امروز : دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 27
۱۹:۵۸
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 71918
تاریخ انتشار: ۸ فروردین ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۵
تعداد بازدید: 26
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، خبر شهادت یکی از پنج گروگان ایرانی دربند گروه تروریستی جیش العدل موجی از شوک همراه با اعتراض ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، خبر شهادت یکی از پنج گروگان ایرانی دربند گروه تروریستی جیش العدل موجی از شوک همراه با اعتراض را در فضای رسانه ای کشور و مجامع بین المللی ایجاد کرده است. خبری که کمتر انسانی از شنیدن آن آزرده نمی شود. اینکه پنج مرزبان که وظیفه اصلی آنها جلوگیری از ورود کاروان های قاچاق به داخل کشور است توسط گروهکی تروریستی ربوده می شوند و یکی از آنها در مظلومیت به شهادت می رسد نه تنها هیچ توجیه انسانی ندارد بلکه به لحاظ سیاسی نیز قابل توجیه نیست.

اما آنچه که در این ارتباط مهم به شمار می رسد نحوه ربودن آنها و استقرار آنها در کشور پاکستان علی رغم انکار این واقعیت از سوی دولت پاکستان است.

به اعتراف بسیاری از سازمان های جاسوسی غربی اشراف و تسلط اطلاعاتی ایران بر گروه های تروریستی در سطح بالایی قرار دارد که بارزترین نمونه آن شکار اطلاعاتی عبدالمالک ریگی علی رغم قرار داشتن او و سازمان متبوعش در میان حمایت و پشتیبانی شبکه ای از سازمان های جاسوسی بود.

بنابراین اینکه چرا گروهکی همچون جیش العدل توانایی ربودن مرزبانان ایرانی را دارد نیاز به بررسی مولفه هایی داردکه زمینه اقدامات و عملیات های این گروه تروریستی را فراهم ساخته است.

مهمترین معما در رابطه با اندک گروه های تروریستی که هر از گاهی در استان سیستان و بلوچستان بوجود می آیند و در فاصله اندکی نابود می شوند کشور پاکستان است، نمی توان به تحلیل گروه های تروریستی در این استان مرزی پرداخت اما مولفه کشور پاکستان را در نظر نگرفت. پس از ربودن مرزبانان ایرانی اکثر گروه ها بخصوص مولوی ها و امامان جماعت سنی مذهب از جمله مولوی عبدالحمید امام جمعه زاهدان و مولوی عبدالرحمان امام جمعه چابهار علیه این اقدام غیر انسانی موضع گرفتند و خواهان آزادی بی قید و شرط آنها شدند.

بنابراین اقدام این گروهک از منظر مذهبی و قومی فاقد هر گونه موضوعیت است. این موضع گیری ها بیان کننده این است که این گروهک تروریستی فاقد هر گونه پایگاه اجتماعی در میان مناطق سنی نشین و قوم بلوچ است. بنابراین تنها ابزاری که این گروهک برای بقاء خود می تواند متصور باشد حمایت و پشتیبانی برخی سازمان های جاسوسی خارجی از جمله سازمان اطلاعات ارتش پاکستان ،سیا ، سازمان اطلاعات عربستان و موساد و حمایت مالی آنهاست.

اما نکته ای که در این میان قابل توجه است نقش کشوری که می تواند مامن و محلی امن برای پناه گرفتن این تروریست ها باشد. تنها کشوری که بدلیل دارا بودن مرز مشترک و ظاهرا اشتراکات قومی و مذهبی می تواند محلی امن برای تردد این تروریست ها باشد پاکستان است.

اگرچه دولت پاکستان منکر حضور آنها در خاک خود شده است اما این ادعا نمی تواند مورد قبول واقع شود زیرا سابقه حضور گروهک جند الله در این کشور ، یا حتی بن لادن در پاکستان همیشه با انکار دولت مرکزی این کشور همراه بوده است . بر همین اساس ، اگر طرف پاکستانی در ادعای خود صادق باشد به خواست مقامات سیاسی و نظامی ایران در سرکوب این گروه تروریستی در خاک پاکستان رضایت می دهد تا بدین وسیله از هر گونه اتهام حمایت یا حداقل مماشات با این گروه تروریستی که از بقایای گروهک ریگی است و خون بسیاری را گردن گرفته مبرا شود و با اقدام نیرو های ایرانی در عمق خاک پاکستان ریشه تروریسم در این منطقه که محلی برای قاچاق و ترانزیت مواد مخدر شده خشکانده شود.

بنابراین در شرایط فعلی این کشور پاکستان است که می تواند برای نشان دادن حسن نیت خود در مبارزه با تروریسم و همچنین حسن همجواری با جمهوری اسلامی و مبرا کردن خود از مماشات با گروه های تروریستی در اقدامی مشترک با نیروهای کشورمان علیه این پدیده شوم ورود پیدا کند و به تعهدات انسانی و بین المللی اش که در قطعنامه 1373 شورای امنیت به صراحت به آن اشاره شده است عمل کند .تا به این وسیله یکبار برای همیشه تکلیف تروریسم و آدم ربایی در این منطقه روشن شود.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی قربانیان ترور
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها