعی می کند تا به نوعی بین این دو بازی کند. در این حال، این اختلاف هم نوعی فرصت برای بازی ایران فراهم می کند تا نقشی را ایفا کند، اما این نقش نقشی محدود است و گسترده نیست.

آینده روابط

  با به قدرت رسیدن حمد، اختلاف بین دو کشور شدت یافت. آنچه قطر و عربستان را تا حدی متحد کرد، موضوع سوریه بود. موضوع سوریه موجب هماهنگی ها و سفرهایی بین دو کشور شد. در این میان حل بحران سوریه می تواند تا حدی تنش بین عربستان و قطر را تشدید کند. به علاوه وجود عنصر مقابل خارجی مورد تاکید غرب هم می تواند این دو کشور را به هم نزدیک تر کند. در این راستا تصور می شود روابط قطر و عربستان در چارچوب شورای همکاری خلیج فارس همراه با تنش ادامه یابد و قطر سیاست تمکین در برابر عربستان را در پیش نخواهد گرفت و تلاش می کند از هویت مستقلی نسبت به عربستان برخوردار باشد.
دکتر حسین رویوران
کارشناس جهان عرب
پایان متن/
برچسب ها:
آخرین اخبار