امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۱۲:۱۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 71434
تاریخ انتشار: ۶ فروردین ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۴۲
تعداد بازدید: 213
سعید تاجیک به جرم توهین به هاشمی رفسنجانی و فائزه هاشمی به ۸ ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد دادگاه عمومی جزایی تهران شعبه ...

سعید تاجیک به جرم توهین به هاشمی رفسنجانی و فائزه هاشمی به ۸ ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد دادگاه عمومی جزایی تهران شعبه ۱۰۸۹ در مورخ 90/9/27 صادر نمود. سعید تاجیک  در تاریخ ۰۳ مهر ۱۳۹۱ (هشت ماه پس از رای قطعی دادگاه) روانه زندان شد .

سعید تاجیک به جرم توهین به هاشمی رفسنجانی و فائزه هاشمی به ۸ ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد دادگاه عمومی جزایی تهران شعبه ۱۰۸۹ در مورخ 90/9/27 صادر نمود. سعید تاجیک  در تاریخ ۰۳ مهر ۱۳۹۱ (هشت ماه پس از رای قطعی دادگاه) روانه زندان شد .



«الف.ق» بدلیل ضرب و جرح آقای علی خلیلی (طلبه ناهی از منکر) به وسیله سلاح سرد به 3 سال حبس و همچنین پرداخت 35 میلیون تومان دیه محکوم گردید . دادگاه اولیه وی جهت رسیدگی به این پرونده در تاریخ ۱۷ اسفند 1390 در شعبه ۱۰۳۳ مجتمع قضایی شهید قدوسی برگزار گردید (هفت ماه پس از ارتکاب جرم) پس از گذشت دوسال از وقوع جرم و یک سال از دادگاه اولیه هنوز رای قطعی صادر نشده است و متهم با قرار وثیقه آزاد است .
حال نامه این دو فرد که هر دو بسیجی بودند و نامه ای خطاب به امام خامنه ای نوشتند را مطالعه کنیم:
نامه سعید تاجیک به حضرت اقا:
بسم الله الرحمن الرحیم
 
إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ 
 
با عرض خالصانه‌ترین سلام‌ها و درودها به پیشگاه مقدس منجی عالم بشریت حضرت بقیة الله الاعظم آقا امام زمان(عج). با سلام و درود بی‎پایان به‎ روح مطهر و منور حضرت روح الهع احیا کننده اسلام ناب محمدی‌(صلي‌الله‌وعليه‌وآله)و شهدای بصیر و فهیم والامقام انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و شهدای مظلوم هشت ماه دفاع از انقلاب.
 
باسلام خدمت مولا و مقتدایم نایب بر حق امام زمان‎(عج) و سلاله پاک حضرت رسول اکرم‎(ص). سلامی آکنده از عشق و ارادت و محبت که از اعماق وجودم سرچشمه می‎گیرد. 
 
با آغاز انقلاب شکوهمند اسلامی حقیر در سن یازده سالگی بودم که دست غیرت و مردانگی به دست نورانی حضرت روح الهه دادم تا از انقلاب و این نظام مقدس از شرف و حیثیت و ناموس آن تا پای جان ایستادگی کنم و جان ناقابلم را برای دفاع از ولایت مطلقه فقیه فدا کنم. 
 
سیدی و مولای حقیر از جاماندگان آن قافله نور و طهارتم که در هشت سال نبرد نابرابر در مقابل طاغوتیان عالم ایستادگی کرد. قافله‎ای كه هزاران هزار انسان خداجو و پاک سرشت را با خود به علیا درجه انسانیت رساند که بعد از جنگ روزی نبوده تا به یاد آن روزهای طلایی غبطه و حسرت نخورم و نگریم. 
 
مولای من، من از تاریخ درس خوبی گرفتم تا به عهدی که با مولایم بسته‎ام نباید خیانت کنم. حقیر به عنوان قطره‎ای از سپاه بی‎کران بسیجیان جان بر کف به محضر مبارک و منورتان با تمام وجود عرض می‎کنم که دیگر نخواهیم گذاشت تا نااهلان و نامحرمان در این نظام مقدس رخنه کنند و بر مسند قدرت تکیه زنند و تمام ارزش‎های ما را به باد تمسخر گیرند. 
 
آقای من، ای عزیزتر از جانم، والله من و امثال من تشنه یک جرعه شهادتیم و آماده و گوش به فرمان مولایم آقا سیدعلی هستیم. 
 
مولای من، سرور من، یک سال است که احساس می‎کنم خاطر نازنین حضرت‎عالی از دست من حقیر رنجیده گردیده و این موضوع مانند خوره‎ای به جانم افتاده و روح و جسم و جانم را از درون می‎خورد که خدا مرا نیامرزد اگر عمدا باعث ذره‎ای نگرانی و ناراحتی مولایم را فراهم ساخته باشم. 
 
آقا جان، حقیر سال گذشته به دلیل رفتار و اعمال ناشایست بعضی از خواص مردود و بی‎بصیرت این نظام مقدس که ادعای پيروي از خط امام را داشته که در فتنه سال 88  امید دشمنان قسم خورده‌مان را فراهم ساختند و خنده رضایت را بر لب آنان نشاندند و با ضد انقلاب فراری، سلطنت طلب‎ها، نهضت آزادی‎های مرتد، منافقین نامرد و رقاصه‎ها و بی‎بند و بارهای لوسانجلسی هم نوا شده و دل حضرت بقیه‎الله الاعظم آقا امام زمان(عج) و حضرت‎عالی راخون کرده و به‎درد آوردند و با اعمال سخیف خود و نزديكانشان علیه این نظام مقدس اردوکشی خیابانی به راه انداختند تا همه آنچه را که حاصل زحمات حضرت روح الله و خون هزاران شهید گلگون کفن بوده را یک‎جا به باد فنا دهند.
 
لذا این اعمال شیطانی آتش خشم و بغض و کینه انقلابی را در درون پیروان ولایت شعله‎ور ساخت تا جایی که سربازان فداکار و جان برکف حضرتعالی در 30 خرداد سال 88 جبهه‎ای به وسعت همه عالم در مقابل همه گردن‎کشان و زورگویان و مرفهین بی‌درد لامذهب گشوده و پنجه در پنجه شیطانی‎شان افکنده و آنان را مغلوب کرده و از میدان به در کردند و در روز 9 دی آن حماسه تاریخی را آفریده و برگ زرینی در تاریخ انقلاب پدید آوردند که موجبات خشنودی حضرتعالی را فراهم ساخت. 
 
این موارد گوشه‎ای از خیانت بعضی از این خواص و فرزندان‎شان بود که بغض و کینه انقلابی را در دل ما شعله‎ور ساخت و عملکرد آنها باعث گردید حقیر به زعم خود، دست به یک اقدام انقلابی بزنم، که در اینجا خدا را گواه می‎گیرم آن برخوردی را که حقیر با بعضی از این فتنه‎گران در حرم منور حضرت عبدالعظیم(ع) کردم، که متأسفانه به دلیل نفوذ بعضی از عناصر ضدانقلاب و ضبط فیلم و پخش آن خوراک بیگانگان شد، نه از سر هوای نفس یا خودنمایی بلکه از سر تکلیف شرعی بود که حضرتعالی آنرا نفی کرده، بنده هم در کمال تواضع و اطاعت محض از ولایت آن را نفی می‎کنم و حقیر به این امر واقفم که ذره‎ای تمرد که هیچ، اگر به اندازه سر سوزنی از فرامین مولایم سیدعلی عزیز اهمال، قصور و یا کوتاهی کنم در آتش خشم الهی خواهم سوخت و این موضوع گناهی بس بزرگ و نابخشودنی است.
 
آقا جان، مولای من، از اینکه من حقیر و روسیاه نگرانی و ناراحتی حضرتعالی را در سال گذشته به موجب این برخورد فراهم ساختم عاجزانه از درگاه ایزد منان و وجود قدسی حضرت بقیة الله الاعظم آقا امام زمان(عج) و از محضر مبارک حضرت‌عالی طلب عفو و بخشش دارم و امیدوارم خداوند سبحان اعمال ناپسند ما را از کوله بار عمل‌مان پاک و اعمال ما را خالص فرماید.
 
در پایان از اینکه نامه پر از ایراد ادبی بنده را مطالعه فرمودید، بی‌نهایت سپاسگذارم و از تصدیع اوقات ارزشمند حضرت‌عالی جدا معذرت می خواهم و از آنجایی که نایب برحق امام زمان (عج) هستید عاجزانه می‌خواهم برای شهادت خود و خانواده و ذریه‌ام در راه دفاع از اسلام و ولایت و ارزشهای انقلاب اسلامی و آرمان‌های حضرت روح الله دعا بفرمایید.
 
وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ 
 
به امید ظهور آقا امام زمان(عج) و سلامتی و طول عمر حضرت‌عالی و نابودی ذلت‌بار دشمنان اسلام و ولایت.
 
ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم / گر جان طلبد دریغ جان نکنیم
 
 دنیا اگر از یزید لبریز شود / ما پشت به سالار شهیدان نکنیم
 
نامه طلبه بسجی و شهید امر به معروف برادر خلیلی:
سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.آقاجان!بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟رهبرم!جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.آقا جان!من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی
برچسب ها:
آخرین اخبار