امروز : دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 25
۱۱:۲۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 73350
تاریخ انتشار: ۱۵ فروردین ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۱
تعداد بازدید: 184
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس از قروه، دیشب تابوتت بر روی دست‌های همسر و فرزندانت تشییع شد و قامت خمیده مولای بدر و خیبر در ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس از قروه، دیشب تابوتت بر روی دست‌های همسر و فرزندانت تشییع شد و قامت خمیده مولای بدر و خیبر در زیر سنگینی غمی که از رفتنت بر دلش نشسته بود، تا پایان تاریخ راست نخواهد شد.

نیمه شب است و از برق اشک‌های مولا، یاد زهرا می‌چکد. در این دفن نهانی، ناله‌ها و خون واژه‌های حسنین از پهلوی مادر جدا نمی‌شود. پس از این دفن شبانه، صبح را طاقت دوباره برخاستن نیست. پس از این دفن غریبانه، شب‌های مدینه ساکت خواهد بود و اندوه‌ها مثل سرود رود در دل‌ها، جاری.

امشب برای ستاره‌های عزادار، هیچ قبری پنهان نیست. می‌بینند و همراه با ثانیه‌های ناگزیر، می‌سوزند. امشب یکی از رنج‌های بی‌شمار مولاست.

شمعی که تا همین دیروز در بستر زخم‌های سر تا به پا سوسو می‌زد و پهلو به پهلو در خون می‌غلتید، امروز به خاموشی رسید؛ شمعی که روشن مانده بود تنها برای نمایاندن حقیقت...

تنها برای آنکه خورشید خانه‌نشین بی‌کس نماند و اسلام، بر باد نرود.

بگویید تمام خانه‌های زمین را سیاه پوش کنند! بگویید تمام زنان چادر به سر، پشت در خانه عفت و حیا، زانوی غم در بغل بگیرند و اشک بیفشانند. خبر دهید که درها و پنجره‌های خانه‌ها، همه را فرو ببندند و نفس در سینه هستی حبس کنند.

بهار جوان، چگونه یک شبه برگ ریخت و خزان شد؟ خورشید نورافشان، چطور سر در گریبان ابرها فرو برد و دیگر نتابید؟

در آن روز مهیب، در کام آن کوچه غمناک، چه زهری ریخته شد که...؟

کسی نمی‌داند... کسی ندید که در خانه بهشت چطور خصمانه به هم خورد و مهراوه خدا، ایستاده پشت در شعله‌ها، را در آغوش کشید و بر زمین ریخت.

سایه‌ای از سر روزگار کم شد؛ سایه‌ای که تمام خورشیدهای تا ابد، از دامان او به آسمان می‌رسند و هر چه نور، در جوار روشنایش رنگ می‌بازند.

این آسمان اگر بر فراز سر زهرا سایه نیفکند، دیگر آسمان نیست. این نخل‌ها و دشت‌ها و ستاره‌های سوسوزنان، پس از فاطمه هیچ دیدن ندارند.

یا زهرا! تمام فرصت‌های حجب و حیا که در دنیای تحسین برانگیزی متولد می‌شوند، روزنه‌ای به نام توست. دهان‌های خلوت شب، هر چه عطر صبح دارند، از توسل به تو دارند ای بانوی زلال تسبیح!

زندگیم وقف چادر خاکی حضرت زهراست

مرصاد میمنت‌آبادی از جوانان اهل حسینیه است، خیمه عزای فاطمی را در چهار راه حسینیه برپا کرده و دوستانش، همان بچه هیئتی‌ها به کمش آمده‌اند با کیک و شیر کاکائو از عزاداران و شیفتگان بانوی بی‌نشان پذیرایی می‌کند.

وی می‌گوید: تمام ایام فاطمیه را سیاه می‌پوشد، اشک در چشمانش می‌نشیند و ادامه می‌دهد، اگر خانوم قبول کند، تمام زندگیم نذر یک نخ چادر خاکی حضرت زهراست.

دلش که طوفانی می‌شود، دستان یخ بسته‌اش را بر روی صورت می‌گیرد، امروز برف آمده در بهاری که نام فاطمه آغاز شده، برف بر زمین نشسته است تا پاکی فاطمی را با خود به هر کوی و برزن ببرد.

در نگاهش را که می‌گیرم، می‌رود به سمت پرچم مشکی می‌رود که رویش نوشته؛ هزار عید به فدای یک  لحظه فاطمیه.

دلهای فاطمی فاطمیه شدند

در تجمع بزرگ فاطمیون در مسجد الزهرا، همه دلهای فاطمی خودشان شده بودند، فاطمیه، هر کس با زبانی برای بانو سوگواری می‌کرد، یکی با اشک، دیگری با ناله و آن یکی با آه...

حسرت علی در فراق یاس کبودش، امروز بر دل همه نشسته بود، حسرتی که این مردم دارند، برای درب نیم سوخته نبود، برای چادر خاکی نبود، برای میخ خونین درب نبود، برای اولین مظلوم عالم بود، که مظلومیتش پس از رفتن پیامبر آغاز شد و با هجر فاطمه‌اش، هجرانی ابدی را برایش رقم زد.

امروز ناله‌ها همه رنگ حسنین داشت، ناله‌ها با زینب هم نوا بود، دردها اگر چه از پهلو نبود اما برای پهلوشکسته‌ای بود که از دنیا بریده شده بود، برای فاطمه‌ای که فاطمه است.

خانوم بپذیرد نوکر درگاه خود و فرزندان پاکش هستم

آقای درویشی از هیئت امنای مسجد الزهرا(س) است، قرار است، امروز عزاداران فاطمی بر سرخوان کرم بانو پذیرایی شوند، در تکاپو است، سری به آشپزخانه مسجد می‌زند و سری به جمع عزاداران.

دقیق که می‌شوی، در اشک در چشمانش پیداست، سینه می‌زند و چشمانش را بر هم می‌گذارد، انگار می‌خواهد با صدای مداح که جمعیت را به صحنه تشییع غریبانه فاطمه(س) برده است، به کوچه‌های مدینه برساند و به مولای مظلومش بگوید: آقا کمک نمی‌خواهید؟

صدایش می‌کنند و به آشپزخانه می‌رود، فرصتی می‌شود تا با او گفت‌وگو کنم، می‌پرسم، خسته نیستید؟ با نگاهی معنادار جواب می‌دهد، امروز مولا علی خسته‌تر از همه عالم است، داغ حضرت زهرا برای آقا و پیروانش تمامی ندارد، نه خسته نیستم.

کارها را سرو سامان می‌دهد و در حالی به سمت دیگ‌های قیمه می‌رود، می‌گوید: اگر خانوم بپذیرند، تا عمر دارم غلام و نوکر درگاه خودشان و فرزندان پاکش هستم، ما با این کارها زنده‌ایم، کار به عشق اهل بیت.

حضرت زهرا(س) الگوی تمام عیار یک بانوی مسلمان است

رییس اداره تبلیغات اسلامی قروه در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در حاشیه این تجمع گفت:حضرت فاطمه زهرا(س) در سراسر زندگی پرافتخار خویش، آموزگار مردم خواهی و نمونه واقعی بشردوستی است، چنان که امام حسن مجتبی علیه السلام می‌فرماید: مادرم شب‌های جمعه تا صبح بیدار می‌ماند و پیوسته برای مؤمنان دعا می‌کرد.

حجت‌الاسلام حسن رهبر در ادامه با اشاره به انس و علاقه حضرت زهرا(س) با قرآن افزود: انس حضرت فاطمه(ع) با قرآن و کلام وحی به گونه‌ای بود که در حال کار در منزل مشغول خواندن قرآن بود.

وی افزود: این انس مقدس، چنان تأثیری در اهل خانه‌اش داشت که فضه، خادمه ایشان تا بیست سال به غیر از قرآن لب نگشود و تمام پاسخ‌های خود را با آیات قرآن بیان می‌کرد.

این مسئول با بیان اینکه هر کس به تناسب اندیشه، عقیده و دریافت خویش از زندگی در دنیا به چیزهایی دل می‌بندد و به کارهایی دل خوش می‌دارد تصریح کرد: حضرت فاطمه به دلیل اوج اندیشه و آراستگی به ارزش‌های والای انسانی، در زندگی این جهان به پیوندی دائمی با خدا، نگرش بر چهره پیامبر، و مهر به انسان‌ها برای خشنودی خدا دل خوش است.

رهبر خاطرنشان کرد: فاطمه زهرا(س) می‌خواهد که زنان امتش، چون فرشته، پاک و آزاده باشند، و قدر گوهر وجودی خود را بشناسند و آن را با تمام قوا پاس دارند؛ همان ارزشی که به فرموده امام صادق(ع) از طلا و نقره بالاتر است.

وی افزود: زنان جامعه ما نیز باید با تاسی به فرموده‌های حضرت زهرا(س) چون مروارید پوشیده در حجاب صدف، بر تارک اجتماع و سینه تاریخ نورافشانی کنند و نه اینکه مانند زنان غرب، ارزش و جمال آنها دستاویز هر سودجوی خودکامه گشته و در ویترین مغازه‌ها به نمایش گذاشته شود.

رئیس اداره تبلیغات اسلامی قروه افزود: فرهنگ غربی در عرصه سخاوت‌مندانه خود ارزش وجودی زن را به هر نااهل و فاسدی ارزانی می‌کند اما اسلام شأن زن را در پاسداری از جمال و زیبایی خود می‌داند و عرضه آن را فقط بر اهل خود، حلال و مباح می‌شناسد.

به امید جرعه‌ای معرفت زهرایی

خوان زهرایی گسترده می‌شود و شیفتگانش به امید چشیدن جرعه‌ای از معرفت والای زهرایی، سفره‌نشین خانه زهرا می‌شوند...
:::::::::::::::::::::::::::::::
گزارش از کلثوم مومنی
::::::::::::::::::::::::::::::
انتهای پیام/79009/ذ40
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها