امروز : سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 26
۰۸:۲۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 66136
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۲ - ساعت ۰۶:۰۱
تعداد بازدید: 77
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات باشگاه خبری فارس «توانا»، ششمین عصرانه ادبی فارس به پاسداشت نویسنده ادبیات انقلاب اسلامی اکبر خلیلی اختصاص داشت که این ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات باشگاه خبری فارس «توانا»، ششمین عصرانه ادبی فارس به پاسداشت نویسنده ادبیات انقلاب اسلامی اکبر خلیلی اختصاص داشت که این مراسم با حضور سیدنظام‌الدین موسوی مدیرعامل خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، محمد حسنی مدیر بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان، رضا اسماعیلی، محمدعلی گودینی، حجت‌الاسلام محمدرضا زائری، مجتبی رحماندوست، نعمت‌الله سعیدی، حسین قرایی و جمعی از اهالی فرهنگ و ادب در سالن اجتماعات خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس برگزار شد.

در این مراسم اکبر خلیلی نویسنده کتاب «کعبه 70» بیان داشت: هیچ وقت کتاب سفارشی نمی‌نویسم اما باید بگویم که آقای مجتبی رحماندوست در این دنیای وانفسا دائم بنده را هل می‌دادند تا کتابی را بنویسم.

وی افزود: یک روز آقای رحماندوست بنده را صدا کرد و گفت، می‌خواهم شما را به ایتالیا بفرستم مسئله ایتالیا چیز جذابی شده بود و گفتم آنجا چطور جایی است آقای رحماندوست گفتند که مگر من شما را جای بدی می‌فرستم اما گاهی من از زبان رک‌گویی‌ام به رنج می‌افتم و یکدفعه به این مرد بزرگوار گفتم که شما برای من چه کار کرده‌اید او هم گفت شما را به مکه فرستادم گفتم که شما من را به سفر حج فرستادید یا خدا اما بعد از این گفتار بسیار ناراحت شدم چرا که وی در بسیاری از اوقات من را به نوشتن سوق داده است.
 



خلیلی ادامه داد: زمانی که آقای رحماندوست به بنده گفتند که برای جانبازان کتابی بنویسم به خاطر اینکه جانبازان را به خوبی نمی‌شناختم، بسیار مردد بودم در فضای آن زمان هر کسی قراردادی داشت، امضا می‌کرد من هم طبق روال، قراردادم را امضا کردم اما بعد از گذشت بیش از یک سال آقای شاکری چندین بار با بنده تماس گرفت و من هم گفتم که فرصت نداشتم جانبازان را بشناسم. این فرد نیز به بنده گفت اگر این کار را شما تحویل ندهید امکان اینکه از شما شکایت شود، وجود دارد در صورتی که من در آن زمان هیچ وجهی را دریافت نکرده بودم.

وی افزود: در همان زمان آقای رحماندوست میانجیگری کرده و به من زنگ زدند، این جانباز دفاع مقدس به بنده گفت به کسی قول داده‌اید ولی به آن عمل نکرده‌اید و من گفتم که باید به حریم جانبازان نزدیک‌تر شوم که نزدیکی به آنها برای من خیلی خطرناک است؛ تا زمانی که بنده جانباز را نشناسم قادر به نزدیک شدن به او و حریمش نیستم؛ آقای رحماندوست در همان لحظه به بنده گفت، که حاضری در این هفته به مکه بروی؟ گفتم: بله، و آن هم با گروه جانبازان، من هم بلافاصله قبول کردم.
 



نویسنده کتاب «کعبه هفتاد» گفت: در این راستا در سفر مکه جانبازی را دیدم که دو دستش قطع و صورتش پراز ترکش و دارای قدی بلند و رشیدی بود که در تمام لحظه‌ای که ایشان را می‌دیدم جرأت نزدیک شدن را نداشتم چرا که حریم این شخص را بسیار مقدس می‌دانستم. به همین منظور از او می‌خواستم، بپرسم خواسته‌ات از خدا چیست اما نمی‌توانستم.

وی اضافه کرد: تا روز پایانی حج در کنار پای این جانباز می‌نشستم و با خود می‌گفتم خدایا او چشم ندارد ولی اشک دارد او دائم با این دست‌های بریده رو به خدا می‌ایستاد و من روی زیلو نشسته و به او نگاه می‌کردم در همان حال به آقای رحماندوست گفتم که من جانبازان را نمی‌شناسم جانبازانی که وقتی صحبت می‌کنند، می‌گویند از من تنها یک دست باقی مانده است عجبم از خدا چرا این یک دست هم برای من نگه داشته است در این حال چگونه باید جانبازان را بشناسم.

این نویسنده با بیان اینکه بدون اینکه آماده باشم به حج اجباری رفتم و در همان حال شروع به نوشتن کردم، گفت:  آقای رحماندوست از بنده یک داستان جانباز طلب‌کار است و من چون نمی‌توانستم به او قول دهم، این کتاب «کعبه هفتاد» را سعی کردم به چاپ برسانم.

خلیلی ادامه داد: برکت کتاب «کعبه هفتاد» که در واقع معرفت من نسبت به جانباز همین کتاب است که موجب شد یک شخصی پیدا شود و به من بگوید که من نذری برای حضرت عباس (ع) دارم تو می‌توانی این کتاب رمان را که به صورت رمان‌وار، داستان حضرت عباس (ع) را بنویسی؟ گفتم: نه نمی‌توانم اول اینکه این کار بسیار مشکلی است و سپس اینکه اجازه و اذن ورود می‌خواهم. جوابم به آقای رحماندوست این است که من نگارش این رمان را شروع کرده‌ام تا ببینیم که تا کجا اجازه ورود داریم و این برکت «کعبه هفتاد» است.

وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آقای خلیلی درباره خودتان بگوئید، افزود: از استادم مرحوم عسگراولادی این را آموختم که هر وقت به او می‌گفتم که درباره خودتان صحبت کنید، می‌گفت آنقدر کار زمین مانده که مرا فراموش کن به همین منظور آنقدر از من چیزهایی در ذهنم باقی مانده است که معتقدم از حالم مپرس بلکه دردم را بپرس.

وی در پاسخ به این سؤال که اقتصاد مقاومتی در کجای ادبیات پایداری جای دارد، عنوان کرد: هم‌اکنون کتاب‌ها در تیراژ زیر هزار نسخه منتشر می‌شود که در اینجا این سؤال مطرح است که دلیل تیراژ کم کتاب در کشور چیست؟ بنده در دو دوره ریاست جمهوری برای معاونان وزیر نامه نوشتم و بسیار حرص و جوش خوردم که چرا مردم ایران برای چاپ کتاب از بهترین نوع کاغذ استفاده می‌کنند. این را کسی می‌گوید که بیشترین عمر خود را در لابه‌لای کاغذها بزرگ شده است.

خلیلی بیان کرد: به معاونان رئیس جمهور طی دو دوره اعلام کردم که سلیقه استفاده و انتخاب کاغذ را در کشور تغییر دهید چرا ما باید بر کتاب‌ها، کاغذ سفید داشته باشیم و از این نوع کاغذ استفاده کنیم در صورتی که در تمام دنیا بر روی کاغذ کاهی می‌نویسند.

این نویسنده پیشکسوت انقلاب اسلامی گفت:‌ برخی از کشورهای کره، ژاپن و جدیداً کشورهای اروپایی با قیمت‌های میلیونی از ما سفارش می‌گیرند در حالی که ما دارای بیش از 50 کارخانه کاغذسازی هستیم که آهن‌های آنها پوسیده‌ شده‌اند که اکنون می‌توان این کارخانه‌ها را راه‌اندازی کرد.
 



* تجلیل مدیرعامل خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس از «اکبر خلیلی» نویسنده پیشکسوت انقلاب اسلامی

در ادامه این مراسم سیدنظام‌الدین موسوی مدیرعامل خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، سردار گلعلی بابایی رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، محمد حسنی مدیر مستعفی بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان و سازمان هنری رسانه‌ای اوج از «اکبر خلیلی» برای قلم زدن در حوزه ادبیات انقلاب اسلامی و تأثیر بسیار در مخاطبان خود، تجلیل به عمل آوردند.
 



* رونمایی از کتاب «کعبه هفتاد» در این مراسم 

در این مراسم نیز با حضور مجتبی رحماندوست نماینده مجلس شورای اسلامی از تازه‌ترین اثر «اکبر خلیلی» نویسنده پیشکسوت ادبیات انقلاب اسلامی با عنوان «کعبه هفتاد» رونمایی به عمل امد.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها