امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۱۶:۵۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 67813
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۳۹۲ - ساعت ۰۶:۰۲
تعداد بازدید: 27
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس،عصر دو شنبه(نوزدهم اسفند ماه)نمایش و نشست نقد و بررسی فیلم «او خوب سنگ میزند‌» در غالب پنجاه و ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس،عصر دو شنبه(نوزدهم اسفند ماه)نمایش و نشست نقد و بررسی فیلم «او خوب سنگ میزند‌» در غالب پنجاه و پنجمین برنامه خانه فیلم فردوس با حضور هادی محقق(کارگردان) ،ابراهیم اصغری(تهیه کننده)،حسن ایوبی(تدوینگر) و منتقد در فرهنگسرای فردوس برگزار شد.

محمدرضا لطفی (مجری – منتقد) در ابتدای این نشست با اشاره به این موضوع که «او خوب سنگ میزند‌» فیلم شریفی است و همین که فیلمساز به فرهنگ و جغرافیای گسترده ایران توجه کرده است جای تقدیر دارد عنوان کرد: نمی توان گفت او خوب سنگ می زند فیلم ساده و دم دستی است.مشخص است که فیلمساز دغدغه دارد و تلاش می کند تا گوشه و کنار ایران را به مخاطب نشان بدهد و از فضای شهری و آپارتمانی که آفت سینمای این روزهای ما شده است پرهیز کرده است.اما ایکاش برای جذب مخاطب و آشنایی تماشاگر با این جنس از سینما به او امتیازاتی می داد تا این فرهنگ سازی در بین مخاطبان ما شکل می گرفت که سینما و فیلم فقط به چند لوکیشن و آپارتمان و شهر تهران خلاصه نمی شود.برای تربیت تماشاگر به این نوع فیلم ها باید فرهنگ سازی کرد و صد البته که بخش عمده ای از این وظیفه برعهده مسولان است تا فیلمساز.اما به هرحال سازنده اثر هم باید بخش صنعتی و ضلع مخاطب را جدی بگیرد و فقط برای دل خودش فیلم نسازد،تا این موضوع عاملی شود که تماشاگر برای این نوع فیلم ها هم به سینما بیاید.

لطفی بعد از پایان صحبت‌هایش در این بخش از هادی محقق کارگردان این فیلم پرسید که نشانه گیری شما در این فیلم چه افراد و مخاطبی بودند؟ که محقق در پاسخ به این سوال گفت: فیلم من متعلق به سینمای بدنه و تجاری نیست.اتفاقا موافق تعریف مخاطب عام و مخاطب خاص هستم و فیلم من مخاطب خاص دارد.من فیلمسازی هستم از همین اقلیمی که شما در فیلم دید.آن فضاها را می شناسم و به دلیل همین آگاهی و دغدغه پیرامون آن فیلم می سازم.

وی افزود:من فیلمسازی هستم که مسیر خود را خودخواسته به این شکل انتخاب کرده ام و  کاری هم به کار کسی ندارم و مسیر خود را می‌روم.احساس می کنم که چیزی در درونم هست که باید بازگو کنم و آنها را در قالب فیلم هایم می گویم.

محقق همچنین در مورد توجه به مخاطب اذعان داشت که: بی شک من به هنگام ساخت فیلم به مخاطب فکر می کنم.این طور نیست که بگویم برای خودم فیلم می سازم که اگر چنین بود فیلم هایم را در کمد خانه ام می گذاشتم،اما تحت سلیقه و درخواست فیلم نمی سازم و دوست ندارم که برای جلب و جذب مشتری بیشتر هرآن چیزی که مخاطب انبوه می خواهد بسازم.من در این فیلم بحث تقدیر را مطرح کرده ام،موضوعی که دغدغه من بوده و آن را در اقلیمی برده ام که آن را می شناسم.

این کارگردان جوان تصریح کرد:شاید گناه من این است که مانند خیلی های دیگر دنبال سطحی نگری و خنداندن نیستم.گاهی واقعا حیرت می کنم از این همه سطحی نگری و لودگی که دامن فرهنگ مارا اعم از سینما و ادبیات و موسیقی گرفته است.به راستی سهم خندیدن و شاد بودن و تفریح چند درصد از سینما و رسالت آن است؟شما نگاه به موسیقی رایج و فعلی ما کنید.ببینید چه آثاری اعم از مجاز یا غیر مجاز سلیقه مخاطب را تشکیل داده است؟ببینید چه کتاب هایی بیشتر فروش دارد؟چه فیلم هایی بیشتر مخاطب دارد؟حال من آمده ام و می‌گویم که مخاطب شهر نشین و سینمارو،ایران فقط تهران نیست.ایران فقط چند آپارتمان نیست.

وی خاطرنشان کرد:ما صاحب فرهنگ غنی هستیم،صاحب اقلیم گسترده ای هستیم.جغرافیای بکر و گوناگونی داریم.بیا و اینها را هم ببین.ببین در چه کشوری زندگی می کنی.این حرکت ها نیاز به حمایت دارد که مخاطب پرورش پیدا کند.من به عنوان کسی که همواره به روستاها سفر می کنم و اکثر بازیگرانم را هم از دل همین روستاها و شهرهای کوچک پیدا و انتخاب می کنم چه در فیلم هایم و چه در صحبت هایم همیشه گفته ام که مراقب باشید که روستاهای ما درحال تخریب هستند،اما گوش شنوایی وجود نداشته و در میان انبوه این سطحی نگری حرف ما و امثال ما گم می‌شود.

محقق همچنین درباره بازیگران فیلم اش و عدم استفاده از سوپر استار گفت که شاید فکر کنید برای من بازیگر اهمیتی ندارد،اما با قاطعیت می توانم بگویم که مهمترین عنصر در فیلم های من بازیگر است و معتقدم که بازیگر سفیر کاگردان است.من طولانی ترین مرحله را همیشه در کارهایم به مرحله انتخاب بازیگر اختصاص می‌دهم و وجب به وجب روستاها و شهرهای کوچک را می گردم تا بازیگر متناسب با نقش خود را انتخاب کنم.اما دلیل عدم استفاده من از چهره یا سوپر استار به این موضوع برمی گردد که جنس فیلم های من به گونه ای است که بازیگر نباید ادا دربیاورد و لهجه تقلید کند و باید از همان اقلیم باشد و برای همین من مجبور هستم که بازیگر کارهایم را از همان جغرافیا و محدوده انتخاب کنم.فکر می کنم کار سخت را کارگردانانی از جنس ما انجام می دهند که از افرادی غیرحرفه ای به هر شکلی بازی می گیرند،وگرنه بازی گرفتن از یک سوپر استار یا بازیگر چهره که کار سختی نیست.به راستی باید از این نوع فیلمسازان تقدیر شود،اما توجهی به این طیف نمی شود.

کارگردان «او خوب سنگ میزند» در انتهای صحبت هایش گفت: من این شیوه و مسیر را خودم انتخاب کرده ام و این نوع فیلمسازی را دوست دارم و از آن راضی هستم.می دانم که این شکل فیلمسازی چه طبعاتی دارد،اما آن پذیرفته ام و می خواهم در ادامه هم این مسیر را ادامه بدهم.شاید روزی پشیمان بشوم،اما امروز که اینجا هستم تمام سختی های راه را به جان خریده ام.

در ادامه این نشست ابراهیم اصغری تهیه کننده فیلم در پاسخ به این سوال که با توجه به سابقه و سبقه شما در تهیه فیلم های فرهنگی تر که نگاه خاص تری دارد،چه تمهید و یا بهتر بگویم چه تفاوتی قائل می شوید تا چنین آثاری به مسیر و راه درست خود برسند؟ اظهار داشت: اساسا در سینما و تولید یک فیلم دو نوع نگاه وجود دارد،یکی نگاه فرهنگی و دیگری نگاه تجاری که هرکدام جایگاه و احترام خود را دارند که بر دیگری هم ارجحیت ندارند.اما چیزی که هست طبق آمار رسمی سینما ما در کفه تجاری با توجه به تعداد مخاطب به شدت در بحران به سر می برد و بر این باورم که کفه فرهنگی از وضعیتی به مراتب بهتر برخوردار است.زمانی هم که فیلمنامه این فیلم به دست ما رسید و قرار بر تهیه آن شد می دانستیم که نگاه قالب بر این فیلم نگاه فرهنگی است و نه انتظار و نه هدف ساخت یک فیلم پر فروش و میلیاردی را داشتیم و با همین نگاه هم جلو رفتیم.

این‌ تهیه‌کننده سینما ادامه داد:برای چنین فیلم هایی باید مراقب بود تا هزینه تولید به شکلی جلو برود که فیلم در مختصات خودش بتواند دخل و خرج کند و  دچار مشکل نشود.اما بحث مخاطب موضوع دیگری است که تمام گره هایش به دست تهیه کننده نیست.اجازه بدهید از اکران نوروز امسال مثال بزنم.همان طور که گفتم طبق همین جامعه آماری چندر درصد محدود از مردم کشور به عنوان افراد سینما رو در طول سال به سینما می روند که این افراد هم شاید در هر دوره اکران به هزار و یک دلیل اعم از مشکلات مالی یا نداشتن وقت و غیره در نهایت بتوانند یک یا دو فیلم آن دوره در سینما ببینند و خب قاعدتا ترجیح با آثار شناخته شده تر است و همین باعث می شود تا فیلم های بی ویترین مهجور باقی بمانند و دیده نشوند.

