امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۱۷:۵۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 73863
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردین ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۱
تعداد بازدید: 24
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه جامعه: دست اندرکاران عرصه رسانه اذعان دارند که تولد «خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه جامعه: دست اندرکاران عرصه رسانه اذعان دارند که تولد «خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس» را باید یک اتفاق مهم در فضای رسانه‌ای کشور دانست که در فراز و نشیب‌های سالهای مختلف، پیامدهای مهمی علاوه بر حوزه رسانه بلکه در معادلات کشور داشته است. اما شناخت این رسانه آن هم از قول یکی از موسسان و نخستین مدیر عامل خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس می‌تواند خواندنی و سرشار از نکته های تازه باشد.

خبرنگاری که در این یک دهه، تلخی و شیرینی‌های خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس را چشیده است قرار است در سلسله مصاحبه‌هایی با «مهدی فضائلی»، نخستین مدیرعامل خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، مراحل تأسیس خبرگزاری و مقدماتی که طی شد تا به تأسیس آن منجر شود را مرور کند.

بعد از آن تجربه عبور از اتفاقات مهمی که در نیمه نخست شکل‌گیری خبرگزاری اندوخته شد، با نگاهی ویژه به خاطرات تلخ و شیرین در این ایام در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد تا به عنوان تجربه ای ارزشمند در تأسیس یک رسانه مهم و تاثیرگزار در تحولات کشور ثبت و ضبط شود.

به ویژه اینکه در حوزه رسانه این ضرورت، محسوس است که تجربیات رسانه، باید ثبت گردد تا به عنوان تعلیمی برگرفته از تجربه در قالب یک پشتوانه‌ در اختیار فعالان عرصه رسانه قرار داده شود.

شاید این یادآوری هم بد نباشد که بعضی کتاب‌های حوزه روزنامه نگاری، همین خاطراتی است که خبرنگاران یا دیگر دست اندرکاران فعالیت‌های رسانه‌ای داشته‌اند و ما در ایران آنها را ترجمه می‌کنیم در حالی‌که مشابه همان تجربیات یا ارزشمندتر از آنها را خبرنگاران و روزنامه‌نگاران خودمان دارند.
 



4 قسمت از این مصاحبه که قبل از نوروز در خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس منتشر شده است پیش روی شماست:

فارس: آقای فضائلی بسم الله! بفرمایید فارس چگونه فارس شد؟ در چه شرایطی ضرورت شکل‌گیری خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس احساس شد؟

فضائلی: پاسخ به این سوال نیازمند ارائه مقدمه‌ای است. تصمیم به راه‌اندازی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، هم متأثر از فضای سیاسی کشور بود و هم فضای رسانه‌ای کشور. به عبارت دیگر خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در یک خلأ و بستر خنثی متولد نشد. مقطعی که آغاز بحث است انتخابات دوم خرداد 76 است؛ وقتی که انتخابات انجام شد در کمال ناباوری هم برای نیروهای موسوم به راست و هم نیروهای موسوم به چپ و در وضعیت غیرمترقبه‌ای، آقای خاتمی پیروز انتخابات شد. غیرمترقبه بودن این پیروزی به اذعان خودشان است و حتی خود آقای خاتمی را هم شوکه کرده بود.

در یک فاصله کوتاهی پس از انتخابات دوم خرداد، فعالیت‌های رسانه‌ای وارد فاز جدیدی شد و یک دگرگونی بسیار مشهودی هم در فضای سیاسی کشور رخ داد. بخشی ازاین دگرگونی ناشی از شوک جریان دوم خرداد بود و اینکه جریانی که خودش را فاتح انتخابات می‌دید به یک‌باره شکست خورد و بخش دیگر ناشی از تفکرات و دیدگاه های خاص و متفاوتی بود که جریان پیروز داشت و با اندیشه های امام(ره) و مبانی انقلاب در تقابل بود و به سرعت آشکار شد. در همین مقطع، جریان پیروز انتخابات، خودش را اصلاح‌طلب نامید.

اینها یک شرایط ویژه‌ای را در کشور ایجاد کردند، بخشی در تسویه سنگین مدیران کشور بود یعنی یک تغییر و تحول گسترده در سطوح مختلف دولت نه فقط در سطح وزرا و معاونین و مدیران کل و رؤسا، در لایه‌هایی که حتی بعضا" به تغییر آبدارچی‌ها هم انجامید! شمشیر را از رو کشیدند و همه کسانی که به آقای خاتمی رای نداده بودند را حذف کردند، آماری اعلام شد که 10 هزار نفر مدیر در سطوح مختلف در دوران اصلاحات عوض شدند. برخی نیروهای دوم خرداد مثل آقای تاج زاده صریحاً گفتند کسانی که به خاتمی رای نداده‌اند کسانی هستند که برنامه‌ها و افکار خاتمی را قبول نداشته‌اند بنابراین نمی‌توانند در دولت خاتمی مسئولیت بگیرند.به عبارت دیگر ملاک شایسته سالاری شد همراه بودن با افکار آقای خاتمی!

به تبع این تغییر گسترده، تلاش شد ارکان دیگر نظام هم توسط این جریان تصاحب شود ، برنامه‌ریزی شد و مجلس ششم را هم گرفتند. انتخابات شوراها برگزار شد و اکثریت شوراهای اول را هم این جریان گرفتند. لذا دو قوه مجریه و مقننه و شوراها فضای سنگینی به وجود آوردند و دست این جریان افتادند و در صدد حذف کامل جریان مقابل برآمدند و حتی با تنظیم اصلاحیه جدید قانون مطبوعات و لوایح دو قلو،به نوعی تغییرات مبنایی در نظام را هم در دستور کار گذاشتند.

در کنار این تغییر و تحولات مدیریتی و سیاسی در کشور، از همان نخستین روزهای پیروزی این جریان، شاهد یک حرکت نو و پر شتابی در رسانه بودیم. در همان مقطع روزنامه فردا توسط دکتر توکلی راه‌ اندازی شد که علی رغم توان حرفه ای بالا، دوام چندانی نداشت و به لحاظ روحی به نیروهای اصولگرا آسیب زد و این ذهنیت را تقویت کرد که این جریان نمی تواند کار رسانه ای قوی انجام دهد!

تقریبا" اوایل  زمستان 76 «فردا» شروع به کار کرد و بهمن 76هم روزنامه «جامعه» به عنوان اولین روزنامه جریان اصلاحات فعالیت خود را آغاز کرد. بعد از آن روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌های دوم خردادی یکی پس از دیگری راه افتادند  و هر روز نشریه جدیدی متولد می‌شد؛ وزارت ارشاد هم در اختیارشان بود، مجوز می‌داد و حمایت می‌کرد، انواع حمایت‌ها.

لذا شاهد یک تکثر قابل توجهی در رسانه های مکتوب بودیم که به لحاظ محتوا تنوعی نداشت هر چند از نظر کیفیت متفاوت بودند. آن موقع هنوز اینترنت در کشور باب نشده بود و تازه زمزمه اینترنت شنیده می‌شد. در عرصه خبرگزاری‌ها به عنوان منبع خبر دو مجموعه ایرنا و واحد مرکزی خبر وجود داشت، واحد مرکزی خبر، تلکس مطبوعاتی داشت که ضعیف بود چون سازوکار آن عمدتا" تصویری و صوتی تعریف شده بود و در بخش مکتوب هم سرمایه‌گذاری جدی نمی‌کردند، لذا درصد قابل توجهی از اخبار مطبوعات مربوط به تلکس ایرنا بود. خبرگزاری ایرنا به عنوان تشکیلات دولتی در اختیار دوم خردادی‌ها قرار گرفت ولی به نظر می‌رسید خبرگزاری نمی‌تواند شتاب،تنوع،رویکرد متفاوت و اهتمامی که در رسانه‌های مکتوب این جریان بود را پشتیبانی کند.

فارس: چرا خبرگزاری ایرنا از پس این کار برنمی‌آمد؟

فضائلی: به نظر من سه دلیل داشت. اول اینکه  ایرنا خبرگزاری رسمی بود و نمی‌توانست برخی چارچوب‌ها را نادیده بگیرد و دوم اینکه نیروهای ایرنا با این تفکر هماهنگی لازم را نداشتند و برای چنین فضایی تربیت نشده بودند و سوم مطالبه مطبوعات به لحاظ تولید خبر برای ایجاد فضای جدید که مکمل آن حرکت در فضای سیاسی باشد اساسا"  منابع خبری جدیدی را طلب میکرد.

در سال 78 و بعد از اتفاقات 18 تیر، خبرگزاری ایسنا با همین اهداف فعالیت خود را آغاز کرد و از بستر جدید اینترنت هم بهره برد. مطبوعات هم که تا آن موقع به تلکس وابسته بودند و باید هزینه پرداخت می‌کردند دیگر الان بدون هزینه می‌توانستند به اخبار دسترسی پیدا کنند.لذا شاهد بودیم که ایسنا تبدیل به منبع اصلی تولید اخبار مورد نیاز این جریان در حوزه رسانه شد.

ادعای دست اندرکاران ایسنا  استقلال و بی طرفی بود اما همه می‌دانستند که پشت این خبرگزاری، جریان اصلاحات است و تفکر حاکم بر خبرگزاری، تفکر دوم خردادی بود. تولیداتش براساس اهداف آن جریان بود هرچند سعی می کرد برای ابراز بی طرفی گاهی هم تولیداتی نزدیک به تمایل اصولگرایان داشته باشد. شرایط طوری شد که مجموعه مطبوعات کشور از هر دو طیف، ناگزیر بودند از اخبار این ایرنا و ایسنا استفاده کنند، چارچوب کلی هم که جریان دوم خرداد بود. لذا بخش قابل توجهی از فضای کشور متاثر از جریان‌سازی‌های این دو خبرگزاری بود.

فارس: پس نقش خود مطبوعات در تولید محتوا چه می‌شد آن هم در دورانی که خط سیاسی عموم مطبوعات یکی بود؟

فضائلی: مطبوعات بخشی از آنچه را که در رسانه‌های مکتوب ارائه می‌کنند خودشان باید تولید کنند و بخشی را از منابع خبری دیگر استفاده کنند. نسبت اینها مهم است که چند درصد تولیدی است و چقدر از اخبار از منابع خبری دیگر است، هر مقدار که رسانه حرفه‌ای تر باشد تولیداتش بیشتر است و درصد آن نسبت به بخش‌های دیگر بیشتر می‌شود. ولی مطبوعاتمان هم به دلیل نداشتن نیروی حرفه‌ای و هم هزینه‌بر بودن تولید و مخصوصاً دشواری های آن زمان در تولید خبر، عملاً متکی به خبرگزاری ها بودند. اگر روزنامه یا نشریه‌ای قوتی داشت قوّتش عمدتاً در سرمقاله و یادداشت و کاریکاتور یا انتخاب تیتر و گاهی هم گزارش بود ولی به لحاظ خبری تقریباً محدود به این دو خبرگزاری بودند.

بد نیست در اینجا خاطره ای تعریف کنم. من دبیر سرویس سیاست داخلی  فردا بودم؛در روزنامه فردا یکی از سیاستهایمان این بود که مطالب تولیدی بیشتر باشد مثلاً بحث شد که نسبت آن 30 به 70 (تولیدی)باشد اما بعد از مدت کوتاهی این نسبت معکوس شد چرا که هم نیرو کم بود هم وسایل ارتباطی از جمله اینترنت و موبایل مثل الان شایع نبود و فضای پاسخگویی هم به مراتب محدود‌تر بود.

یک تجربه شخصی‌ دارم از آن زمان، یک بار برای پیگیری سوژه ای با موبایل یکی از مدیران کل یا رییس اداره در وزارت خارجه تماس گرفتم اما اولین سئوالی که او از من پرسید این بود که تلفن من را از کجا آورده‌اید و چه حقی داشتید با من تماس بگیرید؟! حالا این موضوع را با شرایط کنونی مقایسه کنید، دسترسی‌ها بیشتر است، در آن زمان سوژه‌هایی را برای تولید تعریف می‌کردیم اما نزدیک ساعتی که باید صفحه‌ها بسته می‌شد خبری از تولید خبر نبود و در ساعت‌های پایانی به هر نحوی  بود تلاش می‌شد خبر را از جایی به دست بیاوریم تا بتوانیم صفحه را ببندیم. الان هم حجم اخبار تولیدی روزنامه ها بسیار  اندک است و متکی به خبرگزاری‌ها هستند، آن موقع هم مطبوعات ما این ضعف را داشتند لذا هم در بخش سیاسی و هم در بخش رسانه‌ای یک هژمونی در داخل کشور بوجود آمده بود و جریان دوم خرداد با سرعت بسیاری داشت پیش می‌رفت.

چه کسی گفته که نیروهای ارزشی و انقلابی نمی‌توانند کار رسانه‌ای حرفه‌ای انجام دهند؟

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

فارس: وضعیت رسانه‌های اصولگرا در آن زمان چگونه بود؟

فضائلی: مطبوعات اصولگرا هم بودند اما بین دو طرف توازن نبود.سال 78 روزنامه جوان تاسیس شد که از ابتدا همکاری داشتم دبیر سیاسی و بعد سردبیر شدم. شروع خوبی داشت اما نتوانست توقعی که می‌رفت را برآورده کند و بعد از توقف انتشار روزنامه فردا این به لحاظ روانی خیلی مهم بود لذا یکی از اهداف ما در فارس این بود که این طلسم را بشکنیم که چه کسی گفته نیروهای انقلابی و ارزشی نمی‌توانند کار رسانه ای حرفه‌ای انجام دهند؟

در محافل مختلف بحث خلا وجود یک منبع خبری و رسانه خبری اصولگرا مطرح بود واین گلایه مطرح بود که تا کی باید از ایسنا و ایرنا استفاده کنیم. رسانه‌های ما به محتوای مورد نیاز خیلی سخت می‌توانستند دسترسی پیدا کنند لذا این موضوع به عنوان یک مطالبه عمومی اصولگرایان درآمده بود و در محافل رسانه‌ای و سیاسی این بحث مطرح می‌شد.

فارس: آیا شخصیت سیاسی خاصی درخواست کرده بود که اصولگرایان خبرگزاری داشته باشند؟

فضائلی: نه، در جمع‌های خودمانی مطرح می‌شد. عمدتاً در جلسات داخلی مطرح می‌شد ضمنا" در کنار تعدد رسانه های اصلاح طلب  یک اتفاق دیگری هم افتاد که فضای رسانه‌ای را علیه نیروهای ارزشی سنگین تر کرد و آن هماهنگی بود که  رسانه‌های اصلاح طلب داشتند. صبح که روزنامه‌ها را می‌دیدید موضوع مشابهی تیتر یک و دوی تمام روزنامه‌های این طیف می‌شد و جریان سازی قابل توجهی داشتند.

آن موقع بین این جریان و آقای هاشمی رفسنجانی اختلافات شدیدی بود؛ آقای هاشمی در یکی از خطبه ها با اشاره به فعالیت رسانه‌های این جریان گفت(قریب به مضمون): هر روز صبح که بیدار می شویم یک بمب زیر پایمان منفجر می‌کنند!

به تدریج تصمیم گرفته شد جلساتی تشکیل شود و  بین مطبوعات جریان اصولگرا  نیز هماهنگی هایی ایجاد شود. جلسات هفتگی تشکیل می‌شد ( تقریباً سال 80 بود) و این جلسات موثر بود و توانست در مقابل جریان آنها فضا را تا حدودی تغییر دهد.

در دل این جلسات، بحث نیاز به منبع خبری مطرح شد که خوب است خبرگزاری راه بیندازیم و آن موقع زمزمه تأسیس دو خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس و تابان مطرح بود.

فارس: قرار بود دو خبرگزاری تأسیس شود، «فارس» و «تابان»، اما نام «فارس» از کجا آمد؟

فضائلی: مجوز خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس را آقای نوبری، مدیر کل وقت روابط عمومی دادگستری تهران، شخصاً در سال 78 گرفته بود اما راه اندازی نشده بود و در تدارک راه اندازی بودند از طرف دیگر، «تابان» ساختمانی گرفته بود و بعضی دوستان از جمله آقایان اکبر نبوی، اسلامی مهر، بیژن مقدم ، روح‌الامینی و شمیرانی تلاش می کردند این خبرگزاری راه بیفتد.

من آن زمان سردبیر روزنامه جوان و عضو هیئت مدیره خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس بودم که قرار شد دبیرخانه این جلسات هماهنگی، راه اندازی خبرگزاری جدیدی را بررسی کند. در این بررسی معلوم شد که ما، هم نیروهایمان محدود است و هم سرمایه کم داریم و درست نیست در این شرایط سرمایه و نیروی انسانی را چند جا خرج کنیم. چه بهتر که به جای دو کار ضعیف، اینها را متمرکز کنیم و یک کار قوی را انجام دهیم. این نکته، خیلی مهم است چون مدیران گاهی وسوسه می شوند و بدون توجه به منابع و مقدورات یا برای اینکه زیر مجموعه گسترده تری داشته باشند کارهای متعددی را راه اندازی می کنند و خیلی آنها به نتیجه نمی رسد چون به لوازم و اقتضائات آنها توجه نشده است.

به هر حال این ایده مورد استقبال قرار گرفت و مسئولان هر دو خبرگزاری در حال تاسیس هم استقبال کردند. قرار شد یک خبرگزاری با مشارکت نیروهای دو طرف (فارس و تابان) داشته باشیم و هر چه که داریم یک جا متمرکز کنیم. از فارس فقط من بودم و بقیه از تابان بودند بحث شد که اسم چه باشد و مدیرش چه کسی باشد؟

فارس: بین نیروهای دو خبرگزاری برای اینکه چه کسی مدیرعامل بشود یا اینکه اصلاً خبرگزاری به کدام نام شناخته شود اختلافی پیش نیامد؟

فضائلی: اولین موضوع انتخاب مدیرعامل خبرگزاری بود. اختلافی نبود. گزینه اول آقای شمیرانی بود؛ فردی خوش فکر، با تجربه و آرام. ایشان شرایطی برای پذیرش مدیرعاملی گذاشت که در مجموع امکان تحققش فراهم نبود، لذا خیلی قاطع حاضر نشد این مسئولیت را بپذیرد.

مجموعه مانده بود که چه کسی مدیر شود و تقریباً بن بستی ایجاد شده بود که به طور غیر منتظره ای، من اعلام کردم که خودم آمادگی دارم برای یک سال و تا راه اندازی خبرگزاری مسئولیت را بر عهده بگیرم. جمع خیلی خوشحال شدند و تشکر کردند (بعضی دوستان عبارت ایثار را به کار بردند) ولی نهایتاً برای اینکه تصمیم‌گیری دقیق‌تری بشود قرار شد دو گزینه مطرح شود و به شورایی که تصمیم‌گیری نهایی را بر عهده داشت ارائه شود و هر کدام که تأیید شد به عنوان مدیر عامل کار را آغاز کند که آن جمع هم بنده را انتخاب کردند.

فارس: انتخاب شما به عنوان مدیرعامل چه زمانی بود؟

فضائلی: این مباحث به اوایل سال 81 بر می‌گردد. اردیبهشت 81 تصمیم گرفته شد، خرداد 81 نهایی شد و هشتم تیر 81 به عنوان مدیرعامل خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس آمدم ساختمان خبرگزاری در چهارراه کالج، کوچه شهید سعیدی.

فارس: خوب شما به عنوان مدیرعامل وارد ساختمانی شدید که نام خبرگزاری را یدک می کشید اما شرایطی که با آن مواجه شدید همان چیزی بود که فکر می کردید و برای پذیرش مسئولیت یک ساله آن اعلام آمادگی کرده بودید؟

فضائلی: اگر چه از قبل عضو هیئت مدیره خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس بودم ولی از جزئیات، خبر نداشتم و اطلاعاتم در حد یک عضو غیرموظف بود. تصور خود من اول این بود که خبرگزاری تا حدود زیادی آماده فعالیت است چون از سال 80 جمعی که بودند، داشتند کار را آماده می کردند ولی چون این دوستان خیلی کار رسانه ای نکرده بودند، نتیجه زحماتشان به کمک این کار نیامد. قبل از آن هم دو نوبت  تاریخ افتتاح تعیین شده بود و گاهی تولیدات محدودی هم داشتند که به روزنامه جوان می‌دادند و آنجا کار می شد.

به هر حال هیئت مدیره جدیدی شکل گرفت که شامل آقایان  شمیرانی، آژینی، اسلامی مهر، اکبر نبوی، روح‌الامینی، بیژن مقدم و بنده بود که از این جمع، 3 نفر در خبرگزاری مستقر بودیم و اصطلاحاً عضو موظف بودیم و بقیه هم اعضای غیرموظف.

در جلسات همه می‌گفتند که نیاز است خبرگزاری سریعاً راه بیفتد و سوال این بود که از چه زمان کار آغاز می شود؟ من هم زمان نمی‌دادم و می‌گفتم که اجازه دهید بررسی کنم و بعد زمان را اعلام کنم.

فارس: واقعاً اوضاع در حدی بود که امکان اعلام آغاز فعالیت خبرگزاری نبود یا اینکه می خواستید شرایط خاصی برای افتتاح وجود داشته باشد؟

فضائلی: نه، وقتی وارد مجموعه و کار شدم دیدم اصلاً آمادگی وجود ندارد. 60 تا 70 نیرو آنجا مشغول بودند که تنها چند نفر آنها خبرنگار بودند. اکثراً نیروهایی بودند که به عنوان کار پژوهشی جذب شده بودند. در وهله اول دیدم اینها نیروهایی نیستند که بشود با آنها خبرگزاری تأسیس کرد. بخش فنی زیرساخت نداشت؛ مدیر فنی رشته مخابرات خوانده بود و آشنایی بسیار کمی با خبر داشت. با زیرساخت‌هایی که برای این کار آماده بود سایتی طراحی شده بود که اشکالات زیادی داشت. ساختمان، ساختمان خبرگزاری نبود،‌ نمی‌شد کار را شروع کرد و در حین کار به فکر تعمیر ساختمان افتاد. دوستان قبل اگر چه زحمت کشیده بودند اما واقعیت این بود که آن زحمات برای راه‌اندازی خبرگزاری تقریباً در حد صفر بود.

اسم و مجوز مهم‌ترین داشته ما بود، لذا پس از بررسی گفتم 5 تا 6 ماه طول می‌کشد تا خبرگزاری را رسماً برای افتتاح آماده کنیم.

ناکامی روزنامه فردا (به رغم توانمندی و توفیقات زیاد در همان دوره کوتاه) و همچنین تجربه نه چندان موفق در روزنامه جوان که با راه‌اندازی پیش از آماده بودن آن مخالف بودم، من را وادار می کرد حساب شده تصمیم بگیرم. برخی دوستان می گفتند ایده آل‌گرا هستم اما وقتی شروع شد مشخص شد پیش‌بینی بنده درست بود. هر چند فشار برای راه اندازی سریع کار زیاد بود ولی مقاومت می کردم چون به شدت پرهیز داشتم کار ضعیف آغاز شود.

معتقد بودم زیرساخت‌های اولیه حتماً‌ باید قابل اعتماد باشد و بعد به مرور تکمیل شود اما نکات اصلی را می‌خواستم خوب پایه‌گذاری شود از جمله بخش‌های فنی، ساختار، نیروی انسانی و...البته هیات مدیره که غالباً افراد با تجربه ای در این حوزه بودند کاملاً همراهی داشتند و خیلی هم موثر بود و بعداً به آن خواهم پرداخت.
 


 

تربیت خبرنگاران چند منظوره!

--------------------------------

فارس: با توجه به شرایطی که برای افتتاح، آمادگی وجود نداشت و فشارها هم برای آغاز به کار رسمی زیاد بود، ساماندهی فعالیت خبرگزاری را از کجا شروع کردید؟

فضائلی: برای راه اندازی چند سرفصل کاری تعیین کردیم. آموزش، بازسازی، فنی، ساختار و تشکیلات، آئین‌نامه های معاملات مالی، حقوق و دستمزد و... برای هر کدام  کمیته‌ای را تشکیل دادیم که مباحث را آماده کنند.

یکی از سرفصل ها، بازسازی ساختمان بود. گفتیم ساختمان باید بازسازی شود و در حد ممکن به نوع کاربری و مقاوم‌سازی‌ و برق اضطراری و... توجه شود. البته بعداً که کار استقرار یافت، حتی طرحی برای خبرگزاری در شرایط بحران آماده کردیم و به شرایطی مثل زلزله و جنگ نیز فکر کردیم!

ساختمان کالج را برای بازسازی تخلیه کردیم و به ساختمان تابان آمدیم و در آنجا مستقر شدیم. کل ساختمان را بازسازی کردیم. اول می‌گفتند 3 ماه اما حدود 5 ماه طول کشید و همچنان کار ادامه داشت تا اینکه شخصاً در ساختمان در حال ساخت و ساز که معلوم است چه شرایطی دارد مستقر شدم و کار را در صحنه و نه از راه دور با سرعت پیش بردیم. به عبارتی عوامل ساخت و ساز را بیرون کردیم؛ چون معروف است این مشاغل آمدنشان با شماست ولی رفتنشان با خدا!

مسئله مهم بعدی، آموزش و انتخاب نیروی انسانی بود. یک دوره آموزش خبرنگاری را طراحی کردیم و همان نیروهای موجود خبرگزاری به علاوه افرادی که علاقه‌مند بودند، برای آموزش فراخوانده شدند و ضمن کار محدود عملی به صورت موازی کلاس برگزار کردیم. ساختمانی را در خیابان انقلاب برای آموزش اجاره کردیم و دوره را برگزار کردیم. کسانی که از قبل در خبرگزاری مشغول بودند و حقوق می گرفتند در کلاس‌ها حضور پیدا می‌کردند و تا دو سه ماهی علی‌رغم اینکه فقط کلاس می‌آمدند حقوق دریافت می‌کردند (نباید در حقشان اجحاف می شد).

در دوره آموزشی علاوه بر خبر، گزارش و مصاحبه و بقیه مواد حرفه ای، قانون اساسی و حقوق مطبوعات و موضوعات دیگر هم تدریس می شد. همین جا لازم است به اهمیت آموزش و در عین حال ضعف های جدی که در توجه به این حوزه داریم تاکید کنم. واقعیت این است که قدری سرمایه گذاری در موضوع آموزش باعث می شود هم کیفیت کار به مراتب ارتقا پیدا کند و هم از هزینه های بسیار دیگر جلوگیری نماید. به عبارت دیگر، بودجه ای که صرف آموزش می شود، به شرط آنکه درست طراحی و اجرا شود،سرمایه گذاری است و نه هزینه.

به طور مثال، اگر شما خبرنگار چند منظوره ای را تربیت کنید که هم خبر تهیه کند،هم خودش تایپ کند، هم عکاسی بلد باشد (در حد قابل قبول) و هم در حد نیازهای اولیه کار فنی بلد باشد، شما با قدری پرداخت بالاتر به چنین خبرنگاری عملاً کار 2 یا سه نفر را حداقل در مواقع خاص و ماموریت ها یک جا انجام داده اید و این هم در بودجه صرفه جویی قابل ملاحظه خواهد داشت و هم سرعت را بالا خواهد برد و هم مواردی از قبیل هماهنگی های لازم را راحت تر می کند.

به موازات دوره آموزشی، جلسات خودمان همچنان ادامه داشت و آیین‌نامه‌ها را می‌نوشتیم و در دوره‌ آموزشی نیز تدریس می‌کردیم.

فارس: با توجه به اینکه خود شما تجربه کار خبرگزاری نداشتید چطور کارها را سر و سامان می دادید؟ آیا از تجربه دیگران هم استفاده کردید؟

فضائلی: به نکته مهمی اشاره کردید. این هم از مسائل مهم مدیریتی است که هم قبل از شروع به تجربیات گذشته توجه شود و هم تجربیات را ثبت کنیم که دیگران از آن استفاده کنند که هر دو را هم ما انجام دادیم. البته بنده و تقریباً همه دوستانی که کار را شروع کردیم تجربه کار مطبوعاتی داشتیم و دوستانی که کار مطبوعاتی کرده بودند با جنس کار رسانه‌ای آشنا بودند اما در بحث خبرگزاری گفتیم همه تجربیات داخل کشور را استفاده کنیم.

هیچ ابایی از این کار نداشتم و آن را کسر شأن نمی دانستم؛ برای همین جلساتی با دوستان با سابقه ایرنا برگزار کردیم و تجربیات آنها را کسب کردیم و نکات ارزشمندی را به ما گفتند. در مورد نمایندگی‌ها،‌ نوع همکاری‌ها و دفاتر استانی در این جلسات بحث‌های زیادی مطرح شد. یک یا دو جلسه هم با آقای فاتح، مدیرعامل ایسنا برگزار کردم. با دوستان دیگری هم که فکر می‌کردیم می‌توانند در انتقال تجربیات کمک کنند تشکیل جلسه دادیم به همین دلیل یک اندوخته‌ای فراهم کردیم که در ابتدای کار بسیار ارزشمند بود و مورد استفاده قرار گرفت.

پس تجربه کار مطبوعاتی خودمان به علاوه تجربه دوستان و بخشی هم ابتکار ما و البته قبل و بعد از همه اینها لطف خداوند در این کار نقش داشت. در خصوص ثبت تجربیات هم، در دوره مسئولیتم پروژه ای را تعریف کردم و یک مجموعه چند صد صفحه ای مدون شد که امیدوارم مانده باشد.

فارس: تعامل شما با سرمایه گذار خبرگزاری چطور بود، سرمایه‌گذار خبرگزاری از خرج‌تراشی‌ها گله ای نداشت؟

فضائلی: البته ما دستمان خیلی هم باز نبود و مشکل بودجه داشتیم ولی در مجموع نه، چون اینها خرج تراشی نبود و کارهای لازمی بود که باید انجام می شد. اگر مشکل بودجه نبود حتماً ساختمان دیگری را برای خبرگزاری تهیه می کردیم و آن قدر، هم برای بازسازی و هم در دوره بهره برداری اذیت نمی شدیم. ضمناً عدد و رقم‌ها و برآورد ما با پیشنهاداتی که دیگران داده بودند قابل مقایسه نبود.

بعضی وقت ها اگر بودجه ای به موقع صرف نشود، بعدها چند برابر باید هزینه کنید و سرانجام هم کار به سامان نمی رسد.
 
فارس: در آن زمان ساختمان و بعضی از نیروهای خبرگزاری را تا حدی به سر و سامان رساندید و فکر می‌کنم بعد از آن، نوبت به برنامه ریزی و طراحی خروجی خبرگزاری یا همان سایت رسید، لوگوی متفاوت خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس چطور طراحی شد؟

فضائلی: به نظر من برای اینکه یک کاری واقعاً خوب انجام شود و به نتیجه مورد نظر برسد،همه اجزای آن باید خوب و درست باشد و الا از همان جایی که به نظر نمی آید ممکن است کل کار آسیب ببیند.البته باید مراقب بود دچار وسواس هم نشویم. بر همین اساس،یکی از کارها طراحی لوگو و طراحی سایت بود که در همین فاصله و موازی با بقیه کارها انجام می‌شد و یک بحث هم درباره اسم خبرگزاری بود. زمانی را تعیین کردیم تا احیاناً به یک اسم مناسب دیگر برسیم اما زمان تمام شد و تصمیم گرفتیم که همین اسم " فارس "بماند.

در مورد نام خبرگزاری فقط این نکته را اضافه کنم که نام خبرگزاری در ابتدا و تا قبل از معرفی شدن، خیلی زیاد با استان فارس اشتباه می شد و برخی هم این ایراد را می گرفتند که این نام، خبرگزاری را محدود به "فارس" ها می کند ولی به تدریج این اشکالات برطرف شد و پس از مدتی نام فارس کاملاً شناخته شد. البته شاید اگر خود ما می خواستیم نام انتخاب کنیم نام  دیگری را انتخاب می کردیم.

در مورد لوگو یعنی همان نشانه گرافیکی که به شناخت سریع و عمومی یک موسسه کمک می کند بررسی هایی شد و با برخی نام آوران این عرصه رایزنی شد اما قیمت های مورد درخواست آنها از توان ما خارج بود لذا سرانجام آقای نیرومنش که جوان مهندس خوش فکر و گم نامی بود و الآن هم در کار مستند سازی است آرم خبرگزاری را طراحی کرد و اظهار نظرهای مختلفی هم درباره آن شد؛ برخی پسندیدند و برخی گفتند شبیه انرژی اتمی است!

از استاد امیر خانی هم خواهش کردیم کلمه"خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس" را با خط نستعلیق که بعد از خط تعلیق، دومین قلم ایرانیان است بنویسند و ایشان هم با بزرگواری پذیرفتند و کلمه"خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس"بالای صفحه،خط ایشان است.

فارس: شما که خودتان از خانواده هنرمند و خوشنویس زاده اید!

فضائلی: بله، ولی آن زمان، ابوی در قید حیات نبودند و سال 76 به رحمت خدا رفته بودند. البته جایگاه استاد امیرخانی در خط نستعلیق،جایگاه بسیار رفیع و غیر قابل انکاری است.

فارس: در مورد گرافیک خبرگزاری چطور به جمع بندی رسیدید؟

فضائلی: گرافیک در مطبوعات و به خصوص فضای مجازی از اهمیت زیادی برخوردار است و یک رشته تخصصی است.این مسئله وقت زیادی از ما گرفت و من شخصاً ساعت ها برای آن وقت گذاشتم. البته سایت اولیه که سایت فعلی همچنان متاثر از آن است و هنوز گرافیک نسبتاً قابل دفاعی دارد ، محصول یک کار تیمی است که اعضای اصلی آن آقایان نوری، محمدی، مقدم و بنده بودیم. اگر احیاناً اسمی را جا انداخته باشم از آن افراد پوزش می خواهم.

فارس: خوب، گرافیک خبرگزاری و لوگو نهایی شد ساختمان و نیروی انسانی هم تا حدودی سر و سامان گرفت مرحله بعدی کار، خود آغاز به کار خبرگزاری بود؟

فضائلی: در حین انجام همه این فعالیت ها بحث راه اندازی یک بحث کاملاً جدی بود. فکر می کنم حدود شهریور و مهر بود که جلسه‌ هیات مدیره ای داشتیم و باید تصمیم می‌گرفتیم که چه زمانی خبرگزاری رسماً راه‌اندازی شود و به سرمایه گذار اعلام کنیم.

بحث‌های زیادی مطرح می‌شد اکثر اعضای هیات مدیره نظرشان این بود که هنوز مقدمات کار فراهم نیست و نباید راه‌اندازی کنیم، ولی در عین حال همه دوستان تصمیم نهایی را به عهده بنده گذاشتند. یکی از نکات مهم جمع مدیران آن زمان در خبرگزاری بحث هماهنگی بین ما بود؛ حقیقتاً‌ جمع همدل و هم‌زبانی بودیم و کمتر اتفاق افتاده که با چنین جمعی کار کرده باشم. یکی از دلایل مهم موفقیت خبرگزاری نیز همین بود. به هر حال نظر من مخالف اکثریت بود و معتقد بودم که دیگر زمان راه اندازی رسیده و مانع جدی سر راه نیست و به عبارتی حداقل های لازم فراهم شده است. دوستان هم گفتند تصمیم نهایی را من بگیرم؛ من هم گفتم مقدمات اصلی فراهم است خدا هم عنایت کرد با قاطعیت اعلام کردم که کار را شروع می‌کنیم.

فارس: خاطرتان هست دقیقاً چه زمانی بود؟

فضائلی: بر اساس برنامه ریزی انجام شده یک راه‌اندازی آزمایشی در نظر گرفتیم که فکر می کنم آذر یا دی ماه 81 بود و یک راه‌اندازی رسمی که بهمن 81 و همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بود. دوستان خوشحال شده بودند چون زمان هم زمان خوبی بود. این حرف را زده بودم و باید تلاش می‌کردیم که این اتفاق بیفتد.

برای همه سؤال بود که فارس کجاست؟!

---------------------------------------------

فارس: دوره آزمایشی چطور بود؟

فضائلی: در دوره آزمایشی عده‌ای از خبرنگاران که دوره آموزشی را طی کرده بودند و در آزمون‌ها قبول شده بودند، تعدادی هم که قبول نشده بودند را در بخش‌های اداری استفاده کردیم و با تعداد محدودی از افراد هم قطع همکاری کردیم. در مباحث نیروی انسانی اعتقادم این است که اگر چه به محیط کار نباید کمیته امدادی نگاه کرد و اجازه داد هر کسی به صرف نیازمند بودن به کار گرفته شود در عین حال، به خصوص برای قطع همکاری ها با وسواس تصمیم می گرفتم و باید مطمئن می شدم فرد واقعاً به درد کار نمی خورد؛ لذا در این باره گاهی با بعضی مدیران مجموعه اختلاف نطر پیدا می کردم و اجازه نمی دادم راحت با افراد قطع همکاری بشود. مدیران باید پیامد تصمیمات خود را در جهات مختلف ببینند،گاهی با یک تصمیم مدیر زندگی فرد یا افرادی از این رو به آن رو می شود!

به هر حال آن کسانی که انتخاب شدند را به صورت آزمایشی در جلسات خبری مختلف می‌فرستادیم، آن زمان هنوز در ساختمان تابان، بالای میرداماد مستقر بودیم و کار بازسازی ساختمان خبرگزاری در چهارراه کالج تمام نشده بود. خبرنگاران که به جلسات خبری می‌رفتند برای همه سؤال بود که فارس کی هست و کجاست؟! خبرها را تنظیم می‌کردیم و از طریق دور نما به مطبوعات می‌فرستادیم با بعضی از مطبوعات هم هماهنگ کرده بودیم خبرها را با منبع کار می‌کردند.

فارس: در ابتدای کار، خبرگزاری چند گروه خبری داشت؟

فضائلی: در آن زمان 5 گروه بیشتر در خبرگزاری نبود، گروه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، عکس و فرهنگی که در واقع این گروه‌ها دست‌گرمی بودند. سیستم اینترانتی هم راه‌اندازی کردیم و به برخی کد می‌دادیم و خبرها را ارسال می‌کردیم تا نظرشان را بدهند؛ تحریریه هم تقریباً مشخص شده بود. در ابتدا قرار شد که آقای بیژن مقدم هم سردبیر و هم دبیر سیاسی باشد یا برخی از دوستان دیگر همزمان در چند جایگاه در خبرگزاری‌ فعالیت می‌کردند. البته گروه عکس و اجتماعی مان در ابتدا قوی نبود و پس از مدت کوتاهی دبیران آنها عوض شدند.
 
 


 

جذب خبرنگاران دوم خردادی خوش خیم!

--------------------------------------------

فارس: در آن زمان ملاک ها و شرایطتان برای جذب نیرو چه چیزهایی بود؟

فضائلی: ابتدا توضیح بدهم وقتی می‌خواستیم خبرگزاری را راه بیندازیم یک ایده این بود که خبرگزاری پارتیزانی طراحی کنیم! به این معنی که سرویس های ثابت خبری نداشته باشیم و تنها نیروهای حرفه‌ای داشته باشیم که موضوعات کشور را رصد کنیم و هر موضوعی را که احساس کردیم ارزشمند و جذاب است برای پیگیری آن خبرنگار اعزام کنیم. در جریان بحث‌ها مطرح شد که خبرگزاری مفهوم دارد و نمی‌توانیم معنای جدیدی برای آن وضع کنیم مگر اینکه اسم دیگری را برای آن بگذاریم، آن موقع سایت‌های خبری هنوز نبود. یادم هست معمولاً این تشبیه را به کار می بردم که وقتی می‌گوییم اینجا سوپرمارکت است یک معنی دارد و همه اقلام مورد نیاز اولیه خانواده باید در این محل عرضه شود. نمی شود بگویید سوپر مارکت و فقط لبنیات یا حبوبات عرضه کنید یا گاهی گوشت بفروشید و گاهی چیز دیگر! اسم باید مسمی داشته باشد و باید اقتضائات آن رعایت شود.

پس از جمع بندی در این مورد، نیروها هم متناسب با تعریف و نیاز به کارگیری می شدند. تلاش کردیم نیروهای تخصصی و تحصیل کرده جذب کنیم 100 درصد موفق نبودیم ولی در بعضی از گروه‌ها مثل اقتصادی توفیق‌مان زیاد بود و تحصیلات نیروها غالباً مرتبط با کارشان بود. به تجربه دریافتم اگر نیرویی در رشته تخصصی تحصیل کرده باشد و بعد حرفه روزنامه نگاری را هم فرا بگیرد و البته پیش نیازهای لازم را هم داشته باشد از نیرویی که روزنامه نگاری و ارتباطات خوانده باشد و بخواهد در یک حوزه خبری مشغول شود به مراتب موفق تر است. تاکید می‌کردیم خبرنگاران، کارشناس حوزه خودشان باشند.

از نظر اعتقادی، البته در حد معمول وضعیت افراد برای ما مهم بود؛ پایبند بودن به مسائل شرعی، مشکل نداشتن با کلیت نظام و اعتقاد به قانون اساسی. بحث سلایق سیاسی در اولویت های بعد بود، برای همین در ترکیب نیروهای ما نیروهای دوم خردادی هم جذب شده بودند که غالباً از نوع خوش خیم بودند!

همکارانی داشتیم که سلیقه ما را قبول نداشتند اما خود ما را قبول داشتند؛ منش مدیریتی که در خبرگزاری بود به نحوی بود که حتی دوستانی که از نظر سیاسی با ما همخوانی نداشتند ما را بیشتر از کسانی که قبلاً با آنها کار می‌کردند و از نظر سیاسی همفکر بودند می‌پذیرفتند و ارتباط برقرار می‌کردند.

اخلاق، سعه ‌صدر و پایبند بودن مهم بود. در مهم‌ترین حوزه‌های خبری افرادی را داشتیم که به لحاظ سیاسی فردی متفاوت بودند اما مشی فارس را پذیرفته بودند؛ ما هم آنها را پذیرفته بودیم با علم به اینکه سلایق سیاسی متفاوتی با ما دارند.

در گزینش‌ها، هم به جنبه‌های حرفه‌ای و هم اعتقادی توجه می‌شد. ولو اینکه فرد سلایقش با ما همخوانی نداشت ارزیابی می‌شد که می‌توانیم در یک چارچوبی همکاری داشته باشیم یا نه. افرادی که می‌آمدند می‌دانستند که به چه محیطی وارد می‌شوند محیطی که مدیرانش همه شناسنامه دار بودند و به یک اصولی پایبند بودند.در قرار دادها شرایط کار در فارس هم از نظر مسائل رفتار حرفه ای و هم شرعی واخلاقی ذکر شده بود و افراد پس از مطالعه و امضا مشغول به کار می شدند.

استفاده از زیور آلات طلا برای مردان و آرایش برای خانم ها ممنوع بود. بحث می‌شد که حجاب باید چادر باشد اما ما هیچ الزامی برای پوشیدن چادر برای نیروها نداشتیم. تاکیدمان روی حجاب در حد شرعی بود و مراقبت می کردیم درست رعایت شود نه مثل جاهایی که می نویسند رعایت حجاب الزامی است اما...البته چادر را به عنوان حجاب برتر تاکید می کردیم و اگر کسی خودش آن را انتخاب میکرد تشویق می کردیم.

مسائل اخلاقی را در حدی که بر عهده ما بود از نیروها می‌خواستیم رعایت کنند و سعی می‌کردیم حریم‌ها را نگه داریم وبه هیچ عنوان وارد حریم خصوصی افراد نشویم. اگر کسی مواردی را رعایت نمی‌کرد به آن تذکر می دادیم و نامه‌ای را برای او می‌نوشتیم بدون اینکه افراد غیر، از محتوای نامه خبردار شوند. اگر رعایت نمی‌کردند از فرد جا افتاده‌ای می خواستیم تذکر دهد ،بحث‌های حرفه‌ای را هم پایبند بودیم. نماز جماعت و دعا در خبرگزاری برقرار بود ولی کسی برای شرکت نکردن مجازات نمی شد.

یک خانمی از همکاران سابق روزنامه‌های دوم خردادی به ما می‌گفت یکی از مهم‌ترین دلایلی که از آن روزنامه آمدم بیرون این بود که نمی‌توانستیم آنجا نماز بخوانیم و مسخره مان می‌کردند! با اینکه این خانم هنوز هم از نظر خط سیاسی با ما فاصله دارد اما همکاری خوبی با فارس داشت. همکارانی که گرایش‌های دوم خردادی داشتند حلقه اتصال ما را با آن جریان بهتر برقرار می‌کردند. شاید اگر غیر دوم خردادی بودند کار سخت‌تر بود چون ما می‌خواستیم سلایق مختلف را داشته باشیم و نمی‌خواستیم فقط یک صدا در خبرگزاری باشد. نیروهای با گرایش‌های دیگر به راحتی با ما ارتباط برقرار می‌کردند.

یکی دیگر از مبانی جذب از نظر من نیاز واقعی بود. یعنی باید کار به اندازه ای می شد که یک نیرو طلب کند و سپس جذب شود. قبول نمی کردم نیرو بیاید و بعد برای او کار تعریف شود. در مجموع شرایط کار و روابط در خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس به نحوی بود که افراد آرامش داشتند و با انگیزه بسیار بالا کار می کردند.

خاطرم هست یکی از همکاران با گرایش اصلاح طلبی،برای یکی از خبرنگارانی که الآن آن طرف آب است،آنقدر از محیط فارس تعریف کرده بود که آن خبرنگار روزی به فارس آمد تا فقط ما و محیط خبرگزاری را از نزدیک ببیند!

فارس: کار با افرادی که از نظر سیاسی با شما اختلاف نظر داشتند به خبرگزاری لطمه وارد نمی کرد؟

فضائلی: نه ،چون افراد می دانستند در چه محیطی قرار است کار کنند. ضمناً بین کار خبرگزاری و روزنامه در عین حالی که شباهتهایی هست، تفاوتهایی وجود دارد. در کار مطبوعاتی و روزنامه ای، توقع اینکه سلایق و دیدگاه های مختلف مطرح شود شاید توقع درستی نباشد لذا در روزنامه  تیم فکری یک دستی معمولاً از یک تفکر به طور مشخص دفاع می کنند. اما خبرگزاری اقتضائاتی دارد که یکی از آنها داشتن جامعیت است؛ در عین اینکه هیچ رسانه ای اساساً بی طرف نمی تواند باشد و بی طرفی یک  دروغ بزرگی است که بعضی رسانه ها دائم تکرار می کنند.

خبرگزاری ضمن اینکه جهت گیری اصلی، باورهای اعتقادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خودش را دنبال می کند به اقتضای خبرگزاری بودن یک جامع نگری هم باید داشته باشد و دیدگاه های مختلف در آن دیده شود.

بعضی ها شاید سلیقه شان این باشد که خبرگزاری را مثل یک روزنامه یا سایت اداره کنند که در این صورت از اقتضائات خبرگزاری فاصله می گیرند. خبرگزاری اگر دیدگاه جریانهای دیگر را به نوعی از دید افراد نزدیک به آن جریان مطرح کند قابل اعتماد تر می تواند باشد و در مجموع، هم وظایف حرفه ای خودش و هم مسئولیت های اجتماعی و دینی اش را هم بهتر انجام می دهد.

فارس: چطور با خبرنگارانی که خط سیاسی متفاوتی با خبرگزاری داشتند رابطه برقرار می کردید و چگونه توانستید اعتماد متقابل را ایجاد کنید تا در کار دچار مشکل نشوید؟

فضائلی: چند عامل وجود دارد که می تواند این مسئله را حل کند اول اینکه افرادی که وارد کار رسانه می شوند مثل خیلی حرفه های دیگر،اگر آماتور و بی تجربه باشند یک طور عمل می کنند و اگر حرفه ای باشند می دانند که وقتی وارد سیستم کاری می شوند باید اقتضائات و چارچوب های کاری آن مجموعه را بپذیرند در عین اینکه می توانند سلایق و نظرات خودشان را هم داشته باشند؛ شبیه فوتبالیست حرفه ای که از یک باشگاه به باشگاه رقیب می رود و در وقت مسابقه به تیم قبلی خود گل هم می زند!

البته وضعیت افراد معتقد و مومن به یک آرمان و هدف متفاوت است و آنها این طور عمل نمی کنند ولی همه این طور نیستند. فکر می کنم یکی از دلایلی که باعث می شد مشکلی پیش نیاید همین بود که خبرنگاران ما در آن زمان، حرفه ای بودند و آگاهانه به خبرگزاری آمده بودند لذا سلایق خودشان را داشتند ولی حرفه ای رفتار می کردند. از این طرف هم ما می دانستیم که چه کار می کنیم.

چون ما هم با آگاهی این دوستان را پذیرفته بودیم می دانستیم که با چه خصوصیات و گرایشهایی داریم کار می کنیم. از سوی دیگر فضای حاکم بر خبرگزاری  طوری بود که خبرنگاران مجبور نبودند افکار خودشان را سانسور کنند یا نگران باشند و بترسند که سلیقه شان با خبرگزاری متفاوت است و بخواهند چیزی را کتمان کنند یا زیرآبی بروند و دور بزنند. این عوامل باعث می شد که ما به راحتی با هم کار کنیم اگر به سوابق آنها برگردیم می بینیم که این افراد، کاملاً با خبرگزاری هماهنگ بودند و در موارد متعدد به طرف مقابل گل هم می زدند؛چه گلهایی!

نکته خیلی مهم دیگر که فکر کنم قبلاً هم اشاره کرده ام این است که این دوستان اگر نظر و سلایق ما را قبول نداشتند اما خودمان را قبول داشتند و رفتار ما را پسندیده بودند و رابطه ما و آنها صمیمی و رفاقت آمیز بود. عبارتی را سالها قبل از جناب آقای ناطق نوری شنیده بودم که خیلی جاها از جمله، این مورد، کاربرد دارد و آن اینکه رابطه ما با این قبیل همکاران"با حفظ موضع، سلام علیکم" بود!

فارس: نمونه هایی از این ارتباط های دو سویه بین مدیریت خبرگزاری و خبرنگارانی که خط فکری متفاوتی داشتند، خاطرتان هست؟

فضائلی: خدا رحمت کند مرحوم عطا افشاری را که یکی از خبرنگاران ما با گرایشات اصلاح طلبی البته از نوع خوش خیم بود و در خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس کار می کرد. ایشان خبرنگار حوزه وزارت کشور بود که یک مشکلی بین او و وزارت کشور در زمان وزارت آقای پورمحمدی پیش آمد که شاید در ادامه گفت و گو بد نباشد آن را هم توضیح بدهم.

آنها می خواستند که او را اخراج کنند و خبرنگار این حوزه خبری ما تغییر کند. در آن زمان جریانهایی بودند که می خواستند از این اوضاع پیش آمده سوء استفاده کنند؛ مطمئن شده بودم که او خطایی نکرده و برخورد وزارت کشور نادرست است. با مرحوم افشاری صحبت کردم و گفتم که ما داریم از شما و در حقیقت از خبرگزاری حمایت می کنیم و دلیلی ندارد که گروههای دیگری با اغراض نادرست وارد این موضوع بشوند؛ مرحوم افشاری هم پذیرفت و اجازه نداد دیگران وارد این قضیه شوند و در نهایت هم با تعاملی که صورت گرفت موضوع حل شد.

یا مثال دیگری که یادم هست یکی از همکاران دوم خردادی ما در سالهای 82 به بعد با مجموعه های امنیتی دوران دوم خرداد ارتباط داشت و اصطلاحاً آنتن بود و ما هم می دانستیم؛ اما چون مشکلی نداشتیم که نگران آنتن باشیم به این جمع بندی رسیده بودیم که حتی اینکه ما از این موضوع خبر داریم را هم با او مطرح نکنیم و همکاری او ادامه داشت و کارش هم خوب بود.

فارس: حضور خبرنگاران از طیف های مختلف سیاسی چه سودی داشت؟

فضائلی: به هر حال سعه صدر ما زیاد بود و دوستان هم کار حرفه ای کرده بودند که کمک می کرد ما ارتباطاتی با طیف های فکری دیگر برقرار کنیم و مطالب یک سویه در خبرگزاری مطرح نشود. حضور و تنوع فکرها در مجموع کمک می کرد که خبرگزاری جامع تر عمل کند و جایگاه بهتری پیدا کند و به شکل حرفه ای و ضمن حفظ چارچوبهای فکری، فعالیتش را ادامه دهد. این کار هم حرفه ای بود هم ما را در اهدافمان کمک می کرد.

وقتی از بی‌بی‌سی صحبت می‌کنیم آن را یک رسانه حرفه‌ای‌ و البته خبیث می‌دانیم، تجزیه و تحلیل که می‌کنیم می‌بینیم این مجموعه، مختصاتی دارد و وقتی از آن یاد می‌کنیم می‌گوییم پدرسوخته‌ها چقدر قشنگ کار می‌کنند! همیشه به دوستان می‌گویم خوب ما پدرآمرزیده‌ها هم بیاییم قشنگ کار کنیم. متوجه حرفه‌ای بودن آنها می‌شویم لجمان درمی‌آید اما وقتی نوبت خودمان می‌شود حاضر نیستیم در مواردی که با اصول و مبانی ما هم مخالفتی ندارد مثل آنها کار کنیم.

توقع داریم یک شبه تمام مسائل را حل کنیم؛ در حالی که یکی از نکاتی که رسانه‌های حرفه‌ای مورد توجه قرار می‌دهند این است که صبورند و بلندمدت فکر می‌کنند و همیشه مسائل را نقطه ای نمی بینند. ممکن است اعتبارشان را جایی هم یکجا هزینه کنند و به آنها آسیب هم برسد ولی این در موارد خاص است و یک بزنگاهی، ولی در مجموع تلاش‌شان و نگاهشان بلندمدت است. ما معمولاً عجول هستیم و در فعالیت‌های رسانه‌ای مثل برخی حوزه های دیگر نگاه بلندمدت کمتر داریم.

روایتی از امام معصوم هست که فوق العاده کاربردی و راهبردی است. امام حسن مجتبی(ع) می فرمایند: "اعمل لدنیاک‏ کانک تعیش ابدا واعمل لاخرتک کانک تموت غدا"؛ برای دنیایت‏ آنچنان عمل کن که گویی همیشه در این دنیا هستی، یعنی آنچنان فکر کن که‏ نمی‏ میری، جاوید زندگی می‏ کنی، و برای آخرتت چنان بیندیش که اصلا عمری برای تو باقی نمانده و همین فردا می‏ خواهی بمیری.

بعضی از این حدیث که با کلمات مشابهی از برخی معصومین دیگر هم نقل شده است،برداشت می کنند که یعنی دنیا مهم نیست و اهمال باید کرد در حالی که منظور برنامه ریزی های بلند مدت و آینده نگری است. ضمن اینکه ما از نظر اعتقادی درآمیختگی دنیا و آخرت را قبول داریم و این دو از هم تفکیک ناپذیرند. البته شاید اینجا مباحث زیادی قابل طرح باشد که الآن مجال طرح آنها نیست و به قول علما فافهم!

فارس: ارتباط شما با سرمایه گذار خبرگزاری در این باره چطور بود؟ سرمایه گذار مخالفتی با نحوه مدیریت شما در استفاده از خبرنگاران طیف های مختلف و اطلاع رسانی از جریان های مختلف سیاسی نداشت؟

فضائلی: در آغاز کار مسئله‌ای را با سرمایه‌گذار حل کردیم و توافق کردیم. به عبارت دیگر سنگ هایمان را همان اول واکندیم. همان اول گفتیم ما را به عنوان مجموعه‌ای که کار را بلد هستیم قبول دارید یا اینکه می خواهید خود شما هم در کار حرفه ای دخالت کنید؟ که سرمایه گذار اعلام کرد شما را قبول داریم و ما ورود نمی کنیم. دوم اینکه شما به لحاظ فکری ما را قبول دارید یا احیاناً تردیدی دارید که در این زمینه هم گفتند کاملاً قبول داریم. نتیجه این دو این بود که ما خواهش کردیم به ما اعتماد کنند و اجازه دهند کارمان را انجام دهیم و هر جا سوال و ابهامی بود مطرح کنند؛ آنها هم کاملاً پذیرفتند و در عمل طی 6 سالی که در خبرگزاری حضور داشتم ذره‌ای از این مسئله فاصله نگرفتیم.

حتی یک بار هم به من تذکر داده نشد که چرا این کار را انجام دادی یا چرا فلان خبر را کار نکردی؟ ما در جلساتی که داشتیم گزارش کار می ‌دادیم و معمولاً تقدیر می شد و تشویق می‌شدیم؛ البته سرمایه گذار بسیار هوشیار بود و ما را دقیقاً زیر نظر داشتند و اعتمادشان بی جهت نبود.

اجازه بدهید یک نکته مدیریتی را اینجا اشاره کنم. قبل از شکل گیری مباحث مدیریت علمی که حالا بعضی مدیریت را علم می دانند، برخی فن و برخی هنر، مالکیت و مدیریت یکی بود. یعنی هر کسی سرمایه و مالکیت را داشت، خودش مدیریت هم می کرد. اما پس از به وجود آمدن صنعت در مقیاسهای بزرگ و یا کشاورزی های بزرگ؛ مالکان دریافتند سرمایه آنها به تنهایی پاسخگوی اداره چنین مجموعه هایی نیست لذا مقوله مدیریت به تدریج مطرح شد و مدیریت علمی شکل گرفت و این دو قابل تفکیک شدند؛ یعنی اگر کسی سرمایه داشت اما توان مدیریت آن را نداشت، مدیرانی که فاقد سرمایه بودند را به خدمت می گرفت تا با سرمایه او اهدافی را محقق کنند.

و این در زمان ما امری متداول شده است هر چند هنوز هستند مالکان و سرمایه دارانی که مدیریت دیگران را قبول ندارند. در این نحوه همکاری، اعتماد حرف اول را می زند و الا سرمایه گذار دائم نگران است سرمایه اش به باد برود!

به هر حال با دوستان توافق کرده بودیم که کار را نقطه‌ای نبینند و برآیند فعالیت را ببینند. ممکن است یک خبر یا یک مصاحبه اگر به صورت تکی دیده شود احساس کنید که خبرگزاری چرا با این فرد اصلاً مصاحبه کرده است یا چرا این خبر را کار کرده ،بعضی‌ها هم می‌گفتند ما نباید تریبون در اختیار افراد قرار بدهیم اما ما می‌گفتیم باید در دل بقیه اخبار و در یک پازل این اخبار را دید. این موضوعات کمک می‌کرد که اختلاف نظری بین ما به وجود نیاید.

فارس: در مورد رابطه صمیمانه شما با کارکنان حرف ها و خاطرات زیادی هست که اوج آن را در مراسم تودیع شما از خبرگزاری مشاهده کردیم. این ارتباط دوستانه شما با پرسنل و خبرنگاران چطور شکل گرفته بود؟

فضائلی: در مدیریت مثل رشته های دیگر علوم انسانی، مکاتب مختلفی وجود دارد؛کلاسیک ها، نئوکلاسیک ها، اقتضائی ها و... نئو کلاسیک ها به انسان و روابط انسانی بیش از عوامل فیزیکی اهمیت می دهند.

نوعی نگاه دیگر هم در مدیریت وجود دارد که اقتضائی است یک جایی مدیریت باید با یک انضباط و چارچوبی رفتار کند و جای دیگر روابط عاطفی و دوستانه داشته باشد. نوع مدیریت ما فکر می‌کنم از این جنس بود با گرایش بیشتر به روابط انسانی.

واقعیت این است که کار رسانه‌ای آن هم در سطح خبرگزاری  نمی‌تواند بدون چارچوب و غیر منضبط و تعریف نشده باشد چون جنس کار فوق‌العاده جدی و حساس است. اگر شاغلان در چنین محیطی جدیت و حساسیت را درک نکنند و حس کنند که کار یک دور همی است، آسیب‌ها و پیامدهای خیلی جدی دارد که به میزان ضریب نفوذی که رسانه دارد آسیب‌زا می‌تواند باشد و یا بحران زا.

در عین حال چون فضای کاری استرس‌هایی دارد اگر فضای داخل کار محیط دوستانه و تلطیف شده نباشد تحمل این فضا برای مدت زیادی سخت می‌شود. به نظر من مدیریت اسلامی به مراتب بیش از نئوکلاسیک ها برای انسان ها ارزش قائل است. چون آنها برای رسیدن به سود بیشتر می گویند به انسان ها توجه کنیم نه بخاطر خود انسان؛ اما اسلام برای انسان بما هو انسان ارزش و جایگاه قائل است.

از لطف دوستان که بگذریم، اعتقاد من در مدیریت، خصوصاً در محیط هایی مثل رسانه، مدیریتی  ماشینی که غیر منعطف و خشک است نبوده و نیست. بنده مدیریت بر اساس روابط انسانی را اعتقاد دارم .یعنی مجموعه را ماشینی نمی‌بینم و معتقدم با انسان‌هایی کار می کنم که مثل خود من عوامل روحی و عاطفی بر کارشان خیلی مؤثر است.

نگاهمان این بود که افرادی که به خبرگزاری می‌آیند شاید بیشتر از محیط خانه در محیط خبرگزاری هستند و اگر فضا غیر قابل تحمل باشد طبیعتاً نمی‌توانیم پویایی، انگیزه و سرزندگی را به وجود بیاوریم لذا تنظیم کرده بودیم که ضمن داشتن جدیت و نظم، روابط نیز دوستانه و صمیمی باشد. ما سعی می‌کردیم این روابط تنظیم شود و چون همکاران ما فهیم بودند دچار مشکل نمی‌شدیم و در عین صمیمیت مرزبندی‌ها را هم رعایت می‌کردیم.

در بخش جدی کار مواردی داشتیم که برخی از خبرنگاران و عکاسان وظیفه خود را درست انجام نمی دادند و یا باید و نبایدها را نادیده می‌گرفتند که با آنها برخورد کاملاً جدی داشتیم.

فارس: مرز برخوردهای جدی تا کجا بود؟ می توانید به مواردی اشاره کنید؟

فضائلی: یک نمونه که خاطرم هست این است که آقای هاشمی رفسنجانی قرار بود در مراسم هفتم کشته شدگان زلزله بم سخنرانی داشته باشند. عکاس و خبرنگار ما هم از همان ابتدا به بم اعزام شده بود و طبیعتاً این برنامه هم باید پوشش داده می شد. خود بنده نیز آن روز بم بودم و در آن مراسم حضور داشتم اما من هرچه نگاه کردم عکاسمان که شهید برادران بود را ندیدم و هر چه تماس می‌گرفتم تلفنش را هم جواب نمی‌داد تا اینکه پس از پایان مراسم بالاخره پیدایش شد. از او درباره علت غیبتش پرسیدم که صادقانه گفت شب قبل کارشان زیاد بوده و خوابش برده بوده! برخورد خیلی محکمی کردم جریمه شد و حتی تا پای اخراج هم رفت.

ماجرای انتشار خبر و عکس همسر مهاجرانی

---------------------------------------------------

یا نمونه دیگر، در ماجرای آقای مهاجرانی (وزیر وقت ارشاد) موضوعی پیش آمد که واقعاً جدی با کسانی که تخلف کرده بودند برخورد کردیم.

داستان از این قرار بود که بحث ازدواج مجدد آقای مهاجرانی مطرح شده بود و خبرگزاری سعی داشت ضمن اطلاع رسانی در این باره که آن هم با وسواس زیاد انجام شد؛ چارچوب‌های اخلاقی را رعایت کند. تنها خبرگزاری که از جزئیات موضوع خبر داشت و از همسر دوم آقای مهاجرانی عکس داشت ما بودیم. روزی که شعبه مربوطه موضوع شکایت همسر دوم ایشان را بررسی می‌کرد عکاس و خبرنگار ما تنها کسانی بودند که عکس و خبر داشتند اما اجازه ندادم عکس‌ها کار شود.

سوژه وسوسه‌انگیزی بود و قطعاً از این عکس‌ها استقبال زیادی می‌شد همه می‌خواستند همسر دوم وزیر ارشاد را ببینند اما اجازه انتشار ندادم. عکس را طبقه‌بندی کردیم و در آرشیو نگه داشتیم اما چند روز بعد عکس‌ها را دیدم که در سایتی منتشر شده است! مطمئن بودم که از طرف بچه های ما این کار انجام شده؛ دوستان را احضار کردم و پرسیدم که داستان چیست؟ معمولاً خبرنگاران و عکاسان به من دروغ نمی‌گفتند شاید جای کتمان هم نبود. هر دوی آنها شروع کردند به توجیه کردن، اما هر دو را که از بهترین خبرنگار های ما هم بودند اخراج کردم.

بعد از آن، مجموعه دوستان خبرگزاری طومار تهیه کردند و واسطه شدند که اینها به کار برگردند و خودشان هم پذیرفتند که کارشان اشتباه بوده، شاید این موضوع یک هفته‌ یا بیشتر به طول انجامید و آنها در حالت تعلیق بودند و بالاخره با تعهد سفت و سختی به کار بازگشتند. به هر حال همه متوجه شدند که این کار خطا بود و خبرگزاری در برابر خطای کارکنان کوتاه نمی‌آید و برخورد جدی می‌کند.

البته موارد محدود دیگری هم داشتیم که منجر به اخراج کامل خبرنگار شد و وساطت و عذرخواهی هم کارگر نیفتاد.

حضور روزانه در تحریریه

---------------------------

فارس: یکی از نکاتی که خبرنگاران قدیمی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس از دوره مدیریت شما به نیکی یاد می کنند، حضور سرزده شما در ساعات مختلف روز یا شب در فضای تحریریه بوده، در حالی که می توانستید در اتاق کار خودتان حاضر باشید و از دور به امور، رسیدگی کنید، این کار چه فلسفه ای داشت؟

فضائلی: در آن طرف قضیه برخورد جدی با خبرنگاران و کارکنان که اشاره کردم، ارتباط دوستانه هم وجود داشت. تقریباً بدون استثنا هر روز در تحریریه حضور داشتم و درباره کار با بچه‌ها صحبت می‌کردم؛ بچه ها اسمش را دیدار مردمی گذاشته بودند! آنها ما را کنار خودشان می‌دیدند و احساس نمی‌کردند مدیری هستم که در اتاق نشسته‌ام و در را بسته و از زیرمجموعه هیچ خبری ندارم.

با بچه‌ها ناهار می‌خوردم، نماز می‌خواندم و اگر مشکلی داشتند سعی می کردم حل کنم و خلاصه در همه فعالیت‌ها کنارشان بودم. میانگین سنی خبرگزاری جوان بود و فضای نیروهای جوان فضای خاصی است و رابطه دوستانه در آن معنادارتر می‌شود.

برخی همکاران حتی مشکلات خانوادگی خود را با من در میان می گذاشتند. یادم می آید یکی از نیروهای با تجربه و تحصیلکرده با همسرش مشکل پیدا کرده بود و در آستانه جدایی بودند؛ او هم موضوع را با بنده در میان گذاشت. به فضل الهی راه حلی به ذهنم رسید و با خانم ایشان صحبت کردم و خداوند لطف کرد و الحمدلله مشکلشان حل شد و هنوز با هم زندگی می کنند و صاحب فرزند دیگری هم شدند.

فارس: این نحوه برخورد با پرسنل و خبرنگاران را به تجربه رسیده بودید یا از جایی الگوبرداری کردید؟

فضائلی: تقریباً همه تیم مدیریتی خبرگزاری همین روحیه را داشتند. آقای بیژن مقدم هم که سردبیر بود با بچه ها رابطه بسیار گرمی داشت و همکاران تحریریه رابطه خوبی با ایشان داشتند. بخشی ناشی از ویژگی‌های شخصی و خلق و خوی ما بود؛ اهل کلاس گذاشتن و فاصله ایجاد کردن بین خود و همکاران نبودیم.

بخشی دانش مختصر مدیریتی بود؛ بخشی هم محصول تجربه چون هم در دوران دفاع مقدس و هم در تشکل‌های دانشجویی با جوانان کار کرده بودم. یک مقدار خودم را جای دیگران می‌گذاشتم مدیری که بخواهد کلاس بگذارد را نمی‌پسندیدم؛ به خاطر همین هم سعی می‌کردم خودم این طور نباشم و همه اینها لطف خدای لطیف.

ادامه دارد...
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار