امروز : سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 26
۰۰:۰۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 71923
تاریخ انتشار: ۸ فروردین ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۵
تعداد بازدید: 41
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، خبر شهادت یکی از پنج مرزبان ایرانی ربوده شده توسط گروهک تروریستی جیش العدل در خاک پاکستان یکی ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، خبر شهادت یکی از پنج مرزبان ایرانی ربوده شده توسط گروهک تروریستی جیش العدل در خاک پاکستان یکی از ناگوارترین خبرهایی است که مردم کشورمان در آغاز سال جدید با آن مواجه شدند. این اقدام دلخراش سئوالهایی را در ذهن مردم به وجود آورده است که یکی از مهمترین آنها این است که آیا هیچ راهی برای وادار کردن این گروه تروریستی کوچک برای رها کردن این گروگانها در گام اول و سپس برخورد با این گروه وجود نداشت؟

شاید امروز بهترین زمان برای توجه بیشتر به موضوع مبارزه با تروریسم و آسیب شناسی شیوه های فعلی مسئولین باشد.

قبل از پرداختن به این موضوع می بایست نکاتی را در باره جایگاه کشورمان و محیط پیرامونی امنیتی کشور متذکر شد.

کشورمان از فردای پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل ماهیت اسلامی و ضد استعماری و ضدامپریالیستی اش با کمک دست های پنهان قدرت های جهانی یعنی گروههای تروریستی در معرض خطر تروریسم قرار گرفت و گروههایی از قبیل کوموله، دموکرات، خلق عرب، الاحوازیه، مجاهدین خلق، فرقان، فدائیان خلق، سربداران و... با اقدامات تروریستی در صدد مقابله با انقلاب مردم ایران برآمدند که بخشی از آنها به دنبال جدایی طلبی و بخشی هم به دنبال قدرت طلبی بودند و در دهه اخیر نیز گروههای پژاک ، جندالله، تندر ، انجمن پادشاهی ایران، گروهک سلفی و جیش العدل با کمک سرویس های اطلاعاتی خارجی و طرح موضوعات شعاری دست به بمب گذاری ، کشتار و عملیات انتحاری زدند.با این توضیح در بیش از 34 سال گذشته با ایستادگی ملت ایران و هوشیاری نهادهای اطلاعاتی همه این گروهها وادار به تسلیم ،فرار و یا شکست شدند که بادرایت نهادهای اطلاعاتی و عملیاتی انجام هرگونه اقدام تروریستی در خاک کشورمان غیرممکن شد.
البته باید به این نکته نیز توجه داشت که ابزارهای تروریستی ، ارتباطات جهانی و شیوه های جاسوسی وروش های تروریستی نیز هر روز پیچیده تر می شوند و کشورهای همسایه شرقی و غربی مان نیز دچار مشکلات بزرگ امنیتی و خواستگاه تروریسم منطقه ای شده اند و دشمنان ایدئولوژیک کشورمان نیز در آن کشورها پایگاههای ثابت بنا کرده اند.

بر همین اساس اگر بیداری و هوشمندی همه نهادهای مرتبط با امنیت کشور نبود مطمئنا کشورمان رنگ آرامش را به خود نمی دید.

اما علیرغم قدرت اطلاعاتی، عملیاتی و قضایی کشورمان در برخورد با تروریسم که منجربه فرار مجاهدین خلق به عراق و فرانسه و دستگیری سرکرده جند الله ،عبدالمالک ریگی طی یک عملیات پیچیده و هماهنگ شد اما در مذاکره ضد تروریسم دچار ضعف هایی هستیم.

1- ضعف ساختاری: ساختاری برای دیپلماسی ضد تروریسم و چارتی مستقل در این رابطه در دستگاه دیپلماسی کشور وجود ندارد و یا شفاف تر اینکه نه تنها چارتی وجود ندارد بلکه مسئولیت پیگیری بین المللی به صورت مستقل اساسا با دستگاه دیپلماسی کشورمان نیست. در صورتی که تحریم ها علیه کشورمان، سیاهنمایی هسته ای ، بزرگنمایی حقوق بشری علیه مردم ایران همه به دست همین گروههای تروریستی گزارش شده و منافع ملی کشورمان بیش از همه با سرمایه گذاری سرویس های اطلاعاتی معاند از گروههای تروریستی دچار خدشه شده است.و وجود معاونت یا اداره کل مستقل با کارشناسانی خبره می تواند مانع از دستیابی به اهداف این گروهها در عرصه بین الملل شود.

2- ضعف قانونی: قوانین ضد تروریسم در عرصه بین الملل مخصوصا بعد از 11 سپتامبر 2001 به قدری جامع و شفاف بیان شده است که در صورت عدم همکاری کشورها در این مبارزه کشورهای حامی تروریسم دچار مشکل می شوند که یکی از مهمترین آنها قطعنامه های 1368و1373 شورای امنیت است .

دراین قطعنامه ها تمهیدات گسترده ای اتخاذ شده است . شورای امنیت تکالیف قراردادی ناشی از کنوانسیونهای ملل متحد (دوازده کنوانسیون) در مبارزه با تروریسم را بیکباره به تکالیف سازمانی تبدیل کرده که بدون چون و چرا بر تمامی دول عضو تحمیل می گردد.

چنین فرایندی در سطح بین المللی نوعی «قانونگذاری بین المللی» است . الزام دولتها به همکاری و معاضدت با یکدیگر»، «مقابله با تامین مالی تروریسم»، «عدم پشتیبانی مستقیم و غیر مستقیم از تروریسم» و «جرم انگاری و تعقیب کیفری تروریسم» چهار تکلیف مشترک تمام کنوانسیونهای ملل متحد برای مقابله با تروریسم هستند.

که پاکستان با پناه دادن به تروریست های جیش العدل یا عدم برخورد با آنها مسئول اول این اقدامات شمرده می شود که متاسفانه از این منظر دولت پاکستان تحت فشار قرار نگرفت. کشورمان دربهمن ماه 92 می توانست با ارجاع مسئله اقدام تروریستی جیش العدل به شورای امنیت و با مجوز شورای امنیت پاکستان را وادار به همکاری و پذیرش مسئولیت بین المللی اش کند و در صورت عدم همکاری این کشور با اطلاع شورای امنیت خود با عملیاتی به نجات گروگانها دست بزند. که متاسفانه تا کنون از این ابزار قانونی استفاده نشده است .

شاید مهمترین دلیلش همان مشکل اول باشد که در ساختار عنوان شد و ورود وزارت کشور به این مسئله بود که آشنایی به فنون مذاکرات بین المللی و تسلط به قوانین جدید ضد تروریسم از آنها انتظار نمی رفت.

البته در اقدام رسانه ای خبرنگاران و هنرمندان کشور برای آزادی مرزبانان ربوده شده که اقدامی تحسین برانگیز به شمار می آید نیز از دولت پاکستان و سازمان ملل خواهش شده است که مرزبانان را آزاد کنند . این اقدام هم که با هدایت مشاور رسانه ای وزیر کشور صورت گرفته بود نشان از بی اطلاعی نگارنده اصلی این نامه از قوانین بین المللی دارد که می توانست با اطلاع بیشتر و مشاوره درست تر و دقیق تر نگارش شود وبه جای خواهش ، دولت پاکستان و دبیرکل سازمان ملل را به وظایف ذاتی شان بر اساس قوانین بین المللی ارجاع دهند تا درصورت عدم اقدام لازم مسئولیت هر گونه اتفاقی را بپذیرند.

3- ضعف در هماهنگی: همانطور که در ابتدا گفته شد در اقدامات اطلاعاتی و شناسایی ، عملیات و برخورد با گروههای تروریستی یکی از بی نظیرترین کشورها محسوب می شویم .زیرا هم بازه زمانی مبارزه با تروریسم در کشورمان وهم تعداد گروههای تروریستی فعال علیه کشورمان و تعداد قربانیان و شهدای تروریستی درکشورمان نشان می دهد که هیچ کشوری به اندازه جمهوری اسلامی با این موضوع درگیر نبوده و قدرت مقابله با این حجم از اقدامات و گروهها و حذف کامل همه تروریستها را ندارد.

اما حذف کامل اقدامات تروریستی در خاک کشور قدرت ، درایت و هماهنگی خاص خود را می طلبد که این هماهنگی در کنار هوشیاری و تدبیر مسئولین اطلاعاتی و امنیتی یکی از ستونهای بزرگ موفقیت شمرده می شود .

اما در موضوع دیپلماسی ضد تروریسم مخصوصا در فشار به حامیان تروریستها،پناه دهندگان به این گروهها و دفاع در مجامع و دادگاههای بین المللی با وجود اعترافات صریح تروریستها ، بیانیه ها و اسناد موجود به اندازه ای که در حوزه عملیات ضد تروریستی موفق بودیم در این عرصه توفیقات مطلوبی به دست نیامده است .که مهمترین دلیل آن عدم هماهنگی بین دستگاهها،و فقدان استراتژی منسجم و عدم حمایت لازم از نهادهای مدنی فعال در این عرصه است.که تقویت این موضوع در مذاکرات و تربیت مذاکره کنندگان قوی در این عرصه می تواند این بال از مبارزه با تروریسم کشورمان را نیز تقویت کند.

نکته قابل تامل اینکه وزارت کشور مذاکرات و تلاش های بسیاری را برای آزادی این گروگانها انجام داده است و مسئولیت پیگیری را ظاهرا بر عهده دارد ولی رسانه ها پس از شهادت استوار دانایی فر به وزارت خارجه انتقاد می کنند. البته نقش وزارت خارجه نیز می بایست در این موضوع با گذشت بیش از 45 روز از اقدام به آدم ربایی تروریستی فعالانه تر می بود و زمان نسبتا طولانی رایزنی را از دست نمی داد و کانالهای دیپلماتیک رسمی فعالتر عمل می کرد.

4- تقویت نهادهای مدنی: یکی از مشکلات پیش آمده در مسئله مرزبانان ایرانی عدم مذاکره مستقیم طرف ایرانی با تروریستها به دلیل به رسمیت نشناختن آنها و در عین حال عدم پذیرش حضور تروریستها در پاکستان توسط دولت پاکستان بود . که در صورت تقویت نهادهای مدنی ضد ترور واعتماد و بهره مندی از ظرفیت آنها در کنار مذاکرات دولت با پاکستانی ها و ورود این نهادها درمذاکره با تروریستهاویا دولت پاکستان ، می توانست ظرفیت بیشتری را در مدیریت زمان و حصول نتیجه ایجادکند البته این نهادها هم با کمک نهادهای مدنی پاکستانی می توانند فشار از درون پاکستان را نیز برای نتیجه بخش بودن مذاکرات در پیش گیرند اما بدون این نهادها مجبور شدیم با دولت جدید پاکستان ،دولتی که به دلیل نزدیکی با عربستان به این کشور یکی از متهمین همدستی با جیش العدل است وارد مذاکره شویم.

امیدواریم تا دیر نشده با توجه به منافع مشترک ایران و پاکستان (حجم تجارت فی مابین ) و بهره مندی از قوانین و ابزارهای بین المللی وهماهنگی کامل ملی ، نهادهای مدنی و ظرفیت های قومی دو کشور مرزبانان ربوده شده به آغوش خانواده هایشان برگردند.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی قربانیان ترور
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها