امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۱۴:۳۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 72658
تاریخ انتشار: ۱۱ فروردین ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۰۸
تعداد بازدید: 174
آنهایی که این روزها به هر بهانه ای به این گونه سریالها - که مثل پایتخت با نگاهی جذاب به خرده فرهنگ ها و قومیت های ایران پرداخته اند- حمله می کنند، ...

آنهایی که این روزها به هر بهانه ای به این گونه سریالها - که مثل پایتخت با نگاهی جذاب به خرده فرهنگ ها و قومیت های ایران پرداخته اند- حمله می کنند، خواسته یا ناخواسته به جریانهایی کمک می کنند که خواهان محو شدن فرهنگ های بومی در فرهنگ جهانی هستند. روشنفکرهایی که دوست دارند همه ایران، مثل مرفهان شمال تهران زندگی کنند و شمال تهرانی ها مثل شهروندان مدرن لس آنجلس و نیویورک.

به گزارش پیروان موعود محسن کریمی نوشت:گذشت بیش از 10 قسمت از سریال های نوروزی فرصتی شد که به نقد کوتاهی در این خصوص بپردازیم در این میان می توان به طور جد سریال پایتخت از موفق ترین سریال های نوروز امسال دانست. این سریال در میان دیگر سریال های نوروزی از برجستگی های خاصی برخوردار است خصوصیاتی که می توان ویژه این سریال دانست و در منظر فرهنگی و هنری از دارای اهمیت می باشند.

اولین نکته قوت این سریال که اتفاقا عده ای به دنبال نقطه ضعف سریال می دانند پرداختن به فرهنگ قومی و جدا شدن از فرهنگ تهرانی و تهران نشینان است. بی شک ایران با گستردگی قومی و فرهنگی زیادی که دارد که هر کدام می توانند ظرفیت مناسبی برای پرداخت در سریال ها و فیلم ها باشند. خرده فرهنگ هایی که هرکدام به نوعی به تقویت روحیه و باور ملی می انجامد، البته در کنار پرداختن به نقاط مثبت هر خورده فرهنگ نمایش نقاط ضعف و اشتباهات رایج و یا منفی یک فرهنگ نیز می تواند به تقویت فرهنگ قومی و محلی از یک طرف و اصلاح آن فرهنگ از سمت دیگر بپردازد و این گونه می توان خودباروری را تقویت کرد. بدون شک تقویت خرده فرهنگ های اصیل می تواند در نگاه کلان یک کشور بسیار مفید و ضربه پذیری فرهنگی را کاهش دهد. آنهایی که این روزها به هر بهانه ای به این گونه سریالها - که با نگاهی جذاب به خرده فرهنگ ها و قومیت های ایران پرداخته اند- حمله می کنند، خواسته یا ناخواسته به جریانهایی کمک می کنند که خواهان محو شدن فرهنگ های بومی در فرهنگ جهانی هستند. روشنفکرهایی که دوست دارند همه ایران مثل شمال تهران زندگی کند و شمال تهرانی ها مثل شهروندان مدرن لس آنجلس و نیویورک. پایتخت بر خلاف اسمش، از سبک زندگی پایتخت نشینان فاصله گرفته است و زندگی دلنشین ایرانی را گوشزد می کند.

سریال پایتخت در نمایش نقاط قوت فرهنگ مازندرانی موفق عمل کرده و می توان ادعا نمود که علاوه بر شناخت مناسب از این فرهنگ به جزییات این فرهنگ نیز به خوبی پرداخته است و در مخاطبین دیگر قومیت ها حس مناسب و خوبی از این فرهنگ متجلی نموده و بجاست هموطنان مازندرانی از صدا و سیما به دلیل این توجه ویژه، که 3 سری از یک سریال پرمخاطب در ایام نوروز به این منطقه اختصاص داده شده سپاسگذار باشند و امید است که این سازمان بتواند از این جنس سریال ها با تمرکز بر دیگر فرهنگ های قومی کشور نیز بسازد.

نکته دوم ارزیابی سریال پایخت در ترویج یک سبک زندگی است. سبک زندگی ای که در آن افراد بر اساس رفتارها سنجیده می شوند و رفتارهای مناسب در کنار رفتار های غلط به خوبی مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. این رفتارها در کنار مشورت گرفتن از هم دیگر، تصمیم گیری های مشترک و انجام اقداماتی هماهنگ در خصوص یک رفتار علاوه بر جذابیت بخشی به سریال، آن را واقعی جلوه می دهد و نمود مناسبی از اتحاد خانواده را به تصویر می کشد و این گونه به تکریم خانواده و نقش دهی مناسب آن می پردازد.

بر خلاف بسیاری از سریالهای تلویزیون، خانواده های سریال پایتخت، برج عاج نشین نیستند، مشکل اشتغال و مسکن دارند مثل همه مردم. خانواده های «نقی و بهبود و اوس موسی» برای اینکه خرج و دخلشان جور شود باید هر روز حساب و کتاب کنند. اینجا خبری از ماشین های لوکس سریالهای تهران زده نیست. آنها سوار تاکسی و اتوبوس می شوند و از قیمت های گران کلافه اند... توجه به متن واقعی زندگی مردم و انتخاب سوژه های طنزآمیز از همین کنش ها، مانند حساب و کتابهای اقتصادی خانواده، سریال را برای مردم باورپذیر می نماید و تصویری دلنشین از یک خانواده سطح متوسط و «معمولی» ایرانی ارائه می دهد.

داستان های کوتاه و در کنار هم با جذابیت خوب و پشت سرهم به سریال طعم یک زندگی می دهد. شخصیت های محوری سریال نیز هر کدام با خصوصیات رفتاری خاص خود فراز و فرود هایی متناسب در موقعیت های مختلف به بیننده حس واقعی از سریال را می دهند و این امر در می توان در دیالوگهای بازیگران در مواجه با داستان جدیدی که رو به رو می شوند بیشتر دید. با وجود تنوع داستان و پیچیده شدن داستانها در هم، مخاطب اصل داستان را فراموش کند و به گونه ای داستان های مختلف در یک قسمت تمام می شود که مخاطب نمی تواند پیوستگی داستان را از دست بدهد و این خصوصیت در هر سه سری این سریال تقریبا مشابه بوده است و می توان یکی از عوامل موفقیتش را همین موضوع شمرد.
 
نکته آخر هم در مورد نحوه تامین مالی این سریال می باشد بدون شک در شرایطی که صدا وسیما امورات جاری خود را هم با تبلیغات مختلف می گذراند شاید این سبک تبلیغی که خروجی آن سریال های چون پایتخت می باشند از هر نوع تبلیغ زننده و خسته کننده ی دیگر، آسیب کمتری داشته باشد. اگرچه گاهی احساس می شود، تبلیغ غلیظ اسپانسر سریال در مسیر متن فیلمنامه تاثیرات سویی گذاشته است.

البته بدون شک اگر این سبک تبلیغات نیز مدیریت نشود می تواند مسیر سریال ها و فیلم ها را هم به سمت تبلیغات سرمایه داری سوق دهد و شایسته است برای این سبک تامین مالی نیز صدا وسیما برنامه داشته باشد هر چند که به نظر می رسد که تامین مالی سریالها و فیلم ها باید شیوه ای دیگر داشته باشند.

در مجموع باید گفت پایتخت، تجربه ای موفق از سریال سازی ایرانی است که به رغم برخی نقدهایی که به آن وجود دارد، از مخاطبانی که تصویر زندگی خود را با رویکردی طنازانه از قاب تلویزیون تماشا می کنند، نمره قبولی می گیرد.

برچسب ها:
آخرین اخبار