امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۱:۵۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 70562
تاریخ انتشار: ۲ فروردین ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۱
تعداد بازدید: 52
به گزارش خبرنگار خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در کابل، جشن نوروز از بزرگترین سنت‌هایی است که از نیاکان گذشته به ارث مانده و هر سال ...

به گزارش خبرنگار خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در کابل، جشن نوروز از بزرگترین سنت‌هایی است که از نیاکان گذشته به ارث مانده و هر سال با شکوه خاصی در حوزه تمدنی کشورهای فارسی‌زبان گرامی داشته می‌شود.




در افغانستان از عید نوروز با شکوه خاصی تجلیل می‌شود و در کابل پایتخت این کشور نیز آئین‌های ویژه‌ای بر پا می‌شود.

آن گونه که «نصرالدین سلجوقی» در کتاب ادبیات عامیانه افغانستان نوشته است، مردم شهر کابل از قدیم به پیشواز فرارسیدن نوروز، از یک ماه قبل هر جمعه برای تفریح به مناطق سرسبز کابل می‌روند.

با فرا رسیدن سال نو مردم کابل به مناطق خوش آب و هوا می‌روند که از مهم‌ترین این مناطق می‌توان به «باغ بابر»، «دامنه خواجه صفا»، «باغ چهلستون»، و «تپه سخی» اشاره کرد.




برپا کردن علم در مزار زیارت «سخی» در شهر کابل از رسوم مهمی است که در صبح اول نوروز برپا می‌شود و هزاران نفر در این مراسم به قصد ثواب و گرفتن حاجات خود در آن شرکت می‌کنند و این علم تا چهل روز همچنان برافراشته است.

خانواده‌های زیادی نیز در ایام عید به زیارت‌های اماکن متبرکه چون «عاشقان و عارفان»، «شهدای صالحین»، «شاه دوشمشیره»، «خواجه صفا»، «خواجه روشنایی» و «خواجه چشت» می‌شتابند و به نیت گرفتن حاجت خود برای کبوتران «ارزن» می‌ریزند.




نواختن موسیقی محلی با سازهایی چون رباب، تبله، قیچک، دمبوره، دایره در مناطق تفریحی کابل رواج زیادی دارد که در کنار آن آوازخوانان سروده‌های مناسب با سال نو را نیز می‌خوانند.

همان گونه که در کشور ما عیدی دادن به کودکان و نوجوانان یک سنت است در افغانستان نیز این سنت به گونه‌های مختلف رواج دارد و در گذشته در شهر کابل نوجوانان در گروه‌های دسته‌جمعی به درب منازل می‌رفتند و عیدی خود را دریافت می‌کردند.




نصرالدین سلجوقی در کتاب ادبیات عامیانه افغانستان به سروده‌هایی اشاره کرده است که کودکان و نوجوانان کابلی در ایام عید و در وقت رفتن به درب منازل برای گرفتن عیدی می‌سرودند:
بته بته آمین، برگ کدو شامین
بی بی دود کو، دست به کندو کو
هر چه داری بیرو کو
ابابه جان ابابه، دست گل شرابه
شراب ما خوردنی، پیش حاکم بردنی
ملک ملک جمال خان، خان بی دستر خوان
رشید کارده کشید، سر میر ما کشید
کاشکی کفتر میبودم، به هوا پر می زدم
آب زمزم می خوردم، ریگ دریا میچیدم

آنگونه که سلجوقی اشاره کرده است، در صورتی که صاحب خانه هیزم یا خوراکی به آنها نمی‌داد با هم هم‌صدا می‌سرودند:

آلو جان الوله     دیگ کاسه بلوله

اشکنه جان اشکنه   دیگ و کاسه تو بشکنه

کودکان و نوجوانان کابلی سروده‌های بهاری مختلفی را در ایام سال نو در بازی‌های دسته جمعی و گروهی خود می‌سرایند که بسیار خواندنی است:
مژده که آمد بهار
سبزه و گل بی شمار
آب فراوان به باغ
زنده کند شاخسار
بخوان بخوان بلبلک
برف زمستان گذشت
صندلی برداشته شد
مرگ غریبان گذشت




انتهای پیام/.
برچسب ها:
آخرین اخبار