وی افزود:برای مثال در اکران نوروزی پیش رو یک فیلم از یک کارگردان باسابقه و مطرح که سابقه خوب خندادن مخاطب را هم دارد اکران است.در کنار او فیلمی دیگر درباره رانت و آقازاده ها وجود دارد که آن هم با اقبال مواجه می شود و الی بقیه....خب تکلیف آن فیلمی که کمتر شناخته شده است چیست؟این مخاطب که نهایتا قادر است دوتا فیلم از یک دوره اکران را ببیند به سمت کدام فیلم می رود؟این موضوعی است که نه در اکران نورز که همه دوره های اکران سال وجود دارد و باعث می شود که فیلم های فرهنگی تر قربانی شرایط بشوند و در نتیجه خود به خود سلیقه به شکل دیگری رشد می کند و فیلم های فرهنگی هم تغییری در سلیقه مخاطب ایجاد نمی کند.

بعد از پایان یافتن صحبت‌های ابراهیم اصغری ،لطفی از حسن ایوبی،تدوین گر این اثر پرسید ریتم و کارگردانی این فیلم به شدت خوب و همراه با مخاطب بود و خوشبختانه برخلاف نمونه های مشابه این نوع آثار که فکر می کنند هرچقدر طول پلان بیشتر باشد و  ریتم کندتر و فیلم کشدار تر باشد اثر خاص تر و هنری تر است،او خوب سنگ می زند ریتم و تدوین پویایی داشت.اساسا سلیقه شما تدوین یک اثر را شکل می دهد یا خود اثر؟ که ایوبی در پاسخ به این سوال گفت: به زعم من ریتم بر روی کاغذ و به هنگاه نگارش فیلمنامه شروع می شود و پایه ریزی می گردد.شاید به زبان دیگر بهتر است این گونه بگویم که کارگردان کسی است که ذهنیتی را به عینیت تبدیل می کند و تدوین گر فردی است که برعکس عمل می کند و آن عینیت را دوباره تبدیل به ذهنیت نهایی فیلم و اثر می کند و ریتم فیلم در همان مراحل شکل می گیرد.بله من خودم به شدت مخالف این ادهای روشنفکرانه هستم که پلان را کش بدهیم تا الی ماشالله که کارگردان کات می دهد،آن هم با این نگرش که کار هنری است.

وی افزود:من خودم به شخصه فیلم «او خوب سنگ می زند را دوست دارم» و به سلیقه من نزدیک است و مرا به یاد سینمای روسیه و شوروی می اندازد و بر این بارم که فیلم در درون خودش ریتم و تمپو لازم را در تصاویر داشته و تدوین هم به کمک آن آمده.به عنوان مثال شما در نماهایی تصاویر لانگ شات ثابت می بینید،اما این تمپوی درونی در پلان وجود دارد و ایجاد ریتم کرده و لازم به تقطیع آن نیست.اما حرف من در مورد این نوع فیلمها که شاید آقای محقق هم با حرف من مخالف باشد این است که اتفاقا چرا نباید از بازیگران چهره استفاده کرد؟چرا نباید کاری کرد که به واسطه یک بازیگر تعداد بیشتری به تماشای این نوع فیلم ها بیایند؟بر این باورم که برای فرهنگ سازی که خود شماهم به درستی به آن اشاره کردید باید یک دیزالو نرم انجام نداد و با کات نمی شود ذائقه و سلیقه مخاطب را عوض کرد.باید با امتیاز دادن به مخاطب به او فهماند که چنین سینمایی وجود دارد و از دیدن چنین فیلم هایی هم می توان لذت برد.

تدوینگر «او خوب سنگ میزند» در خاتمه اظهار داشت:این فیلم ها که از شهرهای بزرگ خارج می شوند و به اقلیم ها و فرهنگ های بکر ما می رود هرکدام یک سند هستند که تصاویرشان چهل سال بعد می تواند بیانگر خیلی چیزها باشند،پس نباید به راحتی از کنار آنها گذاشت و هیچ اشکالی ندارد که به تماشاگر امتیاز داد تا سلیقه اش به مرور ارتقاء یابد و فقط به دنبال فیلم های کمدی و طنز و شهری نباشد.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار