امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۰۲:۴۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 67250
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۹۲ - ساعت ۰۶:۰۱
تعداد بازدید: 152
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ بخش دوم گفت و گوی مفصل حسین قرایی با عباس خوش عمل را بخوانید. _ در ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ بخش دوم گفت و گوی مفصل حسین قرایی با عباس خوش عمل را بخوانید.

_ در مقدمه «گدازه‌های دل» که بیش از 20 سال پیش نوشته شده به خیلی از مسایلی که تا همین امروز دغدغه است فکورانه اشاره کردید؛ از احمد عزیزی نام بردید و ...

خیلی خوب شد اشاره کردید، چون من وقتی به روزنامه اطلاعات آمدم و صفحات شعر مجله جوانان را هم برعهده گرفتم دوستی صمیمانه‌ای با احمد عزیزی به هم زدم، چون هفته‌ای یکی دو بار به دیدن من در روزنامه اطلاعات می‌آمد. کار به جایی رسید که ایشان من را به زور می‌برد پای درس‌های فلسفه استاد احمد فردید.

_ با احمد چند بار رفتید پای درس آقای فردید؟
حداقل 5، 6 بار.

_ در آن جلسات که می‌رفتید غیر از شما چه کسانی بودند؟

والله من آنها را نمی‌شناختم، خیلی سال قبل بود. گرچه من از فلسفه خوشم نمی‌آمد و دیدگاه‌های آقای فردید را هم نمی‌پسندیدم؛ جالب‌تر اینکه فقط جلسات استاد احمد فردید نبود، هفته‌ای یک بار هم احمد ما را می‌برد پیش علامه جعفری. منزل استاد علامه جعفری خیابان 17 شهریور بود.

* وقتی می رفتیم منزل علامه جعفری بال در می‌آوردم

_ نگاه علامه جعفری به آقای عزیزی چگونه بود؟

خیلی با هم راحت بودند و مزاح هم می‌کردند. ایشان هم دیدگاه‌های فلسفی داشتند، ولی من که از فلسفه خوشم نمی‌آمد وقتی آقای عزیزی می‌گفت برویم منزل علامه جعفری من بال در می‌آوردم.

_‌ کارهای احمد عزیزی مثل «قافله ناز» و «رودخانه رویا» را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من از آقای عزیزی فقط خاطره دوبیتی‌ها و شعرهایی که برای هم می‌خواندیم در ذهنم است. اما شطحیات ایشان را نخواندم و خوشم هم از شطح نمی‌آید، به خاطر همین نمی‌توانم در این مورد اظهار‌نظر کنم.

* با قیصر و سیدحسن و اوستا روی زمین می نشستیم و شعر می‌خواندیم

_ با میرشکاک هم دوستی داشتید؟

زیاد نه، گه گاه در حوزه هنری همدیگر را می دیدیم. آن موقع دفتری هم آنجا نداشتیم و تابستان ها یک فرشی زیر یک درخت پهن می‌کردیم. استاد اوستا هم می‌آمد همان جا روی زمین می نشستیم و شعر می‌خواندیم. قیصر امین پور و سید‌حسن حسینی هم بودند که من ازشان زیاد خاطره دارم. مثلا قیصر جوان وارسته خیلی خوبی بود و چقدر هم صمیمانه برخورد می کرد. سید‌حسن حسینی هم آدم شریفی بود ولی زود جوشی می‌شد و با قیصر امین‌پور از لحاظ اخلاقی هزاران فرسنگ فاصله داشت.

_ از رباعی‌های قیصر و کتاب‌های «در کوچه آفتاب» و «تنفس صبح» در ذهن شما چه شعرهایی ته نشین شده است؟

چیزی در ذهنم نمانده، چون اوایل در حوزه هنری که شعر می‌خواندیم مکتوب نمی‌شد. آقای سهیل محمودی و قزوه بعد آمدند. از اولین کسانی که در حوزه بودیم من بودم، ساعد باقری بود، احمد عزیزی هم به ندرت می‌آمد، قیصر امین‌پور، سید‌حسن حسینی، استاد اوستا، خانم سپیده کاشانی هم بعدا می‌آمدند. آن موقع تازه بعد از دو سه سال کتاب‌های اولیه شعر چاپ شد که یکی از آن کتاب‌ها کتاب «پگاه ترنم» من بود که در سال 67 چاپ شد. البته خودم قبول نداشتم چاپ شود و الان می گویم این بلاهت من بود که آن را چاپ کردم.
_ چرا؟

من الان آن شعرها را قبول ندارم چون بیشتر جنبه شعاری داشت؛ آن هم بیشتر به اصرار خانم سیمیندخت وحیدی بود که چاپ شد.

_ شما عبارت «ادبیات انقلاب اسلامی» را در مقدمه «گدازه‌های دل» آورده‌اید؛ راجع به این مقوله هم صحبت بفرمایید.

«گدازه‌های دل» اولین بار در صفحه «بشنو از نی» آقای قزوه چاپ شد، بعدا با کمی تغییر این را مقدمه «گدازه‌های دل» کردم.

* ادبیات انقلاب هنوز هم یک نهال در حال شکوفایی است

_ شما جزو کسانی بودید که راجع به ادبیات انقلاب نظر دادید و کارهای خیلی خوبی ارائه دادید. ادبیات انقلاب از نظر عباس خوش عمل کاشانی یعنی چه؟

ادبیات انقلاب هنوز هم می‌شود گفت یک نهال در حال شکوفایی است. ما در داستان نویسی هیچ وقت نتوانستیم پیشرفت قابل توجهی داشته باشیم، چه در گذشته و چه بعد از انقلاب. درست است مجموعه‌های رمان و داستان کوتاه ارائه شده ولی حرف اول را هیچ وقت نزدیم. کشورهای دیگر مثل عراق و بعضی کشورهای عربی از این نظر از ما جلوتر هستند، حتی در شعر هم همین طور است.

شما شعر مقاومت فلسطین و لبنان را ببینید؛ آنها چند شاعر مطرح دارند که ما نداریم. هنوز هم شعر انقلاب در حال بالندگی است و متاسفانه آن تجلیلی که باید از شاعر بشود نمی‌شود!

ما رهبری چون مقام معظم رهبری داریم که خودشان شعرشناس هستند و چقدر حمایت می‌کنند از شاعران؛ بعد کسی مثل خواهر احمد عزیزی فریاد می‌زند که کسی به بیمه‌ احمد رسیدگی نمی‌کند.

این در حالی است که رهبر انقلاب این قدر سفارش ایشان را کرده که حتی گفته اگر لازم شد به خارج از کشور اعزامش کنید که خوب شود.

وقتی از شاعر تجلیل نمی‌شود چه انتظاری می توان داشت. شاعر باید امنیت خاطر داشته باشد؛ هم از لحاظ مادی و هم معنوی که بتواند در زمینه شعر توفیق به دست بیاورد.

الان آقای موسی بیدج اشعاری در مورد مقاومت فلسطین و لبنان به فارسی ترجمه کرده است. درست است که آدم نمی‌تواند از ترجمه حظ کافی را ببرد ولی باز شما تلویحات و عباراتی می‌بینید که در شعر سپید ما به ندرت -آن هم در شعر کسانی مثل شاملو- پیدا می‌شود.

_ شعر بعد از انقلاب چه شیوه‌ای پیدا کرد؟

از لحاظ تئوری اگر بخواهیم بگوییم همان ادامه گذشته است، ولی بعد حماسی آن پررنگ شد. در اوایل انقلاب و حتی کل دهه 60 می توان گفت که صبغه شعاری آن بیشتر می‌چربید، یعنی شعر انقلاب کلا شعار بود. بعد از دهه 60 که وارد دهه 70 شدیم شعر انقلاب کم کم نمود پیدا کرد و با شعار فاصله گرفت. البته شعار در جای خودش خوب است ولی استمرارش خوب نیست، چون شعار را کسی قبول نمی‌کند و فایده‌ای هم ندارد. شعر انقلاب ریشه در شعر هزار و چندین ساله گذشته دارد، چنان که انقلاب اسلامی ما ریشه در هزار سال فعالیت روحانیت دارد که این تعبیر مقام معظم رهبری است.

_ در صحبت‌هایتان از قزوه نام بردید؛ شعر قزوه در مجموعه‌های «عشق علیه‌السلام» و «از نخلستان تا خیابان» بخصوص کارهای اعتراضی و انتقادی او چگونه است؟

من شعرهای سنتی قزوه را خیلی دوست دارم و ایشان از شاعران زبده بعد از انقلاب هستند، ولی به شعر سپید و بی‌وزن که وارد می‌شوند خیلی به نثر نزدیک می‌شوند. یک شعر شاخص دارد؛ «مولا ویلا نداشت» ولی هرچه بعد از آن می‌آید می‌بینید پهلو به نثر می‌زند. من طبعم مایل به شعر سنتی است. ایشان یکی از شاعران شاخص در غزل هستند.

_ ترکیب بند «با کاروان نیزه» ایشان را دیده اید؟

بله آن هم شعر سنتی است. یکی از بهترین شعرهای آیینی ماست.

* شعر قزوه لفاظی نیست

_ چرا یکی از بهترین شعرهای آیینی ماست؟

به خاطر این که ترکیب بند و ترجیع بند سابقه زیادی دارد و از محتشم به بعد خیلی‌ها در این قالب شعر گفته‌اند، ولی تعابیری که ایشان استفاده کرده و تصویر‌هایی که شما در بیت بیت این شعر می‌بینید در شعر دیگران سابقه کمی دارد. شعر دیگران بیشتر لفاظی است. بعد از محتشم افراد زیادی در این قالب شعر گفته‌اند ولی جز صباحی بیدگلی کسی به او نزدیک نشده. در زمان معاصر هم آقای قزوه در این قالب فضاسازی و تصویر‌سازی می‌کند و شعرش لفاظی نیست و این نشانگر غنای شعر ایشان است.

_ چند وقت پیش ما به دیدن خانم سیمیندخت وحیدی رفتیم. بعد دیدم شما مطلبی گذاشتید که ایشان را می‌شناختید. از فضای شعری ایشان هم بیان کنید.

زمانی که دیگر سید حسن حسینی در حوزه نبود خانم وحیدی با آقای براتی‌پور دفتر شعر حوزه را نگه داشته بودند. خانم وحیدی حق مادری بر گردن ما دارند. پسر ایشان فکر می‌کنم دو سه سال از من بزرگتر باشد.

از لحاظ اخلاقی‌ خانمی بسیار وارسته هستند. در شعر هم شاعر خوبی هستند. من گهگاه که به منزل ایشان می‌رفتم ایشان همیشه نظر اصلاحی می‌خواستند و من خجالت می‌کشیدم چیزی بگویم.

_ از شما چند کتاب‌ چاپ شده؟

از من 6 یا 7 کتاب چاپ شده. «گدازه‌های دل» و «پگاه ترنم» که انتشارات اطلاعات چاپ کرد. بعد «ادبیات معاصر» است که آقای شجاعی در نیستان چاپ کرد، «باغستان نرگس»، شعرهای آئینی من را هم «نشر سنا» چاپ کرد به نام «جلوه اسرار»، اخیرا هم کتاب «تلخک» که مجموعه شعرهای طنز من بوده که نشر تکا چاپ کرده است.

_ آقای خوش‌عمل! الان چگونه روزگار می‌گذرانید؟

الان در خانه نشستم و به خاطر بیماری‌هایی که دارم نمی توانم از خانه هم پایم را بیرون بگذارم. عضو دفتر نشر رهبری هم که عرض کردم هستم و گهگاه مطالبی را برای ویراستاری برایم می‌آورند.

_ روز و شب را چگونه سپری می‌کنید؟

روز و شب را در دنیای مجازی با لپ تاپ و اینترنت وارد سایت‌های ادبی می‌شوم.

_ چرا رفته‌اید در روستایی در شهریار؟

سکوت این جا و هوای سالمش را دوست دارم. آدمی که فعال نیست و کاری از او ساخته نباشد همان گوشه‌نشینی برایش بهتر است.

_ اخیرا هم شعر می‌گویید؟

بله، من یکی از پایه‌های ثابت سایت شاعران فارسی زبان هستم که به ندرت می‌شود هفته‌ای یکی دو تا شعر نداشته باشم. تنها محل ارائه ام هم همان سایت شاعران فارسی زبان است. دو تا وبلاگ هم بچه ها برایم درست کرده‌اند که یکی شعر طنز و یکی شعر جدی است.

* اعتراض کردند این شعر به کل وکلا تهمت زده

_ شده‌ گاهی با زبان طنز شما کسی آزاری ببیند؟

فقط یک بار یک شعر از من راجع به قضاوت در گل آقا چاپ شده بود، بعد چند نفر از وکلای دادگستری به آقای صابری اعتراض کرده بودند که این شعر به کل وکلا تهمت زده است.

طنز گزنده هست ولی گزندگیش برای شخص خاصی نیست.

- شما یک شعر به نام «کوچ» دارید؛ آن را می‌خوانم راجع به آن صحبت کنید.

می‌روم تا که به همراه نسیم

شاید امروز به باغی برسم

درک هدهدم گر دست نداد

به سراپرده‌ی زاغی برسم

رسته از فلسفه حتی از شعر

شسته از خواندن و از تحقیقم

می‌روم تا که بیابم شاید

عاشق خلوت آلاچیقم
و الی آخر...

این چهار‌پاره‌ها برای سالها پیش است تقریبا مال 20، 30 سال پیش که در کتاب «گدازه‌های دل» چاپ شده. این زبان حال همیشگی ماهاست. خود شما عاشق خلوت آلاچیق نیستید؟!

_ شما راجع به حضرت امام (ره) زیاد شعر دارید بخصوص در «گدازه‌های دل».

خیلی هم زیاد نیست و من متاسفم که نتوانستم آن قدر که باید و شاید برای ایشان شعر بگویم. ببینید در مدح ائمه اطهار و امام بزرگوار آدم باید سعی کند بهترین شعرها را بگوید و کلام نباید ضعیف باشد.

من در مدح حضرت امام یک شعر دارم که واقعا از روی احساس واقعی‌ام گفتم برای آن روزی که ایشان آمدند.
تو آن روز که از راه آمدی من عید را دیدم

به جان عاشقان نوری که می‌تابید را دیدم

جالب است که بعدا استاد مشفق کاشانی و گلشن کردستانی بر همین وزن به استقبال شعر من شعر گفتند. من به استاد مشفق ارادت زیادی دارم و ایشان حق پدری بر گردن من دارند.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار